تاریخ انتشار : ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۱۳:۱۶  ، 
کد خبر : ۲۱۲۴۳۰

پیدایش جنبش دانشجویی در ایران


سیدحسن قریشی
یکی از جنبش‌های اجتماعی در هر کشور جنبش دانشجویی می‌باشد، در همه کشورهای دنیا موضوع دانشگاه و مسائل وابسته به آن از عمده‌ترین مسائل اجتماعی است و حرکت دانشجویی جدا از مسائل اجتماعی نیست و جنبش دانشجویی بخشی از تکاپوی یک ملت می‌باشد. اما این جنبش نسبت به دیگر حرکات سیاسی و اجتماعی چند ویژگی دارد.
1- وجود آزادی نسبی در محیط دانشگاه‌ها که به طور سنتی حاکم بوده و این آزادی در تمام دنیا کم‌وبیش وجود دارد و رشد حرکات صنفی و حتی سیاسی به کمک این آزادی نسبی میسر بوده است.
2- در دانشگاه امکان برخورد و رویارویی افکار و عقاید زیاد است و چون با توجه به برنامه درسی دانشجویان و افزایش اوقات فراغت، این برخورد افکار کاملاً مشهود است.
3- دانشجو فردی جوان، جسور، فعال، حقیقت‌جو، فوق‌العاده، با تحرک و دارای روحیه تهاجم می‌باشد و برای مبارزه توانایی زیادی دارد.
4- دانشگاه به علت این که یک محیط علمی و تحقیقی است روحیه علمی، فلسفی بر جنبش دانشجویی حاکم می‌باشد.
5- چون بیشتر دانشجویان از طبقه متوسط جامعه بوده، نفوذ فراوانی در حرکت اجتماع بر علیه استعمار و استبداد دارند و چون به میز و مقام وابسته نیستند با فراغ بال و بدون طمع و ترس رسالت خود را انجام می‌دهند.
6- حرکت دانشجویی در هر کشور یک شاخص مناسب در مسائل اجتماعی یا سیاسی می‌باشد که این حرکت هم الگویی برای دیگر حرکت‌ها و نیز شاخصی مناسب در تحولات سیاسی کشور است که دیگر تحولات را با آن می‌سنجند.
پیدایش جنبش دانشجویی
در مورد پیدایش جنبش دانشجویی نظرات متفاوتی وجود دارد که عده‌ای این جنبش را پاسخی به نارسایی‌های نهاد دانشگاه در قبال شرایط جدید می‌دانند چون با پیدایش انقلاب صنعتی و افزایش متخصصین در دانشگاه و کثرت دانشجویان، دانشگاه پاسخگوی نیازهای آنها نبود در نتیجه حرکات دانشجویی بیشتر بر مبنای صنفی و در اعتراض به ضعف کارکردی و نهادی دانشگاه‌هاست، به وجود می‌آید که به مرور زمان حرکات صنفی، بهانه یا زمینه‌ای برای مبارزات سیاسی می‌شود.
برخی وجود تضاد در جامعه را عامل پیدایش این جنبش قلمداد می‌کنند، این تضاد ممکن است از نظر سیاسی و یا اقتصادی تبلور پیدا کند، تقسیم جامعه به دو طبقه فقیر و غنی، سرمایه‌دار و محتاج قدرتمند و ضعیف، موجب تحرکات اجتماعی می‌شود که جنبش دانشجویی یک نوع از این تحرکات است و گاهی نظرات تنگ‌نظرانه صاحبان قدرت موجب حرکت دانشجویی می‌شود.
دانشجویان با توجه به رسالتی که به عنوان قشر روشنفکر جامعه برای خود قائل است، سعی دارند در برابر عوامل رسمی اندیشه‌ساز، به روشنگری توده مردم بپردازند و در شکل‌گیری افکار عمومی سهیم باشند.
حرکت سیاسی – اجتماعی که از دانشگاه نشأت می‌گرفت و عامل این حرکت دانشجویان بودند این حرکت به جنبش دانشجویی مشهور شد که تأثیراتی نیز در جامعه از خود به جا می‌گذاشت و موجب انقلاب یا اعتراض عمومی و شورش و قیام می‌شد و یا هیأت حاکمه را مجبور به برآوردن خواسته‌های معترضین می‌کرد.
زمان پیدایش جنبش دانشجویی کاملاً مشخص نیست و احتمالاً با تأسیس دانشگاه‌ها و افزایش دانشجویان این جنبش نمود عینی یافت و در جامعه ظهور کرد و در تحولات اجتماعی نقش بسزایی ایفا نمود.
جنبش دانشجویی در جهان
جنبش دانشجویی در تحولات جهانی در کشورهای مختلف به نحوی فعال بودند، این نوع فعالیت در برخی از کشورها چشمگیر و در بعضی از کشورها چندان قابل توجه نبود، در برخی از کشورهای غربی جنبش دانشجویی به چند علت فعال نبود. ابتدا این که؛ محافل سرمایه‌داری کار سیاسی را پیچیده و در حد یک سیاست‌مدار با تجربه و تحصیل‌کرده می‌دانست و دانشجو باید جهت رفاه و آسایش خود بکوشد و از دخالت در سیاست بپرهیزد. دوم اینکه: با تلقین این فکر کار علم به ارمغان آوردن خوشبختی برای نوع بشر است و غافل شدن از آن موجب محرومیت از امتیازات اجتماعی می‌شود و دانشجو باید به تحقیقات و پژوهش روی بیاورد تا به کار سیاسی و کار سیاسی او را از هدف خود باز می‌دارد. سوم این‌که؛ طبق فرهنگ سرمایه‌داری توجه به فرهنگ فردیت و منافع شخصی از اهداف مهم فرد بوده و جنبش دانشجویی با توجه به این فرهنگ به ویژه در آمریکا از رشد مناسبی برخوردار نبوده ولی با تمام این وجود جنبش دانشجویی، موجب تحولات جهانی شد و در برخی از کشورها از فعالیت قابل توجهی برخوردار بود که به چند نمونه اشاره می‌شود.
در فرانسه، نهضت دانشجویی در سال 1964 سقوط دوگل را نزدیک ساخت. در سال 1968 دانشجویان جوان دانشگاه‌ها به شدت علیه «جامعه مصرفی» اعتراض کردند و آن را موجب خردکننده شخصیت انسانی می‌دانستند و در نتیجه گروهی بر اثر افزایش قدرت تولید بیش از حد مصرف می‌کرد و در حالی که قسمت اعظم مردم در محرومیت و گرسنگی به سر می‌بردند، دانشجویان شعار عدالت اجتماعی را سر می‌دادند و با نظام سرمایه‌داری به مبارزه برخاستند و در تظاهراتی که انجام دادند عده‌ای مجروح شدند، این تظاهرات زمینه روی کارآمدن میتران را فراهم نمود. در سال 1994 تظاهرات دانشجویان در اعتراض به طرح کاهش دستمزد به پیروزی رسید و نیز دانشجویان در پی اشغال ویتنام توسط آمریکا دست به تظاهراتی زدند که موجب تعطیلی دانشگاه سوربن شد.
در ایتالیا؛ مشکل سیاسی در پایان دهه 1960 با یک بحران اجتماعی مواجه شد که این بحران با اغتشاش‌های دانشجویی آغاز و متعاقب آن، اعتصاب‌های متعدد، کارخانه‌ها زمینه را برای روی کار آمدن احزاب سوسیالیسم فراهم نمود. این جنبش دانشجویی هنوز هم در ایتالیا دارای قدرت فوق‌العاده‌ای می‌باشد.
در آمریکا، در پی جنگ ویتنام، دانشجویان در دانشگاه «برکلی» کالیفرنیا دست به اعتراض زدند. در چین نیز در چهارم ماه مه سال 1919 دانشجویان در پکن دست به تظاهرات زدند تا به تسلیم شانتونگ انجامید. دانشجویان در ژاپن به کنفرانس صلح پاریس اعتراض کردند، این اقدام که طیفی از طغیان اجتماعی و روشنفکری را فراگرفت و به جنبش چهارم ماه مه معروف شد. این جنبش زمینه را برای ظهور حزب کمونیست فراهم نمود که مرکز انقلاب روشنفکری دانشگاه ملی پکن بود که در پی اعتراض دانشجویان، دیگر گروه‌ها دست به اعتراض زدند.
در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین، به علت حضور استبداد و استعمار در این کشورها جنبش‌های دانشجویی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. اکثر انقلابیون را تحصیل کردگان و روشنفکران تشکیل می‌دادند که با آگاهی از وضع موجود و ماهیت استعمار و استعمارگران، مردم را بر علیه آنها بسیج می‌نمودند. در برخی از این کشورها، حرکات دانشجویی جزیی از مبارزه دائمی توده‌های مردمی بود و بحران‌های سیاسی بیشتر از دانشگاه‌ها شکل می‌گرفت و دانشجویان ابتدا ابزار مخالفت خود با جریانات سیاسی را ابتدا در قلب مسائل صنفی طرح و گسترش می‌دادند، نمونه آن در کشورهای آمریکای لاتین و آفریقا بسیار مشهود است. در کشورهایی که نهضت‌های آزادی‌بخش فعالیت دارند عمده‌ترین نیروهای فعال از بین دانشجویان می‌باشند.
امروز نیز دانشجویان در مورد مسائل بین‌المللی بی‌تفاوت نیستند. مثلاً دانشجویان مصر همواره روزنه امید ملت مظلوم فلسطین می‌باشند که گهگاهی با تظاهرات خود از مردم فلسطین حمایت می‌کنند.
جنبش دانشجویی در ایران از دارالفنون تا عصر حاضر
جنبش دانشجویی در ایران در کنار دیگر حرکات اجتماعی از سابقه طولانی برخوردار نمی‌باشد که علت آن عدم شکل‌گیری دانشگاه در ایران می‌باشد. گرچه تأسیس اولین دانشگاه به سال 1313 هـ.ش برمی‌گردد ولی دانشجویانی که در زمان قاجار به اروپا رفتند و بعد از مدتی، در مقام مقایسه جامعه ایران با جامعه اروپا و نوشتن مقالات، شب‌نامه‌ها، خاطرات و... به هدایت توده مردم پرداختند، باید آنها را اولین رگه جنبش دانشجویی دانست که باید از آغاز اولین اعزام دانشجو به اروپا این مسیر را دنبال کنیم.
آغازین فعالیت حرکت دانشجویی را باید از زمان عباس‌میرزا دانست، عباس‌میرزا ولیعهد فتحعلی‌شاه در سال 1226 هـ به پیشنهاد قائم‌مقام فراهانی دو نفر محصل به انگلیستان فرستاد و در سال 1230 هـ(1815م) نیز پنج نفر از جوانان ایرانی را جهت کسب علم به انگلیس روانه نمود که یکی از این دانشجویان میرزامحمد صالح‌شیرازی است که بعد از سه سال و پنج ماه اقامت به ایران برگشت و اولین روزنامه را در ایران به راه انداخت، او سفرنامه‌ای نوشت که در آن انواع حکومت‌های موجود در کشورهای اروپایی به ویژه حکومت مشروطه انگلستان را توصیف کرد و از وجود آزادی، قانون، امنیت و نظم در این کشورها سخن به میان آورد که بعدها نوشته‌ها و افکار او زمینه فکری جهت انقلاب مشروطه شد. چون صاحبان فکر و اندیشه با مطالعه آثار او و مقایسه کشور خود با کشورهای اروپایی، این سؤال پیش می‌آمد که چرا اروپاییان رشد کردند و ما عقب مانده‌ایم! علت آن را در پی بی‌قانونی جامعه ایران می‌دانستند. این‌گونه تأثیرات کمابیش در بیداری ملت نقش داشت ولی نمی‌توان از آن به علت یک حرکت دانشجویی نام برد ولی سال 1226 هـ نقطه آغازین حرکت نهضت آموزش و پرورش به سبک نوین می‌باشد که عباس‌میرزا و وزیر دانشمندش یکی از راه‌های نجات ایران را از عقب‌ماندگی، نوسازی آموزش و پرورش می‌دانستند.
تأسیس دارالفنون در سال 1268 که از تراوش‌های ذهنی امیرکبیر بود موجب شد تعلیم و تربیت از انحصار مکانت و مدارس علمیه خارج شود و دولت در امور آموزشی دخالت نماید و طبقه روشنفکر به نام دانشجو در تاریخ ایران ظهور کند که تأثیرات قابل توجهی در مسائل داخلی به جا گذارد که از جمله افکار و اندیشه‌های فارغ‌التحصیلان دارالفنون در حرکت و بسیج مردمی علیه استبداد قاجار بود که زمینه‌ای برای پیدایش مشروطه شد، مؤثر بود. انقلاب مشروطه حاصل تلاش‌ها و مجاهدت‌های علما و روشنفکران و مردم بوده و هر یک به نحوی در پیروزی آن سهیمند. تحصیل‌کردگان دارالفنون با الگو قرار دادن کشورهای اروپایی و مقایسه ایران با آنها موجب آگاهی مردم شدند ولی چون بیشتر بر بینش‌های غربی حکومت تکیه داشتند به غرب‌گرایان مشهور شدند.
دانشگاه تهران، در 15 بهمن 1313(4 فوریه 1935) یک سال بعد از تأسیس آن نهاده شد. فرقه دموکرات آذربایجان معروف به گروه 53 نفر که ریشه دانشجویی داشت اظهار وجود کردند گرچه رهبر آنها به نام «تقی ارانی» توسط رضاخان اعدام شد (در سال 1318) ولی پس از سقوط رضاشاه، بازماندگان این گروه از زندان آزاد شدند و حزب توده را تأسیس نمودند.
جنبش دانشجویی به طور کلی در دهه سی و چهل قرن اخیر هـ.ش و در دهه پنجاه به اوج خود رسید. در دهه 30 به ویژه در جریان نهضت ملی نفت و بعد از به قدرت رسیدن دکتر محمد مصدق، به سمت نخست‌وزیریی وی به ویژه بعد از آن که او مجلس را به طور تاکتیکی ترک کرد، دانشجویان تهران به منزل او رفتند و با شکوه فراوان به مجلس آوردند این حرکت دانشجویان برای رژیم شاه ناخوشایند بود و به همین دلیل به روی آنها آتش گشودند و یکی از دانشجویان به نام «رضا خواجه‌نوری» کشته شد و برای نخستین‌بار در واقعه 30تیر 1331 دانشجویان شعار «مرگ بر شاه» را سر دادند به همین دلیل جنبش دانشجویی مورد وحشیانه‌ترین حملات رژیم شاه قرار گرفت.
در 16 آذر 1332 در پی ورود «نیکلسون» معاون رئیس‌جمهور وقت آمریکا که پیش‌زمینه‌ای برای تسلط کامل ایران بود و نیز دانشجویان که آمریکا را عامل کودتای 28 مرداد 1332 می‌دانستند، بر علیه آن دست به تظاهرات زدند، رژیم شاه در این روز دانشجویان را در صحن دانشگاه تهران به رگبار مسلسل بست و سه تن از دانشجویان به نام‌های «شریعت رضوی»، «بزرگ‌نیا» و «قندچی» را به شهادت رساند که شهدای این واقعه نماد آزادی‌خواهی و میهن‌دوستی قشر دانشجویی شده و 16 آذر تمام سال‌های بعد، از این واقعه عرصه تحرکات اعتراضات دانشجویان علیه رژیم پهلوی بود.
سال 1335، دانشجویان به تأسیس ساواک اعتراض نموده و دست به تظاهرات زدند و نیز در سال 1336 وقتی که اسرائیل به کانال سوئز حمله نمود، دانشجویان با اعتراض و تظاهراتی انزجار خود را از سردمداران استکبار و حامیان رژیم صهیونیستی اعلام داشته و همراهی آمریکا و انگلیس و فرانسه را با اسرائیل محکوم کردند.
در سال‌های حاکمیت جان- اف- کندی در آمریکا (1339- 1338)، آزادی‌های نسبی در کشورهای تحت سلطه از جمله ایران به وجود آمد و علی امینی در ایران که مجری اصلاحات بود به مردم آزادی نسبی داد. جبهه ملی با بهره‌گیری از این آزادی‌ها اعلام موجودیت کرد و جنبش دانشجویی در جلسات این جبهه شرکت می‌نمود به ویژه در جلسه تفسیر قرآن آیت‌الله طالقانی در مسجد هدایت حضور دانشجویان چشمگیر بود، در همین سال دانشجویان به سفر ملکه الیزابت به ایران اعتراض کردند و با پلیس درگیر شدند.
در آغاز دهه چهل، دانشجویان با شرکت در مراسم هفتم و چهلم درگذشت بروجردی و راه‌پیمایی آرام در خیابان‌های قم، مخالفت خود را با رژیم شاه به نمایش گذاشته و از این دهه، با ورود جدی روحانیت به عرصه مبارزات سیاسی علیه رژیم به ویژه مبارزات بی‌امان امام‌خمینی(ره) موجب شد تفکر دینی از سرگردانی خارج شود و جنبش دانشجویی با الگو قرار دادن امام، برای مبارزه با نظام استبدادی عملاً به تفکرات مارکسیستی و صرف ملی در دانشگاه پایان دادند.
در بهمن 1341 با وجود وعده آزادی، در زمان امینی دانشجویان جهت برقراری انتخابات آزاد دست به تظاهرات زدند که پلیس در دانشگاه یورش برد و حریم آن را شکاند و به ضرب و شتم دانشجویان پرداخت و دانشگاه به دنبال آن تا پایان حکومت امینی تعطیل شد.
در پی غائله لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی دانشجویان در پی اعتراض امام خمینی و علماء از خود واکنش نشان دادند و نیز در انقلاب سفید شاه و ملت دانشجویان شعار «اصلاحات آری، دیکتاتوری نه» را سر دادند و حتی شعاری چون «مرگ بر این سفیدی انقلاب»، «مرگ بر انقلاب فرمایشی» سر دادند.
در واقعه 15 خرداد 1342 دانشگاهیان دست به تظاهرات زدند و پلیس مجبور شد دانشگاه را تعطیل کند و در پی تبعید امام به ترکیه دانشجویان، اعتراضات وسیعی علیه این اقدام شاه نمودند و دانشجویان خارج از کشور با نوشتن نامه‌ای به سازمان ملل مخالفت خود را ابراز نموده و از دولت و مجلس ترکیه خواستار حفظ جان امام شدند. بعد از این سال‌ها، به علت خوی سبعانه رژیم ساواک در سرکوب دانشجویان، جنبش دانشجویی صرفاً برای براندازی رژیم سازماندهی شد.
در سال 1344 یک حرکت صنفی دانشجویی در پی افزایش شهریه و عدم رسیدگی به وضع خوابگاه‌ها فعال شد که زمینه‌ای برای مبارزات سیاسی بود. در پی اعتراض دانشجویان پلیس عده‌ای را دستگیر و زندانی نمود نیز در چهلمین روز شهادت جهان پهلوان تختی (بهمن 1346)، دانشجویان علل مرگ او را دسیسه رژیم دانستند و تظاهراتی در تهران و شهرهای مختلف از جمله اصفهان، شیراز و تبریز به راه انداختند و حتی رژیم ناچار شد برای مدتی نامعلوم دانشگاه شیراز را تعطیل کند. در سال 1348 دومین حرکت صنفی دانشجویی در پی گران شدن بلیط اتوبوس روی داد که دانشجویان با شعار «دزدی زکیسه ما دیگر بس است خائن»، استفاده از اتوبوس را ممنوع و رژیم مجبور شد نرخ اتوبوس را به وضع سابق برگرداند ولی عده زیادی از دانشجویان را زندانی کرد. در مهر همین سال، دانشجویان دانشگاه شیراز به اقدام رئیس دانشگاه که از ورود دختران دانشجو با پوشش چادر به دانشگاه ممانعت به عمل می‌آورد اعتراض کردند و این اقدام عملی نشد.
در سال 1349 رژیم در پی بی‌محتوا کردن دانشجویان انواع وسایل عیاشی را برای آنان فراهم نمود و کلبه و کافه‌تریا و... در دانشگاه‌ها دایر ساخته بود که دانشجویان شبانه به کافه‌تریا یورش بردند و مشروبات الکلی و دیگر وسایل عیاشی را از بین بردند و در همین سال دانشجویان تبریز در اعتراض به فساد رژیم و برنامه‌های مبتذل دست به راه‌پیمایی و تالار وحدت تبریز را که قرار بود یکی از خواننده‌های زن افتتاح کند به آتش کشیدند و نیز در همین سال دانشجویان به مناسبت برگزاری مسابقه فوتبال آسیایی در تهران که تیم اسرائیل حضور داشت مردم را به تظاهرات تهییج نموده و خود علیه اسرائیل شعاد دادند و نیز در 12 و 13 خرداد دانشجویان شیراز به بهانه افزایش شهریه دست به تظاهرات زدند رژیم تظاهرات را به خاک و خون کشید و عده‌ای مجروح شدند، یکی از مجروحین نامه‌ای به امام نوشت که نشان‌دهنده ارتباط رهبری با دانشجویان بود.
در دهه پنجاه، جنبش دانشجویی اوج گرفت. در آغاز این دهه، در اردیبهشت 1350 دانشجویان دانشگاه تهران و صنعتی علیه جشن‌های 2500 ساله، 1350 تظاهرات کردند و عده‌ای بازداشت شدند. با ورود نیروهای مذهبی به دانشگاه و حضور اساتیدی چون شهید مطهری، شهید مفتح، مرحوم محمدتقی جعفری، شهیددکتر علی شریعتی، روح مذهب در دانشگاه دمیدن گرفت و دانشجویان مذهبی قوت قلب یافتند.
در سال 1353 در پی بحران نفتی که به دنبال جنگ اعراب و اسرائیل به پیش آمده بود، قیمت نفت چهار برابر شد و پذیرش دانشگاه نیز زیاد شد و نیروهای مردمی و منتقد وارد دانشگاه شدند که در تعقیب آن نماز جماعت و دیگر مراسم‌های مذهبی رواج یافت و همچنین در سال 54 دانشجویان در پی تحریم شرکت در حزب رستاخیز توسط امام دست به تظاهرات وسیعی زدند.
در سال 1356 در پی درگذشت دکتر علی شریعتی در 28 خرداد 1356 و حاج‌سید مصطفی خمینی در اول آبان همان سال جنبش دانشجویی فعال شد و روحانیون و دانشجویان ضمن اتحاد با هم به تظاهرات علیه رژیم پرداختند که جرقه‌ای برای پیروزی انقلاب شد. شهادت این دو شخصیت دانشگاهی و حوزوی موجب نزدیکی حوزه و دانشگاه شد. در 28 آبان 56 دانشجویان تظاهرات وسیعی در شهرهای تهران، شیراز، اصفهان، قم و تبریز به راه انداختند و سازش انور سادات با اسرائیل را محکوم کردند.
در سال 1357، جنبش دانشجویی همگام با مبارزات میلیونی مردم در تظاهرات شرکت کرده و در این راه شهدای بسیاری تقدیم انقلاب کردند که اوج این رشادت در 13 آبان 57 بود. دانشجویان تا پیروزی انقلاب در کنار مردم در سرنگونی رژیم سهم بسزایی داشتند.
لازم به یادآوری است که تنها دانشجویان در داخل نقش اساسی در مبارزات بی‌امان با نظام شاهنشاهی را نداشتند بلکه پابه‌پای آنان، دانشجویان ایرانی خارج از کشور علیه رژیم تظاهرات قابل توجه‌ای بر پا می‌کردند. به هنگام سفر شاه مخالفت‌های خود را با رژیم نشان می‌دادند و با تسخیر سفارت ایران در لاهه در شهریور 57 این مخالفت را به اوج خود رساندند.
جنبش دانشجویی پس از انقلاب
پس از پیروزی انقلاب در بین جنبش دانشجویی چند گرایش به وجود آمده عده‌ای در نهضت‌های مردمی هضم شده و در کنار رهبری امام به فعالیت خود ادامه دادند. عده‌ای در عین صداقت به دامن برخی گروه‌هایی چون لیبرال‌ها و... برخاستند که دو گروه بعدی در گروه اول هضم شده و یا کاملاً راه خود را جدا کردند.
دانشجویان بعد از پیروزی مجدداً وارد دانشگاه شده و با درک شرایط موجود با امپریالیسم آمریکا به مبارزه برخاستند و در 13 آبان 1358 در اعتراض به عملکرد دولت موقت و افشای چهره سلطه‌جویانه آمریکا به سفارت آمریکا حمله بردند و آن را اشغال کردند. ولی از اردیبهشت 1359 در پی انقلاب فرهنگی و شروع جنگ تحمیلی تا مدنی جنبش دانشجویی از جوش و خروش افتاد و دانشجویان همگام با مردم در میدان جهاد و شهادت حضور یافتند و از خود رشادت‌های زیادی که نمود- آن هویزه بود- نشان دادند و عده‌ای وارد بازار سیاست و کار شدند.
از سال 1367 به بعد دانشجویان کمتر نقشی را ایفا نمودند و نقش ناظر را داشتند و حاکمیت نیز شاید کمتر نیازی به نقش‌آفرینی آنان داشت. از سال 1367، 1376 فاصله دانشجویان با برخی نهادها بیشتر شد ولی پس از سال 1376 دانشجویان در صحنه سیاسی کشور فعال شدند و با نزدیکی به جریان نواندیشی دینی به نقد حاکمیت نیز پرداختند و در انتخابات ریاست‌جمهوری و گزینش نمایندگان مجلس نقش مؤثری ایفا کردند.
نقش امام در جنبش دانشجویی
امام(ره) از آغاز نهضت سعی بر جذب گروه‌های مختلف به زیر بیرق اسلام را داشت و در موقعیت‌های مختلف از جنبش دانشجویی حمایت نموده و اگر انحرافی در این جنبش مشاهده می‌نمود با نصایح مشفقانه آنها را هدایت می‌نمود. چنانچه ذکر شد، جنبش دانشجویی بارها مورد هجوم رژیم شاه قرار گرفت و امام این تهاجم را شدیداً محکوم نمود. در سال 1346 طی نامه‌ای سرگشاده هنگام حمله رژیم به دانشگاه می‌نویسد. تاخت و تاز به دانشگاه جز خدمت به اجانب چه نتیجه‌ای داشت؟ شماها اگر دانش دوست هستید چرا حمله وحشیانه به مراکز دانش می‌کنید و یا درسال 1349 در پی حمله رژیم به دانشگاه در پیامی گوشزد می‌فرماید؛ رژیم به بهانه‌های بی‌اساس به دانشگاه‌ها حمله می‌کنند و جوانان ارزجمند را از دانشگاه به زندان و سربازخانه می‌کشانند، حوادث اخیر دانشگاه‌های ایران و یورش وحشیانه و بی‌رحمانه دستگاه جبار به دانشجویان سخت ما را متأسف ساخته، من این اعمال چنگیزی و قرون وسطایی را شدیداً تقبیح می‌کنم. و در حادثه 13 آبان 57 طی پیامی به ملت ایران می‌فرماید: «من از جنایاتی که اخیراً در دانشگاه‌ها با فرزندان اسلام نموده‌اند در سوگم، من از دانشجویان عزیز که در راه اسلام و کشور فدایی داده‌اند... تشکر می‌کنم.»
بعد از انقلاب امام دانشجویان را که فرزندان اسلام می‌دانست به سوی خود جذب نمود و هدایت آنها را به عهده گرفت. «دانشگاه‌ها مرکز آدم‌سازی باید باشد، قشر دانشجو که متعهد برای اسلام است و خونش را برای اسلام داد و فعالیت برای اسلام کرد حالا بیدار باشد» و نیز می‌فرمود: «از دانشگاه‌ها باید انسان‌ها درست شوند مقررات مملکت ما به دست همین‌هاست.» امام سعی در حفظ وحدت روحانیون و دانشجویان داشت و به دانشجویان گوشزد می‌کرد» با توجه به علاقه‌ای که به آنها دارم، نباید خدمت علمای اسلام و آخوند جماعت را نادیده بگیرند و بگویند ما اسلام منهای آخوند می‌خواهیم و به علما نیز گوشزد می‌کرد. کسانی که الان برای اسلام کار می‌کنند، قلم به دست گرفته‌اند و از شیعه ترویج می‌کنند، مسائل اسلام را، مسائل دین را مورد بحث قرار می‌دهند، می‌نویسند و منتشر می‌کنند، اینها را از خودتان طرد نکنید، فرض کنید خطایی هم کردید چهار تا غلط هم دارند شما که عالمید خطا و غلط‌ها را رفع کنید و طرد نکنید و بیرون نکنید. شما این دانشگاهی را از خودتان دور نکنید.»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات