حسین مهدیزاده
دلیل دوم: در روایات رنگ سیاه مکروه ذکر شده است.(21)
نقد: اولاً: روایاتی که از ظاهر آنها کراهت پوشش سیاه استفاده میشود از نظر سند ضعیف هستند بنابراین قابل استناد نیستند.
فقیه ژرفاندیش مرحوم صاحب جواهر(22) و مرحوم خویی(23) نیز به ضعف سندی روایات باب تصریح کردهاند. بنابراین با ضعف سندی روایات اساساً نوبت به بررسی دلالت آنها نمیرسد.
ثانیاً: اگر ادعا شود به دلیل فراوان بودن باب و دلیل این که ضعف سندی در روایات مربوط به مستحبات و مکروهات مانند مورد، بحث خیلی مهم نیست. بنابراین میتوان در دلالت روایات بحث کرد.
پاسخ این است که با فرض صحت ادعای فوق، براساس فحص و جستجوی مفصلی که در روایات انجام شد. حتی یک روایت نیز یافت نشد که بر کراهت پوشش و چادر مشکی بانوان به طور خاص و صریح دلالت نماید.(24) و شاید به همین دلیل است که بهرغم جستجوی گستردهای که در کتابهای فقهی انجام شد حتی یک نفر از فقیهان برجسته و بزرگ شیعه را نیافتیم که فتوا به کراهت چادر مشکی بانوان داده باشند.
بلکه برعکس بعضی از مراجع همانند رهبر معظم انقلاب آیتالله خامنهای و آیتالله تبریزی، تصریح کردهاند که چادر مشکی کراهت ندارد و بعضی مانند آیتالله فاضل لنکرانی بالاتر از عدم کراهت تصریح کردهاند که چادر مشکی بهترین نوع حجاب است.(25)
فقیه ظریفاندیش شیعه مرحوم صاحب جواهر نیز به حق در کتاب فقهی معروف خویش آوردهاند که طبق تصریح کتابهای متعددی از اصحاب امامیه کراهت پوشش سیاه مختص مردان است زیرا شارع مقدس پوشش غلیظتر و بیشتری برای زنان هنگام مواجهه با نامحرم قرار داده است و رنگ سیاه در مقایسه با رنگهای دیگر به نحو بهتری پوشش غلیظتر و بیشتر را تامین میکند.(26)
ثالثاً: اگر ادعا شود از ظاهر و اطلاق بعضی از روایات (مثل روایتی که میگوید پیامبر صلیاللهعلیهوآله از پوشش لباس سیاه مگر در سه مورد خف (نوعی کفش چرمی نازک) عمامه و کساء کراهت داشت)(27) استفاده میشود که کراهت پوشش سیاه بهطور مشترک شامل زن و مرد، هر دو میشود.
پاسخ ادعای فوق این است که
اولاً: با فرض چشمپوشی از ضعف سندی روایت مذکور، باید گفت تردیدی نیست که در اسلام پوشش زن و مرد از نظر نوع، مقدار و حتی رنگ متفاوت است. مثلاً جامه زربافت و حریر برای زن جائز ولی برای مرد جائز نیست. مقدار پوشش زنان طبق نظر مشهور فقها همه بدن بجز وجه و کفین است. ولی مقدار پوشش مردان کمتر است.
از نظر رنگ پوشش نیز استفاده از لباس احرام سفید رنگ در حج برای مردان مستحب است ولی زنان مجاز هستند از همان لباس معمولی خویش استفاده نمایند.
بنابر آنچه گذشت با فرض چشمپوشی از ضعف سندی روایت فوق از آن استفاده میشود پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله به لحاظ مرد بودن سنت و سیره خاصی در رنگ لباس داشتهاند بنابراین روایت مذکور فقط در باب رنگ پوشش مردان آنهم در غیر سه مورد استثناء قابل استناد است.
ثانیاً: بر فرض بپذیریم روایت مذکور مختص بیان حکم رنگ پوشش مردان نیست و شامل زنان نیز میشود به دلیل روایاتی که ظاهر آنها کراهت نماز خواندن در لباس سیاه جز در موارد سهگانه است،(28) بسیاری از فقهاء روایت قبل را نیز مختص به حالت نماز دانستهاند.
ثالثاً: بر فرض که روایت مذکور عام باشد و شامل زنان و مردان و شامل حالت نماز و غیرنماز گردد، باز از روایت استفاده نمیشود که پوشیدن چادر مشکی برای زنان در مواجهه با نامحرم مکروه است.
زیرا در روایات متعدد سه مورد خف، عمامه و کساء از کراهت استثناء شدهاند و کساء به قرینه حدیث کساء پیامبر صلیاللهعلیهوآله لباس بلند و فراگیر تمام بدن است که شامل عبا سیاه مردان و چادر مشکی بانوان میگردد و براساس همین نکته هیچ یک از فقهای برجسته شیعه فتوا به کراهت پوشیدن چادر مشکی بانوان نداده است.
دلیل سوم: «به خاطر این که رنگ مشکی جاذب نور است در تابستان معمولاً نمیتوان دختران را به حجاب تیره تشویق کرد»(29)
توضیح: لب سخن گوینده محترم این است که حجاب با رنگ مشکی در تابستان باعث ایجاد گرما و در نتیجه دارای مشقت و سختی است و لذا نمیتوان به آن تشویق نمود.
نقد: اولاً: حجاب مشکی در تابستان گرم برای دستهای از دختران و بانوان اساساً موجب احساس مشقت و سختی نیست و برای دستهای دیگر بر فرض مشتآور بودن، سختی آن قابل تحمل است.
دسته اول: که حجاب مشکی در تابستان برای آنها مشقتآور نیست دختران و بانوان مومنی هستند که به نقش حجاب برتر در سلامت روحی و جامعه اعتقاد راسخ داشته و باور دارند بین مقدار رعایت حجاب و سلامتی روحی و روانی افراد جامعه رابطه معنادار و مستقیمی وجود دارد. بدینترتیب که هرچه بانوان جامعه از حجاب و پوشش بیشتر و بهتری برخوردار باشند افراد جامعه نیز از سلامت روحی و روانی بیشتر و بهتری برخوردار هستند.
اساساً وقتی انسان عملی را از روی ایمان و عقیده راسخ و مستحکم انجام دهد نسبت به عوارض سخت آن احساس مشقتی ندارد در سیره معصومین علیهمالسلام و اصحاب و یاران آنها نمونههای بسیار زیادی وجود دارد که در برابر سختیها و مشقتهای ناشی از عقیده و ایمان راسخ اساساً احساس مشقتی نداشتهاند(30) در کتابهای مربوط به کشف حجاب نیز قضایای فراوانی از زنان متدین محجبه نقل شده است که به دلیل ایجاد مزاحمت ماموران رضاخان در کوچهها و خیابانها سالهای سال رنج و مشقت ناشی از باقی ماندن در خانه را تحمل کردهاند.(31)
اینگونه زنان عفیف و متدین اساساً نسبت به حجاب و پوشش کامل خویش احساس مشقتی نداشته و ندارند بلکه برعکس جدایی از حجاب و پوشش برتر مانند چادر باعث اذیت روحی آنها بوده است.
دسته دوم: دختران و بانوانی که به دلیل قرار داشتن در محیط دینی و مذهبی خانواده و جامعه از همان کودکی به حجاب و پوشش عادت نمودهاند و لذا در بزرگسالی سختی و مشقت احتمالی ناشی از حجاب مشکی کاملاً برای آنها قابل تحمل است.
اساساً وقتی انسان از کودکی به انجام کاری تمرین و به آن عادت نمود آن کار دیگر برایش مشقتآور نیست و بر فرض مشقتآور بودن سختی و مشقت آن به آسانی قابل تحمل خواهد بود.
همین نکته مهم رمز و راز توصیه ائمه اطهار علیهمالسلام به والدین مبنی بر عادت دادن فرزندان خویش از کودکی به عباداتی مثل نماز و اذکار آن، روزه کلهگنجشکی و غیره است.(32) براساس همین تاثیر شگرف مقوله عادت متر بیان به کارهای شایسته در کتابهای تربیت اسلامی از روشهای تربیتی همچون «تلقین به نفس» و «تحمیل بر نفس» بحث میشود.(33)
بنابراین گوینده محترم بهطور مطلق نمیتواند ادعا کند حجاب مشکی در تابستان برای همه دختران و بانوان فارغ از هر مقدار اعتقاد دینی و هر نوع تربیت خانوادگی مشقتآور است و نمیتوان به آن تشویق نمود.
ثانیاً: بهطور اجمال میپذیریم حجاب مشکی در تابستان بعضی از مناطق بسیار گرم، برای بعضی از افرادی که از دو دسته قبل نیستند ممکن است سخت و مشقتآور باشد ولی هرگز نمیپذیریم تحمل هرگونه مشقت و سختی بهطور مطلق نامطلوب و نامعقول باشد زیرا اولاً زندگی بدون مشقت و سختی وجود خارجی ندارد ثانیاً انسان در وصول به سعادت و کمال الهی خویش که برای آن خلق شده است به تحمل بعضی از سختیها و مشقتها نیازمند است. و احکام و تکالیفی الهی که بعضاً همراه با سختی است برای تامین نیاز مذکور است.
نقل و عقل براساس همین نیازمندی انسان در مواردی تحمل و سختی و مشقت را مطلوب و راجح دانسته و به آن تشویق مینماید.
عقل در مواردی که تحمل مشقت باعث دستیابی به هدف بالاتر و والاتر است حکم به مطلوبیت آن میکند. مثلاً اگر تامین سلامت جسمانی به عنوان هدفی مهم متوقف بر انجام عمل جراحی سخت یا خوردن فلان داروی بسیار تلخ و مشقتآور باشد. در این مورد عقل حکم به لزوم و ضرورت تحمل سختی و مشقت میکند تا غرض بالاتر که حفظ سلامت جسمانی فرد است تامین گردد.
علاوه بر عقل، نقل و شروع نیز قولاً و عملاً انسان را به تحمل سختیهایی که در راستای سعادت و تکامل اوست تشویق نمودهاند.
امام علی علیهالسلام به فرزندشان امام حسین علیهالسلام فرمودهاند: (عود نفسک التصبر علی المکروه)(34) خویشتن را به تحمل کارهای سخت و مشقتآور عادت بده. از فرزند امام سجاد علیهالسلام نیز نقل شده است که گفتهاند وقتی پدرم امام حسین علیهالسلام شهید شد زنان بنیهاشم در عزای حضرت لباس سیاه پوشیدند و این لباس را در گرما و سرما تغییر نمیدادند.(35)
از قضیه مذکور استفاده میشود همانطور که پوشش لباس سیاه حتی در تابستان بسیار گرم در مراسم عزاداری سیدالشهدا علیهالسلام مطلوبیت و رجحان دارد استفاده از پوشش و حجاب مشکی نیز حتی در تابستان گرم به دلیل وجود مصلحت پوشش بهتر و عدم تحریک جنسی دارای مطلوبیت و رجحان است و در نتیجه میتوان به آن تشویق نمود.
همانطور که در باب سلامت جسمانی گذشت که در بعضی از موارد لزوم تحمل سختی و مشقت عقلاً و نقلاً مطلوب و راجح است.
در باب سلامت روانی و روحی جامعه نیز شارع مقدس به عنوان طبیب روحانی تشخیص داده است. تامین سلامت کامل روحی جامعه متوقف بر رعایت حجاب برتر و کامل (ولو رنگ مشکی آن) در همه شرایط است. حتی در شرایط هوای گرم تابستان که تحمل حجاب و پوشش کامل برای بعضی از افراد به دلیل ضعف اعتقادی و تربیت دینی و خانوادگی احتمالاً مشقتآور باشد. زیرا بین رعایت پوشش کامل زنان و سلامتی روحی و روانی آنان و جامعه رابطه مستقیم وجود دارد.
دقت در ذیل بعضی از آیات شریفه قرآن مثل (یا ایها النبی قل لازواج و بناتک و نساء المومنین یدنین علیهن من جلابیهن ذلک ادنی ان یعرفن فلا یوذین)(36)
آیه شریفه (و القواعد من النساء التی لا یرجون نکاحاً فلیس علیهن جناح این یضعن ثیابهن غیر متبرجات بزینة و ان یستعفضن خیرلهن)(37) و آیه شریفه (اذا سالتموهن متاعا فاسئلوهن من وراء حجاب ذلکم اطهر لقلوبکم و قلوبهن)(38) رابطه مذکور فوق را اثبات مینماید.
به دلیل همین رابطه مستقیم رعایت حجاب کامل و شدید با حفظ و بقای سلامت روحی و روانی افراد جامعه. امام علی علیهالسلام تصریح کردهاند که حجاب و پوشش شدید و کامل زنان باعث بقای عفت و پاکی آنان است.(39)
دلیل چهارم: استفاده مکرر از لباسهایی با رنگ تیره و کدر و سیاه میتواند به نوعی به افسردگی بیانجامد.(40)
توضیح: از دو کلمه «مکرر» و «میتواند» گوینده محترم فهمیده میشود ایشان دو مطلب را قبول دارد.
مطلب اول: از وصف «مکرر» پس از واژه «استفاده» معلوم میشود که گوینده محترم قبول دارد در صورتی که استفاده از پوشش و لباس سیاه مثل چادر مشکی به طور مکرر و دائمی نباشد بلکه فقط در مواجهه با نامحرم و در بیرون از منزل از آن استفاده شود، دیگر باعث افسردگی نخواهد بود.
مطلب دوم: از کلمه «میتواند» فهمیده میشود گوینده محترم قبول دارند که حتی استفاده مکرر و دائمی از لباس سیاه نیز فقط به طور احتمالی ممکن است به افسردگی منجر شود یعنی خود ایشان نیز اعتراف دارند اینگونه نیست که بین پوشش مکرر و دائمی لباس سیاه و افسردگی رابطه قطعی و لزومی باشد.
حاصل این که کلام ایشان صرفاً مبین یک رابطه اجمالی و احتمالی بین استفاده مکرر از لباس سیاه و افسردگی است ولی به همین رابطه اجمالی و احتمالی و ادعایی گوینده محترم دو اشکال متوجه است:
نقد: اولاً: گوینده محترم حتی برای اثبات رابطه اجمالی و احتمالی فوق باید سند و مدرک ارایه میکردند که چنین نکردهاند بنابراین کلام ایشان مدعایی بدون دلیل و مدرک است.
ثانیاً: به نظر میرسد همین رابطه ادعایی و احتمالی و بدون دلیل و مدرک گوینده محترم نیز نادرست است زیرا براساس مشورتهای علمی که با بعضی از روانشناسان و روانپزشکان انجام گرفت ممکن است افسردگی بعضی از افراد علت تمایل آنها به پوشش سیاه باشد ولی پوشش سیاه افراد علت ایجاد افسردگی آنها نیست و بین این دو نکته تفاوت دقیق و ظریفی است و احتمالاً عدم دقت و خلط بین آن دو باعث اظهارنظر نادرست گوینده محترم گردیده است.
اگر ادعا شود به هر حال همین تمایل احتمالی بعضی از افراد افسرده به پوشش سیاه نیز مبین نوعی رابطه بین افسردگی و پوشش سیاه است پاسخ این است که:
اولاً: رابطه فوق نیز همانند رابطه قبلی، رابطهای اجمالی و احتمالی است بنابراین مفید و کارساز نیست.
ثانیاً: رابطه فوق همانند رابطه مطرح شده توسط گوینده محترم صرفاً رابطهای ادعایی و بدون ارایه دلیل و مدرک قطعی است.
ثالثاً: بر فرض که رابطه احتمالی ادعایی بین افسردگی و تمایل بعضی از افراد به پوشش سیاه توسط بعضی از پژوهشهای میدانی تایید و در نتیجه ادعای مذکور مستند شود، باز نتیجه پژوهشهای مذکور به طور قطعی و یقینی قابل اعتماد نخواهد بود.
زیرا کنترل تمامی عوامل و علائم گسترده و پیدا و نهان تاثیرگذار در نتایج پژوهشهای میدانی بسیار مشکل است، توضیح مختصر این که افسردگی یکی از بیماریهای روحی بسیار پیچیده است که دارای عوامل و علائم و تظاهرات رفتاری مختلف و حتی تضاد است. مثلاً بعضی از افراد افسرده ممکن است به بیاشتهایی تمایل داشته باشند و برعکس در افراد افسرده دیگری تمایل پرخوری موجود باشد.
درخصوص مورد بحث نیز ممکن است فقط بعضی از افراد افسرده تمایل به رنگ مشکی داشته باشند و افراد افسرده دیگری ممکن است تمایل به رنگهای دیگری داشته باشند.
دلیل پنجم: «رنگ سیاه به دلیل جذب کردن نور خورشید تاثیرات منفی بر سلامتی خانمها دارد و باعث بیماریهای استخوانی و... میشود»(41)
نقد: اولاً ایشان نیز همانند گوینده محترم قبلی دلیل و مدرکی برای مدعای خویش ارایه نکردند. بنابراین کلام ایشان نیز همانند کلام گوینده قبل مدعایی بدون دلیل است.
ثانیاً: کارشناسان وجود رابطه بین پوشیدن چادر و مقنعه (که مصداق بارز و رایج فعلی آن در جامعه ما چادر و مقنعه مشکی است) و ایجاد بیماری آرتروز و نرمی استخوان را انکار کردهاند مثلاً دکتر طباطبایی متخصص پوست و دبیر اجرایی پنجمین همایش بینالمللی بیماریهای پوست تصریح کرده است که استفاده از چادر و مقنعه بیماری آرتروز و نرمی استخوان نمیآورد.(42) نکته سؤالبرانگیز این است که روزنامه ایران که مطلب فوق را در تاریخ 28 شهریور سال 79 نقل کرده چرا در تاریخ 2 مهر 79 مدعایی بدون دلیل و مخالف با مطالب فوق را ذکر کرده است.
دلیل ششم: «در سالهای نخست انقلاب بیشتر خانمها از چادرهای رنگ روشن و گلدار استفاده میکردند که پوشش خوب و کاملی نیز بود»(43)
نقد: بر فرض بپذیریم که خانمها در اول انقلاب از چادرهای گلدار و رنگ روشن استفاده میکردند مگر هر کاری که در سالهای نخست انقلاب توسط بانوان انجام شده شرعاً خوب بوده است که اکنون پس از بیست سال عملکرد آن زمان ملاک و معیار و حجت شرعی باشد؟
پر واضح است که عمل مقطعی عدهای از زنان سالهای نخستین انقلاب نه تنها شرایط سیره متشرعه قابل قبول را ندارد بلکه مخالف با آن است و لذا نمیتوان به آن استدلال نمود زیرا استفاده زنان از پوشش رنگارنگ و گلدار در بیرون از خانه و در مواجهه با نامحرم در صورتی که باعث جلب توجه نامحرم و تحریک جنسی مردان شود مخالف با حجاب مورد قبول قرآن و سیره عملی فاطمه زهرا علیهالسلام و زنان انصار است که در بیرون از خانه از جلباب و چادر مشکی استفاده میکردهاند.
اساساً داوری در باب خوب، کامل و شرعی بودن پوشش مسالهای دقیق، پیچیده و تخصصی است که کارشناسان و متخصصان مسائل اسلامی یعنی فقهاء باید در مورد آن اظهارنظر نمایند که در نقد دلیل دوم به بعضی از نظرات آنها اشاره شد. اظهارنظر ساده و سطحی گوینده محترم در مورد ارایه ملاک و معیار برای خوب و کامل بودن چادر بانوان، حاکی است که ایشان جزء کارشناسان و متخصصان مسائل اسلامی نیستند والا در باب مساله چادر و ملاک خوب بودن آن اینگونه بدون مطالعه و تحقیق اظهارنظر نمیکردند.
ج- خلاصه و نتیجهگیری:
1- خلاصه:
آنچه گذشت نقد و بررسی اجمالی ادله روزنامه ایران بلکه بعضی افراد و مطبوعات دیگر در باب مخالفت با پوشش چادر مشکی بود. در نقد دلیل اول آشکار شد که نه تنها پوشش چادر ارتباط وثیق و مستحکم با دین اسلام دارد بلکه نتیجه گرفته شد که چادر مشکی رایج بین زنان مومن و عفیف، ریشه قرآنی داشته و در قرآن از آن به «جلباب» یاد شده است.
در نقد دلیل دوم معلوم شد که اولاً روایاتی که در آنها رنگ سیاه برای پوشش مکروه دانسته شده است از نظر سند ضعیف هستند و ثانیاً از نظر سند ضعیف هستند و ثانیاً از نظر دلالت نیز مخدوش هستند و اساساً روایتی در مورد کراهت پوشش چادر مشکی وجود ندارد.
در نقد دلیل سوم گذشت که دختران و بانوانی که به فلسفه حجاب و آثار و فوائد حجاب برتر اعتقاد و ایمان راسخ دارند اساساً نسبت به پوشش چادر مشکی در تابستان گرم احساس مشقت و سختی ندارند و دیگر این که دختران و بانوانی که از خردسالی به پوشش و حجاب تمرین و عادت نمودهاند در بزرگسالی سختی و مشقت احتمالی ناشی از چادر مشکی در تابستان، برای آنان قابل تحمل و آسان خواهد بود.
در نقد دلیل چهارم معلوم گشت که ادعای وجود رابطه اجمالی و احتمالی بین پوشیدن لباس سیاه و افسردگی ادعایی بدون دلیل است و اساساً هیچ رابطهای بین پوشیدن لباس سیاه و افسردگی وجود ندارد.
در نقد دلیل پنجم ذکر شد که ادعای وجود رابطه بین پوشیدن لباس سیاه جذب کننده نور و بیماری استخوانی، ادعایی بدون دلیل است و اساساً رابطهای بین آن دو وجود ندارد.
در نقد دلیل ششم نیز بیان گردید که خوب و کامل و شرعی بودن حجاب و چادر بانوان باید براساس معیارها و ملاکهای شرعی و اسلامی باشد و پوشش چادرهای رنگارنگ و گلدار در ابتدای انقلاب نه تنها معیار و ملاک شرعی نیست بلکه مخالف با ضوابط شرعی پوشش بانوان از دیدگاه قرآن و سنت است.
2- نتیجهگیری:
ضمن نقد ادله مطرح شده برای اثبات مدعای کراهت و نامطلوب بودن پوشش و چادر مشکی آشکار گشت که تمام ادله ششگانه در اثبات مدعای مذکور عقیم و مخدوش هستند و از قرآن و فتاوای کارشناسان مسائل اسلامی یعنی مراجع تقلید و فقهاء استفاده میشود که پوشش و چادر مشکی برای بانوان هنگام مواجهه با نامحرم و در بیرون از منزل نه تنها کراهت ندارد بلکه به دلیل تامین پوشش بیشتر و بهتر دارای مطلوبیت و رجحان نیز هست و میتوان گفت حجاب با چادر مشکی، یکی از مصادیق حجاب برتر در جامعه امروزی ایران است.
د- توصیهها و پیشنهادها
در پایان، نگارنده به منظور مفید واقع شدن نتایج بحث حاضر و در راستای دستیابی به برترین نوع حجاب و پوشش در جامعه اسلامی خطاب به دختران و بانوان عفیف، اصحاب شریف و متدین مطبوعات، والدین و مربیان جامعه و نظام آموزشی کشور اعم از وزارت آموزش و پرورش و وزارت علوم و فنآوری توصیهها و پیشنهادهای عملی و کاربردی ارایه مینماید.
1- بدون تردید اعمال ظاهری انسان از اعتقادات و باورهای درونی و باطنی او سرچشمه میگیرد. در باب پوشش و حجاب نیز نگارنده معتقد است محال است دختر جوان و بانوی مسلمانی معرفت و اعتقاد راسخ به ضرورت و فلسفه حجاب و آثار فردی و اجتماعی آن داشته باشد و در عین حال عملاً نسبت به حجاب و پوشش خویش و روی آوردن به سوی حجاب برتر و برترین تلاش نکند.
با توجه به نقش بنیادی اعتقاد و باور راسخ در کارها به دختران و بانوان توصیه میشود به منظور تقویت حجاب درونی که همان اعتقاد و باور راسخ و مستحکم است سعی کنند هرچه بیشتر و بهتر مطالعات و تحقیقات خویش را درباره ابعاد مختلف حجاب و فلسفه و آثار آن و ضررهای بدحجابی گسترش دهند.
علاوه بر توصیه مذکور به نظام آموزش کشور اعم از آموزش و پرورش و علوم و فنآوری پیشنهاد میشود به منظور نهادینه کردن حجاب و پوشش کامل اسلامی در بین دختران جامعه با انجام کارهای کارشناسی به کمک اساتید حوزه و دانشگاه برای سطوح مختلف ابتدایی، راهنمایی، دبیرستان و دانشگاهی با رعایت سن و سطح تحصیلی دختران درباره مسائل مختلف حجاب متون درسی مفید برای تمام مقاطع تحصیلی مذکور به طور سلسلهوار تهیه گردد تا وقتی دختران وارد محیط دانشگاه میشوند ایمان و اعتقاد راسخ در مورد مسائل حجاب و فلسفه آن در آنان ایجاد شده باشد.
البته علاوه بر پیشنهاد علمی مذکور در بعد عملی و الگوپذیری استفاده از معلمان و اساتید زن عفیف و آراسته به حجاب کامل نیز در نهادینه کردن فرهنگ حجاب تاثیر بسیار مهمی دارد.
2- نگارنده معتقد است بخشی از ناهنجاریهای بدحجابی و سهلانگاری نسل جوان نسبت به عبادات و فرائض دینی ناشی از کمتوجهی یا بیتوجهی و برخورد تساهل و تسامحآمیز والدین نسبت به تربیت دینی فرزندان از همان سنین خردسالی است، لذا به والدین توصیه میشود مسئولیت خطر خویش در باب توجه به تربیت دینی فرزندان را جدی گرفته و از همان کودکی نسبت به آشنایی و تمرین دادن فرزندان نسبت به وظایف شرعی از قبیل عبادات و حجاب و پوشش اسلامی اهتمام ویژه داشته باشند تا هنگام بزرگسالی فرزندان آنان در مقابل وظایف عبادی و شرعی خویش مانند حجاب احساس مشقت و سختی ننمایند.
3- گرچه نگارنده معتقد است چادر مشکی رایج در بین زنان یکی از مصادیق حجاب برتر است ولی یکی از اشکالهای چادر فعلی این است که به دلیل گستردگی و رها و آزاد بودن آن از بدن، کنترل و حفظ و نگهداری آن قدری مشکل است و از این جهت چادرهای عربی و ترکی رجحان دارند.
به هر حال پیشنهاد میشود افراد و هیئتهای کارشناسی در باب مسائل و ابعاد مختلف چادر و پوشش تحقیق و پژوهش نموده و با توجه به ابعاد مختلف شرعی، جامعهشناسی، روانشناسی... مدل کاملتری از چادر که، اشکالات و نواقص چادرهای فعلی را نیز نداشته باشد، ارایه دهند. توصیه میشود در تهیه مدل و طرحهای حجاب برترین از نظرات مراکز فرهنگی بانوان خصوصاً زنان مومن و مسلمان و فرهیخته حوزه علمیه و دانشگاه حتماً استفاده شود.
4- به دلیل حساسیت ویژه حجاب و پوشش بانوان و تاثیر مستقیم آن در سلامت روحی و روانی جامعه به اصحاب شریف و متدین مطبوعات توصیه میشود با دقت و توجه درباره آن اظهارنظر نمایند. زیرا هرچه حجاب و پوشش بانوان بیشتر و بهتر باشد با تامین مصالح نهفته در تشریع تکلیف اسلامی حجاب نزدیکتر شدهایم. با توجه به نکته مذکور انتظار آن است که نتیجه و ثمره تبلیغ مطبوعاتی اصحاب قلم در راستای تقویت کمی و کیفی حجاب و تثبیت آن در جامعه اسلامی باشد. و اگر تاکنون چنین نبوده شایسته است در نحوه کار مطبوعاتی خویش تجدیدنظر نمایند.
همه باید این حقیقت را بپذیریم که پوشش و حجاب اسلامی در بین بانوان مسلمان اعم از هر قوم و ملتی دارای ریشههای عمیق و مستحکم فطری و دینی است و دقیقاً به همین جهت طرح کشف حجاب رضاخان در ایران و آتاتورک در ترکیه علیرغم تبلیغات و زمینهسازیهای گسترده با شکست مواجه شد.
5- نگارنده از نقطهنظرات خوانندگان اهل نظر در باب نقد حاضر استقبال نموده و از مسئولان روزنامهها تقاضا دارد با چاپ اینگونه مباحث زمینه بحث علمی و پژوهشی در باب ابعاد مختلف حجاب و پوشش کامل اسلامی را فراهم نمایند.