آیا زمان بهنفع اسرائیل است؟
یکی از مباحث مطرح شده در اولین روز کنفرانس با عنوان "آیا زمان به نفع اسرائیل است؟ " توسط پروفسور "الکس مینتص " رئیس دانشکده "کالج حکومت، دیپلماسی و استراتژی لاودر " ارائه شده است.
این کالج یکی از سه مؤسسه برگزار کننده کنفرانس سالانه هرتصلیا است.
این محقق صهیونیست با توجه به شرایط پیش آمده در خاورمیانه و همچنین تضعیف رژیم صهیونیستی در عرصه بینالملل میگوید: متأسفانه چرخش زمان نسبت به دهه گذشته علیه اسرائیل حرکت میکند و میبایست به دنبال راهبردی باشیم تا بتوانیم این تغییر زمان را به نفع خود برگردانیم.
وی موج اسلامخواهی کشورهای منطقه از جمله مصر، ترکیه را عاملی تهدید کننده برای موجودیت رژیم صهیونیستی معرفی میکند و میگوید: این تغییرات و حرکت به سمت اسلامیزه شدن کشورهایی نظیر ترکیه، یمن و حتی مصر نشانهای از تأثیرات انقلاب اسلامی در سال 1979 است.
مینتص همچنین سیاست خارجی رئیس جمهور ایران را به عنوان کلید پیروزی کشورهای منطقه علیه رژیم صهیونیستی معرفی میکند و میگوید: کشورهای عربی تنها با محوریت رهبری ایران و رئیس جمهور این کشور میتوانند علیه اسرائیل پیروز شوند.
مشکلات داخلی اسرائیل کمکی به تغییر راهبرد نمیکند
این محقق صهیونیست در ادامه بحث خود به تبیین مشکلات داخلی رژیم صهیونیستی میپردازد و این مشکلات را عاملی برای تهدید این رژیم از داخل جامعه یهودی میداند که میتواند این رژیم را از داخل آسیب پذیر کند.
وی بحران حکومتی را که در این رژیم ریشهدار شده و دارای سیستم ضعیف و فاسد انتخاباتی است، به عنوان یکی از مشکلات داخلی معرفی میکند و میگوید: یکی از مشکلات داخلی، سیستم معیوب و فاسد انتخاباتی الکترال است که همه افراد از ضعف سیستم آگاهی دارند ولی هیچکس تا به حال تلاشی برای رفع این مسئله نکرده است.
مینتص میگوید: از دیگر عوامل داخلی آسیب پذیر بودن اسرائیل، اختلافات اجتماعی و سیاسی در این کشور است.
از جمله اختلافات اجتماعی، اختلاف میان گرایشهای مختلف یهودی و همچنین برتری دادن یهودیان غیرعرب بر یهودیان عربی است.
وی دلایل خود برای این اختلاف طبقاتی را نظام آموزشی و اختلاف شدید در سطح رفاه میان طبقات مختلف اجتماعی در این رژیم معرفی میکند.
مینتص درباره اختلافات سیاسی میگوید: اختلاف سیاسی که از مهمترین اختلافات و شکافها در بدنه سیاسی اسرائیل است، شامل دو گرایش کاملا متضاد است؛ گرایش اول به دنبال بسط و گسترش محدوده اسرائیل است و با سیاستهای تساهلی کابینه مخالف است.
گرایش دوم به دنبال عقب نشینی از محدودههای فعلی و عقب نشینی از مرزهای 1967 است.
وی میگوید: اگر این دو گرایش در هم ادغام نشود با تغییر هر کابینه راهبردی متغیر با راهبرد قبلی روی میز کار قرار میگیرد و این وضعیت ارزیابی آینده را دچار مشکل میکند.
از دیگر عوامل آسیب پذیر بودن رژیم صهیونیستی از نگاه این محقق صهیونیست، کوچک بودن محدوده تحت کنترل این رژیم است.
پروفسور مینتص میگوید: از نظر عمق ژئواستراتژیکی و باریک بودن محدوده اسرائیل، به نظر میرسد در زمان وقوع جنگ میان اسرائیل و کشورهای مسلمان افراطی، اسرائیل قادر نخواهد بود از محدوده تحت کنترل خود محافظت کند و حتی ممکن است قسمتهایی از این سرزمین تحت کنترل متجاوزین قرار بگیرد.
جنگ دوم لبنان معیار ناتوانی اسرائیل
رئیس دانشکده کالج حکومت، دیپلماسی و استراتژی لاودر در ادامه با تبیین نتایج جنگ میان این رژیم و حزبالله لبنان، نتایج این جنگ را به طور کلی منفی تلقی میکند و میگوید: آنچه در جنگ دوم لبنان نصیب کشورهای منطقه شد، ناتوانی نظامی این رژیم با وجود تسلیحات پیشرفته نظامی است.
مینتص میافزاید: جنگ دوم لبنان آسیب پذیری اسرائیل در حمله به مناطق پرجمعیت این کشور را به کشورهای افراطی منطقه نشان داد.
وی در ادامه می گوید: اگرچه دکترین اسرائیل در حمله سریع به خاک دشمن مهم است، ولی جنگ دوم لبنان ثابت کرد که این دکترین نیازمند بازتعریف است؛ زیرا هنگام حمله به دشمنی که دارای تسلیحات مختلف نظامی است، توانایی اسرائیل برای دفع حملات بسیار پایین است.
وی همچنین درباره تجمیع ارتشهای کشورهای مسلمان علیه این رژیم گفت: اگر ارتشهای کشورهای مسلمان افراطی علیه اسرائیل بسیج شوند، با وجود کمک متحد استراتژیک اسرائیل یعنی آمریکا، قطعا توانایی نظامی این کشورها بیش از توانایی نظامی اسرائیل و آمریکا خواهد بود.
راهکار برای مقابله با تغییر زمان بهنفع اسرائیل
این محقق صهیونیست در انتهای بحث خود، با اظهار ناامیدی از کشور مصر و تبدیل شدن این کشور به عنوان یک متحد استراتژیک برای رژیم صهیونیستی، نتیجه گیری کرده و به ارائه راهحل برای خروج رژیم صهیونیستی از این بحران میپردازد.
وی در نتیجه گیری خود میگوید: با افول سیاستهای آمریکا در منطقه به خصوص خاورمیانه و همچنین سقوط دوستان اسرائیل و آمریکا، تشدید رقابت تسلیحاتی در منطقه میان کشورهای مسلمان افراطی و رشد نفوذ و قدرت ایران به عنوان مهمترین دشمن اسرائیل در منطقه، عملا همه چیز علیه اسرائیل است.
وی برای خارج شدن اسرائیل از این وضعیت سه راهحل ارائه می کند.
1) خارج کردن سوریه از محور کشورهای مخالف با اسرائیل و متقاعد کردن سوریه به هر صورتی که ممکن است.
2) اصلاح رابطه با ترکیه به نحوی که این کشور از حالت کشور متخاصم با اسرائیل به صورت یک کشور بیطرف با تمایلات اسرائیلی تبدیل شود.
3) تلاش برای رسیدن به صلح اسرائیلی و متقاعد کردن کشورهای منطقه جهت دوستی نسبی با اسرائیل.