جنجال و هیاهوی تبلیغاتی رسانههای فرانسه، آمریکا و انگلیس در قبال محاکمه متهمان به قتل شاهپور بختیار و تلاش سازمان یافته آنان در قلب واقعیتها و مرتبط ساختن این اقدام به مسئولان جمهوری اسلامی آنهم در شرایط کنونی ناشی از قدرتنمایی محافل وابسته به صهیونیستها در فرانسه است که میکوشند با استفاده از ابزارهای گوناگون ایران و مسئولان جمهوری اسلامی را متهم به اقدامات تروریستی سازند. بدون تردید چنین حرکتی را باید در ظرفیت زمانی و شرایط خاص منطقهای و جهان مورد بررسی قرار داد. ترور شاهپور بختیار به اعتبار مجموعه اعترافات متهمان اصلی که قوه قضائیه فرانسه تاکنون از انتشار آن خودداری کرده است یک تسویه حساب داخلی بین گروههای رقیب و همچنین یک اقدام انتقامجویانه فردی بوده است. اما رسانههای گروهی فرانسه و دادگاههای این کشور که پیگیری چنین پروندههایی را با هدفهای خاصی انجام میدهند به نقل قولهای تحریف شده یا بیاساسی میپردازند که هدف اصلی آن تحقق بخشیدن به چارچوب اصلی تبلیغات رسانهها و گروههای ذینفوذی در غرب است که به دنبال ایجاد اخلال در روند رو به رشد روابط ایران با کشورهای اروپائی هستند این سناریو بارها و به بهانههای مختلف تکرار شده و اغلب نیز از یک ماهیت برخوردار بودهاند. محاکمه متهمان به قتل کاظم رجوی، صادق شرفکندی، قاسملو و اکنون شاهپور بختیار از نمونههای بارز این مسأله است. حال باید دید که در این حرکت صرفا تبلیغاتی و سیاسی آنهم در شرایط کنونی چه هدفهایی نهفته است. گروههای ذینفوذ در کشورهای غربی و اروپائی که اغلب وابسته به محافل قدرتمند یهودی هستند سیاستی را دنبال میکنند که جزء اصلی خطمشیهای سیاسی – تبلیغاتی آمریکاست و مقام معظم رهبری در سخنان اخیر خود در دیدار با دانشجویان به این نکته اشاره کردند. رهبر انقلاب با تفکیک سیاستهای جمهوری اسلامی، آمریکا و رژیم صهیونیستی را به عنوان دشمنان انقلاب و کشورهایی معرفی نمودند که سعی دارند تمامیت غرب را در مقابل ایران اسلامی قرار داده و هدف آنها از این اقدام منزوی ساختن ایران و تشدید فشارهاست در حالی که ایران بدون شک در حرکتهای سیاسی – تجاری و اقتصادی خود گسترش و بهبود روابط با مجموعه کشورهای جهان به جز آمریکا و رژیم صهیونیستی را در اولویت قرار داده است و از تمامی ابزارها و امکانات خود در رسیدن به این هدف بهره جسته است. موفقیت ایران در حفظ روابط صحیح و عادلانه با این کشورها، اقدامات گروههای ذینفوذ یهودی در فرانسه، آلمان، ایتالیا و انگلیس را با مشکل روبرو ساخته است و طبیعی است که از این محملها سناریوهای تبلیغاتی و تهاجمی علیه ایران استفاده شود در عین حال باید در نظر داشت که دولت فرانسه علیرغم خطمشیهای سیاسی اعلام شدهاش در گسترش و بهبود روابط با ایران تحت تاثیر فشار گروههای قدرتمند یهودی قادر به ارائه اطلاعات صحیحی نیست و جناحهای قدرتمند حاکم در این کشور برای حفظ موقعیت خود به پذیرش مسائلی تن میدهند که حیثیت و اعتبار سیاسی این کشور را خدشهپذیر میسازد. بحران اجتماعی ناشی از رشد گرایش جوانان و دختران این کشور به اسلام و ناتوانی دولت فرانسه در برخورد صحیح با این معضل اجتماعی که ناشی از دیدگاه غلط آنان نسبت به منافع ملی و حیثیت سیاسی این کشور است باعث گردیده است که از این حوادث و رخدادها برای حل معضلات داخلی خود استفاده کنند. آنان در مجموعه تبلیغات خود کوشیدهاند حرکت اصولی دختران مسلمان فرانسه را به نوعی ناشی از تاثیرپذیری زنان از انقلاب اسلامی تلقی کرده و با تلاش در جهت ترسیم تصویری خشونتآمیز از اسلام و ایران افکار عمومی فرانسه را به مقابله جدی با این حرکت اجتماعی بکشانند در حالی که شرایط اجتماعی امروز فرانسه به دلیل ناامنی، بیهویتی اجتماعی ، فقدان شخصیت و هویت زن در عرصههای اجتماعی فرهنگی موجب گسترش روزافزون توجه زنان و دختران فرانسوی به ارزشهای اسلامی از جمله حجاب شده است و مقامات فرانسه و به خصوص یهودیان متنقذ این کشور از گسترش چنین جوی در فرانسه به شدت احساس خطر کردهاند تلاش سازمان یافته علیه حرکتهای اجتماعی اسلامی در کشورهای اروپائی جزئی از زمینههای اصلی نگرانی یهودیان صهیونیستی و محافل قدرتمند و فاشیست کشورهای اروپائی است و سناریوهایی همانند محاکمه عاملان قتل شاهپور بختیار از جمله بهانههایی است که میتواند مورد بهرهبرداری قرار گرفته و افکار عمومی کشورهای اروپائی را نسبت به حقایق اجتماعی این جوامع فریب دهد. تردیدی نیست که واقعیتهای پشت پرده این جنجالهای تبلیغاتی تماما نشاندهنده سازمانیافتگی آنهاست. شاهپور بختیار قربانی خصومتهای درونی ضد انقلابیون شده است و عاملان واقعی قتل وی علیرغم اعترافات خود به صورت متهمان درجه دوم در آمده و دادگاههای فرانسه با متهم ساختن مسئولان ایرانی عملا حیثیت و سوابق خود را به عنوان یک کشور مستقل و آزاد به محاکمه کشیدهاند و بدون تردید در این محاکمه آنان و مردم فرانسه بازندگان اصلی هستند چرا که دادگاههای فرانسه اعتبار خود را به عنوان حامیان حقوق انسانی و عدالت اجتماعی از دست می دهند و مردم فرانسه با حجابی از واقعیتها روبرو شده و تحت تاثیر فریب کاری گروههای ذینفوذ و رسانههای تحت سلطه صهیونیسم قرار میگیرند. اگر چه ما معتقدیم وجدان عمومی فرانسه و کشورهای اروپایی در دراز مدت به حقایق این سناریوی تبلیغاتی آشنا شده و بر فریبکاریها فائق میآیند.