تاریخ انتشار : ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۰۹:۴۸  ، 
کد خبر : ۲۱۲۶۳۱

تحولات مصر در آیینه نقد محافل سیاسی (بخش پنجم)

اشاره: 18 روز پس از مقاومت قهرمانانه مردم مصر، دیکتاتوری سی ساله حسنی مبارک در سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ایران (22 بهمن) فرو پاشید و یکی از مهمترین رخدادهای جهان عرب را رقم زد. اکنون نگاه تمامی جهانیان به تحولات مصر دوخته شده تا شاهد تحقق خواست ملت که یقیناً حکومتی مردم‌سالار با تکیه بر فرهنگ غنی اسلامی این کشور است، باشند. سقوط مبارک بی‌تردید جدی‌ترین پیامد را برای دیکتاتوری‌های مشابه در جهان عرب خواهد داشت. این بخش از مقاله به بررسی تأثیرات شگرف تحولات مصر بر جوامعی می‌پردازد که رژیم‌هایی چون حکومت سرنگون شده مبارک آنها را اداره می‌کنند.

این تحلیلگر انگلیسی گفت: درست است که مصر در موقعیتی قرار ندارد که بخواهد با رژیم اسرائیل بجنگد، ولی احتمالاً دولت بعدی مصر سفارت آن رژیم را تعطیل خواهد کرد و به همکاری‌های امنیتی و سیاسی میان قاهره و تل‌آویو پایان خواهد داد. همچنین محاصره غزه شکسته می‌شود و حمایت مصر از مقامات حکومت خودگردان فلسطین کاهش می‌یابد. این روزنامه‌نگار که نویسنده کتاب «جاده‌ای از دمشق» نیز هست، پیش‌بینی کرد که حکومت آینده مصر روابط نزدیک‌تری با سوریه و ایران برقرار خواهد کرد و به طور کلی موضع جمعی کشورهای منطقه در مقابل اسرائیل و غرب تقویت خواهد شد.
وی اظهار داشت: کشورهای عربی به دلایل مختلف از جمله فساد نخبگان و حاکمان و وابستگی شدید آنها به آمریکا و غرب، هرگز از استقلال واقعی برخوردار نبودند و بیش از اینکه به فکر منافع مردم خود باشند، تلاش می‌کردند خواست‌های قدرت‌های بزرگ را در کشور خود و کل منطقه تأمین کنند.
یاسین قصاب گفت: رژیم‌های مستبد عرب اجازه ندادند جامعه مدنی و تشکل‌های غیردولتی در آن کشورها پا بگیرد و به همین دلیل طی دهه‌های گذشته، هرگز گامی به سوی اصلاحات واقعی و برقراری دموکراسی برنداشتند.
اکنون مردم به پا خاسته‌‌اند و به دنبال آزادی و استقلال هستند و حاکمان فرتوت و رژیم‌های فرسوده، به امید خاموش کردن اعتراضات، وعده اصلاح و تغییر می‌دهند، ولی مطمئناً این وعده‌ها بسیار اندک و دیرهنگام است و مردم را راضی نمی‌کند.
وی در پاسخ به سؤالی در مورد مواضع کشورهای غربی در قبال تحولات مصر و دعوت آنها به انجام اصلاحات سیاسی گفت: کشورهای غربی خواستار انجام اصلاحات واقعی و معنادار در کشورهای مستبد متحد خود نیستند، دلیل آن هم بسیار ساده است. اگر مردم عرب به دموکراسی واقعی دست یابند، قطعاً اجازه نخواهند داد کشورشان به پایگاه نظامی قدرت‌های غربی تبدیل شود.
اگر دموکراسی در کشورهای عرب برقرار شود، قطعاً مردم این کشورها هرگونه همکاری با اسرائیل را قطع خواهند کرد و منابع طبیعی خود نظیر نفت و گاز را برای رفاه و پیشرفت کشور خود و دیگر کشورهای عربی از جمله فلسطین، مصرف خواهند کرد.
یاسین قصاب به برگزاری انتخابات آزاد در سال 2006 در فلسطین اشاره کرد و گفت: در این انتخابات دموکراتیک، حماس پیروز شد، ولی تمامی جهانیان مشاهده کردند که غرب این پیروزی را به خاطر اینکه حماس در مقابل اشغالگری صهیونیست‌ها مقاومت می‌کند، نپذیرفت.
ایجاد نظام‌های مردمسالار و اسلامگرا
رئیس دانشکده علوم سیاسی دانشگاه دهلی نیز تحولات جاری در تونس، مصر و یمن را برای مردم کشورهای عرب مفید و آنها را سرآغازی برای برقراری نظام مردم‌سالاری و گسترش حاکمیت اسلامگرایی در این کشورها توصیف کرد.
«اچین ونایک» افزود: تحولات جاری در تونس، مصر و یمن، ریشه در مشکلات داخلی این کشورها از جمله افزایش نرخ بیکاری، فقدان آزادی سیاسی و بحران اقتصادی دارد، ولی این تحولات حکام سایر کشورهای غیردمکراتیک را به انجام اقداماتی در جهت رفع مشکلات اقتصادی مردم و اعطای آزادی‌های سیاسی بیشتر به آنان، مجبور خواهد کرد.
وی نتیجه روند جاری در مصر را برای آینده جهان عرب حائز اهمیت دانست و گفت: مصر مهمترین کشور جهان عرب است و نتیجه تحولات جاری در این کشور، آینده کشورهای عربی را رقم خواهد زد، حال که اعتراض مردم مصر منجر به تغییر نظام سیاسی در این کشور شد، مردم دیگر کشورهای عربی نیز نسبت به راه‌اندازی جنبش مشابهی تشویق خواهند شد و در غیر این صورت، انقلاب به مصر محدود می‌شود.
این کارشناس برجسته امور سیاسی، فقدان رهبری را بزرگترین ضعف جنبش مردم مصر توصیف کرد و گفت این بزرگترین ضعف آنان در ادامه جنبش است.
ونایک، امکان ظهور البرادعی را به عنوان یک رهبر مورد اعتماد مخالفان در مصر رد کرد و گفت: البرادعی سعی می‌کند که خود را تنها رهبر مخالفان در مصر وانمود کند، ولی با توجه به عملکردش درباره برنامه هسته‌ای ایران، قابل اعتماد نیست، چون هر لحظه ممکن است با آمریکا برای نجات نظام کنونی مصر، مذاکره و مصالحه کند.
ونایک، رهبری اکثر کشورهای عربی را به پیروی از سیاست‌های آمریکا و رژیم صهیونیستی متهم و تصریح کرد: دولت‌های عربی، برخلاف خواسته مردم این کشورها، بازیچه دست آمریکا هستند، ولی تحولات جاری جهان عرب، دولت‌های آتی را در این کشورها مجبور خواهد کرد که موضعی قوی مقابل آمریکا و اسرائیل اتخاذ کنند.
تغییر توازن قوا در منطقه
در این میان، یک کارشناس مسائل خاورمیانه در لندن هم معتقد است که قیام مردم مصر تاثیرات گسترده‌ای بر جهان عرب و حتی فراتر از آن خواهد داشت و از حالا توازن قوا در منطقه را تحت تأثیر خود قرار داده است.
دکتر «ساجد علی‌خان» از اعضای سابق مؤسسه تحقیقاتی «چتم هاورس» گفت: به نظر من یک مصر قوی که سیاست‌های مستقلی را تعقیب کند، می‌تواند در کنار ترکیه و ایران، توازن قوا در منطقه مدیترانه شرقی و خلیج فارس را به نفع کشورهای منطقه و به ضرر قدرت‌های فرامنطقه‌ای تغییر دهد.
وی با اشاره به تاثیرگذاری حوادث تونس بر دیگر کشورهای عربی گفت: قطعاً حوادث تونس بر تحولات جاری مصر تأثیر زیادی داشت، ولی به نظر من قیام مردم مصر در مقایسه با قیام مردم تونس همانند انفجار یک بمب قوی در مقابل ترکیدن یک ترقه بود.
به همین دلیل معتقدم اگر انقلاب مردم مصر به پیروزی کاملی در بلندمدت برسد، تاثیرات آن بر جهان عرب و حتی فراتر از آن، به مراتب بیشتر از تاثیرات حوادث تونس خواهد بود. چون مصر بزرگترین و تاثیرگذارترین کشور جهان عرب به شمار می‌رود.
این کارشناس مسائل خاورمیانه گفت: مردم جهان عرب دهه‌هاست که تحت حاکمیت رژیم دیکتاتور به سر می‌برند و جهت‌گیری اصلی سیاست دولت‌های آنها نیز توسط قدرت‌های خارجی تعیین می‌شود، ولی به رغم این تشابهات، وضع داخلی کشورهای عربی با هم متفاوت است و به همین دلیل، تأثیر حوادث مصر و تونس، ممکن است بر این کشورها متفاوت باشد.
وی در عین حال پذیرفت که جمعیت جوان و رو به رشد کشورهای عربی، تشدید تورم و بیکاری، فقدان مشارکت سیاسی، موروثی بودن اکثر پست‌های ارشد سیاسی و نفوذ تاریخی قدرت‌های استعماری، از جمله عواملی است که در اکثر کشورهای عربی به چشم می‌خورد و می‌تواند زمینه بروز ناآرامی‌های سیاسی را فراهم کند.
دکتر علی‌خان با اشاره به غافلگیر شدن کشورهای غربی از موج گسترده اعتراضات مردمی در جهان عرب گفت: غرب اگر می‌خواست، می‌توانست سال‌ها پیش وارد عمل شود و حاکمان آن کشورها را تشویق یا حتی وادار به انجام اصلاحات سیاسی بکند.
ولی امروز کشورهای غربی دست‌کم در کوتاه‌مدت، گزینه‌های زیادی پیش روی خود ندارند و به همین دلیل باید فعلاً با نگرانی و عصبانیت این تحولات را نظاره کنند.
این عضو سابق مؤسسه چتم هاوس، تحولات جاری جهان عرب را متفاوت از تحولات اواخر دهه 1980 میلادی در اروپای شرقی دانست و افزود: به‌رغم برخی شباهت‌های شکلی، عوامل اصلی و بستر اجتماعی شکل‌گیری قیام‌های مردم این دو منطقه، تفاوت‌های اساسی با هم دارد.
کناره‌گیری مبارک
از سوی دیگر، یک کارشناس مسائل خاورمیانه معتقد است که دولت مبارک باید مدت‌ها قبل استعفا می‌داد تا دولتی انتقالی برای برگزاری انتخابات آزاد در مصر تشکیل شود.
«مانوئلا پارایپان» پژوهشگر مؤسسه مطالعات سیاسی و اقتصادی خاورمیانه گفت: مردمی که در خیابان‌های قاهر، اسکندریه و دیگر شهرهای مصر و کشورهای عربی تظاهرات اعتراض‌آمیز برگزار می‌کنند، فقط به دنبال مخالفت و برکناری یک فرد مستبد نیستند، آنها خواهان انجام اصلاحات و تغییرات واقعی در ساختار سیاسی کشورهای عرب هستند.
وی افزود: به همین دلیل انتصاب افرادی نظیر «عمر سلیمان» و ژنرال «شفیق» که سال‌ها بخش جدایی ناپذیری از دستگاه حاکمه بوده‌اند، برای انجام اصلاحات، مورد پذیرش مردم معترض نبود.        ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات