تاریخ انتشار : ۱۵ آبان ۱۳۹۱ - ۰۹:۴۱  ، 
کد خبر : ۲۱۲۱۹۲

فراسوی صفها(بخش دوازدهم)


از: دکتر محمدباقر صدری
گفتیم که کشور ما یکی از کشورهای جوان جهان است. جوانان ما از گروه جوانان فعال، کارآمد، هوشمند و توانمند هستند و رشد و توسعه آینده کشور به تدبیر و تلاش آنها بسته است. لذا شناخت و آگاهی از مسائل جوانان، مشکلات و معضلاتی که در پیش روی آنان وجود دارد هم برای کشور و مدیریت آن، هم برای توسعه و پیشرفت آینده و هم برای جامعه‌ای سالم بسیار ضروری است. نظر به شیوه‌های مختلف ارتباطی که تاکنون با جوانان داشته‌ایم و با وجود تشکیلات جدیدی که در نهاد ریاست جمهوری بوجود آمده است به آن معنی نتوانسته‌ایم، در برقراری ارتباط، کنش واکنش، آگاهی‌رسانی، آگاهی‌گیری، و... توفیق کافی بدست آوریم، در مدارس حتی دانشگاهها، افراد با سلیقه‌های فردی با مسائل جوانان و نوجوانان برخورد می‌کنند. هر مدیری شیوه خاص خود را بکار می‌برد. در مسائل آموزشی، فرهنگی، تربیتی حلقه‌های ارتباط گاهی گشاد و گاهی تنگ است. گهی از دروازه رد نمی‌شویم گهی از سوراخ سوزن گذر می‌کنیم. در مدارس نسبت به پوشش و ظواهر گاهی سخت‌گیریهای آزاردهنده می‌شود. اوایل انقلاب در تبریز پیشنهاد شد که برای مدارس پوشش یکسان و یکنواخت چون دهه‌های 20 و 30 انتخاب شود، متاسفانه مورد پذیرش نشد. هم‌اکنون می‌توان به این کار دست زد.
هنوز هیچ مدرسه‌ای از نظر روحی و روانی، منش، علاقه و اشتیاق، توانائیها و عدم توانائیهای دانش‌آموزان آن چنانچه شایسته است، بررسی نمی‌کند. پرونده دانش‌آموزان شامل کارنامه‌ها و نمرات است. در بسیاری از کشورها در مقاطع گوناگون، دانش‌آموز از نظرهای مختلف مورد ارزیابی قرار می‌گیرد و حتی برای پایان مقطع و انتخاب مقطع جدید رهنمودهائی داده می‌شود. در کارنامه موقت یک دانش‌آموز اول دبیرستان در آلمان علاوه بر نمرات درسی، روحیات، منش، علاقه و اشتیاق به کارهای جنبی قید شده است. گاهی انگشت روی مواردی گذاشته می‌شود که خانواده به دلایل چند توان شناخت آنرا ندارند.
برای همه آموزها، به ویژه آموزشهای قرآن و دینی باید بهترین افراد با توانائیهای گسترده و جاذبه انتخاب شوند. هرگونه خطای عمدی و یا سهوی، یک نوجوان و یا جوان را از گرایشات مذهبی باز می‌دارد ممکن است ظواهر را حفظ کند ولی در نهان احتمال گسستن وجود دارد. در بعضی موارد شیوه‌های فعلی نوجوانان و جوانان را به «ظاهرسازی» هدایت می‌کند. این بعد در صورت گسترش خطرناک است و می‌تواند «تزلزل»، «دمدمی بودن»، «ریاکاری» و چاپلوسی را جایگزین استقلال رای، درست اندیشیدن و ایمان قوی باطنی کند. باید به شدت دقت و از آن پرهیز کرد. در مقطع «راهنمائی» دانش‌آموز به پرسش‌هائی درباره خلقت، آفرینش، خدا، دست می‌زند پاسخ‌ها باید آگاهانه، سنجیده و صادقانه باشد وگرنه نوجوان را ابتدا سردرگم و در نهایت عاصی و یا منزوی می‌کند.
در تغییر مقطع تحصیلی به ویژه در اولین سال، مدرسه و معلم باید تدبیر و درایت پیشه کنند وگرنه دانش‌آموز، با افت تحصیلی و حتی خودداری از تحصیل مواجه می‌شود. این خطر در ورود از مقطع راهنمائی به دبیرستان بیشتر است. در دبیرستان، نوجوان به یکباره با برنامه آموزش ویژه و مشکل‌تر از راهنمائی مواجه می‌شود و به دلایل گوناگونی به ویژه در سال اول دبیرستان با افت تحصیلی روبرو می‌شود.
در امور تربیتی ظرافت‌های زیادی نهفته است. به باور من با سابقه‌ترین و خوشنام‌ترین افراد که دارای سعه صدر و جاذبه هستند و شناخت کافی به مسائل اسلامی، تاریخ اسلام و تاریخ کشور، سیره انبیاء و اولیا دارند، باید در راس آن قرار گیرند. دانش‌آموزان و جوانان در دوران «بلوغ» که حساسترین مرحله گذر است با مسائلی روبرو هستند، دقت و ممارست لازم است. تحول فیزیکی اندرون، تلاطمات روحی بوجود می‌آورد، این دوره یکدوره «ویژه» است که گاهی در مدرسه و خانه به این «تحول» بی‌توجه می‌مانند.
تنش‌های اقتصادی و اجتماعی در اندرون خانواده‌ها بیشترین فشار را به جوانان می‌آورد، فقدان عدالت اجتماعی و وجود اختلاف طبقاتی گاهی «حاد» مشکل‌ساز است. خانواده‌ها دقت کنند که جلو مدارس را به رفت و آمد اتومبیل‌های آخرین مدل و لباسهای آخرین مدل به بهانه بردن و آوردن فرزندان تبدیل نکنند. در یک پژوهش «محدود» که در سال 1368 در یکی از دبیرستانها انجام دادم از یکصد دانش‌آموز مورد سئوال 30 نفر آنان به این مورد اشاره داشتند. در آن سال هنوز ورود اتومبیل‌های آخرین مدل به این گستردگی آزاد نشده بود.
فقدان تفریحات سالم گسترده، در ایام فراغت، نوجوان و جوان را به کوچه و خیابان می‌کشاند، انگیزه کتاب‌خوانی به دلایل گوناگون سیر نزولی می‌پیماید. گرچه کتاب گران است ولی این تنها عامل نیست. سئوال این است که چرا نسل انقلاب کمتر به کتاب‌خوانی و مطالعه می‌پردازد؟
کنکور سالهاست مشکل‌آفرین است ولی با افزایش تعداد دانش‌آموزان به یک «معضل» بزرگ تبدیل می‌شود. شیوه آموزش ما در مدارس به گونه‌ایست که دانش‌آموزان وقتی دیپلم می‌گیرند هیچگونه آگاهی از مشاغل و حرف مختلف ندارند. «طرح کاد» نتوانست به مقصد رسد. سئوال این است که آیا نظام جدید آموزش این مشکل را حل خواهد کرد؟ باید در این باره اندیشیده شود که در مقطع دیپلم دانش‌آموزان بتوانند با گذراندن دوره‌های کوتاه‌مدت کارآموزی کاری انجام دهند.
ورود به دانشگاه «مدینه فاضله» و «غایت مطلوب» اکثر خانواده‌هاست و برای این ورود دانش‌آموز را تحت فشارهای روحی و روانی قرار می‌دهند. به باور من حداقل تمام دانش‌آموزانی که در مرحله اول کنکور پذیرفته شده‌اند شایستگی ادامه تحصیلات عالیه دارند ولی جامعه با کمبود جا از یکسو و آینده بازار کار فارغ‌التحصیلان از سوی دیگر روبروست. مشکل دیگر پس از ورود به دانشگاه است. افت تحصیلی، و مشروط بودن زیاد نشانگر مشکل است که از آموزش و پرورش به آموزش عالی منتقل می‌شود، عدم تحصیل در رشته موردنظر، ثبت‌نام فقط برای نرفتن به سربازی بخشی از علت‌هاست.
شیوه آموزش عالی باید متحول و مسائلی چون «مشروط شدن» و سختگیریهای بی‌مورد در نمره دادن حذف شود و به جای آن به دانشجو فرصت مطالعاتی و گزینش واحدهای موردنظر داده شود. گاهی دانشجو فقط حق انتخاب واحدهای عرضه شده را دارد و به مشکلات کادر آموزشی باید توجه شود. یک ساعت حق‌التدریس از 5000 ریال تا 15000 ریال است ولی گاهی معلم سرخانه برای یک جلد تکدرس (90 دقیقه) از 30000 ریال تا 60000 ریال دریافت می‌کند. یک استادیار دانشگاه با وجود افزایش دریافتی در سالهای اخیر با شش روز، تدریس به زحمت تا 500000 ریال دریافت می‌کند. (در صورتی که دارای دکترا باشد) نگارنده از سوادآموزی تا دانشگاه تدریس و نزدیک به 18 سال عضو انجمن خانه و مدرسه بوده‌ام و با مسائل خرد و کلان تا حدی آشنائی دارم. انجمن‌ها نتوانسته‌اند آنچنان چه شایسته است نقش‌آفرین باشند. برخی مدیریت‌ها به مشاوره اعتقاد ندارند و برخی نیز انجمن‌ها را برای دریافت کمکی از اولیاء می‌خواهند، در نحوه آموزش ما، اداره مدرسه، ارتباط با اولیاء داشتن جلساتی با مدارس دیگر، آگاهی از توانائیها و یا مشکلات یکدیگر انجمن‌ها کمتر توفیق داشته‌اند. برخی نیز فقط به خاطر فرزند خود عضو انجمن می‌شوند.
مسئله دیگر تهاجم فرهنگی که مطرح است به باور من این «تهاجم» از پیدایش اندیشه و فرهنگهای مختلف به ویژه از عصر استعمار وجود داشته است. و اکنون به دلیل پیشرفت دانش و فن، گستره آن بیشتر شده است. با هر تهاجمی باید با ضد آن و ابزار موردنیاز آن به مقابله برخاست. در تهاجم نظامی، مقابله «فیزیکی» دفاع و پس راندن مهاجم و متجاوز لازم است. در تهاجمات اقتصادی و سیاسی که تهاجم فرهنگی بخشی از آن است، باید با ابزار سیاسی و فرهنگی به مقابله رفت. جا به جائی ابزارها و عدم استفاده درست از آنها فاجعه‌بار است. همانگونه که برای دفع تجاوز استراتژی و تاکتیک لازم است برای دفع تهاجم فرهنگی نیز هر دو ضرورت دارد. بیگانه مهاجم و استعمارگر، تلاش دارد که با کالا، سخن‌پرانی، تصویرپراکنی، روزنامه و مجله... برای خود جای پا باز کند. اگر زیرساخت فرهنگی جامعه آسیب‌پذیر و ضعیف باشد این نفوذ آسانتر وگرنه مشکل‌تر است.
کشور ما در طول تاریخ هر چهارگونه تهاجم را داشته است (نظامی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی) و به دلیل فرهنگ ریشه‌دار ایرانی اسلامی قوی از مبارزه سربلند بیرون آمده و در بسیاری از موارد مهاجمان را در خود به استحاله کشانده است.
آنان که سالهای دهه چهل و پنجاه را به یاد دارند می‌دانند که «تهاجم» با تمام ابزار در کشور وجود داشت و آزادانه عمل می‌کرد ولی زیرساخت قوی فرهنگی ایرانی اسلامی آن تهاجم را خنثی کرد و جوانان که لبه تیز آن بودند بیشترین یاوران انقلاب 57 شدند.
حال بحث زیاد درباره ماهواره‌هاست. سالهای قبل درباره ویدئو بود. دقت باید نمود که دشمن سعی دارد ما را به جای پرداختن به رشد و شکوفائی و ترقی و پیشرفت و استقلال به اینگونه مباحث کشانده و چه بسا رو در رو قرار دهد تا از کمین ضربه‌کاری خود را وارد سازد. آسمان این کره خاکی پر از ماهواره است که امواج صدا و تصویر پخش می‌کنند در نوار گسترده مرزی از جلفا تا بندرعباس و از خسروی تا سرخس، این امواج را بدون هرگونه ابزار مکانیکی دریافت می‌کنند.
نگارنده به دلیل اینکه سخن مدلل گفته باشد، به یک پژوهش «محدود» دست زده است و پنجاه نفر به عنوان نمونه از رده‌های مختلف اجتماعی برگزیده‌ام. آنچه مسلم است که همه سؤال‌شدگان (چه ماهواره‌دار و چه بی‌ماهواره) اشتیاق به زیست سالم و به دور از هرگونه آلودگی دارند و بیشتر از همه نگرانی اوقات فراغت جوانان خود هستند به ویژه نگران‌اند که در کوچه و خیابان و پارک یا دانشگاه با کسانی آشنا باشند که خطرساز و یا خطرآفرین باشند. لذا گرایش شدید برای تامین فراغت و از همه مهمتر نگهداری کودکان و جوانان و نوجوانان در منزل دارند. از بین کسانی که مورد پرسش قرار گرفتند دانش‌آموزانی هستند که در طول 12 سال تحصیل ممتاز بوده‌اند و جزء نفرات برتر کنکور سراسری می‌باشند. اینان خطرات ماهواره را بیشتر در تحمیق آن و تزریق تدریجی باورهای خاص می‌دانند، ولی به نکات مثبت آن نیز از نظر علمی اشاره دارند. بیشتر اینان پیشنهاد داشته‌اند که «سیمای کشور» یکی از کانال‌های خود را به دریافت گزینش شده ماهواره اختصاص دهند. برخی از اینان به دلیل آزادی انتخاب فیلم، ویدئو را خطرناک‌تر از ماهواره می‌دانند. نظر به اهمیت موضوع جوانان در این باره و اینکه چه باید کرد؟ باز هم با هدایت و عنایت خداوند سبحان سخن خواهیم گفت. انشاءالله.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات