اگر حوادث پارلمانی اخیر در ترکیه رخ نمیداد و این کشور شاهد تحولات سیاسی جدید یا به عبارتی کشمکشهای سیاسی جدیدی نمیبود، انتخابات آینده این کشور به عنوان یک انتخابات مهم و بسیار حساس در منطقه و جهان مطرح نمیشد. با توجه به تهدیدهایی که در حال حاضر منطقه با آن روبهرو است و با توجه به تمامی طرحهای استعماری غرب و در راس آن آمریکا در منطقه تحت عناوین مختلف چون خاورمیانه بزرگ یا خاورمیانه جدید، انتخابات آینده ترکیه بسیار مهم و سرنوشتساز خواهد بود.
آن چه که در حال حاضر مهم است آن است که در این برهه بسیار حساس چه کسی رهبری آینده ترکیه را به دست خواهد گرفت و رئیسجمهور آینده این کشور با چه سیاستهایی این کشور را اداره خواهد کرد؟" به گزارش ایسنا، پایگاه اینترنتی اسلام آن لاین با ارائه تحلیلی تحت عنوان "انتخابات ترکیه؛ یک واقعیت تاثیرگذار گریزناپذیر در منطقه" مینویسد: «داستان حکومتهای ترکیه و تاریخی که هر یک از این حکومتها از خود در این کشور به یادگار گذاشتهاند، یکی پس از دیگری جالب و قابل تامل و شنیدنی است. از زمان تشکیل نظام جمهوریت در ترکیه یعنی سال 1923، پنجاه و شش دولت در این کشور تشکیل شدند و هر یک از این دولتها در فراز و نشیب صعود و سقوط خود تحولاتی را برای ترکیه برجای گذاشتند.
پایان هر یک از این حکومتها به مثابه صفحه جدیدی در تاریخ این کشور است، صفحهای که از یک سو شکاف موجود میان ترکیه و اتحادیه اروپا را عمیق کرده است و از سوی دیگر این کشور را با بحران تعددطلبی احزاب که دیگر تاب و تحمل غل و زنجیرهای قانون آتاترک را نداشتند، مواجه ساخت. تخمین زدن این مطلب که چه کسی برنده انتخابات آینده ترکیه است کار سختی نیست، اما تضمین این مطلب که قوانین آتاترک بالاخره به چه کسی اجازه پیروزی در این انتخابات را خواهد داد کار مشکلی خواهد بود.» در ادامه این تحلیل آمده است: «وقایع موجود در پس قضیه انتخابات ترکیه قضایای بسیار قدیمی هستند که برخی از این قضایا به دهها سال پیش باز میگردد و برخی از این قضایا به دو سال اخیر و اوج تغییرات سیاسی که ترکیه شاهد آن بود باز میگردد. تغییرات مهم در ترکیه از زمان تصویب قانون مشروط و محدود تعدد احزاب سیاسی در این کشور رخ داد. از بطن این قانون حزب عدالت و توسعه ترکیه سر بیرون کشید، حزبی که به اعتقاد غربیها و شرقیها توانست شکاف اختلافات موجود میان نظام سکولار رادیکالی آتاترک و دین اسلام را به حداقل برساند. سفیر آمریکا در ترکیه در گفتوگو با یک پایگاه اینترنتی در ارزیابی حزب عدالت و توسعه و نگرانیهای موجود در ترکیه نسبت به قدرت گرفتن این حزب و کسب پست ریاست جمهوری از سوی کاندیدای آن میگوید: "عبدالله گل وزیر امور خارجه ترکیه که کاندیدای حزب عدالت و توسعه برای کسب پست ریاست جمهوری این کشور است فردی سیاستمدار با گرایشهای اصلاحطلبانه است و دید کشورهای اروپایی و غربی به وی بر این اساس است. اما این که برخی اظهار میدارند که گل فردی تندرو است و دیدگاههای سیاسیاش ارث باقی مانده از آتاترک یعنی نظام سکولار را به خطر میاندازد نگرانیهای کاملا بیجا و دور از واقع است.» پایگاه اینترنتی اسلام آنلاین در این تحلیل خود مینویسد: «به هر حال به رغم تمامی اعتراضهای غرب و در راس آن اتحادیه اروپا به احزاب سکولار ترکیه این احزاب همچنان در حالت آمادهباش و وضعیت جنگی به سر میبرند. گرچه در حال حاضر سکوت این احزاب را شاهدیم، اما این سکوت، مقطعی و یا به عبارتی آرامش قبل از طوفان است. به اعتقاد بسیاری از تحلیلگران سیاسی عقبنشینی عبدالله گل از کاندیداتوری ریاست جمهوری ترکیه میتواند کلید حل بسیاری از بحرانهای این کشور باشد.
در صورتی که گل بر این مطلب اصرار کند کل آینده سیاسی این کشور به خطر خواهد افتاد، زیرا در چنین صورتی احزاب سکولار رادیکالی ترکیه و در راس آنها هرم اصلی قدرت در ترکیه یعنی ارتش دست به کودتای مجدد خواهند زد و این کودتا بسیاری از دستآوردهای سیاسی و دموکراسی در این کشور را به خطر خواهد انداخت. مطمئنا عبدالله گل از کاندیداتوری خود برای پست ریاست جمهوری در این کشور عقبنشینی میکند اما این عقبنشینی برای حزب عدالت و توسعه ترکیه بینتیجه و بیفایده نخواهد بود، زیرا این اقدام گل منجر به آن خواهد شد که حزب عدالت و توسعه ترکیه اکثریت پارلمان این کشور را در انتخابات آینده بار دیگر کسب کند و به این ترتیب تلاشهای این حزب برای انجام برخی از اصلاحات مربوط به قانون انتخابات ریاست جمهوری با توجه به اکثریتی که در اختیار دارد موفقیتآمیز و نتیجهبخش خواهد بود.» در این تحلیل همچنین آمده است: «بسیاری از سیاستمداران اعتدالگری ترک بر این نظرند که اتحادیه اروپایی بیتاثیر در بحران اخیر ترکیه نیست. به اعتقاد این سیاستمداران بسیاری از مقامات مسئول اروپا اخبار ناامیدکنندهای را به مسئولان و فرماندهان ارتش ترکیه در زمینه عدم احتمال پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا منتقل ساختهاند و همین امر منجر به آن شد که ارتش ترکیه که براساس اعتقاد ترکها به ارتش عصیانگر فعال و همیشه آماده کودتاهای نظامی معروف است، به فکر کودتای نظامی دیگر بیفتد. این ارتش پس از آن که به این نتیجه رسید که دیگر هیچچیز برای از دست دادن ندارد و قضیه پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا منتفی شده است به فکر کودتا با دیگر احزاب سکولار علیه حکومت فعلی ترکیه افتاد؛ همان کاری که با دیگر حکومتهای سابق ترکیه انجام داد. به هر حال در حال حاضر ترکیه بحران جدی را سپری میکند و بیش از هر زمانی رهبران سیاسی این کشور به اتخاذ یک تصمیم عاقلانه و منطقی نیازمندند.» در پایان این تحلیل آمده است: «رجب طیب اردوغان نخستوزیر ترکیه این چهره کاریزماتیک حزب عدالت و توسعه ترکیه که بیش از پنج سال با درایت کامل این حزب را رهبری کرده است و موفقیتهای بزرگی را در عرصه سیاستهای خارجی و داخلی این کشور به ثبت رسانده است امروز تحت فشارهای بسیار زیاد و بر سر چند راهی انتخاب قرار گرفته است. هر تصمیمی که اردوغان اتخاذ کند برای آینده منطقه نیز مهم و حساس خواهد بود به خصوص در شرایطی که عراق در آن بسر میبرد و بحرانهایی که در لبنان و فلسطین جاری است. دیگر منطقه تحمل بحرانی جدید و انقلابی جدید را در خود ندارد. البته موضع بحران ترکیه برای آمریکا نیز بسیار حائز اهمیت و حیاتی است. کاخ سفید در حال حاضر بیش از آن که به یک انقلاب نظامی در ترکیه و تغییر حکومت در این کشور نیاز داشته باشد به ثبات سیاسی در این کشور نیازمند است، زیرا بیثباتی و بحران در ترکیه بیتاثیر بر افزایش بحرانهای آمریکا در عراق نخواهد بود هر چند که هماکنون نیز با وجود یک حکومت مرکزی قوی در ترکیه، مرزهای شمالی عراق و این کشور دائما شاهد درگیری و بحران است.»