در پی تصمیم شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس درباره لغو تحریم شرکتهایی که با رژیم صهیونیستی معامله دارند، نفع اقتصادی که از اهداف این سیاست شورای همکاری اعلام شده بود در هالهای از ابهام قرار گرفته بود و اهداف و بهرهمندی سیاست رژیم صهیونیستی دراین حرکت روز به روز روشنتر میشود. تحریم اقتصادی رژیم اشغالگر قدس که به معنی ممانعت داد و ستد با شرکتهایی است که طرف معامله رژیم صهیونیستی هستند، در سال 1326 از سوی اتحادیه عرب اتخاذ شد.
لغو تدریجی تحریم اقتصادی رژیم اشغالگر قدس با مخالفت شدید اتحادیه عرب به ویژه لبنان، سوریه، لیبی و کشورهای اسلامی مواجه شد.
کارشناسان اقتصادی میگویند: برقراری روابط تجاری کشورهای حاشیه خلیج فارس با رژیم صهیونیستی با توجه به بیبهره بودن این رژیم از امکانات بالقوه برای توسعه تنها منافع تلآویو را در پی خواهد داشت. این کارشناسان معتقدند، لغو تحریم رژیم صهیونیستی منافعی را برای اعراب به دنبال نخواهد داشت و تنها موجب چپاول ثروت کشورهای اسلامی خواهد شد. کارشناسان اعتقاد دارند که منافع مادی تنها نمیتواند هدف سیاست جدید شورای همکاری خلیج فارس باشد، بلکه اهداف سیاسی و در راس آن از بین بردن قبح و زشتی رابطه با اسرائیل قرار داد.
منابع وابسته به صهیونیست مدعی هستند منابع لغو تحریم عاید هر دو طرف میشود و تحریم اسرائیل به وسیله اعراب زیانهای اقتصادی قابل ملاحظهایی برای هر دو طرف در برداشته است.
دکتر «رضا احمدی» یک کارشناس روابط بینالملل اهداف رژیم صهیونیستی و آمریکا را از برقراری رابطه با کشورهای حاشیه خلیج فارس اهمیت ژئوپولیتیکی منطقه خلیج فارس، ترس از صدور انقلاب اسلامی به کشورهای این منطقه، ممانعت از رشد خیزشهای اسلامی در منطقه خلیج فارس و در نهایت برهم زدن موازنه قدرت در خاورمیانه به نفع خودشان میداند. وی میگوید: کشورهای حاشیه خلیج فارس دارای منابع غنی نفت و گاز هستند و هرکدام از اینها میتوانند بازارهای وسیع مصرف برای کالاهای صادراتی غربی و رژیم صهیونیستی باشند. دکتر «احمدی» اضافه میکند، به عنوان نمونه رژیم صهیونیستی اخیراً با قطر که دارای منابع غنی گاز طبیعی و نفت است گفتگوهایی را درباره انتقال گاز این کشور به رژیم اشغالگر قدس انجام داده است.
برخی کارشناسان سیاسی معتقدند که اساساً غرب با تمرکز دیپلماسی خود بر کشورهای حاشیه خلیج فارس، سعی دارد سه هدف اساسی خود را به شرح ذیل مرتفع سازد.
«رضا بیگدلی» دکترای علوم سیاسی می گوید: در پی سقوط رژیم پهلوی در ایران که ژاندارم منافع غرب در منطقه خلیج فارس بود، ایالات متحده آمریکا رژیم صهیونیستی را به عنوان ستون نظامی حافظ منافع غرب در این منطقه جایگزین رژیم طاغوت کرده و عربستان سعودی را به عنوان ستون اقتصادی خود در منطقه خلیج فارس برگزید.
دکتر «بیگدلی» افزود: رژیم اشغالگر قدس وظیفه حفظ منافع حیاتی آمریکا در منطقه خاورمیانه را به طور مستقیم و در منطقه خلیج فارس از طریق تجهیز نظامی و اعطای کمکهای اقتصادی به همپیمانان خود به عهده دارد. وی افزود: لغو تحریم اقتصادی رژیم صهیونیستی سبب بر هم خوردن موازنه قدرت در روابط بینالدولی اسلامی در قبال رژیم صهیونیستی و طرفداران آن خواهد شد و موجب میشود که این کشور در مذاکرات آتی به اصطلاح صلح خاورمیانه به نفع خود امتیازات فراوانی بگیرد.
این کارشناس علوم سیاسی همچنین گفت: با توجه به نارضاریتی شدید افکار عمومی و موج فزاینده مخالفت مسلمانان به ویژه در کشورهای حاشیهنشین خلیج فارس، ظهور دگرگونیهای سیاسی بعید نیست. سران کشورهای عرب باید بدانند که سردمداران غربی سرمایههای خارجی خود را برای سرمایهگذاری، همیشه روانه منطقهای میکنند که ثبات سیاسی تصنعی در آن حکمفرما باشد.
کارشناسان مذکور در پایان نتیجهگیری میکنند که ادعای غرب مبنی بر اینکه روابط تجاری کشورهای حاشیه خلیج فارس با رژیم صهیونیستی نفع تجاری دو طرف را به دنبال خواهد داشت، حربهای بیش نیست چرا که همین تهدید نارضایتی افکار عمومی و دیگر بحرانهای منطقهای، رژیم صهیونیستی و برخی کشورهای غربی را از اندیشه صرف نفع اقتصادی بر حذر داشته و سبب میشود که آنان اهداف درازمدت دیگری را دنبال کنند.