به گزارش فارس، پایگاه اطلاع رسانی "المشهد الاسرائیلی " در شماره اخیر خود تصمیم اخیر دولت آمریکا را مبنی بر خارج کردن نیروهایش از عراق طی سال جاری دنبال میکند. بنا به اهمیت موضوع این پایگاه طی مقالهای به بررسی دیدگاه تحلیلگران برجسته نظامی و سیاسی رژیم صهیونیستی در این زمینه پرداخته که نظرات آنها عینا جهت اطلاع نقل میشود.
المشهد در مقدمه و در ابتدای بحث تلاش دارد، نگاهی کلی به مسئله خروج نیروهای آمریکایی از عراق و دلنگرانیهای رژیم صهیونیستی به این خروج بیندازد و در این باره مینویسد:
بر اساس مجموعه تحلیلها و تفسیرهایی که اخیرا به این موضوع پرداختند، نگرانی رژیم صهیونیستی صرفا به خاطر عدم حضور نیروهای آمریکایی در منطقه استراتژیکی چون خاورمیانه نیست، بلکه به اعتقاد مقامات این رژیم این عقبنشینی دشمنان اسرائیل را جری خواهد کرد و جری شدن صرف بروز یک چالش را در بر نمیگیرد، بلکه چالشها و به زبانی گویاتر خطرهای بیشماری را به دنبال خود در پی خواهد داشت که در راس آنها باید از امکان بازگشت عراق به ایفای نقش در جبهه عربی یاد کرد. این درحالی است که چندی پیش یک گزارش اطلاعاتی - صهیونیستی همزمان با خروج نیروهای آمریکایی از عراق از احتمال سر بر آوردن خطری به نام "جبهه شرقی " سخن به میان آورده بود.
المشهد به این ترتیب نتیجه میگیرد که عقبنشینی آمریکا از عراق بهویژه اگر در قالب شکست و ناکامی و نه پایان ماموریت انجام شود، دروازه عراق را به روی احتمالات و گزینههای بیشماری خواهد گشود که هیچیک از آنها مورد پسند و رضایت رژیم صهیونیستی نخواهد بود.
این پایگاه اطلاع رسانی معتقد است، اولین بازتاب خروج آمریکا از افزایش نفوذ ایران در این کشور خواهد بود که به دنبال خود امکان دسترسی ایران به جبهه شمالی رژیم صهیونیستی با گذر از سوریه و لبنان را فراهم خواهد ساخت و اگر تاکنون این آمریکا بوده که با حضور در عراق سد و مانعی میان ایران و رژیم صهیونیستی ایجاد نموده، با خروج خود از عراق دیگر چنین مانعی نیز وجود نخواهد داشت و میتوان گفت ایران و رژیم صهیونیستی رودرروی هم قرار خواهند گرفت.
قدرت هستهای ایران و توان این کشور در ایجاد دگرگونیهای استراتژیک در منطقه
المشهد به این ترتیب به این دغدغه مهم رژیم صهیونیستی اشاره میکند که خروج آمریکاییها از عراق این کشور را به دروازه چالشها و خطرها برای این رژیم تبدیل خواهد کرد و در راس این خطرات و چالشها بیشک قدرت هستهای ایران و توان این کشور در ایجاد دگرگونیهای استراتژیک در منطقه قرار دارد.
اما به اعتقاد المشهد بازتاب این خروج فقط خطرات متصوره از کشورهای منطقه را در بر نمیگیرد، بلکه مهمترین بازتاب فرامنطقهای خروج نیروهای آمریکایی از عراق و در پی آن از افغانستان افول محبوبیت و پشتیبانی و حمایت از آن در آمریکا چه در میان یهودیان این کشور و چه در میان شهروندان آمریکایی است، بهویژه آنکه رژیم صهیونیستی به شدت احساس میکند قدرت بازدارندگی خویش بازدارندگیاش رو به افول نهاده و به تصور خویش چون گذشته قدرتمند نمینماید.
در ادامه این مقاله به ایدهها و نظرات "ساموئل روزنر " تحلیلگر امور آمریکا در زمینه تاثیر عقبنشینی نیروهای آمریکایی از عراق بر رژیم صهیونیستی میپردازیم، وی در اینباره میگوید:
از همان ابتدا "باراک اوباما " رئیس جمهور آمریکا مخالف جنگ در عراق بود و همین امر موجب گشت تا بارها و بارها وعده خروج نیروهای آمریکایی از این کشور را بدهد و تاکید کند، باید نگاهها را متوجه افغانستان کانون مهمتر نماییم و اکنون او میخواهد به وعده خود عمل کند.
روزنر میافزاید: پس از کش و قوسهای فراوان سرانجام تصمیم گرفته شد و مقرر گردید، دولت آمریکا در قبال خروج نیروهای آمریکایی از عراق سربازان خود را در افغانستان افزایش دهد و بر میزان حضور نیروهایش در این کشور بیفزاید.
این تحلیلگر امور آمریکا در این زمینه به کتابی تحت عنوان "وعده " اشاره میکند که سه ماه پیش در آمریکا چاپ و منتشر گردید، نویسنده در این کتاب ضمن تحسین اوباما به خاطر وفای به وعدهاش در خروج از عراق به این نکته اشاره میکند که بیشک مهمترین عامل تاثیر گذار بر خروج نیروهای آمریکایی از عراق تصمیم و اقدام جورج بوش به افزایش تعداد و حضور این نیروها در این کشور بود که از همان ابتدا اوباما و دیگر دموکراتها به آن اعتراض داشتند و مخالف آن بودند.
این نویسنده که کسی به جز "جوناتان آرتور " خبرنگار مجله "نیوز ویک " نیست، در کتاب خود مینویسد: اگر اوباما در سال 2009 تاکید نمیکرد که به وعده خود مبنی بر خروج نیروهای آمریکایی طبق جدول از پیش زمانبندی شده عمل میکند، بیشک تعداد سربازان کشته شده آمریکایی در عراق طی سال فوقالذکر کاهش 50 درصدی را در مقایسه با سال پیش از آن یعنی سال 2008 ثبت نمیکرد و سال 2009 سالی بسیار سختتر از سال 2008 برای آمریکاییها مینمود.
سپس روزنر میافزاید: جلساتی که اوباما طی اولین سال بهدست گرفتن قدرت در آمریکا برگزار نمود، این فرصت را به وی داد تا با تمرکز بیشتری به موضوع عراق بپردازد و اقدام به آن چیزی نماید که این تحلیلگر امور آمریکا آن را "اصلاحات داخلی " مینامد.
بر این اساس روزنر ادعا میکند، این جورج بوش بود که با افزایش تعداد نیروهای آمریکایی در عراق و ایجاد بحران در این زمینه در آمریکا برای اوباما زمینه اصلاحات را فراهم ساخت.
همچنین روزنر به این نکته اشاره میکند که این اقدام اوباما بازتابهای مختلفی از خود در میان آمریکاییها بر جای گذاشت، از جمله این واکنشها این که از زمان کاهش تعداد سربازان کشته شده آمریکایی در عراق میزان توجه مردم آمریکا و خشم آنها نسبت به این جنگ نیز کاهش یافت.
روزنر در این باره به سخنان "برایان کاتولیس " از مرکز تحقیقاتی و پژوهشی "پیشرفت آمریکا " استناد میجوید که درباره اهمیت عراق گفته بود، این کشور در رده دوازدهم اولویتبندیهای آمریکا قرار دارد و به اعتقاد او اگر در این میان اوباما از عراق سخنی به میان میآورد، هدف منحرف کردن افکار عمومی آمریکا از جنگ افغانستان است که بر اساس آخرین نظرسنجی مرکز گالوپ 62 درصد آمریکاییها معتقدند، جنگ در افغانستان آنگونه که باید پیش نمیرود و 43 درصد هم عنوان کردهاند، این جنگ از پایه و اساس اشتباه بوده و فقط 36 درصد شهروندان آمریکایی اعتقادی غیر از این دارند و از سیاستهای آمریکا در افغانستان حمایت میکنند.
او در این باره تاکید میکند: دل نگرانیهای رژیم صهیونیستی به دلیل خروج نیروهای آمریکایی از عراق به هیچ عنوان اهمیتی برای آمریکا ندارد، چرا که اگر غیر از این بود، هنگامی که یکی از روزنامه صهیونیستی طی مقالهای به نام "نگرانی در قدس " از دلواپسیهای مقامات صهیونیستی از خروج از عراق سخن گفته بود، کاخ سفید در پاسخ تاکید نمیکرد که تصمیم در این زمینه گرفته شده و مقامات این رژیم را زیر سؤال نمیبرد، که چرا تا سال گذشته اسرائیل از این دغدغهها سخنی به میان نمیآورد، چرا وقتی "ایهود باراک " وزیر جنگ رژیم صهیونیستی که چند روز پس از اعلام اوباما مبنی بر خروج از عراق از واشنگتن دیدار میکرد، سخنی از صرفنظر کردن از عقبنشینی به میان نیاورده بود و حالا این مقامات لب به سخن میگشایند و از دغدغههای خود میگویند.
این تحلیلگر امور آمریکا در ادامه با اشاره به خشم و غضب مقامات آمریکایی از این واکنش رژیم صهیونیستی در آستانه خروج نیروهای آمریکایی از عراق به سخنان یکی از مسئولان کاخ سفید اشاره میکند که در این باره به صهیونیستها گفته بود: "اگر کارها را به دست شما بسپاریم شما به خاطر منافعتان اجازه نخواهید داد، حتی یک سرباز آمریکایی هم نه تنها از عراق که از هیچ نقطه جهان عقبنشینی کند " و تنها چند ساعت پیش از ایراد این سخنان این مقام آمریکایی ارتش رژیم صهیونیستی در مرزها با نیروهای لبنانی درگیر میشود تا شاید به مقامات آمریکایی یادآوری کند، خروج از عراق به چه بهایی برای آمریکاییها تمام خواهد شد و همین کاخ سفید را وامیدارد با تشکیل جلسهای فوقالعاده راههای جلوگیری از بروز یک جنگ جدید در خاورمیانه و ورود به بحرانی دیگر در این منطقه را بررسی کند.
روزنر معتقد است، صهیونیستها عمدا دست به این اقدام زدند تا به اوباما یاد آوری کنند، اتخاذ تصمیم خروج از عراق ممکن است برای وی به همین راحتی انجام نشود.
با این وجود وی با این که بسان صهیونیستها معتقد است، خروج آمریکا از عراق فرصت و زمینه مناسبی به حزبالله و سوریه و ایران میدهد و این خطر بزرگی برای امنیت رژیم صهیونیستی تلقی میشود و بر دل نگرانیهای دولت آمریکا میافزاید، اما تاکید میکند، آمریکا باید از عراق خارج شود.
در ادامه به بررسی دغدغههای رژیم صهیونیستی از خروج نیروهای آمریکایی از عراق به دیدگاههای "یعقوب آمیدور " ژنرال ذخیره ارتش رژیم صهیونیستی میپردازیم.
وی در این باره میگوید: اوباما تاکید کرد که در آستانه برگزاری انتخابات میان دورهای کنگره آمریکا خروج نیروهای آمریکایی از عراق را آغاز خواهد کرد و پس از آن تنها 50 هزار سرباز در عراق باقی خواهد گذاشت تا آموزش ارتش عراق را ادامه دهند و بر این اساس وظیفه رویارویی با تروریسم داخلی و خارجی بهعهده عراقیها خواهد بود.
آمیدور میافزاید: آمریکا درحالی نیروهای خود را از عراق خارج میکند که بر همگان ثابت گشته، رویای تشکیل امپراتوری آمریکا در آنجا امری محال و غیرممکن است. آمریکاییها با این که توانستند، رژیم "صدام حسین " را ساقط کنند، اما در آنجا با چالشهای بسیار بزرگی مواجه شدند، از جمله تفاوتهای فرهنگی و جمعیتی که به دنبال خود تفاوتهای سیاسی را در این کشور به دنبال داشت و بیش از آنکه این تفاوتها تعجب و شگفتی جهانیان را برانگیزد، علامت سؤالهای بیشماری در اذهان آنها بهوجود آورد و همین تفاوتها موجب گشت عراق در گرداب اختلافات و جنگهای شدید داخلی گرفتار آید، به همین رو به نظر میرسد، خروج آمریکا از عراق درپی خود نفوذ ایران از یک سو و عربستان از سوی دیگر را به دنبال داشته باشد و اگرچه نفوذ عربستان نمیتواند، خطر چندانی برای اسرائیل در عراق تلقی شود، چون اسرائیل بارها ثابت کرده که به راحتی میتواند، با عربها کنار بیاید، اما نفوذ ایران در کنار دستیابی آن به قدرت هستهای بسیار نگران کننده است، بهویژه آنکه سوریه نیز از این نفوذ بیبهره نخواهد ماند.
مردم آمریکا از به دوش کشیدن بار سنگین جنگ خسته شدهاند
آمیدور با اشاره به تلفات آمریکاییها در دو جنگ عراق و افغانستان که نه تنها دولت آمریکا که ناتو را نیز خسته کرده و با استناد به خروج 1900 سرباز هلندی از افغانستان تاکید کرد: آمریکا امروز بار سنگین جنگ در دو کشور عراق و افغانستان را با گسیل نمودن حدود 100 هزار سرباز به این دو کشور بر دوش میکشد و این باری است که مردم آمریکا از به دوش کشیدن آن خسته شدهاند، بهویژه آنکه به نظر میرسد، آمریکا آنگونه که باید نتوانسته اهداف خود را در این دو جنگ محقق نماید، به همین دلیل آمریکا و همپیمانانش جدای از سرخوردگی داخلی در بعد بینالمللی نیز دریافتهاند که بسان گذشته جامعه بینالمللی با آنها در جنگهایشان علیه تروریسم همدردی و همراهی نمیکند و در بعد داخلی نیز بهویژه در مورد افغانستان، افغانیها اعتماد خود را به آنها و کارایی سربازانشان از دست دادهاند.
این تحلیلگر نظامی معتقد است، شکست در افغانستان و عراق پیام بزرگی برای آمریکا و به دنبال آن اسرائیل و آینده آنها درمنطقه به دنبال دارد که در تشدید صبغه اسلامی منطقه نمود پیدا میکند و این بیش از آنکه خطری را متوجه آمریکا نماید، متوجه اسرائیل و امنیت آن خواهد کرد، بهویژه اگر در این میان اسرائیل بخواهد از کرانه باختری عقبنشینی کند که بیشک بیش از همه این امر تقویت بیش از پیش حماس را درپی خواهد داشت و این به هیچ وجه خوشایند اسرائیل نیست.
آمیدور در پایان تاکید میکند: بیشک عقبنشینی آمریکا از عراق تاثیری منفی بر امنیت داخلی و خارجی اسرائیل خواهد گذاشت، چون آمریکایی که خواهان مقابله با القاعده نیست، چگونه میتواند برای امنیت اسرائیل بجنگد، اینجا است که باید فقط بر ارتش اسرائیل تکیه و تا جایی که در توان داشت آن را تقویت نمود، چون عصر عقبنشینیهای بزرگ به اسرائیل ثابت خواهد کرد، بیش از پیش به نیروی نظامی نیاز پیدا خواهد کرد.
در ادامه این مقاله به دیدگاههای "بن یشای " تحلیلگر نظامی پایگاه اطلاع رسانی روزنامه صهیونیستی "یدیعوت آحارونوت " میپردازیم که میگوید:
به اعتقاد من عقبنشینی نیروهای آمریکایی که "باراک اوباما " رئیس جمهوری آمریکا از آن سخن گفته و اعلام کرده تا پایان ماه جاری آن را به اجرا خواهد گذاشت، آنگونه که بیان شده یک فاجعه برای اسرائیل نیست، چون مقامات اسرائیل انتظار چنین اقدامی از سوی اوباما را داشتند و باید تاکید کرد که این اقدام بیشک صداقت اوباما را به عنوان رئیس جمهور آمریکا در میان مردم این کشور افزایش خواهد داد و او بدین وسیله به آنها ثابت خواهد کرد، مستحق اعتماد آنها بوده است.
بن یشای در اینباره میگوید: از دیدگاه صهیونیستی اقدام آمریکا تغییری در واقعیتهای موجود ایجاد نمیکند، اما در بلند مدت میتواند باعث تغییر و تحولات استراتژیک نگران کنندهای شود، اگر ایران بتواند به دلیل این عقبنشینی جای پای خود و همپیمانانش را در عراق مستحکم نماید، قدرت مییابد تا نیروهای نظامی خود را به سوی اسرائیل روان سازد و کمک به حزبالله برای این کشور بسیار راحتتر از وضعیت کنونی خواهد شد.
وی میافزاید: برنامهریزی برای عقبنشینی عملا از سال گذشته در وزارت دفاع و ستاد فرماندهی نیروهای آمریکا در عراق آغاز شد و در این چارچوب 29 پایگاه اصلی نیروهای آمریکایی در عراق تخلیه گردید و در حال حاضر تنها 23 پایگاه کوچک وجود دارد که نیروهای آمریکایی در آنها حضور دارند که آنها نیز تخلیه و نیروهایش به افغانستان منتقل خواهند شد، بر این اساس باید گفت ستاد فرماندهی نیروهای آمریکایی در عراق همان کاری را انجام میدهد که ستاد فرماندهی جبهه شمالی در سال 2000 و در دوره زمامداری "ایهود باراک " دست به آن زد و بهواسطه "گابی اشکنازی " اقدام به تخلیه نیروهای اسرائیلی از کمربند امنیتی جنوب لبنان نمود.
بن یشای تاکید میکند: میتوان به راحتی دریافت که مسئله تخلیه عراق و درسهایی که اشکنازی از تخلیه کمربند امنیتی جنوب لبنان گرفته از جمله موضوعات مهم مورد بحث "گابی اشکنازی " رئیس وقت ستاد مشترک ارتش رژیم صهیونیستی با ژنرال "مایکل مولن " همتای آمریکایی خود بوده و آمریکاییها اکنون همان سیاستی را پیش گرفتهاند که اسرائیل سال 2000 پیش گرفته بود و همچنان به تخلیه عراق و عقبنشینی از این کشور ادامه میدهند و به نظر میرسد، در 31 می با خارج شدن هزاران سرباز آمریکایی از عراق عملیات تخلیه به پایان برسد.
وی با اشاره به اقدام اوباما در این باره معتقد است، دولت آمریکا با این اقدام خود اهداف چندی را دنبال میکند، از جمله این که تثبیت و تحکیم موقعیت و جایگاه این کشور در حزب دموکرات در آستانه انتخابات میان دورهای کنگره و تحت فشار قرار دادن و به عبارتی اعتراف بغداد به عدم توانایی در کنترل امور تا بازگشت آمریکاییها به این کشور را به گونهای دیگر موجب گردد، چون از انتخابات مارس سالجاری تاکنون هنوز احزاب و جناحها و جریانهای سیاسی فعال در عراق هنوز موفق نشدهاند، به توافقی در زمینه ترکیب و ساختار دولت جدید برسند و این زمینه را برای یک جنگ خانگی دیگر در عراق آماده میکند.
بن یشای با اشاره به این نکته که نه ایران و نه آمریکا و حتی سوریه و عربستان به دلیل داشتن منافع بسیار در عراق خواستار بروز چنین جنگ خانگی نیستند، میافزاید: تنها طرف سود برنده از این شرایط سازمان القاعده است تا آتش جنگهای طایفهای را در این کشور دامن بزند.
وی تاکید میکند، شاید اوباما با خروج خود از عراق خواسته این پیام را به افغانها بدهد که زمان خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان هم چندان دور نخواهد بود و شاید یک یا دو سال دیگر نوبت خروج از افغانستان هم برسد و بدین وسیله مقداری از نفرت افغانها از نیروهای امریکایی را بکاهد.
یشای در پایان با اشاره به بازتاب دوپهلوی خروج نیروهای آمریکایی از عراق بر اسرائیل مینویسد: اگر خروج نیروهای آمریکایی از عراق با تشکیل و تثبیت اوضاع داخلی در عراق همراه باشد، بیشک جایگاه آمریکا در منطقه تقویت خواهد شد و این به نفع اسرائیل است، اما اگر این خروج با تشدید بحرانها و بروز یک جنگ خانگی دیگر در عراق همراه باشد، باید منتظر زیرسؤال رفتن وجهه آمریکا در منطقه و از دست رفتن جایگاه گذشته این کشور در خاورمیانه بود و آن وقت است که مقامات اسرائیل باید در اندیشه چالشها و خطراتی باشند که موجودیت و امنیت اسرائیل را به شدت به خطر خواهند انداخت.
در انتهای این مقاله به بررسی دیدگاههای "زلمان شوفال " سفیر پیشین رژیم صهیونیستی در آمریکا خواهیم پرداخت، وی در این باره معتقد است: سخنان دراماتیک "باراک اوباما " رئیس جمهور آمریکا مبنی بر خروج از عراق بیش از آنکه عراقیها را مورد خطاب قرار دهد، شهروندان آمریکایی را مورد خطاب قرار داد.
مشاوران سیاسی و نه حرفهای اوباما تصمیم گرفتند تا به رئیس جمهور آمریکا پیشنهاد دهند، نیروهای آمریکایی را پیش از انتخابات میان دورهای کنگره از عراق خارج کند تا به نظر آمریکاییها اینگونه بنماید که به وعده خود وفادار بوده است و همانطور که میدانید، آمریکا تنها کشوری نیست که ملاحظات سیاست داخلی بر ملاحظات سیاسی دیگرش از جمله ملاحظات استراتژیک اولویت داشته باشد.
اما به اعتقاد شوفال آنچه نگران کننده مینماید، اوضاع آمریکا نیست، بلکه اوضاع داخلی عراق درپی اتخاذ این تصمیم است، وی در این باره تاکید میکند: به محض خروج نیروهای آمریکایی از عراق بیشک شاهد تشدید خشونتها و اختلافات میان طوایف و پیروان ادیان مختلف این کشور خواهیم بود، در آن زمان است که باید انتظار تشدید شکافهای داخلی در این کشور را داشت: شیعه علیه شیعه، سنی علیه سنی، سنی علیه شیعه و همه علیه کردها و بالعکس و در آن صورت است که پنج هزار سرباز آمریکایی باقی مانده در عراق بیش از پیش در معرض حملات تروریستی قرار خواهند گرفت که رهآورد مثبتی برای آمریکا در منطقه به همراه نخواهد داشت.
وی در اثبات ادعای خود درباره تهدید جایگاه و موقعیت آمریکا در منطقه به سخنان یکی از مقامات بلند پایه پیشین آمریکایی استناد میجوید که پس از سخنرانی اوباما در زمینه خروج از عراق گفته بود: "القاعده و طالبان هم به سخنرانی اوباما گوش دادند " و تفسیر آنها از سخنان وی این بوده که این هم یکی دیگر از نشانههای ضعف آمریکا است.
در حقیقت زلمان شوفال تلاش میکند، بدین وسیله وضعیت آمریکا را به وضعیت اسرائیل پس از عقبنشینی از جنوب لبنان و اسرائیل پس از قطع ارتباط یکجانبه با نوار غزه تشبیه کند و در اینباره میگوید: همانگونه که حزبالله ادعا کرد اسرائیل را از جنوب لبنان بیرون رانده و حماس مدعی شد، موجب عقبنشینی اسرائیل از غزه شده است، بیشک طرفهای تروریستی در عراق نیز تصور خواهند کرد که این آنها بودهاند که آمریکا را وادار به خروج از عراق نمودهاند و در این موضوع نه واقعیتها که برداشتها و تصورات هستند که اهمیت دارند و تنها سودبرنده از این شرایط ایران است.
سفیر پیشین رژیم صهیونیستی در آمریکا با اشاره به این که خروج آمریکا از عراق پیامهایی برای مقامات این رژیم نیز دارد، گفت: پیام این خروج، آشکار و قابل تامل در دو کلمه است "جبهه شرقی " و این طلب میکند، مقامات رژیم صهیونیستی برای آینده در اندیشه آمادگی نظامی و امنیتی بسیار فراتر از آنچه اکنون در آن قرار دارند، باشند.
شوفال میافزاید: در حال حاضر کشور اردن دورترین عمق استراتژیکی اسرائیل است و به نظر میرسد، دره اردن آخرین خطی باشد که اسرائیل با بهرهگیری از آن مانع نفوذ شهادت طلبان به سرزمینهای اشغالی شود، همین یک عامل و بدون توجه به عوامل دیگر کفایت میکند که در تمام مذاکرات سازش با فلسطینیها مقامات صهیونیستی بر استیلا بر دره اردن پافشاری نمایند. اگرچه فلسطینیها تمایل دارند، نیروهای چند ملیتی در این منطقه مستقر شوند، اما تجربه عدم کارآیی این نیروها را به ما ثابت کرده است.