محمدحسین ادیب
1. هرچه فضای سیاسی به سمت انسداد بیشتر حرکت کند، جنبشهای دانشجویی رادیکالیزهتر میشوند.
2. حرکت جو سیاسی به سمت «انسداد» از اعتبار اجتماعی جنبشهای اصلاحطلبانه میکاهد و اعتبار اجتماعی جنبشهای رادیکال در افکار عمومی ارتقاء میدهد.
3. حرکت جامعه سیاسی به سمت «انسداد بیشتر» این ایده را در افکار عمومی تقویت میکند که راهکار شکستن انسداد در اختیار گروههای رادیکال است و نه اصلاحطلب.
4. حرکت به سمت فضای باز سیاسی از اعتبار اجتماعی و نقش سیاسی رادیکال را در تحولات اجتماعی میکاهد.
5. (در دوران شاه «انسداد حداکثری» حاکم بود، طبیعی است که در چنین شرایطی جنبش دانشجویی حالتی «برانداز» و سلبی به خود بگیرد. جنبش دانشجویی در دوران شاه میدانست با چه مخالف است اما نمیدانست با چه موافق است. انسداد حداکثری فرصت تفکر ایجابی را از جامعه سلب میکند.
6. از دوم خرداد 1376 به بعد جنبش دانشجویی یک رسالت عمده را تعقیب میکند ایجاد فضای بازتر سیاسی. اگر حرکت به سمت فضای بازتر سیاسی ادامه یابد به مرور از نقش و جایگاه جنبشهای دانشجویی در پروسه اصلاحات کاسته میشود.
7. اگر حرکتهای اصلاحطلبانه به مدت ده سال ادامه یابد، در پایان ده سال، احزاب سیاسی و تشکلهای مدنی، هدایت جو سیاسی کشور را به عهده میگیرند و جنبشهای دانشجویی نقش سیاسی خود را در ایجاد تغییرات اجتماعی از دست میدهند.
8. حضور جنبشهای دانشجویی به صورت «پیشاهنگ و فعال» در عرصه سیاسی زمانی اتفاق میافتد که حرکت فضای سیاسی به سمت انسداد باشد. حضور فعال جنبشهای دانشجویی در عرصه سیاسی، گواه خروج عرصه سیاسی از حالت تعادل است. در حالت تعادل، جنبشهای دانشجویی تنها به اندازه وزن عددی خود در ساخت سیاسی تاثیرگذار خواهند بود.
9. در صورت تداوم اصلاحات به مدت 10 سال در ایران 3 سال تحول در جنبش دانشجویی ایران اتفاق خواهد افتاد:
الف ـ مطالبات جنبش دانشجویی از مطالباتی بیشتر سیاسی به مطالباتی بیشتر صنفی تقلیل مییابد. ب- جنبش دانشجویی با فاصلهای مطمئن از رادیکالیسم به حیات اجتماعی خود ادامه خواهد دارد. ج ـ از وزن جنبشهای دانشجویی در تحولات سیاسی کاسته خواهد شد.
10- محافظهکاران با وجودی که از تحولات سهگانه فوق به شدت استقبال میکنند با نحوه عملکرد خود مانع تحقق آن میشوند. نحوه عملکرد محافظهکاران مهمترین عامل سوق دادن جنبشهای دانشجویی به سمت رادیکالیسم است.