تاریخ انتشار : ۰۶ آبان ۱۳۹۱ - ۱۳:۱۷  ، 
کد خبر : ۲۱۲۴۵۰

سیاست خارجی روسیه در دوران پوتین

مهدی امیری اشاره: پس از روی کارآمدن ولادیمیر پوتین بعنوان رئیس‌جمهور جدید روسیه در مارس 2000، این کشور در سطوح مختلف سیاسی، اقتصادی و امنیتی و در ابعاد داخلی و خارجی با برخی تحولات بنیادین و اساسی روبه‌رو شد. تصمیم قاطع رئیس‌جمهوری جدید روسیه برای انجام پاره‌ای اصلاحات در رویکردها و عملکردهای این کشور، مبنای اصلی و اولیه بروز تحولات فوق می‌باشد. روسیه دوران پوتین تلاش چشم‌گیری را برای بهبود وضعیت خود در داخل، منطقه و جهانی به انجام رسانده است. در این میان تحولات مفهومی و کارکردی صورت گرفته در حوزه سیاست خارجی که دارای اهمیت بالایی در مجموعه نگرش‌های پوتین می‌باشد و از برجستگی و محوریت فراوانی برخوردار است. از آنجایی که سیاست خارجی روسیه در دوران یلتسین بدلیل وجود رویکردهای مختلف و گاه متضاد غرب‌گرایانه و شرق‌گرایانه و نیز بواسطه فشارهای ناشی از نارسایی‌های پس از فروپاشی در نوعی آشفتگی و ناکارآمدی به سر می‌برد، موضوع ایجاد ترتیبات و تمهیدات لازم جهت کارآمد و روزآمد کردن دستگاه سیاست خارجی این کشور در ابعاد منطقه‌ای و جهانی جایگاه مهم و اولویت داری را در پویش تصمیم‌گیری پوتین به خود اختصاص داد. از این‌رو رئیس‌جمهوری جدید تلاش کرد تا با فعال کردن دستگاه دیپلماسی روسیه شرایط مناسب‌تری را برای تبدیل این کشور به بازیگری مؤثر و جهانی فراهم سازد. بدین‌ترتیب سیاست خارجی روسیه در دوران پوتین نگرش‌ها و سمت‌گیری‌های متفاوتی نسبت به دوران ما قبل آن داشته و از ظرفیت بالایی برای اصلاح و تحول برخوردار بوده است، در این نوشتار تلاش خواهد شد تا ویژگی‌ها و خصوصیات نظری و عملی سیاست خارجی روسیه در دوران پوتین مورد ارزیابی قرار گرفته و اهداف و اولویت‌های اساسی آن معرفی شود.

2-اولویت‌های منطقه‌ای
گذشته از مسائل مهم جهانی، سیاست خارجی روسیه برخی اولویت‌های منطقه‌ای را نیز وارد مجموعه ملاحظات خود کرده است. این اولویت‌ها کیفیت و نوع روابط این کشور با مناطق مختلف آسیا، آفریقا، اروپا، خارج نزدیک، و نیز اتحادیه‌های اروپا و ناتو را تعیین می‌کند. در اینجا به مجموعه اولویت‌های منطقه‌ای روسیه که در سند مربوط به سیاست خارجی این کشور مورد ملاحظه قرار گرفته است، اشاره می‌کنیم.
یک حوزه اولویت‌دار در سیاست خارجی روسیه منطبق کردن همکاری‌های دوجانبه و چندجانبه با دولت‌های عضو کشورهای مستقل مشترک‌المنافع با وظایف امنیت ملی این کشور می‌باشد. توسعه روابط دوستانه و شراکت استراتژیک با کلیه کشورهای عضو CIS مورد تأکید می‌باشد. روابط عملی با هر یک از آنها می‌بایست با رعایت آزادی دوجانبه جهت همکاری، و میل به در نظر گرفتن منافع فدراسیون روسیه، شامل تضمین حقوق هم‌میهنان روسی سازمان یابد. جهت پیشبرد مفهوم همگرایی در درون CIS روسیه پارامترها و مؤلفه‌هایی از کنش متقابلش با دولت‌های عضو CIS را هم در درون این اتحادیه و هم در اتحادیه‌های کوچک‌تر(عمدتاً شامل اتحادیه گمرکی و معاهده امنیت جمعی) تعیین خواهد کرد. یک وظیفه مهم و اولویت‌دار تقویت اتحادیه روسیه سفید و روسیه بعنوان بالاترین شکل همگرایی دو دولت دارای حاکمیت می‌باشد. ما(روسیه) اهمیت بالایی را برای تلاش‌های مشترک جهت حل و فصل کشمکش‌های میان دولت‌های عضو CIS و توسعه همکاری در حوزه‌های نظامی – سیاسی و در مسائل امنیتی به ویژه مبارزه با تروریسم بین‌المللی و افراط‌گرایی قائلیم. تأکید جدی بر توسعه همکاری اقتصادی، شامل ایجاد یک منطقه آزاد تجاری و تکمیل برنامه‌های مربوط به استفاده عقلانی مشترک از منابع طبیعی وجود خواهد داشت. به ویژه روسیه تلاش خواهد کرد تا وضعیت دریای خزر به گونه‌ای سامان یابد که دولت‌های ساحلی را به همکاری سودمند متقابل در استفاده از منابع منطقه بر یک اساس عادلانه و در نظر گرفتن منافع مشروع یکدیگر قادر سازد.
روابط با دولت‌های اروپایی، اولویت سنتی سیاست خارجی روسیه می‌باشد. هدف اصلی سیاست خارجی روسیه در اروپا ایجاد یک سیستم با ثبات و دمکراتیک امنیت و همکاری اروپایی می‌باشد. روسیه به توسعه متوازن بیشتر منشور چند کارکردی سازمان امنیت و همکاری اروپا علاقمند بوده و تلاش‌هایی را در این جهت استوار خواهد ساخت. مسکو با محدود کردن وظایف OSCE به‌ویژه تلاش جهت تغییر فعالیت‌های تخصصی آن در فضای پس از دوران شوروی و در منطقه بالکان قویاً مخالف است. روسیه همچنین تمایل به ادامه مشارکت در چارچوب فعالیت‌های شورای اروپا خواهد بود. فدراسیون روسیه به این اتحادیه به عنوان یکی ازشرکای سیاسی و اقتصادی اصلی خود می‌نگرد و برای توسعه همکاری گسترده، با ثبات و بلندمدت با آن خواهد کوشید. ویژگی روابط با اتحادیه اروپا توسط چارچوب موافقت‌نامه شراکت و همکاری 24 ژوئن 1994 که میان فدراسیون روسیه از یک طرف و جوامع اروپایی و دولت‌های عضو آن از طرف دیگر ایجاد شراکت می‌کند، تعیین می‌شود.
ارزیابی روسیه از نقش سازمان پیمان آتلانتیک شمالی(ناتو) از اهمیت همکاری با آن در جهت حفظ امنیت و ثبات در این قاره ناشی می‌شود. همکاری اساسی و سازنده میان روسیه و ناتو تنها بر پایه احترام به منافع یکدیگر و انجام غیرمشروط تعهدات دو جانبه میسر است. (بدین ترتیب) روسیه موضع مخالف خود نسبت به توسعه ناتو را حفظ می‌کند.
روابط با دولت‌های اروپای غربی و عمدتاً با نفوذترین آنها نظیر انگلستان، آلمان، ایتالیا و فرانسه یک وسیله مهم برای دفاع از منافع ملی روسیه در مسائل اروپایی و جهانی و نیز برای تثبیت و رشد اقتصاد این کشور می‌باشد. وظیفه مهم در روابط با دولت‌های اروپای مرکزی و شرقی، همانند گذشته، حفظ علائق انسانی، اقتصادی و فرهنگی موجود، غلبه بر پدیدارهای بحرانی، و فراهم کردن یک محرکه اضافی برای همکاری مطابق با منافع روسیه و شرایط جدید می‌باشد.
روسیه آماده از بین بردن مشکلات جدید قابل توجه در روابط با آمریکا و نیز حفظ همکاری‌های زیربنایی دو کشور می‌باشد. علیرغم ظهور اختلافات جدی و در پاره‌ای موارد اساسی، همکاری روسیه و آمریکا شرط ضروری برای اصلاح وضعیت بین‌المللی و دستیابی به ثبات استراتژیک جهانی است. بیش از هر چیز این امر به مشکلات خلع سلاح، کنترل تسلیحات و عدم انتشار سلاح‌های تخریب جمعی و نیز پیش‌گیری و رفع کشمکش‌های منطقه‌ای خطرناک‌تر مربوط می‌شود. تنها از طریق گفت‌وگوی فعال با آمریکا مشکلات محدودسازی و کاهش سلاح‌های هسته‌ای استراتژیک قابل حل می‌باشد. حفظ تماس‌های دو جانبه قاعده‌مند در کلیه این سطوح در برگیرنده منافع متقابل هر دو کشور می‌باشد.
آسیا در مجموعه سیاست خارجی فدراسیون روسیه از اهمیت پیوسته در حال رشدی برخوردار است. یکی از دستورات قاطع در سیاست خاری روسیه در آسیا توسعه روابط دوستانه با دولت‌های برجسته آسیایی و عمدتاً با چین و هند می‌باشد. مسکو همچنین خواستار توسعه روابط با ثبات با ژاپن می‌باشد. سیاست خارجی روسیه همچنین در پی افزایش تحرک مثبت با روابط دولت‌های جنوب شرق آسیا می‌باشد و توسعه بیشتر روابط با ایران نیز دارای اهمیت است.
با توجه به تأثیری که موقعیت خاورمیانه بر وضعیت کل جهان دارد، روسیه برای ایجاد ثبات در این منطقه از جمله منطقه خلیج‌فارس و آفریقای شمالی تلاش خواهد کرد.
این کشور روابط با دولت‌های آفریقایی را توسعه خواهد داد و به اولین توافق ممکن برای حل و فصل کشمکش‌های نظامی در آفریقا یاری خواهد رساند. همچنین افزایش گفت‌وگوی سیاسی با سازمان وحدت آفریقا و سایر سازمان‌های خرده منطقه‌ای و استفاده از قابلیت‌های آنها برای قادر ساختن روسیه به مشارکت در پروژه‌های اقتصادی چندجانبه در این قاره ضرورت دارد.
روسیه سطح بالاتری از گفت‌وگوی سیاسی و همکاری اقتصادی را با کشورهای آمریکایی مرکزی و جنوبی با تکیه بر پیشرفت‌های جدیدی که در روابطش با این منطقه در دهه 90 بدست آمده است، جست‌وجو می‌کند.(همچنین) جهت توسعه روابط با دولت‌های آمریکای مرکزی و جنوبی در سازمان‌های بین‌المللی، تشویق صادرات صنعتی – علمی- به کشورهای آمریکای لاتین و توسعه همکاری نظامی – تکنیکی با آنها تلاش به عمل خواهد آمد.10
مجموعه موارد ذکر شده، به عنوان مهم‌ترین اولویت‌های منطقه‌ای فدراسیون روسیه در سند مربوط به سیاست خارجی این کشور به حساب آمده اهمیت بالایی در نحوه نگرش و سمت‌گیری مسکو نسبت به محیط بیرونی خویش برخوردارند.
ج-اهداف سیاست خارجی روسیه در دوران پوتین
با توجه به مباحثی که تاکنون مورد اشاره قرار گرفت و نیز با توجه به نحوه رفتار روسیه در عرصه نظام بین‌الملل در دوران پوتین، اکنون می‌توان مهم‌ترین اهداف کوتاه و بلند مدت این کشور را در حوزه سیاست خارجی شناسایی و تشریح کرد. پوتین طی گزارش خود در 28 دسامبر 2000 به بیان اهداف اصلی سیاست خارجی خود پرداخت. این اهداف عبارت بودند از: (ایجاد) جهانی چندقطبی، تقویت امنیت جهانی، عدم انتشار و کنترل سلاح‌های هسته‌ای و قراردادی جلوگیری از کشمکش‌های منطقه‌ای، مشارکت در تلاش‌های مربوط به حفظ صلح بین‌المللی در مغایرت با تروریسم بین‌الملل و تجارت مواد مخدر، همگرایی روسیه در اقتصاد جهانی و رابطه با نهادهای اقتصادی و مالی بین‌المللی.(11) با این‌حال اهداف اساسی و بنیادین سیاست خارجی روسیه را در دوران پوتین می‌توان به شرح ذیل صورت‌بندی کرد.
1-جلوگیری از استقرار یک نظام تک‌قطبی
از جمله مهم‌ترین اهدافی که روسیه دوران پوتین دنبال می‌کند. تلاش در جهت جلوگیری از ایجاد نظام جهانی تک‌‌قطبی است. با توجه به آنکه پس از فروپاشی نظام دوقطبی تلاش قطب سرمایه‌داری به رهبری آمریکا در جهت نهادینه و فراگیرکردن هنجارها، روش‌ها، قواعد و رویه‌های خود بوده و از آنجا که چنین روندی متضمن ایجاد محدودیت در راه فعالیت‌های آزادمنشانه بازیگرانی نظیر روسیه می‌باشد، مخالفت با تحقق چنین امری به یکی از مهم‌ترین اهداف مسکو در عرصه نظام بین‌المللی تبدیل شده است. روسیه احساس می‌کند که تلاش آمریکا برای تک‌قطبی کردن جهان نتیجه‌ای جز تنزل موقعیت مسکو در امور بین‌المللی به همراه نخواهد داشت. تداوم استیلا آمریکا بر جهان شرایط را برای نادیده گرفتن نقش سایر کشورها فراهم خواهد ساخت. (به همین دلیل) پوتین اعتقاد دارد که یک نظام چندقطبی می‌بایست با جهان تک‌قطبی کنونی که تحت استیلا آمریکاست، جایگزین گردد.(12) در سند مربوط به سیاست خارجی روسیه نیز مخالفت با نظام تک‌قطبی و تلاش در جهت استقرار نظام چندقطبی مورد تأکید فراوانی قرار گرفته است. بر طبق این سند استراتژی اقدامات یک‌جانبه می‌تواند وضعیت بین‌المللی را بی‌ثبات، تنش‌ها و مسابقه تسلیحاتی را تحریک، و تناقضات میان کشورها و نزاع‌های ملی و مذهبی را تشدید کند. روسیه می‌بایست درصدد نیل به یک نظام چندقطبی از روابط بین‌الملل باشد که واقعاً بازتاب گوناگونی دنیای جدید و تنوع فراوان منافع آنست. در نظر گرفتن منافع متقابل، ضمانت معتبر و مؤثر بودن یک‌ چنین نظم جدیدی است.(13) این موارد نشان‌دهنده مخالفت جدی روسیه با اقدامات یک‌جانبه کشورهایی نظیر آمریکا برای استقرار یک نظام تک قطبی است.
در راستای چنین هدفی است که روسیه به مخالفت صریح با طرح دفاع ضدموشکی آمریکا می‌پردازد. این کشور همچنین به تقویت روابط دوستانه با کشورهایی نظیر ایران که مخالف یک نظام تک قطبی‌اند ادامه می‌دهد.
2-احیاء منزلت روسیه در نظام بین‌الملل
یکی دیگر از اهداف اساسی سیاست خارجی روسیه در دوران پوتین تلاش برای بازیابی موقعیت و منزلت روسیه در مسائل مهم جهانی و منطقه‌ای است. روسیه به طور سنتی یک بازیگر تأثیرگذار بر امور بین‌المللی بوده است اما نقش تاریخی این کشور از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و تحت تأثیر فشارها و نارسایی‌های داخلی به شدت کاهش پیدا کرد. این امر منجر به تنزل توان تأثیرگذاری این کشور بر مسائل مهم جهانی گردید. پوتین از زمان رئیس‌جمهور شدن در مارس 2000، طی تلاش گسترده مبادرت به ارتقاء موقعیت بین‌المللی روسیه و بازگشت این کشور به درجات قدرت‌های بزرگ کرده است. این تلاش شامل تقویت نفوذ روسیه در کشورهای همسایه خاورمیانه و اتحادیه اروپا می‌گردد.14 در نتیجه اتخاذ چنین راهبردهایی شاهد افزایش نقش مسکو در مسائل منطقه‌ای و جهانی در دوران پوتین می‌باشیم. پی‌گیری این هدف همچنان با حجم و ابعاد وسیعی در دستور کار سیاست‌مداران این کشور قرار دارد. نزدیکی به کشورهایی که در دوران جنگ سرد در بلوک شرق قرار داشتند راهبرد اساسی روسیه در دستیابی به این هدف است. گسترش روابط با هند، چین و کوبا در چارچوب همین هدف قابل تعریف است. این امر به قدری دارای اهمیت بود که پوتین در 7می 2000 اعلام داشت که روابط مسکو با چین مهم‌تر از روابط با آمریکاست.15 طبیعتاً میل به افزایش همکاری با چنین کشورهایی با هدف افزایش توان بازیگری روسیه صورت می‌پذیرد. این افزایش توان نقش مؤثری در تحقق خواست روسیه مبنی ‌بر احیای موقعیت خود در نظام بین‌الملل خواهد داشت، امری که بارها مورد تأکید رئیس‌جمهور جدید این کشور قرار گرفته است.16
3-جلوگیری از نفوذ غرب در مناطق پیرامونی
یکی از نگرانی‌های اصلی روسیه در دنیای امروز احتمال حضور همه‌جانبه غرب در مناطقی است که در زمان حیات اتحاد جماهیر شوروی بخشی از قلمرو این امپراطوری را تشکیل می‌دادند. با پایان یافتن نظام دو‌قطبی، موضوع نفوذ در جمهوری‌های تازه استقلال یافته شوروی به مسئله مهم و اساسی در مجموع ملاحظات و معادلات غرب تبدیل شد. این امر از یک طرف ناشی از ملاحظاتی اقتصادی نظیر دسترسی به بازارها و منابع انرژیی جدید بود و از طرف دیگر در ارتباط مستقیم با تجهیزات سیاسی نظیر ضرورت محصور کردن روسیه قرار داشت. پایداری این ملاحظات سبب شده است تا غرب همچنان استراتژی نفوذ در این جمهوری‌ها را تعقیب کند.
این امر همراه با وجود گرایش‌های گریز از مرکز در میان برخی از این جمهوری‌ها نگرانی عمده‌ای را برای روسیه بوجود آورده است. تلاش در جهت رفع این نگرانی از طریق مخالفت با حضور همه جانبه غرب در مناطقی نظیر آسیای مرکزی و قفقاز اهمیت اساسی را در سمت‌گیری‌های خارجی روسیه به خود اختصاص داده است. در حال حاضر مخالفت با استراتژی گسترش به شرق ناتو مهم‌ترین شاخص مبادرت به چنین تلاشی از سوی روسیه محسوب می‌شود.
4-ایجاد پایداری و ثبات در آسیای مرکزی و قفقاز
وجود نارسایی‌های ساختاری سیاسی، اقتصادی، امنیتی و اجتماعی در جمهوری‌های آسیای مرکزی و قفقاز پیامدهای منفی مختلفی را برای روسیه به همراه دارد. این امر به دلیل قرابت‌های جغرافیایی، فرهنگی و تاریخی روسیه با این مناطق است. به همین دلیل مسکو درصدد جلوگیری از نقش‌آفرینی عواملی است که کارکردی چالش‌زا برای ثبات این مناطق دارند. این کشور بویژه نگران انتقال ناامنی‌های نشأت گرفته از اوضاع جاری افغانستان به جمهوری‌های آسیای مرکزی و قفقاز است. افراط‌گرایی مذهبی، ترانزیت مواد مخدر و مهاجرت‌های بی‌رویه از جمله مهم‌ترین ناامنی‌ها بشمار می‌روند. پوتین در مورد اهمیت وجود ثبات در آسیای مرکزی و قفقاز می‌گوید: «اگر بی‌ثباتی به جمهوری‌های شوروی سابق انتشار یابد، این امر به روسیه آسیب خواهد رساند. بنابراین ما می‌بایست اقداماتی را برای تأمین صلح در افغانستان اتخاذ نماییم و یا حداقل از گسترش خشونت به قلمرو جمهوری‌های سابق شوروی جلوگیری نماییم.»17 البته موضوع جلوگیری از ایجاد بی‌ثباتی در این مناطق قبل از روی کار آمدن پوتین نیز در دستور کار دوایر سیاست‌گذاری روسیه قرار داشت، با این‌حال این امر در شرایط جدید با جدیت بیشتر پی‌گیری می‌شود.
5-بهبود اوضاع اقتصادی
از مهم‌ترین اهداف پویش سیاست‌گذاری خارجی روسیه در دوران پوتین تلاش برای بهره‌مندی از شرایط بیرونی جهت بهبود اوضاع اقتصادی در داخل است. با توجه به آنکه روسیه پس از فروپاشی با مشکلات فراوانی در زمینه مسائل اقتصادی نظیر کمبود سرمایه، نابودی مراکز تولید و کاهش درآمد ملی روبه‌رو بوده و این مسئله در تضعیف موقعیت روسیه در نظام بین‌الملل نقش اساسی داشته، تلاش مراکز تصمیم‌گیری روسیه در دوران پوتین در جهت تغییر این وضعیت بوده است. در این میان دستگاه سیاست خارجی روسیه بدنبال جذب سرمایه خارجی از طریق ارتباط با کشورهای صنعتی، نهادهای مالی بین‌المللی و بازارهای قدیم و جدید می‌باشد.
پوتین در جست‌وجوی یک روابط نزدیک با اورپا(جهت کسب امتیازات اقتصادی) و بدنبال تأمین یک کرسی دائمی برای روسیه در میان کشورهای صنعتی و در نظام تجارت جهانی بوده است. وی همچنین بدنبال کسب مشتریان و بازارهای قدیمی در خارج نزدیک و دور برای صنایع روسیه- نفت، تسلیحات، فلزات و نیروی هسته‌ای و بازگرداندن میلیاردها دلار اموال این کشور که بعنوان بدهی نزد مشتریان دوران اتحاد جماهیر شوروی باقی مانده‌اند، بوده است.18
این سیاست‌ها برای دوره‌های آتی نیز تداوم خواهد یافت. پوتین(همچنان) بدنبال تجارت و سرمایه‌گذاری غرب خواهد بود. وی از نهادهای مالی بین‌المللی کمک‌های مداومی را درخواست خواهد کرد. البته این امر به معنای کنار گذاشتن دیدگاه‌های او در مورد سیاست اقتصادی روسیه نخواهد بود.19 تداوم همکاری‌های اقتصادی با متحدان دوران جنگ سرد نیز به نحو فزاینده‌ای ادامه خواهد یافت.         ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات