دکتر سیدرسول موسوی
سرانجام بحران اوکراین در پی یک توافق کلی بین روسیه و اروپا که از طریق میانجیگری الکساندر کواسنیوسکی رئیسجمهور لهستان، آدامکوس رئیسجمهور لیتوانی، خاویر سولانا مسئول سیاست خارجی و امنیتی اتحادیه اروپا، بوریس گریزلوف رئیس دومای دولتی روسیه و نیکولاس بیگمن نماینده رئیس شورای وزرای اتحادیه اروپا حاصل شد به یک راهحل سیاسی دست یافت. این راهحل سیاسی که در مصوبه 8 دسامبر شورایعالی اوکراین(پارلمان) نمود یافته است در کوتاهمدت خواستههای مخالفان(طرفداران یوشچنکو) و در بلندمدت خواستههای حکومت (قدرت حاکم) را برآورده میسازد.
آنچه در کوتاهمدت نصیب مخالفان شده است برگزاری مجدد انتخابات ریاستجمهوری در 26 دسامبر با تغییرات موردنظر مخالفان در هیأت مرکزی انتخابات اوکراین است. ابطال نتایج انتخابات، تغییر اعضای هیأت مرکزی انتخابات، برکناری دادستان کل و حضور ناظران خارجی در انتخابات مجموعه شرایطی است که مخالفان مطرح کرده بودند. در راهحل سیاسی حاصل شده مخالفان به تمام خواستههای خود رسیدهاند و این موضوع باعث گردیده است که مخالفان به لحاظ روانی به پیروزی قطعی خود در انتخابات جدید امیدوار شوند.
اما همزمان با تصویب لایحه جدید انتخابات ریاست جمهوری در شورایعالی، در قانون اساسی سال 92 اوکراین اصلاحات خاصی به عمل آمد. بر اساس این اصلاحات ساختار حکومت اوکراین از رژیم ریاستی به رژیم پارلمانی تغییر یافت و قدرت اجرایی به نخستوزیر که مجلس وی را انتخاب خواهد کرد منتقل گردید. علاوه بر آن نظر مجلس در سیاستگذاریهای امور دفاعی، امنیتی و برنامههای کلان اقتصادی اساس و بنیان تصمیمگیریها تلقی خواهد شد.
نتیجه سیاسی اصلاحات قانون اساسی در وضعیت کنونی آن است که در حال حاضر شورایعالی(مجلس) اوکراین در اختیار جریانهایی است که بافت قدرت حاکم را تشکیل میدهند و رئیسجمهور منتخب با توجه به اصلاحات جدید برای تشکیل دولت باید تحتنظر این مجلس قرار بگیرد و خطوط کلی دفاعی و امنیتی اوکراین را براساس نظرات مجلس تدوین و اجرا کند.
از طرف دیگر با توجه به ساختار جمعیتی اوکراین و نقش تعیینکننده علائق قومی مذهبی و محلگرایی(وابستگی سیاسی افراد به نخبگان شهر و منطقه خود) در گرایشهای سیاسی این کشور میتوان گفت که در مجموع مجلس اوکراین در اختیار ائتلاف به علت آنکه در قدرت اصلی را در دست خواهند داشت مگر آن که در آینده قانون انتخابات شورایعالی نیز تغییر یابد و ملاک انتخابات از جمعیت به استان تغییر یابد که در این صورت غربیها(ساکنان غرب اوکراین) دست برتر را خواهند داشت.
با توجه به این واقعیت میتوان گفت که در وضع کنونی نتیجه انتخابات آتی تا حدودی روشن است و یوشچنکو به احتمال زیاد برنده انتخابات خواهد شد اما تغییر اساسی در جهتگیریهای راهبردی اوکراین حاصل نخواهد شد. اوکراین در میانه شرق، غرب، روسیه و اروپا باقی خواهد ماند. در این وضعیت مخالفان خود را پیروز احساس خواهند کرد در حالی که عملاً پایگاه اصلی صاحبان قدرت بدون تغییر باقی مانده است.
یکی از نکات شایان توجه در بحران اخیر اوکراین این نکته بود که یانکوویچ به عنوان نماد و نماینده تفکر شرقی و روسی و یوشچنکو به عنوان نماد و نماینده غرب(اروپا و آمریکا) در صحنه ظاهر شدند و صحنه سیاسی و بینالمللی اوکراین به گونهای شد که پیروزی هر یک از نامزدها به معنی پیروزی راهبردی روسیه یا غرب در اوکراین تلقی گردید اما در این راهحل سیاسی مهمترین نکتهای که خود را به نمایش میگذارد آن است که صحنه سیاست داخلی اوکراین نباید موجب تغییر نگرش راهبردی اوکراین گردد.
اصلاحات انجام شده در قانون اساسی اوکراین نوعی توقف(هر چند که ممکن است موقتی باشد) در تغییر جهت سیاستهای راهبردی این کشور است و مانع از آن خواهد شد که با انتخاب رئیسجمهور جدید مسیر راهبردی کشور تغییر یابد.
سرگئی لاوروف وزیر خارجه روسیه پس از توافق با اروپا درباره آینده اوکراین ضمن مصاحبهای اظهار داشت که شماری از رهبران غربی تلاش داشتند اوکراین را به سمت خود بکشند. مطرح شدن این موضوع پس از توافق انجام شده مبین آن است که اوکراین تغییر جهت استراتژیک نخواهد داشت.
ولادیمیر پوتین رئیسجمهور روسیه که بلافاصله پس از اعلام نتایج غیررسمی انتخابات اوکراین پیروزی یانکوویچ را به او تبریک گفته بود با قبول واقعیتهای صحنه اوکراین طی یک مصاحبه مطبوعاتی در سفر اخیر خود به ترکیه در آنکارا اظهار داشت: «ما اراده هر یک از ملل شوروی سابق را کاملاً قبول داریم» و با هر رئیس جمهوری که انتخاب شود کار خواهیم کرد. ما با دولت کنونی اوکراین همکاری بسیار نزدیکی داریم و در فضای بعد از شوروی رابطه روسیه و اوکراین بسیار ویژه است. ما این روابط ویژه را به صورت آشکار داریم و در خفا و پشتصحنه هیچ کار مخربی انجام نمیدهیم. پذیرفتنی نیست که برخی از سیاستمداران اعلام میکنند که به هر صورتی که شده میخواهند قدرت را به دست گیرند، این کار یک فشار سیاسی ساده نیست این یک نوع ترور است.
ما در روسیه نمیتوانیم چنین تشدید اوضاعی را تحمل کنیم حتی اگر نام آن را دموکراسی بگذارند. فقط خود ملتها هستند که میتوانند در هر کشوری سرنوشت خود را تعیین کنند. روسیه فقط میتواند نقش میانجی را ایفا کند و ما آمادهایم در مسائل پیچیدهای که از امپراطوری شوروی به ارث رسیده است. نقش میانجیگرانه خود را ایفا کنیم.
تأکید پوتین بر نقش میانجیگرانه روسیه در فضای امپراطوری شوروی به معنی آن است که روسیه در تحولات داخلی کشورهای بازمانده از شوروی نمیتواند بیتفاوت باشد و اجازه دهد در نتیجه یک انتخابات خطوط راهبردی کشورها تغییر یابد. البته روسیه خود نیز به این امر واقف است که نمیتواند شوروی را احیا کند و خود یک راهبرد نزدیکی به غرب را اتخاذ کرده است اما امنیت ملی و منافع ملی روسیه الزامات خاصی را به سیاسیت خارجی این کشور تحمیل میکند.
مصوبه اخیر مجلس اوکراین موجب شد تا دیدگاههای رقبای اصلی انتخابات ریاست جمهوری اوکراین به سطح تغییرات تاکتیکی و راهکارهای اجرایی تنزل یابد و دو طرف دیگر نتوانند تغییرات راهبردی در اوکراین را شعار انتخاباتی خود قرار دهند.