سعدالله زارعی
تحولات مصر چهره بخش وسیعی از جهان و بسیاری از سیاست ها را دگرگون کرده و آثار روحی و روانی آن به اندازه ای است که همه کشورها را به تأمل واداشته است. از این رو آمریکایی ها، اروپایی ها و صهیونیست ها که خود را بازنده قطعی این میدان می بینند با تمام وجود به صحنه آمده تا کار را در «نقطه کنونی» متوقف گردانند و در نهایت آن را به مهار خود درآورند. چرا که تحولات کنونی ضمن آنکه از آینده ای روشن برای ملل منطقه و اسلام گرایی خبر می دهد، صدای شکستن استخوان های رژیم خونریز و جعلی اسرائیل را نیز به صدا درآورده است. در این نوشته به نمونه هایی از ترفندهای موردنظر دشمن اشاره می شود؛
1- حرکت ارتش مصر در این میدان تا حدود زیادی حساب شده بود 4 روز پس از آغاز حرکت مردم، فرمانده ارتش- ژنرال حسین طنطاوی- به واشنگتن رفت و در سفر یک روزه پس از دیدار با مقامات ارشد آمریکا و حضور در کمیته ای مرکب از رئیس جمهور، وزیرخارجه، وزیر دفاع، رئیس ستاد مشترک ارتش، رئیس سازمان سیا، رئیس شورای روابط خارجی آمریکا و نماینده ویژه اوباما در امور مصر به کشورش بازگشت. بعد از بازگشت ارتش به خیابان آمد و برخلاف تصور با مردم درگیر نشد و طنطاوی در مصاحبه رسمی اعلام کرد که ارتش صرفاً برای برقراری نظم به صحنه آمده و بنای ممانعت از برگزاری تجمع و تظاهرات را ندارد بعد از آن رژیم مبارک وانمود کرد که از عملکرد ارتش رضایت ندارد و کار را به پلیس واگذار کرده است چند روز بعد فرماندهان ارتش اعلام کردند که خواسته های مردم را به حق و قانونی می دانند و با آن همراهند پس از این موضعگیری، از سوی مبارک عمر سلیمان بعنوان معاون منصوب و مأمور گفت وگو با مخالفان شد که او در برابر مسئله «کناره گیری مبارک از قدرت» مقاومت کرد و گفت که در این مورد نمی تواند وعده ای بدهد بعد از این مرحله بعضی از افسران ارتش به صفوف جمعیت پیوستند ولی بازهم فرماندهان ارشد ارتش واکنشی نشان ندادند.
یکی دو روز پس از پیوستن بعضی از افسران جزء، فرمانده ارتش اعلام کرد که تا چند ساعت دیگر حسنی مبارک اختیارات خود را واگذار می کند اما شب آنچه از مبارک شنیده شد تأکید بر باقی ماندن در قدرت طی شش ماه آینده بود اما یک روز بعد از سوی عمرموسی اعلام شد که مبارک اختیارات خود را به «شورای عالی نظامی مصر» تحت ریاست ژنرال حسین طنطاوی واگذار کرده است یعنی وانمود شد که مبارک و سلیمان- که برکناری آنان دو خواسته محوری مردم بود- دیگر نقشی در قدرت ندارند و کارها به ارتش سپرده شده است. در این فاصله، ارتش چهار اطلاعیه صادر کرد و در هر اطلاعیه سعی کرد به مردم اطمینان دهد که از خواسته های آنان پشتیبانی می کند ولی در عین حال اعلام کرد که برای جمع کردن آثار ناشی از حدود 20 روز اعتراض مردم وارد عمل می شود. با این وصف هیچ تردیدی وجود ندارد که جدای از آنکه حضور مردم مصر در صحنه مبارک را سرنگون کرده و پروژه اسرائیلی ریاست جمهوری عمرسلیمان را نابوده کرده است که این پیروزی مهمی به حساب می آید اما آنچه از روز شنبه 9 بهمن ماه تا امروز از سوی ارتش به اجرا گذاشته شده یک سناریوی دقیق و پلکانی آمریکا بوده است.
در واقع ارتش از آغاز مأموریت داشت تا فاصله ای نمایشی با مبارک، سلیمان، پلیس و نیروی امنیتی به تصویر بکشد و حساب ارتش را از حساب رژیم مبارک جدا نشان دهد تا در شرایطی که امکان حفظ مبارک و نیز سلیمان در قدرت نباشد کار به یک شورای نظامی تحت ریاست ظاهری حسین طنطاوی و مدیریت واقعی عمرسلیمان سپرده شود تا اساس نظام وابسته مصر بر جای بماند و اگر نتوان همه اجزای آن نظام را حفظ کرد شاکله آن را حفظ نمود.
در واقع در این صحنه، ارتش مأموریت دارد تا انقلاب مردم را مصادره کرده و ابعاد واقعی آن که استقلال، اسلامیت و غرب ستیزی است را عقیم نماید. البته این در صورتی محقق می شود که مردم مصر صحنه را خالی کرده و به حداقل ها و ظاهر کار بسنده کنند که بعید به نظر می رسد.
2- به نظر می رسد که آمریکایی ها در ارتباط با بحران مصر شش فرضیه و یا مرحله را به صورت ستونی یعنی ترجیحی در نظر گرفته بودند.
این شش فرضیه یا شش گزینه عبارت بودند از:
1- حفظ مبارک
2- محوریت عمر سلیمان
3- محوریت ارتش
4- محوریت دولتی سکولار غرب گرا و در عین حال منتخب
5- دولتی مذهبی و متعهد
6- دولتی مذهبی و مخالف غرب.
آمریکایی ها تا اینجا از دو گزینه اول به ناچار عبور کرده اند و در حال بررسی وضعیت در پله سوم هستند بیانیه مسالمت جویانه ارتش و در عین حال توسل به خشونت علیه تجمع کنندگان در میدان التحریر نشان می دهد که گزینه حاکمیت ارتش هم در حال سپری شدن است و باید انتظار داشت که به زودی آمریکا یک گام دیگر عقب نشینی کند و به مرحله «دولت سکولار غرب گرای منتخب» برسد. مدتی آنان در زمین سکولارها خیمه می زنند و احزاب را به میدان می آورند چون در اینجا منافع آمریکا و بعضی از احزاب سیاسی مصر با هم گره می خورد.
اما آیا مردم مصر به این موضوع رضایت خواهند داد تردیدی در این نیست که مردم با شعار «الله اکبر» و سربندهای مذهبی و برگزاری نمازهای باشکوه به استقبال دولتی سکولار نمی روند اما تردیدی هم نیست که عبور از این پله و رسیدن به پله «دولتی مذهبی و متعهد» به معنای برقراری دولتی باصطلاح میانه رو یعنی نه کاملا مذهبی و نه کاملا وابسته زمان بر خواهد بود کمااینکه مرحله ششم یعنی انتقال از پله دولتی مذهبی و متعهد به دولتی مذهبی و مخالف غرب از این مرحله هم زمان بیشتری خواهد برد. چند روز پیش محمد البرادعی گفت یک سال و نیم طول می کشد تا زمان انتخابات آزاد فرا برسد.
البته ما نمی گوئیم عبور از پله سوم به چهارم این مقدار زمان می خواهد ولی به هر حال براساس شواهد و قرائن زمان بر خواهد بود در واقع در مرحله ششم غرب باید کاملا از مصر قطع امید کند و از آنجا که این قطع امید باید توأم با پذیرش شرایط کاملا دگرگون در جهان اسلام و جهان عرب باشد طبعاً زمانی را به خود اختصاص می دهد اما با همه این حرف ها این به آن معنا نیست که مردم مصر برای رسیدن به حکومت مطلوب خود نمی توانند راه را کوتاه کنند این مشکلات بر سر راه مردم ایران هم بود و توانستند با وحدت و حضور در صحنه راه را کوتاه نمایند.
3- نظام آینده مصر به هر روی یک نظام جدید خواهد بود و انتخابات قطعاً یک رکن مهم آن است رژیم آینده تعریف تازه ای از روابط داخلی و خارجی ارائه خواهد کرد در این تعریف با فرض اینکه مصر فعلا در پله چهارم متوقف شود و توطئه غرب به نتیجه برسد، رابطه مصر و رژیم صهیونیستی بحرانی می شود و مذهبی ها که در دوره های ناصر تا مبارک بشدت تحت کنترل بودند.
آزاد می شوند و این مرحله انتقال به دولتی مذهبی و در عین حال برآمده از سیستم انتخاباتی را تسریع می کند. در این رخداد این نکته که: «مردم قدرت تغییر دارند» به اثبات رسید و با این وصف باید گفت: دوره ملت ها و به تبع آن دوره حاکمیت اسلام و ارزش های سیاسی و فرهنگی آن فرا رسیده است.
در واقع به احتمال بسیار زیاد حکومت آینده مصر ترکیب معناداری از اسلام، انتخابات مردمی و دولتی منطقه محور خواهد بود یعنی در مصر ما با مدلی از حکومت که کاملاً همگرا با انقلاب اسلامی ایران است مواجه خواهیم بود. این مدل روند نسبتاً آرام انتقال از غرب به منطقه اسلامی- عربی را دنبال می کند و یک فرصت مهم برای کشورهای منطقه محور به حساب می آید.
بنابراین همانطور که رهبر معظم انقلاب در خطبه های 15 بهمن ماه خود فرمودند ممکن است که انقلاب کبیر اسلامی ایران در جای دیگر قابل تکرار نباشد ولی آنچه در مصر و تونس و... می گذرد تناسب روشنی با انقلاب ما خواهد داشت. یعنی همان اتفاقی که در ترکیه افتاد و یک رژیم نظامی غرب گرا را آرام آرام به رژیمی مردمی و اسلام گرا تبدیل کرد و از هم پیمان آمریکا و اسرائیل به یک هم پیمان منطقه ای برای ایران و... تبدیل کرد در مصر هم می افتد و این حداقل آن چیزی است که اتفاق خواهد افتاد.
4- وضعیت رژیم صهیونیستی در این تحولات بیش از همه بحرانی است. در واقع این رژیم با مشکلی مواجه شده که حجم و اثر این مشکل برای آن ها کمتر از انقلاب اسلامی ایران که بگین آن را یک زلزله بزرگ با پس لرزه های طولانی تعبیر کرده بود، نمی باشد. از این رو گابی اشکنازی فرمانده ارتش رژیم صهیونیستی با اشاره به تحولات مصر گفت: «این استثنایی ترین و غم انگیزترین دوره برای اسرائیل است» بن الیعازر نیز گفت: «ما با سخت ترین مراحل خود مواجه هستیم» بعضی از مسئولین اسرائیل طی روزهای اخیر در عین حال تلاش کردند تا وانمود کنند که همه چیز تحت کنترل است و تحولات مصر آسیبی به روابط منطقه ای آنان نمی زند. البته آنان می دانند که تحولات اخیر مصر کاملاً بی سابقه بوده و در عین برخورداری از سازماندهی منظم پیدایی آن برای رژیم صهیونیستی و غرب به یک معما تبدیل شده است، آنان با بیم و امید سخن می گویند و این نشان می دهد هنوز نمی دانند دقیقاً چه بر سرشان آمده است.