* مواضع آقای هاشمی در نماز جمعه 26 تیرماه سال 1388
1-در سی سالگی انقلاب بهترین گام بزرگمان را با انجام انتخابات برداشتیم.
2-ما اواخر دوران تبلیغات دچار تردید شدیم یعنی یک عده افرادی پیدا شدند تردید کردند، حالا به هر دلیل یا تبلیغات نادرست صدا و سیما و یا چیزهای دیگر باعث شد بذر تردید در ذهن مردم پیش بیاید.
3-ما تردید را بدترین مصیبت می دانیم این تردید مثل خوره به جان ملت افتاد.
4-دو جریان هستند: یک جریان که تردید ندارند و قاطع هم ایستاده اند و دارند کارشان را می کنند و یک عده هم هستند و آنها هم کم نیستند و بخش زیادی از مردم فهیم کشور ما، عالم ما هستند و می گویند ما تردید داریم برای رفع تردید اینها باید کار کنیم.
5-ما امروز بیشتر از همیشه نیاز به وحدت داریم کشورمان باید متحد باشد در مقابل این همه خطری که ما را تهدید می کند و امروز باج خواهی آنها بیشتر شده و دارند جلو می آیند.
6-من نظر به هیچ طرف الان ندارم ولی نظرم این است که ماها باید فکر کنیم راهی پیدا کنیم که متحد همه کشورمان را به پیش ببریم و همه باید از آثار بد و خطرناکی که در کینه هایی که دارد بروز می کند، از این نجات پیدا کنیم و هم دشمنانمان را مایوس کنیم که چشم طمع به ما نبندند. چه کار کنیم تا این اتفاق نیفتد؟
7-اعتمادی را که مردم را با آن وسعت وارد میدان کرد و امروز یک مقدار مخدوش شده ما این را برگردانیم این که چگونه برگردانیم را حالا عرض می کنم:
اول: ما همه باید چه نظام، حکومت، دولت، مجلس، نیروهای امنیتی و نظامی و انتظامی و مردم یعنی معترضان، همه باید در چارچوب قانون حرکت کنیم و باید با قانون مسائلمان را حل کنیم.
دوم: طرفین در صدا و سیما برادرانه بنشینند و حرفشان را بزنند و بعد هم می توان از مردم پرسید.
سوم: در این فاصله باید کارهای دیگری بکنیم در این شرایط ما افرادی را که به این نامی که الان در زندان هستند اجازه بدهیم اینها به آغوش خانواده شان بازگردند. نگذاریم به خاطر زندانی بودن یک عده، دشمنان ما، ما را سرزنش کنند، شماتت کنند، به ما بخندند، برای ما نقشه بکشند.
چهارم: دلجویی از مصیبت زدگان
پنجم: بگذارید رسانه هایمان بالاخره، ما انتظار داشته باشیم بیشتر از اجازه قانونی عمل کنند... همه با هم بگذاریم یک فضای آرام، آزاد، انتقادی بوجود بیاید.
ششم: چرا باید بعضی از مراجع برنجند باید آنها را کنار خودمان حفظ بکنیم.
هفتم: من امیدوارم این خطبه نماز جمعه شروع یک تحولی در آینده باشد و بتوانیم از این مشکلی که می شود اسم بحران روی آن گذاشت، متاسفانه، به خوبی عبور کنیم.
بعد از مروری بر سخنان و مواضع آقای هاشمی و با توجه به اینکه ایشان بار دیگر بر این مواضع و نظرات اصرار ورزیده اند و پس از گذشت بیش از یک سال و نیم از آن جریانات آن را مورد تایید و تاکید قرار داده اند، چند نکته را به صورت پرسش مطرح می کنیم.
1- شما از یک طرف انتخابات را به عنوان بهترین گام بزرگ انقلاب مطرح می کنید و از طرف دیگر بر تردید که فتنه گران با تهمت تقلب به وجود آوردند صحه گذاشته اید و امروز هم بر این صحه پافشاری می کنید. سوال اول این است که علی رغم این همه اعترافاتی که سردمداران فتنه داشتند مبنی بر این که تقلب رمز آشوب و حرکتی در جهت کودتای مخملی بوده است و خطرات شیطان را پشت سر این حرکت مشاهده کردید و آن حمایت آمریکا، رژیم اسرائیل، ضدانقلابیون، منافقین و همه مفسدان و ستمگران در منطقه و جهان بود، با توجه به این که دلایل و مستنداتی برای این تردیدافکنی نه از طرف فتنه گران ارائه شد و نه وجود پیدا کرد!، چرا بار دیگر بر این تردیدافکنی صحه می گذارید و آن را تایید می کنید؟
2-با توجه به این که قانون، تقلب را نفی کرد و بر سلامت انتخابات صحه گذاشت و شما بر حرکت در چارچوب قانون تاکید کردید، چرا اکنون این نتیجه قانونی را نمی پذیرید و باز هم بر مناظره و همه پرسی تاکید می کنید و فتنه گران را که هنوز بر طبل نفی قانون می زنند محکوم نمی کنید؟
3- آیا تبعیت از ولایت را که عقلا و شرعا لازم می دانید مستلزم این نیست که مواضع گذشته خود را اصلاح کنید و با تبعیت از رهبری عملا فتنه بعد از انتخابات را محکوم کرده و با موضع گیری آشکار دهان یاوه گویان و دشمنان آشکار انقلاب اسلامی را ببندید؟
4-با توجه به اینکه بحران (Crisis) به معنی تنش و تضاد یا خروج از حالت تعادل و انحراف از حقیقت توسط حاکمیت معنا شده است، پافشاری در مورد اینکه جریانات بعد از انتخابات فتنه نیست بلکه بحران بی اعتمادی برای نظام است و از طرفی هم انتخابات را بهترین گام انقلاب به حساب می آورید، یک تناقض آشکار است. بحران بی اعتمادی و یا بحران به واسطه تردید از نظر اصطلاح به معنای این است که نظام دچار انحراف شده است و بر این اساس شما تلویحا تقلب را تایید کرده اید. آیا نباید این اشتباه خود را اصلاح کنید؟
5-شما نظام و انقلاب و حکومت را در خطبه 26/تیر/88 در یک طرف قرار داده اید و «مردم یعنی معترضین» را در طرف دیگر قرار داده اید از طرفی هم گفته اید دو جریان هست: یک جریان که تردید ندارند و طرف دیگر که تردید دارند، آیا این تناقضات در گفتار را باز هم تایید می کنید و آیا معتقدید که باز هم مردم در یک طرف و نظام در طرف دیگر هستند؟
6-با توجه به اینکه بر همه روشن و مبرهن است که رسانه های فتنه گرا و فتنه گرانی که در زندان هستند بعد از انتخابات چه آشوب و بلوایی به نفع استکبار جهانی و بر علیه انقلاب اسلامی به وجود آوردند، آیا از شما پذیرفته است پس از اینکه این همه فضای نظام و انقلاب شفاف شده است باز هم بر آزادی آن رسانه ها و فتنه گران پافشاری کنید؟
7- آیا مردم و بسیجیان شهید و زخمی در دوران پس از انتخابات را هم جزء مصیبت زدگانی که لازم است از آنها دلجویی شود می دانید؟ اگر می دانید چرا به صراحت تا به حال از آنها اعلام حمایت نکرده اید؟