ماجراهای یک جوان فرانسوی
نقش «فرانسوا میتران» رئیسجمهور فرانسه در دوران «ویشی» حکومت طرفدار نازی در فرانسه در زمان جنگ جهانی دوم که از حدود نیم قرن پیش در پوششی از واقعیت و شایعه پنهان مانده بود با انتشار یک کتاب تحسین برانگیز روشن شد.
به گزارش «آسوشیتدپرس» از پاریس یک کتاب 616 صفحه ای با عنوان «یک جوان فرانسوی» کار «پی یرپین» گزارشگر تحقیق به بسیاری از پرسشهایی که «میتران» هرگز نخواسته با آنها روبرو شود پاسخ میدهد.
در زندگینامههایی که پیش از این درباره رئیسجمهور فرانسه نوشته شده سالهای جنگ نادیده گرفته شده و بیشتر از دوران کودکی و پیشرفت وی در حزب سوسیالیست از اواسط دهه 1950 سخن رفته است.
«پین» با کنکاش در بایگانیها، جستجوی عکسهای گمشده، نامهها و مدارک منتشر نشده توانست به رمز و راز معمای «میتران» پی ببرد.
... و بعد آنچه انتظارش نمیرفت اتفاق افتاد. (میتران) وقتی با یافتههای «پین» روبرو شد بایگانی شخصیاش را گشود و بطور کامل همکاری کرد.
آری «میتران» جوان پیر و پر شور مارشال «فلیپ پتن» رهبر فرانسه و همدست نازیها بود و به «انقلاب ملی» که قوانین سختگیرانه و ضدیهودی سالهای 1940 تا 1941 را در پی داشت اعتقاد داشت. در اوایل سال 1935 میلادی «میتران» در یک راهپیمایی در پاریس که علیه بیگانگان برپا شد شرکت کرد.
در پی شکست فرانسه در سال 1940 «میتران» به ملیگرایان تندرو موسوم به «لژیون مبارزان» پیوست. این گروه بعد از آن تبدیل به یک گروه شبهنظامی مخوف شد که یهودیان و مبارزان مقاومت را بیرحمانه شکار میکرد. آری «میتران» با «لاکاگول» نقاب گروه غیرقانونی راستگرائی افراطی که در پی براندازی جمهوری فرانسه بود روابط نزدیک داشت و البته که وی هرگز دوستی خود را با برخی از رهبران گروه حاشا نکرده است.
«میتران» در سن 26 سالگی نیز بالاترین جایزه «ویشی» به نام «فرانسیسکا» را از «پتن» دریافت کرد. وی مطالبی را در مجله طرفدار «پتن» به چاپ میرساند که در این مجلهها دشنامهای تند ضدیهودی نیز چاپ میشد.
به نوشته «پین» در سال 1943 که «میتران» به مقاومت پیوست بر خلاف گفته خودش که میگوید زودتر از این تاریخ بوده است این کار را بدون نفی پیشینه خود در دوران «ویشی» اعتقادش و یا دوستانش انجام داد.
خلاصه کلام آخر آنکه کتاب «پین» خواننده را متقاعد میکند که «میتران» وقتی احساس کرد کشتی در حال غرق شدن است از آن بیرون پرید. چنانکه «فیلیپ روشت» در مجله چپگرای «لیبراسیون» مینویسد: «میتران» به مقاومت نپیوست بلکه به تدریج به طرف آن لغزید.»
منتقدان این کتاب را نمایش مهارت نامیدهاند.
«ادوی پلنل» که در «لوموند» قلم میزند کتاب مذکور را تحقیقی نامید که با سختگیری و دقت تمام تنظیم شده است. او مینویسد این نمایش آرام بدون تاکید بیش از حد بر سکوتهای میتران و اظهارات نیمه دروغ وی درباره خودش قوت فراوان یافته است.
از جمله نکات مهم کتاب عکسی از «میتران» و «پتن» بر روی جلد است. «پتن» میدانست که چنین عکسی وجود دارد اما از بایگانیها ناپدید شده است. در ماه ژوئن گذشته بیوه یکی از همدستان نازیها که در سال 1944 کشته شد عکس را با پست برای او فرستاد.
با آنکه چهره چند نفر پاک شده «میتران» صحت عکس را تاکید کرده است.
«پین» در مصاحبه با یک شماره مجله «پاری مچ» گفت:« به نظر نمیرسد (فرانسوا میتران) از گذشته خود دستپاچه شده باشد»
به گفته «پین» تاریخ این عکس روز 15 اکتبر سال 1945 بود حال آنکه «میتران» فکر میکرد در سال 1943 گرفته شده است.
«پین» به نقل از «میتران» میگوید: «در دوران دشوار بخصوص وقتی شخص جوان است، انتخاب کردن سخت مینماید. فکر میکنم این دوره را بخوبی پشتسر گذاشتهام.»
با آنکه احساسات «میتران» به طرفداری از «پتن» معروف است او عادت گذاشتن تاج گل بر روی آرامگاه «پتن» را پس از سالها اعتراض گروههای یهودی ترک کرد. عده کمی از ارتباط وی با جناح راست افراطی خبر دارند.
همچنین برای نخستین بار مدرک حاکی از دوستی نزدیک «میتران» با «رنه بوسکه» رئیس پلیس ملی حکومت «ویشی» به دست آمده است. «بوسکه» عامل اخراج هزاران یهودی از فرانسه بود.
«بوسکه» سال گذشته در حالی که به اتهام ارتکاب جنایت علیه بشریت در انتظار محاکمه بود به ضرب گلوله یک مرد روانی به قتل رسید.
«پین» در کتابش از محکومیت آشکار «میتران» خودداری کرده و در عوض این گمان را برانگیخته است که انتخابهای وی نمونه ای از انتخاب کشوری بود که اکثریت مردمش حکومت «ویشی» را پذیرفته بودند.
بسیاری از منتقدان میگویند این کتاب یک معمای تازه را مطرح کرده است و آن اینکه چرا «میتران» در پایان فعالیت طولانی خود در نهایت تصمیم به اصلاح گرفت.
به عقیده «پین» و «میتران» قبول داشت که بالاخره واقعیت روشن میشود. تعجبآور است او وقتی بایگانیها را باز کرد میدانست شامل مدارکی بالقوه خطرناک است. با اینهمه هر چه زمان میگذشت او مدارک بیشتری در اختیار من گذاشت.