تاریخ انتشار : ۲۰ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۲:۱۱  ، 
کد خبر : ۲۱۲۴۵
ابوطالب در دانشگاه شهید بهشتی:

حزب‌الله لبنان نیازمند کمک مالی ایران نیست


همایش «مـروری بـر زمـیـنـه‌هـای شـکـل‌گـیـری و پـیـشـرفـت جـنـبـش مـقـاومـت اسـلامـی لـبـنـان» روز سه‌شنبه در دانشکده‌ی علوم اقتصادی و سیاسی دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد.

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، سعید ابوطالب در این همایش در پاسخ به چند سوال درباره ارتباط انقلاب اسلامی و مبارزات جنوب لبنان و این‌که آیا حزب‌الله مولود انقلاب اسلامی است یا انقلاب زایده‌ی فقه شیعه‌ی جنوب لبنان و آیا ایران به حزب‌الله کمک می‌کند یا آن‌ها به ایران؟ گفت: « بررسی‌های تاریخی بعد از غیبت کبری نشان می‌دهند که شیعیان تا چند سال به این علت که گمان نمی‌کردند زمان غیبت طولانی شود حتی به فقه سیاسی فکر نمی‌کردند.»

نماینده مردم تهران در خانه ملت اظهار داشت: « شیعیان بعد از گذشت 200 الی 300 سال به این فکر افتادند برای این‌که احکام اسلامی پابرجا بماند نیازمند تشکیل حکومت اسلامی هستند. این موضوع اولین بار توسط شیخ کرکی و جبل العاملی عنوان شد و فقه سیاسی از لبنان به ایران آمد.»

وی با ابراز این عقیده که شیعه‌ی لبنان ناب‌تر از شیعه‌ ایران است،تصریح کرد:« تشیع ایران آغشته به تصوف و طرق گوناگون است که فقه شیعی در لبنان از این عارضه مصون مانده است. در ایران در زمان مشروطه توسط علامه نائینی صحبت‌هایی در مورد حکومت مشروع و مردم‌سالار شده بود که می‌توان پذیرفت انقلاب اسلامی امام خمینی(ره) تکامل یافته‌ی همان مشروطه است که متعلق به علمای شیعه‌ی لبنان است.»

ابوطالب خاطرنشان کرد: «قبل از تشکیل حزب‌الله سازمان امل متشکل از ایرانی‌ها و لبنانی‌ها به رهبری امام موسی صدر و چمران فعالیت می‌کرد. حزب‌الله لبنان نیازمند کمک مالی ایران نیست. لبنان با جمعیتی حدود 16 میلیون که تنها 6 میلیون آن داخل خاک لبنان هستند و 10 میلیون مسیحی، سنی و شیعه‌ی خارج از کشور که از تجار بانفوذ و ثروتمند آمریکای شمالی و اروپا هستند نیازمند کمک مالی ایران نیست. از طرف دیگر حزب‌الله برای بیرون کردن اسرائیل از لبنان مجبور به استفاده از اسلحه‌های غربی بود. چون وقتی قصد بیرون راندن دشمن از خاک خود را داریم باید با اسلحه‌ی دشمن بجنگیم. این در حالیست که دکترین ایران از اسلحه‌ی شرقی استفاده می‌کند. از نظر نیروهای تسلیحاتی نیز ایران نمی‌توانست کمکی به حزب‌الله کند.»

این نماینده مجلس با بیان اینکه مطابق اعترافات بعد از جنگ 33 روزه اسرائیل که اعلام کرده بود از چهار ماه قبل آماده‌ی جنگ بوده است، افزود: « این در حالیست که اسرائیل معتقد بود حزب‌الله با ماجراجویی جنگ را آغاز کرده است در صورتی که حزب‌الله در مقابل مانورهای اسرائیل در حرکتی هوشیارانه اقدام به گروگان‌گیری چند سرباز اسرائیلی کرد و دشمن را مجبور کرد زودتر از آن‌که می‌خواهد جنگ را شروع کند، بدین ترتیب اسرائیل هم با مشکل اطلاعاتی روبرو و هم با عکس‌العمل ناخواسته مواجه شد.»

ابوطالب تصریح کرد: « در زمان جنگ نیز حزب‌الله با مشخص نکردن میزان توانمندی خود و با بالا بردن به تدریج برد موشک‌های خود و از طرفی تحت برنامه‌های تبلیغاتی از شبکه‌ی المنار اقدام به جنگ روانی کرد. بعد از گذشت سه هفته و ظاهر شدن شکست اسرائیل وزیر امور خارجه‌ی فرانسه برای وساطت به لبنان آمد. حزب‌الله شرط صلح را خروج اسرائیل از خاک لبنان دانست و حتی پیشنهاد ماندن نیروهای بین‌المللی در منطقه‌ی مرزی را نیز نپذیرفت. از طرفی در خصوص آزادی اسرای اسرائیلی خواهان آزادی 4 دیپلمات ایرانی، تمامی زندانیان غیرحزب فلسطین و حزب‌الله لبنان شد. با این اقدامات اروپا، لبنان را محکوم به تمایل به ادامه‌ی جنگ کرد در حالی که ادامه‌ی جنگ چیزی جز ضرر برای مردم لبنان به بار نمی‌آورد.»

وی با اشاره به مذاکراتی که منتهی به خروج اسرائیل از خاک لبنان شد، اظهار داشت: « در همین مقطع زمانی اولین قطعنامه‌ی هسته‌یی علیه ایران بسته شد. آمریکا می‌خواست از این طریق منافع ایران و لبنان را پیوند دهد. در نتیجه پیروزی لبنان برای منافع ایران نیز مؤثر واقع شد. باید بدانیم که درست است حزب‌الله برای ایران نمی‌جنگد اما با دشمن اصلی ایران می‌جنگد. اگر اسرائیل فارغ شود ایران را رها نخواهد گذاشت.»

به گزارش خبرنگار سیاسی ایسنا یک کارشناس علوم سیاسی و استراتژی نیز در این همایش درخصوص تقابل نظامی حزب‌الله لبنان و ارتش رژیم صهیونیستی در جنگ 33 روزه، گفت: « جنگ 33 روزه با به اسارت گرفتن دو سرباز صهیونیستی در جنوب لبنان شروع شد. البته خود حزب‌الله هم فکر نمی‌کرد اسارت این دو سرباز از دامن یک جنگ گسترده 33 روزه سربرآورد و به نوعی غافلگیر شد. ریشه‌های جنگ به خیلی قبل‌تر برمی‌گردد. از همان زمان که در سال 2000 رژیم صهیونیستی جنوب لبنان را ترک و عقب‌نشینی کرد در فکر حذف حزب‌الله لبنان بود و منتظر فرصت مناسب برای تحقق این امر. به هر حال اسیر کردن دو سرباز صهیونیستی نقطه‌ی آغاز ظاهری جنگ به شمار می‌آید.»

علی عبدی اظهار داشت: « در سال 2000 با دو جریان حساس با نام‌های انتفاضه الاقصی و 11 سپتامبر روبرو بودیم. جریان انتفاضه حرکتی بود که جهت‌گیری آن به سمت تضعیف رژیم صهیونیستی بود اما در مقابل 11 سپتامبر برای آمریکا و اسرائیل به مثابه‌ی تهدیدی بود که می‌توانست تبدیل به فرصت شود.»

این کارشناس علوم سیاسی تصریح کرد: « جریان الاقصی و چند شکست بعد از آن محدودیت‌هایی را برای اسرائیل به بار آورد. در کنار آن در اجلاسی با نام دوربان در مجمع عمومی رژیم صهیونیستی را به عنوان رژیم نژادپرست فاشیستی محکوم کردند که با فشار آمریکا و اروپا و تحرکات دیپلماتیک اسرائیل این قطعنامه مجمع عمومی لغو شد. اجلاس دوربان با کشتار زنان و کودکان از طرف رژیم صهیونیستی و شهادت یک جوان لبنانی و اتفاقاتی از این دست باعث سیر نزولی اسرائیل در عرصه‌ی بین‌المللی شد و انتفاضه الاقصی سبب استمرار این سیر در درون خود اسرائیل شد.»

عبدی با یادآوری این موضوع که ارتش اسرائیل در برابر تلفات انسانی بسیار آسیب‌پذیر است، اظهار داشت: « قوم یهود به لحاظ روانشناختی نسبت به مرگ هرسناک و بیگانه هستند در نتیجه تلفات انسانی برایشان هزینه دارد. با افزایش تلفات اسرائیل و حملات موشکی آن‌ها به شمال لبنان و حزب‌الله به جنوب توازن وحشت بوجود آمد. اسرائیل نمی‌توانست به حزب‌الله فشار آورد چون هر ضربه‌ی او با ضربه‌ای متقابل روبرو می‌شد. حزب‌الله در عرصه‌های دیگر نیز اسرائیل را با چالش روبرو کرد. ایجاد جنگ‌های روانی - رسانه‌ای باعث شد اسرائیل عقبه‌ی افکار عمومی خود را از دست دهد و بدون پشتیبان بماند.»

وی تصریح کرد: « بعد از این جریانات اسرائیل استراتژی جنگی جدیدی با نام عقاب و افعی برای نابودی چریک‌های مقاومت اسلامی لبنان در پیش گرفت که باز با شکست روبرو شد. جنگیدن در آن واحد در دو جبهه برای اسرائیل چالش‌هایی به بار آورده بود. جبهه‌ی داخلی که بقاء اسرائیل را به خطر انداخته بود و جنگ با حزب‌الله که ثبات آن را تهدید می‌کرد. در نهایت اسرائیل برای حفظ بقای خود جنوب لبنان را ترک می‌کند.»

این کارشناس علوم سیاسی و استراتژی افزود: « اسرائیل، انتفاضه الاقصی را به کمک آمریکا بعد از 11 سپتامبر با امواج ضدتروریستی و موج تبلیغات روانی معطوف به خاورمیانه، اسلامی سیاسی و انقلابی خاموش کرد. اسرائیل از این فرصت که توجه‌ها به خاورمیانه معطوف بود استفاده کرد و آرام، آرام و در سکوت الاقصی را کنترل کرد. یکی از استراتژی‌های اسرائیل این است که هرگونه تهدیدی را در نطفه خفه می‌کند. اسرائیل قدرت گرفتن حزب‌الله لبنان را در منطقه و در میان مردم به مثابه تهدیدی برای خود می‌دانست و در جهت نابودی آن گام برداشت.»

وی تصریح کرد: « اقدامات اسرائیل علیه حزب‌الله لبنان به طور جدی از سال 2005 و به دنبال تغییرات اساسی در ارتش اسرائیل شروع شد. به این علت که حزب‌الله خطر بزرگی برای اسرائیل به شمار می‌آمد آن‌ها به دنبال توجیه جنگ لبنان بودند. طرح خاورمیانه بزرگ به کمک آمریکا از پروژه‌ی قرن 21 به منظور دولت‌سازی، ملت‌سازی، فرهنگ‌سازی برنامه‌ریزی شده بود.»

عبدی اظهار داشت: « پروژه‌ی خاورمیانه بزرگ قرار بود از افغانستان شروع و به عراق و سوریه، لبنان، فلسطین و ایران ختم شود که در عراق زمین‌گیر شد. مقابل این طرح واشنگتن جریانی معکوس در ایران در سوم تیر 84 با روی کار آمدن فردی که مورد تأیید آمریکا نبود و به تبع آن پیروزی شیعیان در عراق، مصر و اردن انتخابات مجلس فلسطین و حزب‌الله لبنان باعث شکست طرح خاورمیانه‌ی بزرگ شد.»

وی افزود: « با شکست خاورمیانه‌ی بزرگ استراتژی جدیدی به نام خاورمیانه‌ی جدید شروع شد که اساس آن بر مبنای تشکیل دولت، ملت‌ها و کشورهای مستقل مبتنی بر قومیت‌ها از قبیل ترک، فارس، بلوچ و . . . و به هم ریختن ساختار جغرافیایی – سیاسی خاورمیانه و در نتیجه تضعیف حلقه‌ی خاورمیانه بود.»

این کارشناس سیاسی و استراتژی اظهار داشت: « بعد از قطعنامه‌ی 1559 و خروج سوریه بعد از 25 سال از لبنان فضا برای حرکت‌های آمریکا باز شد. طرح حمله به لبنان و فشار از بیرون و داخل به حزب‌الله شروع شد اما حزب‌الله در حرکتی هوشیارانه اقدام به کشتن چند اسرائیلی و به اسارت گرفتن دو سرباز اسرائیلی کرد. با این اقدام اسرائیل مجبور شد زودتر از برنامه وارد حمله با لبنان شود. به همین دلیل اشراف کامل اطلاعاتی نداشت در مقابل حزب‌الله اطلاعات زیادی از طریق سربازان اسیر در اختیار داشت. حزب‌الله با تدبیر هوشمندانه نقطه‌ی قوت همیشگی اسرائیل که دستیابی به اطلاعات بود را به نقطه‌ی ضعف تبدیل کرد.»

عبدی درخصوص دو علت اصلی شکست اسرائیل ابراز عقیده کرد: « رهبران سیاسی اسرائیل در نسل سوم فاقد توان و تجربه‌ی نسل اول و دوم و فرمانداران نظام نسل چهارم نیز فاقد تدبیر، جسارت و شجاعت نسل‌های گذشته بودند لذا نبود تدبیر و جسارت و تعهد لازم در بین رهبران و فرماندهان اسرائیل دو علت عمده‌ی شکست اسرائیل است.»

به گزارش ایسنا، یک محقق و نویسنده‌ی حوزه‌ مقاومت پایداری نیز در این همایش گفت: « زمانی شیعه معضل اجتماعی لبنان بود و بدنه‌ی برخی اقدامات مافیایی را طایفه‌ی شیعه که فقیرترین طایفه لبنان بود، تشکیل می‌داد.این طایفه کوچک که همیشه و همه وقت مورد استعمار قرار می‌گرفت با تمایل به شعارهای ضدستم و ضدسرمایه‌داری و کمونیستی اقدام به جنگ‌های داخلی کرد. امام موسی صدر با تدبیر و هوشمندی و با تأسیس مدرسه‌ی صنعتی موفق شد این جامعه‌ی از هم پاشیده و غرق در فساد را جمع کند از طرفی چمران نیز شاخه‌ی نظامی جنبش امام موسی صدر می‌شود و سازمان امل شکل می‌گیرد.»

وی تصریح کرد: « سازمان امل به علت غیبت امام موسی صدر و خروج چمران از لبنان و آمدن او به ایران در دوره‌ی انقلاب و عدم بازگشت به آن با شکست مواجه شد. افتادن سازمان به دست دانشجویی بی‌تجربه باعث انشعاب این سازمان شد.»

این محقق خاطرنشان کرد: « حزب‌الله لبنان با عملیات انتحاری از قبیل خانواده‌ی احمد قصیر باعث سردرگمی اسرائیل می‌شود و در مدت زمانی کوتاه با کمترین تلفات تعداد زیادی از ارتش اسرائیل را نابود می‌کند. در نتیجه‌ی دو تاکتیک عملیات انتحاری و موشک دوربرد که به علت کم بودن امکانات درست مدیریت شده بود بعد از 18 سال جنگ روانی اسرائیل عقب‌نشینی کرد.»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات