تاریخ انتشار : ۱۴ فروردين ۱۳۹۰ - ۰۸:۳۷  ، 
کد خبر : ۲۱۲۷۱۲

بوسنی، حماسه مظلومیت و مقاومت

اشاره: دو سال است که سرزمین بوسنی هرزگوین شاهد وحشیانه‌ترین جنایات از سوی صربهای برخوردار از حمایت بیگانه علیه ملت مظلوم و مسلمان این کشور است. صربها در این دو سال از هیچ جنایتی علیه مردم بوسنی دریغ نورزیده و به یک نسل‌کشی هولناک که در سالهای پس از جنگ جهانی کاملا بی‌سابقه بوده است اقدام نمودند. سیمنار بین‌المللی بوسنی و هرزگوین، چشم‌انداز آینده که طی روزهای شنبه و یکشنبه پنجم و ششم شهریور جاری در تهران ترتیب یافت گامی در جهت شناسائی ابعاد مختلف جنایات جاری در بوسنی و ترسیم وضعیت حال و آینده این جمهوری بی‌دفاع بوده است. در این سمینار مقالات متعددی از سوی محققان داخلی و خارجی ارائه شد. مقالاتی که کمتر در صفحات مطبوعات داخلی انعکاس یافته است. بمناسبت برگزاری این سمینار، چکیده‌ای از مقالات ارائه شده را برگزیده‌ایم که از نظر خوانندگان گرامی می‌گذرد.

از: مقبول احمد بهاتی سفیر سابق پاکستان در بلگراد
بر اثر شوک سیاسی 1368 که بر اروپای مرکزی و شرقی وارد آمد ساختار فدرال یوگسلاوی در هم ریخت و انتخابات چندحزبی که در سال 69 در جمهوری‌های تشکیل دهنده آن صورت گرفت روند استقلال‌طلبی قومی پدید آورد. حفظ یوگسلاوی بعنوان یک فدراسیون سست بعلت تسلط‌طلبی میلوشویچ رئیس‌جمهوری صربستان که خواهان ادامه سیستم سنتی کمونیستی بود ممکن نگردید و جمهوریهای کوچک در جستجوی استقلال کامل برآمدند. در آذر 69 اسلوونی رفراندوم کرد و 99 درصد مردم آن رای به استقلال دارند. در همه‌‌پرسی خرداد 1370 کرواسی نیز 92 درصد خواهان استقلال کامل شدند. صرب‌های کرواسی که 12 درصد جمعیت آنرا تشکیل می‌دادند با تحریم انتخابات جدائی از یوگسلاوی را نپذیرفتند ارتش یوگسلاوی که تحت کنترل صربستان بود از صرب‌های کرواسی پشتیبانی می‌کرد و پس از شروع جنگ مناطقی مثل کراینا را اشغال نمود. بوسنی و هرزگوین در جستجوی استقلال نبود تا اینکه کرواسی و اسلوونی از یوگسلاوی جدا شدند در آبان 1370 مردم در این جمهوری طی یک همه‌پرسی که صربها آنرا تحریم کردند به استقلال آن رای دادند.
بوسنی هرزگوین مورد شناسایی بین‌المللی قرار گرفت و به عضویت سازمان ملل متحد در آمد.
میلوشویچ حاکم صربستان با بکار بردن قوای نظامی بمنظور تشکیل صربستان بزرگ دست به تبلیغ وسیعی زد تا اسلام را تهدید بزرگی برای صربهای بوسنی معرفی کند و کشتار سیستماتیک و تجاوز به مسلمانان را در جهت پاکزدائی قومی آغاز کرد. در سال 1371 صربها دوسوم جمهوری بوسنی هرزگوین را به اشغال خود درآوردند. شهرهای بزرگ را محاصره کردند، پنجاه هزار مسلمان را کشتند به بیش از چهل هزار زن تجاوز نمودند و یک میلیون بوسنیایی را از خانه و زندگی خود آواره ساختند.
جامعه بین‌المللی جنایات ضدبشری را نظاره می‌کرد و قدرتهای بزرگ به کندی واکنش نشان می‌دادند. دولتهای اروپائی که در ماستریخت با هم متحد شدند برای حل یک نمونه از مسائل اروپا ناتوان بودند.
شورای امنیت سازمان ملل متحد که تحریم اقتصادی صربستان را برقرار ساخت با منع صدور اسلحه به طرفهای درگیر در جنگ در واقع بر ضد مسلمانان اقدام کرد زیرا صربها از طرف دوستان و متحدان سنتی خود مثل روسیه تدارک می‌شدند. میانجیگران بین‌المللی (ونس و اوئن) طرح تقسیم بوسنی هرزگوین به ده منطقه خودمختار بر اساس قومیت و کنترل سارایوو توسط سازمان ملل را به مذاکره گذاشتند. سازمان کنفرانس اسلامی‌OIC در آذر71 در اجلاس داکار از سازمان ملل متحد خواست نسبت به تجاوز صرب‌ها اقدام کند تا اینکه منطقه ممنوعه بر فراز بوسنی قرار شد. در کنفرانس وزیران خارجه کشورهای اسلامی که در اردیبهشت 72 در کراچی برگزار شد اقدامات عملی به تصویب رسید و یک گروه تماس اسلامی مرکب از وزیران امور خارجه ایران، مصر، پاکستان، سنگاپور، سنگال و دبیر کل OIC مأمور شدند تا وضع بوسنی هرزگوین را بطور دائم زیر نظر داشته باشند. پس از بمباران‌های شدید سارایوو بود که آمریکا با متحدان اروپائی خود برای انجام عملیات نظامی بر علیه صرب‌ها به گفتگو پرداخت اما انگلستان و فرانسه با آن موافقت نداشتند. تا این موقع صربها 70 درصد بوسنی هرزگوین را تصرف کرده‌ بودند. در پایان سال 72 کرواتها و مسلمانان بوسنی به مخاصمات خود پایان دادند و با تشکیل یک کنفرانس موافقت نمودند. گروه تماس بین‌المللی مرکب از آمریکا، روسیه، فرانسه، انگلستان و آلمان طرح تقسیم بوسنی هرزگوین برمبنای 51 درصد برای مسلمانان و کرواتها و 49 درصد برای صرب‌ها را ارائه داد اما صربها آنرا نپذیرفتند.
بوسنی حماسه مظلومیت یک ملت
از دکتر عباس ملکی معاون آموزش و پژوهش وزارت امور خارجه
روند قضایای بوسنی مانند پاکسازی قومی، اشغال سرزمین مسلمانان بوسیله صرب‌ها، محاصره و بمباران شهرهای مسلمان‌نشین، شهید شدن بیش از 200 هزار مسلمان، آواره گردیدن یک میلیون بوسنیایی و پناهنده شدن 400 هزار نفر از آنان، مذاکرات بی‌نتیجه برای صلح در لندن، بروکسل و ژنو، میانجیگری‌های توطئه‌آمیز نمایندگان سازمان ملل و جامعه اروپا، دخالت قدرت‌های خارجی، طرح‌های مختلف تقسیم بوسنی هرزگوین، صدور قطعنامه‌های سازمان ملل متحد مبنی بر تحریم تسلیحاتی طرفهای درگیر در جنگ، اعزام نیروهای پاسدار صلح، ارسال کمک‌های غذایی و دارویی، اعلام و حفاظت از شش شهر امن، دخالت پیمان ناتو و ایجاد منطقه ممنوعه هوائی بر فراز بوسنی، بخشی از تراژدی بوسنی هرزگوین طی دو سال گذشته بود.
موضوع بوسنی نه فقط از جنبه‌های انسانی و لزوم کمک به مردم این منطقه برای رفع نیازمندیهای زندگی آنها مطرح است، بلکه فاجعه بوسنی مسأله‌ای است که کل جهان اسلام را متأثر ساخته و این زخم تازه‌ای است بر پیکر جهان اسلام که خاطره غم‌انگیز روزهای تکوین و شکل‌‌گیری فاجعه فلسطین و اسارت قدس شریف بدست غاصبان اسرائیلی را تداعی میکند. مع‌الوصف بعد از چند دهه و تمام تلاشهایی که بنفع رژیم اشغالگر اسرائیل انجام می‌شود و بویژه بعد از کمپ‌دیوید تا امروز کوششها برای نجات فلسطین به جائی نرسید و بلکه امروز، تحت تأثیر قیام وسیع مسلمانان در سرزمین‌های اشغالی (انتفاضه) قرار دارد، از همین رهگذر تجارت اسلامی و انقلابی این زخم کهنه یعنی فلسطین باید فرا راه جهان اسلام باشد و برای نجات این ملت مظلوم تقارب جهان اسلام و همبستگی بین‌المللی برای کمک به حل و فصل مسالمت‌آمیز بحران را می‌طلبد.
پایان اسلاویسم در بالکان
از: الهه کولائی عضو هیئت علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
روسیه از دیر باز صربها و بلغارها، از دوران امپراطوری بیزانس دارای پیوندهای فرهنگی و مذهبی مهمی بوده است. با توجه به تشکل ملل اسلاو در گروههای «شرقی، غربی، و جنوبی» روسیه تزاری کوشید از این نزدیکی قومی برای اهداف سیاست خارجی قومی برای اهداف سیاست خارجی خود بهره گیرد. گورچاکف وزیر خارجه الکساندر دوم دیدگاههای روسیه در مورد کمک به برادران کوچکتر اسلاوها را مورد تأکید قرار داده، «رساله مقدس» روسیه برای نجات آنان را مطرح ساخت.
بهره‌گیری از گرایشات اسلاو دوستی Slavo Philism و پان اسلاویسم Panslavism که ریشه در مذهب ارتدوکس داشت و ضدیت با غرب از ویژگیهای اساسی آن بود به شدت مورد توجه روسیه تزاری قرار داشت. در روسیه قرن 19 تبلیغات وسیعی برای برجسته نمودن همسانی نژادی اسلاوها و پیامدهای آن و وظایف روسیه صورت گرفت. حتی در قرن 20 و در جریان جنگ جهانی دوم حکومت کمونیستی از گرایشات پان اسلاویستی بهره‌های لازم را برگرفت، هرچند انقلاب اکتبر، وحدت اسلاوها را به بهانه «همبستگی کارگران جهان» تغییر داده بود، ولی دشمن مشترک، آلمان هیتلری و خط اصلی تسلط این دشمن سبب وحدت اسلاوها گردید. روس‌ها در دوران سلطه عثمانی بر بالکان نیز از همین حربه استفاده می‌کردند.
بوسنی پاکسازی قومی و نسل‌کشی
از: سیف‌الدین عبدالله رئیس جبهه اقدام بوسنی در مالزی
بوسنی هرزگوین سمبل وحشیانه‌ترین جبهه‌گیری علیه بشریت و عدالت است. وضعیت بوسنی هرزگوین یک جنگ داخلی یا مذهبی نیست، بلکه پاکسازی قومی است، فاجعه است و نسل‌کشی هر چند غیرقابل قبول بنظر می‌آید، هدف شیطانی متجاوزین صرب برای ایجاد صربستان بزرگ به هر قیمتی متأسفانه همپا با عدم توانایی و همت سازمان ملل است که توسط قدرتهای دیگر با استانداردهای دوگانه در امر عدالت و صلح حمایت می‌شود.
اولین واژه‌های منشور سازمان ملل حاکی از تعهدی است برای نجات نسلهای بعد از ضرر و زیان جنگ، اما اکنون سازمان ملل و اعضایش قادر نیستند یکی از کشورهای عضو را از این «ضرر و زیان» نجات دهند. از سال 1370 شورای امنیت 59 قطعنامه در خصوص یوگسلاوی سابق و مجمع عمومی نیز 17 قطعنامه تصویب کرده‌اند و متأسفانه هیچ یک بدرستی اجرا نشده‌اند.
بوسنی و بی‌ارادگی سازمان ملل
از: علی‌اکبر آقائی دانشجوی کارشناسی ارشد در رشته حقوق بین‌الملل
بعد از حمله عراق به کویت و اجرای تصمیمات شورای امنیت در مورد مقابله با عراق و سپس مجازات آن کشور این تصور پدید آمد که سازمان ملل متحد خلاف دوران جنگ سرد به تکالیف مندرج در منشور جهت حل و فصل اختلافات بین‌المللی عمل خواهد کرد. موضوع جنگ در بوسنی هرزگوین بحران عمده‌ای پس از جنگ سرد بود که امید می‌رفت با مداخله سازمان ملل به سرعت و به گونه‌ای منصفانه فیصله یابد.
شورای امنیت با صدور قطعنامۀ 713 وخامت اوضاع را در یوگسلاوی سابق مورد توجه قرار داد و وضعیت آن را به عنوان تهدیدی علیه صلح و امنیت بین‌المللی بررسی کرد و بدین منظور یک تحریم همه‌جانبه و کامل اقتصادی و نظامی را علیه طرفین درگیر توصیه کرد. ولی متاسفانه این دستور تأثیر مضاعفی بر روی شرایط جنگ گذاشت. صربها از این شرایط به سود خود استفاده کردند در حالیکه آثار زیان بار آن متوجه مسلمانان گردید. از آن هنگام تاکنون شورای امنیت دهها قطعنامه و بیانیه درباره جنگ در بوسنی هرزگوین صادر کرده است و حتی صلح‌بانان سازمان ملل را به منطقه گسیل داشت است. اما نبرد نابرابر به سود صربها همچنان ادامه دارد و این نشان می‌دهد که سازمان ملل نتوانسته است علی‌رغم توجه به بحران بوسنی به حل و فصل منازعات پایان دهد.
بوسنی، مسلمان‌کشی وحشیانه
از: مصطفی امامویچ نویسنده و محقق بوسنیائی
ریشه‌های نسل‌کشی مسلمانان را می‌توان در تمایلات حکام بالکان، خصوصا دولت‌های صرب و مونته‌نگرو جستجو کرد. آنان با کشتار مسلمانان، سرزمینهای خالص قومی خویش را ایجاد کردند.
تاریخ مدرن نسل‌کشی مسلمانان از قتل‌عام گروندگان به اسلام در مونته‌نگرو از اوایل قرن هیجدهم شروع می‌شود و دردناک‌ترین و غم‌انگیزترین وضعیت برای مسلمانان، که هیچگاه آن را تجربه نکرده بودند، از جنگ جهانی دوم شروع می‌شود، جائیکه بیش از صد هزار مسلمان جان خود را از دست دادند. نسل‌کشی مسلمانان در طول جنگ جهانی دوم توسط «چتنیکها»، آدمکشان «اوستاشا»، قاتلهای حرفه‌ای و سربازان اشغالگر رخ داد. در یک کلمه، از دوره اواخر قرن هفدهم تا اواسط قرن بیستم، هر حادثه کوچک یا بزرگ سیاسی نتیجه‌ای جز قتل عام، نابودی، مسیحی شدن اجباری، تبعیدهای ناگهانی و مهاجرت برای جمعیت مسلمان نداشته است.
با شروع جنگ جهانی دوم 12302 نفر از مسلمانان از قسمت مونته‌نگرو و سنجک، مهاجرت کردند. بعضی از کارمندان و کادر غیر نظامی ارتش رهبری عملیات غارت و کشتار را بر عهده داشتند.
در دوران پادشاهی یوگسلاوی طرحهای زیادی برای بی‌خانمان کردن مسلمانان، خصوصا آلبانیائیها ریخته شد. در جریان آزادسازی خاک یوگسلاوی از قوای دشمن طی سالهای جنگ دوم جهانی مسلمانان همچنان درد و رنج را تحمل کردند؛ اکثر نسل‌کشی‌های ظالمانه در جریان جنگ جهانی دوم اتفاق افتاده است. نسل‌کشی‌ مسلمانان به وسیله دو حزب: دولت مستقل اوستاشای کروات و چتنیکها صورت گرفت. نسل‌کشی مسلمانان دارای دو بعد بود،از طرفی هویت تاریخی و فرهنگی مسلمانان همچون هویت سیاسی آنان مورد انکار قرار گرفت و از طرفی دیگر قتل‌عام‌های گسترده توده‌ای اجراء گردید، «اوستاشا» ضمن اینکه منکر آریائی بودن مسلمانان بوسنی و هرزگوین شدند حتی هویت ملی مسلمانان را مورد انکار قرار دادند. آنها تنها به این قانع نگردیدند بلکه بسیاری از مسلمانان را به اردوگاههای مرگ فرستادند. اوستاشاها شمار زیادی از مسلمانان را در روزهای آخر رژیم وحشت در سارایوو، در اسفند 1323 به قتل رساندند.
از طرفی دیگر با شروع جنگ، چتنیکها یک سیستم قتل‌عام فیزیکی مسلمانان را ابداع کردند. ریشه‌های نسل‌کشی مسلمانان از سوی کرواتها و صربها ریشه در تمایلات حکام بالکان دارد، آنها می‌خواستند با توسل به نسل‌کشی به خلق سرزمینهای جدید قومی مبادرت کنند. اولین نسل‌کشی در تابستان 1321 و سومین حادثه در اواخر همان سال اتفاق افتاد. در این کشتار شمار بزرگی از مسلمانان قتل‌عام گردیدند.
تبلیعاتی که توسط اوستاشاها علیه مسلمانان انجام می‌گرفت، آنان را از نظر نژادی جزو مردم کرواسی به حساب می‌آورد اینها معتقد بودند مسلمانان دارای ناخالصی‌هایی هستند و این ناخالصی‌ها باید پاک شود.
گرچه مسلمانان در طول جنگ جهانی دوم جمعیت کثیری را از دست داده‌اند با این حال جامعه مسلمانان هیچگاه از توسعه باز نایستاده است این علیرغم همه برخوردهای منفی است که بعد از جنگ جهانی دوم نیز وجود داشته است. پیشرفت این جامعه علیرغم انکار سیستماتیک هویت فرهنگی مسلمانان و نابودی هویت معنوی آنان صورت گرفته است. در طول 45 سال حکومت رژیم کمونیست مسلمانان، اجازه این را نیافتند تا درباره تاریخ، اصل، ادبیات و درباره میراثهای فرهنگی و مادی خود به مباحثه بپردازند. برای سالهای متمادی بعد از جنگ دوم جهانی فعالیتهای مذهبی مسلمانان با تعقیب حکومت همراه بود. در دهه‌های بعد از جنگ برخی از آثار معماری مسلمانان ویران گردید، شهرهای قدیمی مسلمانان بوسنی خراب و به جای آن شهرهای جدید ایجاد شد و تلاش در امحای فرهنگ مسلمانان گردید. در یک کلمه، کوششهای بسیاری برای هویت‌‌زدایی مسلمانان و تطبیق آنان با پایه‌های فرهنگی- سیاسی صربستان بزرگ صورت گرفت. مسلمانان در طول این دوران مقاومت بسیاری در مقابل این فرهنگ‌‌زدایی انجام دادند، مقاومتی که به آنها امکانات و فضاهای جدیدی را خلق کرد. حال، بعد از یکسال که از اولین انتخابات آزاد در بوسنی و هرزگوین می‌گذرد، جریان جدیدی از نسل‌کشی مسلمانان آغاز گردید.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات