یک نشریه عربی در مقالهای تصریح کرده است که ماموریت دولت جدید اردن، سرکوب گروههای اسلامی و شتاب بخشیدن به روند عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی با هدف دستیابی به دلارهای آمریکائی است.
هفتهنامه لبنانی «الکفاح العربی» در آخرین شماره خود با چاپ این مطلب نوشت «زید بن شاکر» نخستوزیر جدید اردن که دائی ملک حسین است از جمله شخصیتهائی است که معمولاً برای ماموریتهای مهم و مقابله با شرایط دشوار کشور در نظر گرفته میشود.
زیدبن شاکر که در آستانه سفر رابین به امان به نخستوزیری اردن منصوب شد، سومین بار است که عهدهدار این سمت میگردد. وی یکبار از فروردین تا آذر سال 66 نخستوزیری اردن را برعهده داشت. بار دوم از آبان 70 تا اردیبهشت 72 عهدهدار این مسئولیت بود و اکنون سومین بار است که نخستوزیری اردن را برعهده میگیرد. دور جدید مسئولیت وی یکماه پس از برقراری روابط دیپلماتیک میان اردن و رژیم صهیونیستی و یکهفته پیش از اولین سفر اسحاق رابین به امان پایتخت اردن آغاز شده است.
به نوشته نشریه الکفاح العربی، بازگشت «زیدبن شاکر» به صحنه سیاسی اردن گویای آن است که این کشور با شرایط نامساعدی روبرو است.
این هفتهنامه نقل از منابع سیاسی افزود: ماموریت دولت جدید، شتاب بخشیدن به روند عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی است تا سیل کمکهای یک میلیارد دلاری آمریکا و کشورهای اروپائی به سوی امان سرازیر شود.
به نوشته این هفتهنامه با توجه به نفوذ روزافزون گروههای اسلامی در اردن و حضور بیست نماینده این گروهها در پارلمان اردن، مقابله با نفوذ گروههای ضدسازش از راههای عادی و از طریق دولت قبلی امری بسیار دشوار بود.
عبدالسلام مجالی نخستوزیر قبلی اردن با امضای پیمان سازش با رژیم صهیونیستی بشدت در جامعه اسلامی اردن منفور و مطرود شده بود. او دائما مورد حملات جناح مسلمانان معتقد در پارلمان اردن و اعتراض مردم این کشور قرار داشت. بدفعات تظاهرات بزرگ و اعتراضآمیز با شرکت اقشار مختلف مردم علیه پیمان سازش اردن با صهیونیستها براه افتاد و در این تظاهرات اقدام دولت عبدالسلام مجالی در انعقاد این پیمان از سوی مردم محکوم گردید.
زیدبن شاکر پیش از استعفای خود که به یک برکناری بیشتر شباهت داشت، از سودجوئی صهیونیستها علنا انتقاد کرده بود. وی در مصاحبه با خبرنگار روزنامه اسرائیلی «هاآرتص» گفته بود کشورش بخاطر انعقاد قرارداد صلح با اسرائیل نه فقط هیچ چیز بدست نیاورده بلکه در روابط خود با کشورهای عرب دچار مشکل نیز شده است.
به این ترتیب شاه حسین عملا به این نتیجه رسیده بود که دولت عبدالسلام مجالی نه تنها قادر به کنترل مخالفتهای مردمی علیه قرارداد سازش کشورش با رژیم صهیونیستی نمیباشد بلکه خود با انتقاد از این قرارداد، اعتبار آن را در معرض تهدید جدی قرار داده است.
شاه حسین اکنون احساس میکند پای در مسیری نهاده که از نظر حیثیتی راه بازگشت برایش متصور نیست و وی مجبور است این مسیر را تا به آخر بپیماید.
از این رو شاه حسین، عبدالسلام مجالی را که تحت تاثیر فشار افکار عمومی قدرت دفاع از پیمان سازش را از دست داده بود برکنار ساخته و زیدبن شاکر را که به خشونت و بیرحمی علیه مخالفان شهرت دارد، جایگزین نموده است.
لیکن واقعیت این است که تاکنون هیچ دولتی از صلح و سازش با اسرائیل غاصب رضایتمند نبوده و در این سازش اصولا کمترین نکتهای که بتوان به آن دل بست و از آن بعنوان انگیزهای برای صلح استفاده کرد، وجود ندارد. برعکس صلح با اسرائیل، بمنزله خیانت به آرمان ملتهای مسلمان بطور اعم و ملت فلسطین بطور اخص میباشد. صلحی که برای صهیونیستها فخر و غرور و برای رژیمهای طرف معاهده، ننگ و سرافکندگی و بیآبروئی به ارمغان خواهد آورد.