دکتر محمدمهدی مظاهری / استاد دانشگاه
پس از حدود سه هفته ناآرامیهای گسترده خیابانی بالاخره مبارک همانند اسلاف خود تسلیم سرنوشت شد. سرنوشتی که از قبل برای وی رقم خورده بود. کنارهگیری رسمی مبارک از قدرت پس از 30 سال حکومت خودکامه، موجی از شعور و شعف در میان مردم مصر به راه انداخته است. گرچه غربیها بهویژه آمریکا در قبال تحولات سریع مصر غافلگیر شدند و حتی مقامات امنیتی و سازمان جاسوسی این کشور معروف به سیا نتوانست ارزیابی واقع بینانهای از تحولات داخلی مصر داشته باشد. با این وجود، شخص اوباما و مشاوران وی در کاخ سفید تلاش نمودند که همگام با مردم مصر حرکت کنند و از خواست اصلی آنها مبنی بر انتقال قدرت حمایت کنند. در مسیر تحولات مصر بهعنوان یکی از مهمترین کشورهای تاثیرگذار در خاورمیانه به نظر میرسد که عمده ترین نگرانی را رژیم صهیونیستی از رفتن مبارک داشته باشد. چراکه مقامات تلآویو از همان شروع بحران داخلی مصر تا لحظه وداع دیکتاتور مصر با قدرت بر حمایت از وی تاکید داشتند و با فشار بر کشورهای غربی تلاش کردند که غرب را نیز به حمایت از ماندن حسنی مبارک در قدرت ترغیب نمایند.
در چنین وضعیتی به نظر میرسد که تل آویو خود را برای دوره جدید مصر بدون مبارک آماده میسازد. در اولین واکنش رسمی مقامات رژیم صهیونیستی به کناره گیری مبارک از قدرت، بار دیگر ضمن اذعان به نگرانیهای امنیتی، خواهان پایبندی مصر به قرارداد صلح با این رژیم شدند. اصولا رژیم صهیونیستی قبل از آغاز تحولات داخلی مصر، بر اساس تحکیم پایههای روابط با این کشور از اصول ثابتی پیروی میکرد. در واقع تمایل داشت که بعد از مبارک، جمال پسر وی یا عمر سلیمان قدرت را در دست گیرد. ولی پس از خروج رسمی خاندان مبارک از قدرت و تضعیف حزب حاکم دموکراتیک ملی، عمر سلیمان رئیس دستگاه امنیتی مصر حضور چشمگیری در عرصه سیاسی دارد. شخصی که ریاست دستگاه امنیتی مصر در دست داشته و در کنار مبارک در 30 سال گذشته نقش اساسی در تداوم سازش با رژیم صهیونیستی ایفا نموده است.
گرچه سرعت شتابان تحولات داخلی مصر هنوز وضعیت آرایش نیروهای جدید سیاسی را مشخص نمیسازد، با این وجود اسرائیل روی گزینههای مختلف حساب کرده و آماده مقابله با تحولات نامطلوب نیز باید باشد چراکه در صورت تداوم اعتراضات و اصرار معترضان مبنی بر انحلال کامل قدرت و نیز کناره گیری شخص عمر سلیمان از قدرت این امر میتواند همچون کابوسی بزرگ خواب سران تل آویو را آشفته تر سازد. اصولا از زمان امضای معاهده کمپ دیوید این پرسش برای اسرائیل مطرح است درصورت تغییرات ناخوشایند در مصر چه تدابیری را اتخاذ کند؟
در پاسخ به این سوال تل آویو سه سناریو را برای تغییرات نامطلوب در نظر گرفته است:
- عدم کنترل قدرت از سوی حزب حاکم دموکراتیک ملی بر امور داخلی و گسترش هرج و مرج در جامعه و قدرت یابی اخوانالمسلمین.
- کودتای نظامی به خاطر اوضاع بد عمومی توسط عناصر متمایل به غرب
- ناتوانی شخص عمر سلیمان در اعمال قدرت و تضعیف هر چه بیشتر حزب دموکراتیک ملی، گسترش آشوبهای داخلی.
به نظر میرسد که اسرائیل در قبال سناریوهای اخیر، روشهای مختلفی را به کار خواهد بست. از دیدگاه این رژیم خروج مصر از معاهده صلح و بازگشت آن به خط مقابله و دشمنی با اسرائیل خط قرمز محسوب میشود و هیچ دولتی در اسرائیل اجازه عبور از این خط قرمز را نمیدهد و هر یک از دولتهای اسرائیل خود را موظف میداند با این موضع با بهکارگیری همه امکانات مقابله نماید. از آنجا که اسرائیل و آمریکا به نوعی در پیشگیری از سقوط رژیم مبارک عاجز و ناتوان ماندند و در پیش بینی تحولات شتابان داخلی مصر هم نتوانستند تحلیل مناسبی داشته باشند در تلاشند که انتقال قدرت در مصر با تاخیر انجام پذیرد. مرکز ثقل تحولات مصر از نظر آنها، هنوز عمر سلیمان است که تا برگزاری انتخابات ریاستجمهوری 2011 با کنترل اوضاع داخلی شرایط را برای قدرت یابی احزاب لیبرال و متمایل به غرب نظیر الوفد، الکافیه و نیز حزب تغییر البرادعی آماده تر نماید. در شرایط فعلی عمدهترین نگرانی مشترک تلآویو و واشنگتن بر قدرت یابی مجدد اخوانالمسلمین متمرکز شده است.
گرچه اخوانیها در سه هفته اخیر تلاش نمودند همگام با مردم مصر حرکت کنند و ضمن احترام به خواستههای جوانان مصر خود را نه بهعنوان تنها آلترناتیو مبارک بلکه بهعنوان جنبش فراگیر مردمی در کنار سایر احزاب اپوزیسیون دولت نشان دهند. با این وجود این همراهی و همگامی و عدول از برخی از خواستههای قبلی مبنی بر لزوم بازگشت به اسلام و اجرای شریعت در جامعه هم نتوانسته از دل نگرانی مشترک آنها بکاهد. اخوان بهعنوان تنها نیروی مخالف حزب حاکم با فعالیت 80 ساله دارای سازماندهی تشکیلاتی است که جریانات سیاسی در مصر فاقد آن هستند لذا در صورت برگزاری انتخابات مجدد پارلمانی و ریاستجمهوری میتواند نقش اساسی در عرصه سیاسی مصر داشته باشد. ترس اسرائیل از این است که مصر پس از مبارک از نقش تاریخی خویش مبنی بر میانجیگری میان اعراب و اسرائیل برای رسیدن به سازش بازماند. این ترس از آنجا قدرت میگیرد که اخوانیها در جنگ 32 روزه حزب الله لبنان و جنگ 22 روزه غزه عملا بر خلاف مشی دولت مبارک حمایت علنی خویش را از مقاومت اعلان کردند.
در چنین وضعیتی حتی اگر اخوانیها به قرارداد صلح قبلی پایبند باشند با توجه به صبغههای دینی که این جنبش دارد نمیتوان به آینده خوشبین بود و در خوشبینانه ترین حالت در انتخابات آزاد این جنبش تبدیل به قدرتمندترین تشکل سیاسی طبق الگویی در قالب حزب عدالت و توسعه ترکیه خواهد شد و بر ضد منافع غرب و اسرائیل عمل خواهد کرد. در چنین وضعیتی آمریکا و اسرائیل در تلاشند که با تطویل امر انتقال قدرت ضمن فراهم نمودن بسترهای لازم برای شکلگیری جریانات وابسته به غرب، مصر را همچنان از پیوستن به صف کشورهای عربی (ضد اسرائیل) باز دارند. با این وجود گذشت زمان و چگونگی آرایش مجدد نیروهای سیاسی در صحنه داخلی مصر و مراکز مختلف تصمیم گیری قدرت و مولفههای تاثیرگذار خارجی تعیین کننده خواهد بود.