گروه بینالملل: قیام مردم مصر از اهمیت فراوانی برخوردار است زیرا در دورانی که بسیاری از تحلیلگران گمان میکردند دیکتاتوری 30 ساله مبارک در اوج ثبات قرار دارد و رئیسجمهور مستعفی در اندیشه دورانگذار جانشینی بود به ناگاه خیزش مردم مصر پایههای استبداد مبارک را فرو ریخت. اکنون همه نگاهها به پس از مبارک دوخته شده است.
اهمیت مصر در این است که پرجمعیت ترین کشور عربی محسوب میشود. مصر پایگاه روشنفکران اسلامی است و از دل این کشور جریانهای مختلف فکری اسلامی رشد کرده است که هر یک از این جریانها کشورهای همسایه را تحت تاثیر خود قرار داده اند. قطعا قیام مردم مصر و برکناری مبارک کشورهای همسایه مصر را تحت تاثیر قرار خواهد داد. از سوی دیگر همه منتظرند تا ببینند تجربه مصر بعد از مبارک به سمت کدام الگو حرکت خواهد کرد. آیا بستر مناسب برای استقرار نظم دموکراتیک در این کشور مهیاست؟ آیا نظامیان مصری امکان تحقق حکومت دموکراتیک را مهیا خواهند کرد؟ نقش احزاب اسلامگرا بخصوص اخوانالمسلمین در تحولات آینده مصر چه خواهد بود؟ اینها همه سوالهای پیش روی تحلیلگران مصر است.
سیاست خارجی مصر و دو تحول مهم
اما یکی از مهم ترین این سوالات تغییراتی است که در حوزه سیاست خارجی مصر رخ خواهد داد. مصر متحدی بزرگ برای اسرائیل بوده است و مطمئنا بعد از مبارک تل آویو در روابط با مصر با مشکلات جدی روبهرو خواهد شد.ارتش مصر روز شنبه اعلام کرد که به تمامی بیانیهها و معاهدات بینالمللی پایبند خواهد بود. این بیانیه با استقبال اسرائیل و آمریکا مواجه شد اما طبیعی است حتی اگر مصریها به معاهدات سابق خود با اسرائیل پایبند باشد اما باز هم روابط قاهره و تل آویو به دوران سابق برنخواهد گشت و کمرنگ تر از قبل خواهد شد. اما یکی از مهم ترین تغییراتی که انتظار میرود رخ دهد روابط تهران و قاهره است که دو ماه بعد از وقوع انقلاب اسلامی 1357 قطع شد و به جای سفارتخانه هر دو کشور دفتر منافع دارند. در سالهای گذشته دولت تلاشهای بسیاری کرد تا روابط ایران و مصر را احیا کند و حتی محمود احمدینژاد رئیسجمهور ایران جمله معروف خود را مبنی بر اینکه ایران آماده بازگشایی سفارت خود در مصر در سریع ترین زمان ممکن است در دیدار با خبرنگاران در ابوظبی بیان کرد.
دیدار حدادعادل رئیس مجلس سابق و علی لاریجانی رئیس مجلس فعلی با حسنی مبارک و تلاشهای حمید بقایی مشاور ویژه رئیسجمهور در آسیا و... گروهی از روابط ایران و مصر را نگشود. استعفای مبارک و پایان کار عمر سلیمان میتواند از روزهای خوشی در روابط ایران و مصر خبر بدهد. عمر سلیمان یکی از اصلیتر ین مخالفان برقراری روابط تهران و قاهر ه بود و یکی از علتهای آن هم کمک دو میلیارد دلاری آمریکا به مصر بود که مستقیما در اختیار عمر سلیمان قرار میگرفت. سازمان اطلاعات و امنیت مصر یکی از موانع اصلی برقراری روابط تهران و قاهره بود و همه تلاشها برای ایجاد ارتباط میان دو کشور در این سازمان اطلاعاتی به بن بست میخورد. اما اکنون نه مبارک میدان دار است ونه سلیمان. طبیعی است که مسیر برقراری روابط ایران و مصر هموارتر شده است. مطمئنا تا برقراری این روابط راه درازی باقی مانده است. این پرسش مطرح است که کلید گشایش روابط تهران و قاهره در دست کیست؟ عمروموسی، محمد البرادعی، اخوانالمسلمین یا دیگر چهرههای شاخص مصری؟
عمروموسی و عشق رابطه با ایران
«در دیداربا مبارک من خواستار باز شدن «صفر» تلفن به ایران شدم که از مدتها قبل بسته شده بود و ایرانیها بدون ارتباط با اپراتور مصری، نمیتوانستند با ایران تماس بگیرند. مبارک از این امر تعجب کرد و گویا اصلا از آن مطلع نبود! من با خنده ضمن اشاره به تلفنی که روی میز او قرار داشت، گفتم: «آقای رئیس! میتوانید امتحان کنید.» و او به سوی عمروموسی که هوادار سرسخت روابط حسنه با ایران بود، برگشت و نگاه کرد. عمروموسی هم موضوع را تایید کرد و آن گاه آقای مبارک دستور داد که «صفر» ایران باز شود. ما نامهای از وزارت امور خارجه مصر برای اداره پست و تلفن قاهره گرفتیم که دستور شفاهی رئیسجمهوری را ابلاغ میکرد! اما پس از شش ماه پیگیری، بالاخره مدیر اداره مربوطه به رابط ما محرمانه گفته بود که الامن العام، یعنی همین آقای عمر سلیمان موافقت نکرده است و در نتیجه صفر ایران تا امروز بسته مانده است. »
این بخشی از سخنان هادی خسروشاهی نخستین رئیس دفتر حفاظت منافع ایران در مصر پس از انقلاب اسلامی است که از سخنان وی میتوان فهمید عمروموسی در ساختار حکومتی مصر و در طول 10سال دوران وزارت خارجه خود از سال 1991 تا 2001 یکی از طرفداران رابطه با ایران بوده است. اگر تحولات به سمتی برود که دبیر کل اتحادیه عرب که بهزودی از سمت خود نیز استعفا خواهد داد بهعنوان رئیسجمهور مصر انتخاب شود این امیدواری وجود دارد که برقراری روابط ایران و مصر با سرعت بیشتری انجام شود. عمروموسی از منتقدین حسنی مبارک بود و حتی برخی اعتقاد دارند که دبیرکلی وی در اتحادیه عرب ترفند رئیسجمهور سابق مصر برای دور کردن او از فضای داخلی بوده است. موسی سرانجام به خیل معترضان پیوست و بعد از برکناری مبارک نیز از انقلاب سفید در کشورش سخن گفت. اکنون نیز اعلام کرده است قصد دارد از سمت دبیر کلی اتحادیه عرب استعفا دهد و بعد از اصلاح قانون اساسی مصر یا تصویب قانون اساسی جدیدی موضع خود را در مورد نامزدی برای انتخابات ریاستجمهوری را اعلام خواهد کرد.
موسی نامزدی خود را برای انتخابات آینده بعید نمیداند و در دیدار با گروهی از جوانان شش آوریل که یکی از سازماندهندگان اصلی تظاهرات ضدمبارک بودند موضع نهایی خود را به بعد از تصویب یا اصلاح قانون اساسی موکول کرد. عمروموسی را دیپلماتی خوشبیان و ماهر با گرایشهای باز میدانند که در طول 10سال وزارت خارجهاش یکی از منتقدان اصلی آمریکا در روند صلح خاورمیانه نیزبود. وی بارها حمایتهای بیچون و چرا و بدون شرط واشنگتن از تلآویو را عامل اختلال در روند صلح خاورمیانه اعلام کرد. عمروموسی در طول دوران دبیر کلی اتحادیه عرب نیز در بسیاری از مواقع از حق ایران برای دستیابی به انرژی اتمی دفاع کرد و نسبت به سکوت غرب در قبال زرادخانههای هستهای اسرائیل انتقاد کرد.
موضع انتقادی دبیرکل اتحادیه عرب نسبت به رویکرد یکسویه نگرانه غرب در روند صلح خاورمیانه شاید درسیاست خارجی مصر در قبال بحران فلسطین و اسرائیل تحول ساختاری ایجاد نکند اما قطعا میتواند در سایه فشارهای داخلی افکار عمومی مصر و احزاب ریشهداری مانند اخوانالمسلمین تغییرات قابلتوجهی به وجود آورد و این تغییر بر رابطه تهران و قاهره نیز تاثیرگذار خواهد بود.بهنظر میرسد عمروموسی و محمد البرادعی دو گزینه جدی برای ریاستجمهوری مصر باشند اما این احتمال وجود دارد با توجه به حضور موسی در ساختار قدرت مصر و آشنایی وی با فضای سیاسی این کشور و البته میزان محبوبیت قابل قبول وی در بین جوانان مصری شانس عمروموسی از رئیس سابق آژانس بینالمللی انرژی اتمی بیشتر باشد. در صورتی که عمروموسی بهعنوان رئیسجمهور مصر انتخاب شود قطعا وی برای رفع موانع روابط با ایران تلاش خواهد کرد اما این موضوع نیز قابل یادآوری است که به نتیجه رسیدن این تلاشها در یک فرآیند زمانی میانمدت و بلندمدت نتیجه خواهد داد.