ناهوم گلدمن، بنیانگذار کنگره بینالمللی یهود نیز ضمن تکرار این ادعا، ایده صهیونیسم را مربوط به سال 1897 میداند. بسیاری از کتب درسی جغرافیای سیاسی در ایالات متحده، این ادعاهای صهیونیستها را تکرار میکنند.
بسیاری از دانشمندان جغرافیای سیاسی در آمریکا، این ادعاها را باور دارند و یا این که در مقابل این ادعاها سکوت اختیار میکنند چرا که میترسند به یهودیستیزی متهم شوند.
یهودیان، متحدان پروتستانها علیه کاتولیکها
منازعه مابین اصلاحگران مذهبی و مخالفان آنان، مهمترین رویداد ایدئولوژیکی در اروپای قرون شانزدهم و هفدهم بود. طی دوران اصلاح دینی، یهودیان گاه به سمت پروتستانها و گاه به سوی کاتولیکها کشیده میشدند. قبل از اصلاح مذهبی، ایده رجعت یهود به فلسطین یا مفهوم ملت یهود، جایی در اندیشه سنت کاتولیکی نداشت. جنبش اصلاح مذهبی این مفاهیم را ابداع و در پی آن الهیات آخرالزمانی را ایجاد کرد که شامل گرایش یهودیان به مسیحیت به عنوان پیشدرآمد رجعت دوباره مسیح نیز میشد. پروتستانها در حالی که با عهد جدید (انجیل)، پاپ و رم مخالفت میکردند، بیشتر بر عهد عتیق (تورات)، اسرائیلیات انجیل و اورشلیم تاکید میکردند.
در همین زمان قدرتهای بزرگ اروپایی تلاش داشتند تا از یهودیان و یهودیت به عنوان مستمسک مذهبی برای استعمار سرزمین مقدس فلسطین، بهرهبرداری کنند. مارتین لوتر، کشیش آلمانی و بنیانگذار جنبش اصلاح دینی، برای اولین بار تلاش کرد تا از یهودیان بهرهبرداری سیاسی و مذهبی نماید. لوتر، یهودیان را متحدان بالقوه علیه کاتولیکها میدید و نیز امید داشت که آنان به مذهب پروتستانیسم تغییر مذهب دهند. وی یهودیان را وارثان حقیقی اسرائیلیات انجیل و خویشاوندان نسبی مسیح نامید.
لوتر در کتاب خود از یهودیان تجلیل کرد، در حالی که دیگر همکیشان وی، یهودیان را پست میشمردند و آنان را به خاطر طرد کردن، آزار و اذیت و کشتن مسیح، مقصر میدانستند.
لوتر در یک اقدام یهودیدوستانه دیگر و با بیاعتنایی به پاپ و کلیسای کاتولیک، کتابهای به اصطلاح ملحقات پروتستانی را که نسخه رسمی یهودی، آنان را به عنوان بخشی از کتاب مقدس عبری قبول نداشت، از عهد عتیق حذف کرد. از آن زمان به بعد، کتاب مقدس پروتستانی، این چهارده کتاب را کنار گذاشت و آنان را ملحقات یا نوشتههای مقدس قابل تردید نامید.
ابداع صهیونیسم در انگلیس
صهیونیسمگرایی نخبگان انگلیس عملا زمانی شروع شد که هری هشتم پادشاه انگلستان در سال 1534 خود را رئیس کلیسای انگلستان نامید و سپس دستور داد تا در هر کلیسا، نسخهای انگلیسی از انجیل کامل قرار داده شود. به موازات این که تفسیر عوامانهای از انجیل و تاکید بر عهد عتیق (تورات) در فرهنگ انگلیس نفوذ میکرد، به اصلاح مذهبی در انگلستان به عنوان فرآیند یهودی کردن مردم، حرکت میشد. با آن تفسیر از انجیل، کلماتی مانند سامی، عبری، اسرائیلیات و یهودی، رفتهرفته در فرهنگ انگلیس، به معنای مترادف هم به کار گرفته میشدند.
با محکوم و زنده سوزانده شدن فردی به نام فرانسیس کت به جرم وفاداری به رجعت، در سال 1589، صهیونیسم در انگلیس آشکار شد.
بهرغم حوادث یهودیستیزانه متناوب، مثل متهم شدن پزشک شخصی یهودی الیزابت اول به خیانت و تلاش برای مسموم کردن ملکه، صهیونیسم انگلیسی همچنان به رشد خود ادامه میداد. صهیونیسم انگلیسی با ظهور پیورتینها وارد مرحله جدیدی شد. پیورتینهای انگلیس، از دیدگاه کالوین در مورد ثروت و آموزههای کالوینیستی، متاثر بودند که توفیق مالی و سختکوشی را بزگترین فرمان خدا میدانست. پیورتینهای افراطی پیشنهاد کردند که روز شنبه به جای یکشنبه تعطیل رسمی اعلام شود و نامهای توارتی برای خود اقتباس کردند. بعضی از آنان به یهودیت تغییر مذهب دادند و بقیه الوهیت عیسی را انکار کردند. همچنین در سال 1655 دوباره به یهودیان اجازه ورود به انگلیس داده شد و در سال 1753 پارلمان انگلیس، لایحهای را تصویب کرد که طبق آن به یهودیانی که 3 سال در انگلیس اقامت میکردند، تابعیت انگلیسی اعطا میشد. کار به آنجا رسید که در سال 1890، کنت میث در عمارت شهرداری، خطاب به دوهزار نفر از کشیشان و اشراف گفت: «مگر عیسی مسیح، خود یک یهودی نبود؟ ما کتاب مقدس؛ هم عهد عتیق و هم عهد جدید را مدیون یهودیان هستیم».
جنگ تجاری انگلستان با هلند که در قالب رقابت کمپانی هند شرقی انگلیس با کمپانی هند شرقی هلند متبلور میشد، در قرن هفدهم شدت یافت. متعاقب آن الیور کرامول از یهودیان دعوت کرد که به انگلستان بروند؛ زیرا او تصمیم گرفته بود که به منظور تقویت انگلیس در جنگ تجاری با پرتغال، اسپانیا و هلند، بازرگانان یهودی آمستردام را به لندن منتقل کند، زیرا یهودیان، به خاطر ثروت، مهارتهای بازرگانی و روابط تجاری خارجیشان، شهرت داشتند. با انقلاب 1789 فرانسه و متعاقب آن ظهور ناپلئون بناپارت و حمله وی به مصر و فلسطین و اعلامیه یهودی وی، صهیونیسم انگلیسی و فرانسوی، وارد مرحله جدیدی از رقابت شدید بر سر جامعه یهودیان اروپا شدند.
ناپلئون و صهیونیسم فرانسوی
ناپلئونبناپارت به نوعی مسیر میانهای مابین مواضع جنبش اصلاح دینی و مخالفان آن جنبش درباره یهودیان اتخاذ کرد، تحت نظم اروپایی ناپلئونی، بسیاری از حکام اروپایی، فرمان تاسیس محلههای یهودینشین و اعطای حقوق مدنی به یهودیان را صادر کردند. به نظر میرسید که ناپلئون تصمیم داشت از یهودیان به عنوان ستون پنجم خود در سراسر اروپا و حتی امپراتوری عثمانی استفاده کند. حمله ناپلئون به مصر و فلسطین در 99-1798 تحت تاثیر تصور او درباره سقوط قریبالوقوع عثمانی انجام شد و بخشی از نقشه او برای تضعیف قدرت انگلیس بود.
در پی انهدام ناوگان جنگی ناپلئون از سوی نیروهای انگلیسی، ناپلئون تصمیم گرفت به فلسطین حمله کند. گفته میشود که در خلال عملیات جفا، نیروهای ناپلئون بیش از 4هزار سرباز و تعداد بیشتری از ساکنان فلسطین را به قتل رساندند. وی همچنین دستور اعدام 2300 سرباز عثمانی را داد که تسلیم وی شده بودند. در پی این حمله، ناپلئون اعلامیهای صادر کرد وعده سرزمین مقدس فلسطین را به یهودیان داد و آنان را وارثان حقیقی فلسطین معرفی کرد. رقابت فرانسه و انگلیس درباره یهودیان، زمانی کاملا مشخص شد که ناپلئون اعلام کرد: «فرانسه، میراث اسرائیل را به شما یهودیان پیشکش میکند.» وی ادامه داد که فرانسه نمیخواهد این میراث را تصرف کند بلکه میخواهد از آن در برابر همگان، محافظت کند. با صدور چنین اعلامیهای، یهودیان به عنوان عوامل مخفی ناپلئون پنداشته شدند و این اعلامیه، عنصر مهمی در تبلیغات ناپلئون برای نفوذ در بین یهودیان اروپا بود.
در سال 1806 ناپلئون 111 نماینده مجلس بزرگان یهود از قلمرو و امپراتوری فرانسه و ایتالیایی را دور هم جمع کرد. وی از دیگر مجامع یهودی اروپا خواست تا نمایندگانی را به مجمع بزرگ بفرستند که در سال 1807 تشکیل شد. این مجمع و سخنرانیهای جلسات آن دشمنان ناپلئون را برانگیخت تا در خصوص وفاداری سیاسی جمعیت یهودیشان، مراقبت بیشتری به عمل آورند.
ناپلئون همچنین از رهبران یهودیان خواست تا درباره اعطای شهروندی فرانسه به تمام یهودیان، بحث و گفتگو کنند، البته به این شرط که یهودیان، در دفاع از فرانسه در جنگ با روسیه و جنگ اقتصادی وی برای ممنوعیت ورود کشتیهای انگلیسی به بنادر اروپایی قارهای، متعهد به همکاری با وی شوند. با این حال، یهودیان، صهیونیسم ناپلئونی را رد کردند و تنها یک گروه یهودی در پراگ، از اعلامیه وی استقبال کرد، در حالی که یهودیان فرانسه به ناپلئون یادآوری کردند که «پاریس، اورشلیم ماست.»
به نظر میرسد که اعلامیه صهیونیستی ناپلئون، مجلس بزرگان یهود و مجمع بزرگ باعث به وجود آمدن چیزی شد که به نام مساله یهود شناخته میشود یعنی جمعیتهای یهودی که درون جوامع غیر یهودی زندگی میکنند. این اقدامات ناپلئون همچنین پیشدرآمدی بر ایده کنگره ملی یهود و موسسه ملی یهود، انجمن استعماری یهود، برنامههای تئودور هرتزل برای تاسیس جامعه یهودیان و یک شرکت یهودی و در نهایت تاسیس رژیم فعلی اسرائیل و کنگره جهانی یهود و سازمان جهانی صهیونیست شد.
از زمان شروع جنبش اصلاح دینی تا روی کار آمدن ناپلئون سوم در فرانسه و حفر کانال سوئز، رهبران یهود با وجود تلاشهای فرانسه و انگلیس برای به کارگیری آنان هیچ نقشی در جنبش صهیونیسم نداشتند. ریشه غیر یهودی صهیونیسم با این واقعیت بیشتر نشان داده میشود که اندیشه رجعت ابتدا در انگلیس دوران کرامول ابداع شد، در حالی که در آن زمان یهودیان در آنجا زندگی نمیکردند. بعد از الیور کرامول صد سال طول کشید تا تعداد یهودیان انگلیس به 12هزار نفر برسد و 200 سال پس از کرامول تعداد یهودیان انگلیس به 25هزار نفر رسید.