گردآوری: محمدعلی همدانی
در سیر اتهامات آقای موسوی اینک نوبت به ماموران امنیتی و بازجویان است که مورد هجوم قرار گیرند:
«در این مرحله مطالبات زیر را دنبال خواهد کرد:...آزادی همه دستگیرشدگان سیاسی، ابطال پرونده سازیهای جعلی امنیتی و دخالت ندادن پروندههای جاری در برخورداری آنها از حقوق اجتماعی..»(1)
و زمانی که برخی از بازداشت شدگان به نقشهها و اعمال خود در راه براندازی نظام اعتراف میکنند آقای موسوی این اعترافات را اینگونه توجیه میکند:
«حوادثی چون برگزاری دادگاههای نمایشی فاقد پشتوانه حقوقی و شرعی، برملا شدن فهرست بلند قربانیان، برخوردهای غیرانسانی با بازداشت شدگان... شکنجه زندانیان و کشتن آنان»(2) و برای بیارزش نشان دادن اعترافها، مسؤولان را به رفتارهای غیر انسانی برای گرفتن اعتراف متهم میکند:
«دندان شکنجهگران و اعترافگیران دیگر به استخوان مردم رسیده است تا جایی که اینک از میان کسانی قربانی میگیرند که خدمات بزرگ به کشور و نظام در کارنامه دارند.»(3)
حضرت امام خمینی(ره) که آگاه از اعمال منافقین و دشمنان قسم خورده اسلام و ایران بود، برای جلوگیر از اتهام به نظام اسلامی، مسؤولان را به برخورد مناسب با بازداشت شدگان نصیحت میفرمودند، ایشان در پایان سخنان گوهر بار خود جملهای را بیان کردند که بسیار قابل تأمل است:
«لکن دادگاهها احکام را با دقت بررسى کنند و پروندهها را بررسى کنند و آنها را بر محکمهها بنشانند و از آنها استفسار کنند و با قاطعیت، هرچه باید بکنند، عمل کنند، لکن اینطور نباشد که حالا از باب این که یک دستهاى از ما به وسیله همین گروهها از بین رفته، حالا ما در حبس با اشخاصى که محبوس هستند- خداى نخواسته- به خلاف موازین اسلام عمل کنیم و من مىدانم نمىکنند. گرچه آنهایى که باید به شما تهمت بزنند تهمت را مىزنند...»(4)
فرزندان انقلاب در زندان
یکی از چالشهای بزرگ این است که ملاک اسلامی و انقلابی بودن را چگونه باید سنجید؟ به بیان دیگر اگر بخواهیم کسی را انقلابی یا ضد انقلاب، مسلمان یا منحرف از اسلام معرفی کنیم باید ببینیم افکار و اعمالش با فلان شخص یکی است یا نیست؟، یا نه ملاک خود اسلام و انقلاب است و افراد تا زمانی که پای آرمانهای اسلام و انقلاب ایستادهاند انقلابی و مسلمانند و زمانی که این خط را شکستند باید از این حریم رانده شوند.
بحث دیگر این است که آیا مسؤولان و یاران انقلاب (کسانی که در به ثمر رسیدن نظام اسلامی سهم بسزایی داشتند به طوری که در آن زمان از جان و مال خود مایه گذاشتند و طعم زندان ساوک را کشیدند) و آقا زادههای ایشان، سهم جدای از منابع ملی و برخوردهای قانونی دارند یا نه همه مردم در مقابل منابع ملی و مجازاتها یکی هستند؟
در سالهای گذشته برخی نظر اول را ترجیح میدادند و در این زمان هم هستند افرادی که معتقدند آقایان و آقا زادهها سهم جدای از این انقلاب دارند. اینگونه افکار را میتوان در سخنان آقای میرحسین موسوی جستجو کرد که به دستگیری برخی از آقازادهها و یا کسانی که سهمی در به ثمر رساندن این انقلاب داشتهاند معترض شدند:
«... فرزندان انقلاب را به زندان انداختند...»(5)
اما امام امت برای هچ کسی سهم جدا گانهای قائل نبودن و همه را در برابر قانون مساوی میدانستند،حتی میفرمودند اگر من هم حرفی خلاف اسلام زدم، با من هم برخورد کنید:
«اگر کسانى در اطراف کشور سخنرانى کنند و سخنرانى آنها اسباب تشنج بشود، آن شخص، هرکس میخواهد باشد، هر مقامى مىخواهد باشد، من او را به جاى خودش مىنشانم.... اگر من هم سخنرانى کردم که مخالف با دستور اسلام بود و براى ایجاد تشنج و براى گرفتار کردن ملت مسلمان ما، که خونها داده است در راه اسلام، اگر من هم این کار را بکنم، موظف شرعى هستند این ارگانهاى انتظامى و نظامى که من را بگیرند و به دادگاه بسپرند، این استثنا ندارد.»(6)
در افکار معمار کبیر انقلاب و ولی فقیه مسلمین (ولی فقیهی که باید احکام اسلام را همانگونه که پیامبراعظم(ص) و ائمه اطهار(ع) اجرا کردهاند، اجراکند، چرا که ولایت فقیه راه امام معصوم است و باید طبق نظر ائمه(ع) رفتار کند) معنی ندارد که کسی، سهم جدای از انقلاب داشته باشد:
«اشخاص فاسد باید حتماً به دادگاه سپرده بشوند، در هر جا باشند و هر مقامى، آنها باید به دادگاه سپرده بشوند.»(7)
«من اگر کسى با آرامش مخالفت کند با او سخت عمل خواهم کرد و این یک وظیفه شرعى است که بر عهده همه ما هست و بر عهده من هم هست...» ادامه دارد...