تآسیس شورای همکاری خلیج فارس
در نوامبر 1980 یعنی 2 ماه بعد از آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، تلاشهایی برای تشکیل شورای همکاری آغاز گردید. در 1981 کویت طرحی را به کنفرانس عرب تحویل داد که متضمن دور نگه داشتن منطقه خلیج فارس از کشمکشهای بینالمللی بود. در اجلاس وزرای خارجه کشورهای قطر، بحرین، عمان، امارات، عربستان طرحی ارائه داد که به موجب آن 5 کشور دیگر با عربستان قرارداد امنیتی امضا کنند. سرانجام در همین اجلاس، وزرای خارجه 6 کشور به اتفاق با ایجاد شورای همکاری خلیج فارس موافقت کردند. در ماه مارس همان سال وزرای خارجه این کشورها در مسقط تشکیل جلسه داده و اساسنامه شورا را تنظیم نمودند. در منشور از به کارگیری هر عبارتی که مفاهیم نظامی و دفاعی را تداعی کند زیرکانه اجتناب شد در مقابل به اهداف اقتصادی و اجتماعی شورا تاکید خاصی به عمل آمد.
در هفتههای نخست تشکیل شورا نیز یک موافقتنامه اقتصادی بین اعضا به منظور لغو حقوق و عوارض گمرکی، هماهنگ ساختن کمکهای خارجی و... منعقد شد. مقر شورای همکاری خلیج فارس نیز در ریاض پایتخت عربستان سعودی میباشد.
زمینههای تشکیل شورای همکاری خلیج فارس
برخی تحلیلگران سیاسی، شورای همکاری را محصول طبیعی تلاشهای شش کشور عربی منطقه، خاصه کوششهای کویت در دهه 70 جهت سوق دادن این کشورها به وحدت سیاسی، اقتصادی، فرهنگی تلقی کردهاند، این نظریه با توجه به جایگاه خاص و پراهمیت شورا در استراتژیهای دفاع امنیتی غرب در منطقه و اینکه هدف اصلی و مثبت اعضای تحکیم همکاریهای داخلی و امنیتی بوده فاقد مبنا میباشد. برای بررسی زمینههای تشکیل شورای همکاری خلیج فارس مسأله را باید در سه سطح بررسی کرد.
الف-سطح بینالمللی
هرچند که از زمان تأسیس شورای همکاری، این شورا بارها بر موضع بیطرفی خود تاکید کرده است، اما آشکار است که این شورا تشکیل شد تا از منافع ایالات متحده در مقابل خطرات احتمالی شوروی سابق در منطقه حمایت کند. این مسأله زمانی آشکارتر میشود که بدانیم ریسک چنین تهدیداتی بعد از انقلاب اسلامی و سقوط شاه دو چندان شده بود. رویه و تاریخ شورا نیز نشان میدهد که غرب و مخصوصاً آمریکا کمکهای مالی فراوانی را به کشورهای عضو و خود شورا داشته و دارد.
ب-سطح منطقهای
مشخصاً مهمترین عامل تشکیل شورای همکاری خلیج فارس را باید انقلاب اسلامی ایران دانست این امر به معنی ترس کشورهای خلیج فارس از آنچه آن را بنیادگرایی اسلامی نامیدند، بود در این میان نظریه صدور انقلاب نیز از سوی رهبران ایران تبلیغ میشد. بعلاوه انقلاب اسلامی بر این ادعا بود که سایر دولتهای عرب غیر اسلامیاند. لذا این یک تهدید واقعی توسط کشورهای خلیج فارس تلقی میشد.
از آنجا که انقلاب اسلامی ایران از یک نگاه به معنای برآمدن تفکر شیعی در دنیا بود و از آنجا که در کشورهای حوزه خلیج فارس نیز شیعیان بخشی از جمعیت آنان را تشکیل میداد و با توجه به اینکه این اقلیت در فشار مادی و معنوی بودند، انقلاب اسلامی میتوانست آرام آرام جنبشهای شیعی را در این کشورها به فعالیت وا دارد. لذا از این دیدگاه نیز انقلاب اسلامی میتوانست برای این کشورها خطرناک باشد.
انقلاب اسلامی اثر دیگری بر تشکیل شورا داشت و آن این بود که تا قبل از پیروزی انقلاب ایران قدرت برتر خلیج فارس بود و اساساً عربستان به ایفای نقش جای در تاسیس امنیت منطقه بیعلاقه بود. بعد از پیروزی انقلاب و به لحاظ عدم وجود قدرت برتر در منطقه این نقش به عربستان سعودی محول شد. چون به هر حال از لحاظ وسعت، جمعیت و ذخایر نفتی از سایر کشورهای دیگر برتر بود. همین طور این کشور کمکم در زمینه نظامی اقدامات گستردهای به عمل آورد به هر حال وجود چنین وضعیتی باعث شد که شیوخ عرب خواه ناخواه وادار به گسترش روابط خود با عربستان بشوند. چون این کشورها به طور مستقل نمیتوانستند در مقابل ایران بایستند و میدانیم که عربستان در تأسیس شورای همکاری نقش کلیدی را ایفا کرد.
علی ای حال این احساس خطر با شروع جنگ ایران و عراق به مراتب بیشتر شد و در واقع کشورهای عربی از این مسأله بیم داشتند که مبادا شعله جنگ به کشورهای آنان نیز سرایت کند.
علاوه بر انقلاب اسلامی و جنگ ایران و عراق، دو عامل منطقهای دیگر در تشکیل شورا موثر بود که یکی فاکتور افزایش همبستگی و همکاری اقتصادی تلقی میشود و آن انباشت ثروت در کشورهای خلیج فارس بعد از اولین شوک نفتی در دهه 70 بود. و عامل دیگر فاکتور افزایش همکاری امنیتی و دفاعی محسوب میشد و آن شکاف و دو دستگی بین کشورهای خلیج فارس و سایر کشورهای خاورمیانه در داخل اتحادیه عرب بود. به واقع کشورهای خلیج فارس بر این باور بودند که اتحادیه عرب برای شکلگیری سری علیه تهدیدات ایران اقدامی انجام نداده است. لذا این مسائل بهانهای شد برای تشکیل شورا. این در حالی بود که این شش کشور میان خود و همینطور میان کشورهای دیگر اختلافات مرزی داشته و دارند. از جمله اختلافات مرزی میان بحرین و قطر، قطر و عربستان و عربستان و امارات، عمان و امارات، عربستان و کویت.
اما به هر حال این کشورها به خاطر دفع خطرات احتمالی حاضر نشدند که تا حدی این اختلافات را پررنگ نکرده و با هم متحد شوند.
ج-سطح داخلی
در محیط داخلی کشورهای عضو شورا نیز عواملی را میتوان به قصد ایجاد وحدت ذکر کرد، از جمله این عوامل عبارتند از:
1- وجود جمعیت زیادی از کارگران خارجی که عموماً مصری و فلسطینی و با افکار رادیکال و انقلابی که میتوانستند خطر بالقوه برای کشورهای میزبان محسوب شوند.
2- وجود اقلیتهای شیعی که بیم شورش و طغیان آنها با توجه به وقوع انقلاب اسلامی در ایران میرفت.
3- تشکیل لایهها و طبقات جدید اجتماعی، رشد طبقه تحصیل کرده و به تبع رشد افکار غربی در محیط داخلی این کشورها.
نتیجه اینکه عوامل فوق را میتوان در تشکیل شورای همکاری خلیج فارس ملحوظ داشت، اما اگر بخواهیم علتالعلل تشکیل چنین نهادی را دریابیم همانا آن را باید انقلاب اسلامی ایران و به تبع آن جنگ ایران و عراق دانست.
اهداف شورای همکاری خلیج فارس
مطابق ماده 4 منشور اهداف اصلی شورای همکاری عبارت است از:
1- انسجام بخشی، همکاری و ارتباطات متقابل میان کشورهای عضو در همه زمینهها برای رسیدن به یک اتحاد
2- تعمیق و تقویت روابط و زمینههای همکاری میان ملل عضو در زمینههای مختلف
3- وضع مقررات مشابه و یکسان در زمینههای مختلف شامل:
1- امور اقتصادی و مالی 2- تجارت، گمرکات، ارتباطات 3- آموزش و فرهنگ 4- امور بهداشتی و اجتماعی 5- اطلاعات و توریسم 6- قانونگذاری و امور اداری
4- گسترش و پیشرفت علمی و فنآوری در زمینههای صنعت، معدنشناسی، کشاورزی، آب و منابع حیوانی، تأسیس مراکز تحقیق اجرای پروژههای مشترک تشویق همکاری توسط بخش مخصوص در جهت رفاه مردم
همانگونه که ملاحظه میکنیم در مورد امور دفاعی و امنیتی در این ماده اشارهای صورت نگرفته است و فقط در بند 1 و2 و3 عبارت «در همه زمینهها» آمده است که البته یکی از زمینهها میتواند زمینه دفاعی و امنیتی باشد.
فقدان ذکر این مسأله در منشور شورا نشانگر اهمیت این موضوع برای اعضا بود.
علت عدم اشاره به موارد امنیتی و دفاعی را باید: 1- جلوگیری از تحریک اعراب و 2- جلوگیری از عکسالعملهای اجتماعی ایران دانست.
اینگونه بود که این اتحادیه ابتدا به شکل نظامی و امنیتی ظاهر نشد، ولی به تدریج این جنبه شورا آشکار شد.
چنانچه در اولین کنفرانس سران کشور در ماه نوامبر 1981 مسأله هماهنگ ساختن تلاشهای امنیتی و دفاعی در دستور جلسه قرار گرفت. این امر پس از کشف طرح کودتای بحرین که بعدها به ایران نسبت داده شد صورت جدیتری به خود گرفت. به طوری که کشورهای عضو، یک دسته تعهدات امنیتی و نظامی در برابر یکدیگر متقبل شدند.
ساختار شورای همکاری خلیج فارس
شورای همکاری خلیج فارس از 4 بخش تشکیل شده است:
الف- شورای عالی
شورای عالی بالاترین رکن تصمیم گیرنده شورا است که اعضای آن رهبران شش کشور عضو هستند جلسات شورای عالی هر سال یک بار تشکیل میشود و امکان برقراری جلسات اضطراری به درخواست یکی از اعضا میسر است. اجلاس شورای عالی با حضور دوسوم اعضا رسمیت مییابد. هر کشور فقط یک رأی دارد. تصمیمات شورا در امور ماهوی به اتفاق آرا و در امور شکلی با رأی اکثریت اجرا خواهد بود. ریاست شورای عالی به طور دورهای و به ترتیب حروف الفبا تغییر میکند.
شورای عالی برای حل اختلاف دول عضو، کمیسیون حل اختلاف را برای هر دعوی به طور جداگانه تشکیل میدهد.اگر یک اختلاف به وجود آمده در مورد تفسیر و اجرای منشور باشد و این اختلاف در شورای وزیران با شورای عالی حل نشد شورای عالی میتواند چنین اختلافی را به کمیسیون حل اختلاف ارجاع دهد. کمیسیون توصیه و یا نظر خود را در زمینه اختلافات به شورای عالی برای اجرای اقدامات بعدی ارسال میدارد.
وظایف شورای عالی مطابق ماده 8 منشور عبارت است از:
1- تشخیص منافع کشورهای عضو
2- وضع سیاستهای عالیه برای شورای همکاری و خطوط اصلی سیاستی که باید پی بگیرد.
3- بررسی و بازبینی توصیهها، گزارشات و مطالعات و پروژههای مشترک ارسال شده از سوی شورای وزیران برای تأیید.
4- بررسی و تأیید ایجاد روابط با سایر کشورها و سازمانهای بینالمللی
5- وضع آیین دادرسی برای کمیسیون حل اختلافات و معرفی اعضای آن
6- استخدام دبیرکل
7- اصلاح منشور شورای همکاری خلیج فارس
8- وضع و تصویب قواعد داخلی شورا
9- تصویب بودجه دبیرخانه
ب-شورای وزیران
شورای وزیران متشکل از وزرای خارجه کشورهای عضو و یا دیگر وزرا را حسب مورد است که هر سه ماه یک بار تشکیل جلسه میدهند، جلسات فوقالعاده نیز به درخواست 2 وزیر قابل برگزاری است و با حضور دوسوم اعضا جلسات رسمیت مییابد. هر عضو یک رأی دارد و رأیگیری در مسایل ماهوی به اتفاق آرا و در مسائل مشکلی با اکثریت آرا صورت میگیرد.
وظایف شورای وزیران بسیار گسترده است، مطابق ماده 12 از جمله وظایف این نهاد عبارت است از:
1- سیاستگذاری ارائه توصیه، مطالعات پروژهها با هدف همکاری بین دول عضو در زمینههای مختلف
2- تلاش برای تشویق، توسعه و انسجام فعالیتهای موجود میان اعضا در همه زمینهها
3- ارسال توصیهنامه به وزرای مربوطه
4- تشویق همکاری و انجام میان بخشهای مختلف خصوصی و توسعه همکاری میان شعبههای اتاق تجارت و تشویق جریان ورود و خروج کارگران کشورهای عضو
5- بررسی طرحهای مربوطه به اصلاح منشور، تصویب قواعد داخلی شورای وزیران و دبیرخانه
6- استخدام معاون دبیرکل
7- تصویب گزارشات دورهای و قواعد اداری و مالی پیشنهاد شده توسط دبیرکل
8- تنظیم برنامه جلسات شورای عالی و بررسی موارد ارجاعی توسط شورای عالی. ادامه دارد...