کرم نجفی
نیکولا سارکوزی با کسب 6/53 درصد آرا مردم فرانسه صاحب مشروعیت و اقتداری بینظیر و غیر قابل اعتراض در صحنه سیاسی فرانسه شد و حتی توانست درصد آرای کسب شده از سوی فرانسوا میتران در سال 1998 را تا حدودی و ژاک شیراک در سال 1995 را به نسبت قابل توجهی بهبود ببخشد. در آن سوی دیگر سگولن رویال رقیب سوسیالیست سارکوزی در عین حال که توانست ثابت کند نظرسنجیها صددرصد هم دقیق نیستند و فاصلهاش را با رقیبش کاست، شکست سنگینی خورد. این پیروزی شیرین و شکست تلخ در حالی رقم خورد که هر دوی این کاندیداها برنامهای را برای حل معضلات داخلی در دوره رقابتهای انتخاباتی معرفی کرده بودند. برنامهای که جامعه امروز فرانسه به آن نیازمند است.
جامعهای که بحرانهای اخلاقی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بیست ساله را پشت سر گذاشته است. فرانسه با نه خود به فرانسوا میتران در سال ۱۹۸۸ شکست شعارهای دروغین ژاک شیراک در سال 1995 و رد قانون اساسی مشترک اروپا در سال 2002 و پشت سر گذاشتن شورشهای حاشیهنشینان در سال 2005 به کشور مریض اروپا تبدیل شده است. در چنین شرایطی بود که مردم فرانسه اشتیاق و علاقه خود را از طریق انتخابات اعلام کردند و آنها اعلام کردند که کشورشان نیازمند تحولی همهجانبه و اصلاحاتی عمیق است. آنها دیگر کاری به ایدئولوژی و شعارهای پوچ و بیاثر ندارند. آنها برنامه میخواهند و عمل. در این میان سارکوزی سیاستمداری بود که در پی سالها تجربه پرورده شده بود او حزبی را رهبری و گروهی را گرد آورده و به تجدید و اصلاح ایدئولوژی راست پرداخته بود. او عمیقاً به نوسازی و تجدید ساختارهای گوناگون جامعه فرانسه آگاهی داشت و طوری به این نیازها و خواستها که بیان آنها از سوی طبقات مختلف جامعه برایش کاملاً مجسم بود.
اما سگولن رویال سوسیالیستی بود که در دل حزبی متفرق، تنها بود و نتوانست استراتژی و اهداف این حزب را مدرنیزه و حتی در جلب حمایت حداقلی آرای جبهه ملی و چپ که میتوانست به پیروزیاش منجر شود موفق باشد او زمان لازم را برای تفسیر و پیاده نمودن جنبش سوسیال- دمکراسی خود پیدا نکرد و بعد از جلسه مناظرهاش با سارکوزی که خیلی مبهم و غیر شفاف سخن میگفت و از برنامهای اسکاندیناویایی برای حل بحرانهای جامعه فرانسه را به مدت پنج سال اداره نماید. او وظیفه و مسؤولیت گستردهای دارد در عین حال که باید در ایجاد جنبش انقلاب داخلی موفق باشد. باید در زمینه سیاست خارجی و در صحنه بینالمللی به فوریتهای دیپلماسی فرانسه نیز بپردازد.
سارکوزی در صحنه داخلی کشورش، ملزم به اجرای تحولی عظیم و جنبشی انقلابی است تا بتوانند غرور از دست رفته هموطنان و کشورش را در صحنه بینالمللی و اروپا به آنها بازگرداند. امروز فرانسه با مشکلات عدیده اقتصادی و اجتماعی در صحنه داخلی روبهرو است. جوانان فرانسه از بیکاری رنج میبرند و از امنیت اجتماعی برخوردار نیستند. سارکوزی که شورشهای حاشیهنشینان را در سال گذشته در سمت وزارت کشور تجربه کرده است، با این مشکلات چندان هم بیگانه نیست. بنابراین او میداند که باید در جامعه انقلابی در زمینه اشتغال و معضلات دیگر اجتماعی ایجاد نماید. به همین خاطر او برنامهای را برای مدت ریاستجمهوری خود در نظر گرفته است برنامهای که برگرفته از بناپارتیسمی است که توجه ویژهای به تولیدات داخلی دارد و در همین حال لیبرالتر از برنامهای است که بلریسم به کار گرفته است.
سارکوزی با کیاست و زرنگی این ابهام را در برنامههای داخلی خود قرار داده تا بتواند طبقات اجتماعی فرانسه را به سوی اصلاحات بسیج کند اما اینکه آیا سارکوزی خواهد توانست به این بحرانها خاتمه دهد و به نتایج مورد انتظار دست یابد و یا این که یک نه دیگری از سوی فرانسویان در سال 2012 در تاریخ این کشور ثبت خواهد شد، نکتهای است که باید در آینده به قضاوت آن نشست. اما سارکوزی به محض ورود به کاخ الیزه، در صحنه بینالمللی نیز مشغولیتهای فراوان دارد.
در اولین هفته ماه ژوئن رییسجمهور منتخب فرانسه باید در اجلاس سران هشت کشور صنعتی جهان که به رهبری آنگلامرکل در آلمان برگزار خواهد شد، حضور یابد. صدراعظم آلمان میخواهد حفاظت از زمین و اجرای پیمان کیوتو را در اولین دستور جلسه این نشست قرار دهد و انتظار نمیرود او در کسب رضایت سارکوزی که در اولین صحبتهای خود بعد از پیروزی در انتخابات اجرای پیمان کیوتو را از اولویتهای خود تلقی کرده کاری سخت پیشرو داشته باشد. این اجلاس همچنین میتواند بازتاب دیدگاه سارکوزی در مورد گفتوگوی صادقانه با روسیه و تاثیر این ایده در روابط دو کشور بهویژه در رابطه او با پوتین را منعکس نماید. بعد از انتخابات همیشه انتظارات اتحادیه اروپا نیز از فرانسه بالا میرود.
شورای اتحادیه اروپا که ریاست آن را نیز مرکل در دوره سه ماهه بر عهده دارد قرار است در 21 و 22 ژوئن نشستی داشته باشد و در این نشست مرکل به دنبال این خواهد بود تا اتحادیه اروپا را از بنبستی قطعی که به دنبال رأی منفی فرانسویان و هلندیها به قانون اساسی مشترک اروپا به آن دچار شده، برهاند. این موضوع به نظر سارکوزی بستگی دارد که اظهار داشته است تصمیم دارد عهدنامهای را در پارلمان فرانسه به تصویب برساند که میتواند به سادهسازی و اصلاح این قانون کمک نماید و سرانجام مشکل عمده این روزهای فرانسه که ژاک شیراک نیز در آخرین روزهای حکومت خود به شدت با آن درگیر بود جریان گروگانگیری شهروندان فرانسوی به دست نیروهای طالبان در افغانستان است که با والتیماتومی سارکوزی را در ابتدای حکومتش به چالش کشیده است. آنها همچنین خواستار خروج نیروهای فرانسوی از افغانستان شدهاند.