سید عماد حسینی
*دلیل مخالفت شدید شما با تشکیل دادگاه بینالمللی جهت رسیدگی به اتهامات افرادی که مظنون به ترور رفیق حریری هستند چیست؟
**ما مخالفتی با تشکیل دادگاه بینالمللی نداریم. در گفتوگوهای حزبا.... و همه گروههای مخالف (دولت سنیوره) و البته تمامی طیفهای لبنانی بر لزوم تشکیل دادگاهی بینالمللی تاکید شد، اما شاهد آن بودیم که شورای وزیران با دور زدن مراکز قانونی به نحوی این قطعنامه را بدون در نظر گرفتن رای آنها به تصویب رسانده و خواستار تشکیل این دادگاه بینالمللی شدند.
مضمون مخالفت و مناقشه ما بر سر اصل تشکیل دادگاه نیست، بلکه ما به دنبال تشکیل دادگاهی با گرایش جنایی هستیم، نه یک دادگاه سیاسی. در حالی که ما در مضمون پیشنهادی تشکیل این دادگاه به نوعی سوءاستفاده سیاسی رسیدیم. ما این دادگاه را در راستای منافع آمریکایی یافتیم و از اینرو بر این باوریم که تشکیل اینگونه دادگاهها ضررهای جبرانناپذیری را به تلاش برای رسیدن به حقیقت میرساند.
ما خواستار انجام تعدیلهای مناسب بر نحوه تشکیل آن هستیم. همچنین این دادگاه باید در چارچوبهای قانون اساسی لبنان مورد بررسی قرار گیرد و پس از تصویب در کانالهای قانونی به شکل طبیعی و در چارچوب خواست لبنانیها برای مجازات قاتلان کار خود را آغاز کند.
*بعد از مرور حدود شش ماه از اعتراضات مستمر، آیا تصور نمیکنید که حزبا.... و همپیمانانش در سرنگونی دولت سنیوره ناکام مانده و شکست خوردهاند؟
**در پاسخ به سوال شما مهم این است که ما چه تعریفی از شکست و پیروزی داشته باشیم و معیار ما برای سنجش آن چه خواهد بود. همچنین باید نحوه وقوع رویارویی سیاسی را هم در نظر بگیریم. در رابطه با پیروزی و شکست باید بگویم که حزبا... و گروه مخالفان در تلاش خود برای جلوگیری از قرار گرفتن لبنان زیر چتر قیمومیت آمریکا موفق بودهاند.
از نظر ما اگر طرح دولت به همان شکل پیش میرفت بهطور حتم لبنان به یکی از گامهای تشکیل خاورمیانه جدید تبدیل میشد. همان طرحی که کاندولیزا رایس (وزیر امور خارجه آمریکا) در زمان حمله اسرائیل علیه لبنان و دقیقا در روز دهم این حمله در مورد آن سخن گفت و خبر داد که این جنگ دردهای زایمان به دنیا آمدن خاورمیانه جدید محسوب میشود. پس ما باید قبول کنیم که مخالفان در جلوگیری از پیشرفت این طرح و حتی متوقف کردن آن به موفقیتهایی دست یافتهاند. همچنین ما اکنون شاهد آن هستیم که کابینه لبنان قادر به انجام هیچ کاری نیست، دولت فعلی، دولتی غیر قانونی است و کشور به حالت فلج درآمده است.
ما در این رویارویی به دنبال به دست آوردن پیروزی در برابر گروه سلطهگر نیستیم بلکه ما در صدد آنیم که از عملکردی که برای لبنان بسیار گران تمام میشود جلوگیری کنیم. پس میتوانم بگویم که گروه مخالفان در واقع در موضع واکنش هستند نه کنش. به بیانی واضحتر باید بگویم که ما در واقع در مقابل چالشهای فرارو، در حال مقاومت هستیم نه در موضع در اختیار داشتن ابتکار عمل که به لبنان آسیب برسانیم.
اما در مورد سرنگونی دولت سنیوره باید بگویم برای سرنگون ساختن بالفعل دولت سنیوره این مساله به پارامترهای فرامرزی وابسته است.
دولت غیر قانونی سنیوره که اکنون کاخ نخستوزیری (السرای)را در اشغال خود دارد با حمایتهای بینالمللی ادامه حیات میدهد و برای ادامه بقای خود به تفاوتها و اختلافات مذهبی و طایفهای در کشور تکیه کامل دارد. دولت سنیوره امروز پشت این اختلافات خود را پنهان کرده است و از هر عملکردی که منجر به بروز فتنه داخلی میشود، حمایت میکند.
اینجا باید به شما بگویم اگر تنها یک رویارویی ساده بین دولت و مخالفان بود و پارامترهای دیگر بینالمللی وارد صحنه نمیشد و مساله مذهبی و طایفه در کشور پیش کشیده نمیشد، دولت سنیوره از همان ابتدای تحرک گروه مخالفان و تظاهرات مشهور 10 دسامبر 2006 سقوط مهیبی مییافت اما ما در مقابل پیچیدگیهایی هستیم که خاص لبنان است، ما در مقابل صفآرایی جهانی واقعی هستیم و مخالفان اکنون در مقابل یک توطئه بینالمللی که لبنان را تهدید میکند قرار گرفتهاند.
*حزبا... نسبت به نادیده گرفته شدن قانون اساسی توسط گروه 14 مارس هشدار داد، همانطور که در مورد ارسال طرح دادگاه بینالمللی به شورای امنیت هم هشداد داده بودید (اما این کار انجام گرفت) اگر فرض را بر این بگیریم که اکثریت پارلمانی دست به اقدامی زد که شما آن را مغایر با قانون اساسی میدانید آنگاه حزبا.... چه خواهد کرد، آیا تصور میکنید ادامه تحصن در خیمهها میتواند راهکار مناسبی برای حلوفصل بحران باشد؟
**زمانی که تجاوزات علیه قانون اساسی افزایش یابد و بسیاری آن را زیر پا بگذارند، به معنای آن خواهد بود که ساختار و شرایط قانونی کشور دچار تزلزل شده است و آنگاه است که نتایج وخیمی در انتظار همه خواهد بود. ما از روند اوضاع پیشی نمیگیریم از اینرو سعی نخواهم کرد تا تصوری از آنچه که در این شرایط رخ خواهد داد بدهم، اما میگویم اگر تجاوز به قانون اساسی که به روشهای مختلف در حال انجام است ادامه یابد، به آن معنی است که کشور از بحرانهای افزونتری رنج خواهد برد، نمیدانم در چه هرجومرجی خواهیم بود و از ابعاد این هرجومرج آگاه نیستیم. در مورد اخیر ما به تصویب طرح دادگاه بینالمللی در چارچوب فصل هفتم باید توضیح دهم که در صورت تصویب در این چارچوب به آن معنی خواهد بود که در لبنان حاکمیتی وجود ندارد و این کشور هرچه بیشتر به سوی قرار گرفتن زیر چتر بینالمللی پیش میرود.
این تصویب به آن معنی است که دادگاه جنبه سیاسی دارد و این به خودی خود مانع از پیشبرد روند دادگاه در امور جنایی میشود. پس در اینجا به آنانی که سعی دارند دادگاه را به این سمتوسو بکشانند هشدار میدهم که باید مسوولیت عواقب این اقدام را به عهده بگیرند.
*واقعا این دو خط موازی (موافقان و مخالفان دولت) لبنان در کجا همدیگر را قطع خواهند کرد؟
**گروه 14 مارس باید قانع شوند این راهی را که طی میکنند آنها را به نتیجه نخواهد رساند و معانده و چنگ زدن به قدرت و اشغال کاخ نخستوزیری راهحل محسوب نمیشود. در کشوری همچون لبنان هیچکس نمیتواند به تنهایی حکومت کند، ساختار این کشور مشارکت حقیقی را برای حکومت میطلبد، از اینرو امیدوارم که آنها هرچه زودتر به این فهم و درک برسند تا لبنان زیانهای بیشتری را متحمل نشود.
*چرا تمام نگاه گروه طرفدار دولت متوجه خلع سلاح حزبا..... است؟
**آمریکا مهمترین طرفی است که به دنبال خلع سلاح مقاومت است و در این راه اسرائیل هم با این سیاستها همراه و همسو میباشد. قصد و هدف اصلی از این اقدام تضعیف لبنان است تا این کشور آماده اجرای سیاستها و طرحهای اسرائیل باشد مهمترین طرح اسرائیل اسکان دائمی فلسطینیان در لبنان است همچنین باید لبنان به گذرگاهی برای تضعیف قدرتهای منطقهای مبدل شود، پس میتوانم بگویم که طرح خلع سلاح مقاومت طرحی آمریکایی- اسرائیلی است.
حرف و حدیثهایی که در داخل لبنان در این رابطه گفته میشود، تنها زمانی سندیت و رسمیت پیدا میکند که دولتی قانونی تنها مرجعی است که میتواند در مورد نحوه حمایت از کشور در مقابل تجاوزگری و اشغالگریهای اسرائیل تصمیمگیری کند. در آن شرایط ما در مورد گامهای عملی و استراتژیهای دفاعی با این دولت به توافق رسیده و این سلاح هم در چارچوب استراتژی دفاعی معنی و مفهوم خاص به خود را خواهد گرفت. در مورد تمایل برخی از گروه حامی دولت برای حلوفصل سریع سلاح مقاومت و بیدفاع کردن لبنان هم باید بگویم که چنین مسائلی وجود دارد اما ما کاری با تمایلات و رویاها نداریم. اکنون مسوولیتی بر دوش نیروهای سیاسی محوری لبنان وجود دارد و آنها را موظف به مقابله با شرایط حقیقی همچون خطر اشغالگری اسرائیل کرده است، پس باید در این چارچوب یک استراتژی دفاعی برای سرنوشت این سلاح اندیشید و راهکارهایی را برای آن یافت.
*حال اگر اسرائیل از کشتزارهای شبعا و تپههای کفرشوبا عقبنشینی کند، چه؟ آیا با زدوده شدن خطر اشغالگری اسرائیل، حزبا.... سلاح خود را تسلیم خواهد کرد؟ از دید حزبا..... این سلاح باید به چه طرفی تحویل داده شود؟
**موضوع سلاح موضوعی است که فعلا در دستور کار بررسی و مناقشه در چارچوب توافقات سیاسی نیست. عقبنشینی از کشتزارهای شبعا و تپههای کفرشوبا هم با یک پیروزی برای مقاومت محسوب میشود، حال به هر نحوه که انجام گرفته باشد. اما مسائل دیگری هم وجود دارد، مساله اسرا یکی دیگر از خواستههای ماست، ما مصرانه خواستار آزادی آنها هستیم. همچنین بعد از این مرحله باید نحوه رویارویی با خطر اسرائیل را هم در نظر داشته باشیم. با توجه به ادامه این خطرات، نباید به دنبال طرفی باشیم که سلاحمان را به آن تحویل دهیم بلکه اولویت این است که استراتژی دفاعی برای حمایت لبنان چگونه خواهد بود.
*شما یکی از نزدیکترین افراد به سید حسن نصرا.... دبیر کل حزبا.... لبنان هستید، از زمان آغاز جنگ 34 روزه تاکنون وی مجبور شد به زندگی زیززمینی روی آورد، او روز خود را چگونه میگذارند؟
**حجتالاسلام سید حسن نصرا.... دبیر کل حزب است و رهبری آن را به عهده دارد. او جلسات مستمری را با رهبران حزب انجام میدهد و با برخی از سیاستمداران هم تماس مستمری دارد. او نقش تبلیغاتی خود را هم با حضور در رسانهها و در میان مردم ایفا میکند و این مساله از حضور وی در مراسمهای مردمی، گفتوگوها و سخنرانیها مشهود است. پس او به فعالیت طبیعی خود که یک رهبر حزب باید انجام دهد، میپردازد. بله تفاوتهایی هم در نوع تحرکات وی به وجود آمده است و تدابیر امنیتی بیشتری در رفتوآمدش و نیز در زمان حضورش در اماکن مختلف به کار گرفته میشود تا از هر نوع حمله اسرائیلی علیه وی اجتناب گردد، به هر شکل او فرد شماره یک فهرست ترور موساد و آمریکا است.
از اینرو من تعبیر فعالیت زیرزمینی با روی زمینی را دقیق نمیدانم. تنها تدابیر امنیتی مناسبی برای حفظ جان ایشان انجام گرفته اما این تدابیر کارایی و فعالیتهای رهبری سید حسن نصرا.... را کاهش نداده است.
این مساله را میتوان از روند فعالیتهای حزب طی مدت گذشته به وضوح لمس کرد.