داستان «حجاب اسلامی» در فرانسه از سابقهای طولانی برخوردار است. الجزایریها که اکثریت جامعه مسلمانان فرانسه را تشکیل میدهند، حدود سی سال پیش نقش مثبت حجاب را در انقلاب رهائیبخش علیه استعمار فرانسه تجربه نمودهاند، مادرانی که آن روز حجاب خویش را چونان سنگری برای مبارزه انتخاب کرده بودند، باری دیگر فرزندانشان، پس از سالیانی جدائی از فرهنگ اسلامی، به ارزشهای اسلامی گرایش بیسابقهای پیدا نمودهاند. محجبههای امروز فرزندان آن مادران میباشند.
در سال 1989 در Oise فرانسه، سه دانشآموز مسلمان از مدرسه اخراج میشوند جرمشان داشتن روسری است، در پی آن سازمانهای اسلامی به دفاع از این ارزش دیرپای اسلامی برخاستند، 18 سپتامبر 1989 دو دانشآموز محجبه «لیلا و فاطمه» بدلیل حجاب اسلامی از مدرسهشان در شهر «لیل» اخراج میشوند، حدود یکماه بعد، شانزدهم اوت، سعیده دختر محجبه هفده ساله از مدرسهاش در شهر «مارسی» اخراج میشود.(1)
20 نوامبر 1992 شورای دولتی دستور باز گرداندن دختران محجبه اخراجی را صادر مینماید.(2) در این کش و قوس کشورهای اسلامی سعی در مداخله مینمایند، از جمله پادشاه مراکش ابتدا، مداخله میکند ولی سرانجام سیاست عدم مداخله را در پیش میگیرد.(3)
فوریه سال گذشته، دختر محجبهای بنام «شیرزاد بن لاربی» بعلت حجاب اسلامی از مدرسه خارج میشود و مدتی در کنار خیابان دست به اعتصاب غذا میزند(4) سیاست فرانسه همچنان کجدار و مریز است.
بار دیگر بیستم ژوئن امسال (1994) یک نماینده مجلس از حزب PRP بنام «ارنست شنی پر» لایحهای را در رابطه با منع حجاب در مدارس مطرح میکند.(5)
سرانجام 20 سپتامبر امسال وزیر تعلیمات ملی (وزیر آموزش و پرورش) «فرانسوا بایرو» در یک بخشنامه، حجاب اسلامی را در ساختمانها و محلهای آموزشی ممنوع اعلام میکند، در ابتدا حمل هرگونه تظاهر مذهبی ممنوع میشود حتی صلیب بصورت گردنبند و گوشواره، سپس بخشنامه در اجرا تعدیل میگردد و اعلام میدارد: «حمل علائم بسیار خفیف بلامانع است ولی حمل نشانههای خودنمائی و تظاهر در مراکز آموزشی ممنوع است، از هر چه که علامت تفاوت و تبعیض باشد باید اجتناب گردد چه تبعیض جنسی، چه تبعیض فرهنگی و چه تبعیض مذهبی.»(6)
مسلمانان در ابتدا عکسالعملشان به بیاعتنائی و رعایت نکردن بخشنامه است و سرانجام منجر به اعتصاب غذا و تظاهرات مختلفی میشود.(7)
پنجم اوت: در مدرسه "saint- Exupany" «سنت اکسپری» در شهر «مانت لاژولی» تعداد 24 دانشآموز محجبه از حضور در کلاس منع میشوند و بالاجبار در سالنی در مدرسه مشغول مطالعه آزاد میشوند، بنابر نقل مجله اکسپرس تا 25 نوامبر اخراجشان قطعی خواهد بود.(8)
آمار دختران محجبه در شهرهای مختلف، متفاوت است، در بعضی شهرها مثل «سن سن دونسی» تعداد محجبهها دانشآموز تا 43 نفر میرسد.(9)
در شهر لیل، بار دیگر در 24 اوت تعداد 11 دختر محجبه از حضور در کلاس محروم میشوند.(10)
تعداد اخراجیها افزایش پیدا میکند تا حدود بیست نفر میرسد،(11) عکسالعمل دانشآموزان تظاهراتی آرام علیه بخشنامه وزیر آموزش و پرورش است.
در شهر گرونوبل یک دانشآموز محجبه فقط برای مدت یکسال اجازه ثبتنام مییابد.(12)
در شهر «ول دیز» چهار دختر محجبه از حضور در کلاس منع میشوند(13)
عکسالعملهای مسلمانان فرانسه
Voif اتحادیه سازمانهای اسلامی در فرانسه، در این رابطه نشستی برگزار میکند و ضمن ارائه توصیههای به دانشآموزان، در تلاش برای برقراری ارتباط با نمایندگان مجلس است تا بتواند از طریق قانونی و بوسیله رأی مجلس بخشنامه را ملغی سازد.(14)
اولین تظاهرات بنفع حجاب اسلامی در فرانسه در شهر «مانت لژولی» برگزار میشود، به نقل از روزنامههای محلی حدود پنجاه دختر دانشآموز محجبه همراه با مادرانشان که از «اعضای مسجد» هستند در این تظاهرات شرکت میکنند، خبرنگاران تعداد تظاهرکنندگان را در مجموع بیش از سیصد نفر تخمین میزنند.(15)
فدراسیون ملی مسلمانان فرانسه در تظاهرات مختلفی مثل شهر فوق شرکت داشته و همراه با سایر سازمانهای اسلامی فرانسه تظاهرات را هدایت میکند.
CNMF شورای ملی مسلمانان فرانسه اعلام میدارد که مسئله حجاب یک ساخت و پاخت سیاسی است و به جوانان هشدار میدهد که فریب دستهای اغفالگران را نخورند و از آنان میخواهد که: «به قوانین لائیک فرانسه احترام گذاشته و تسامح نموده و قوانین prdse lytisme «نوآئینها (منظور محجبهها و حامیان آنان است) را طرد کرده و سعی در شناخت قرار گرفتن در روح قوانین جمهوری فرانسه بنمایند.»(16) ولی دختران جوان مسلمان تصمیم دیگری گرفتهاند.
نیملا دانشآموز شهر فوق (مانت لژولی) میگوید: «من ترجیح میدهم مدرسه را ترک کنم تا حجابم را»(17)
سونیا میگوید من دوست داشتم که درس بخوانم تا روزنامهنگار شوم و حالا میخواهم با همین حجابم روزنامهنگار شوم، چه با درس خواندن در مدرسه، و چه در صورت اخراج از مدرسه، وی تأکید میکند: «من هرگز اصولم را ترک نمیکنم»(18)
عکسالعملهای خارجی:
عکسالعمل مسلمانان در خارج از فرانسه، نسبت به این قضیه متفاوت است، بعضی در ابتدا، سعی بر مداخله دارند زیرا نام حاکم اسلامی را یدک میکشند ولی از سوئی دیگر «خانهاشان از پای بست ویران است»، شاه مراکش سرانجام سیاست عدم مداخله را عافیتطلبانهتر تشخیص میدهد.(19)
روزنامه فیگارو در مقالهای بنام «ایران آتش میافروزد» ضمن درج قسمتی از اظهار نظرات مقامات ایرانی مینویسد: «آیتالله جنتی رئیس شورای نگهبان قانون اساسی اعلام داشت که خواهران مسلمان باید از همه جهان علیه این مزاحمت و علیه این سد آزادی اعتراض نمایند... یک صاحب منصب دیگر مذهبی، محمود عراقی اظهار داشت مسلمانان باید حمایت خود را از دختران محجبه فرانسوی اعلام نمایند» آنگاه صحبت از سازمان تبلیغات اسلامی و نقش آن در صدور انقلاب میشود و روزنامه فوق اعلام میدارد که این سازمان مسئول صدور انقلاب اسلامی و حرکتهای بنیادگرایی است.(20)
کسی که کمترین آشنائی با سازمان تبلیغات اسلامی داشته باشد میداند که این سازمان نظامی یا صدور تروریستی، اما وقتی حمایت از یک فرهنگ اسلامی مطرح میگردد. بلافاصله موج تهاجم آغاز میشود تا کسی را نای حرف زدن باقی نماند. امروزه در عرب مد شده است هر حرکتی را با بنیادگرائی تروریستی ارتباط بدهند تا ضمن ایجاد رعب و وحشت، جلوی اظهار عقیده سایرین گرفته شود. اما زمانی که تلویزیون فرانسه تظاهرات زنان مسلمان ایرانی بنفع حجاب اسلامی در فرانسه را نشان میدهد، دختران محجبه فرانسوی در حالیکه همه تحقیرهای مخالفان و اعتنائیهای همکیشان را متحمل شدهاند و از حضور در کلاس و تحصیل علم محروم گردیدهاند، با چشمانی گریان از شوق یافتن همدردان، بر صفحه تلویزیون خیره میشوند و احساس میکنند که تنها نیستند، پس تنهایشان نگذاریم!
ناهمگونی در سیاست فرانسه
بنظر میرسد هنوز فرانسویان به یک سیاست منسجم، در این زمینه دست نیافتهاند.
در «وال دئیز» دو دختر محجبه از چهار دختر محجبهی اخراجی به لطف یک معلم مدرسه، در دهم اکتبر امسال اجازه ورود به کلاس یافتند بدون اینکه حجابشان را بردارند، تصمیم اغماضگرایانهی معلم فوق که اتحاد فرانسویان را شکست به گفته روزنامهنگاران موجب خشم اکثریت همکلاسانش در آن مرکز آموزشی میشود.(21)
در «گرونوبل» به یک دانشآموز محجبه اجازه ثبتنام مشروط داده میشود، بشرط آنکه فقط به مدت یکسال حق داشته باشد با حجاب اسلامی در کلاس حضور پیدا کند.(22)
مجله اکسپرس در شماره 23 نوامبر 94 اعلام میکند: اکنون پس از اخراج محجبهها مسئولان مدارس یکی پس از دیگری به نوبت دانشآموزان اخراجی را باز میگردانند و در کلاسها میپذیرند، زیرا هم اکنون صحبت از مدارس مذهبی میشود و حضور این مدارس خود میتواند پیامدهائی نامطلوب داشته باشد، بهمین دلیل برخی ترجیح میدهند مسئله را بنحوی فیصله دهند، البته اگر وزارت کشور فرانسه، مدارس مذهبی جدید را بپذیرند بنظر مجله فوق، حتماً مشروط خواهد بود به «یک اسلام معتدل و میانهرو، نه یک اسلام کشورگشا(23) و البته مسلم است که تعیین ملاکی برای شناخت معیار فوق خود امری دشوار و بحثانگیز است.»(25)
وزیر امور خارجه فرانسه «آلن ژویه» Alain Jupee در برابر مجلس ملی این کشور، در رابطه با مسائل مسلمانان و مخصوصاً مسائل الجزائر اعلام میکند: «ما نمیتوانیم تسلیم جو ضد اسلامی شویم (26) از دیدگاه برخی سیاستمداران فرانسوی تعدیل این افراط امری اجتنابناپذیر بنظر میرسد، هر چند برخی دیگر همچنان بر مواضع تندروانه پافشاری میکند، چنانچه وزیر کشور فرانسه پس از دستگیری اخیر 95 الجزایری مقیم فرانسه اعلام میدارد: «شواهد نشان میدهد که اینان در فرانسه اعمال تروریستی و خلاف قانون را به کشورهای دیگر هدایت میکردهاند(27) و این خود زمینه چینی برای برخوردهای شدیدتر را ایجاد مینماید.»
البته نکتهای را که باید این روزها مدنظر داشت اینست که بسیاری از این اظهارنظرها بی رتباط با مسئله انتخابات ریاست جمهوری چند ماه آینده نیست و مسلما این جو مقداری ناشی از التهابات قبل از انتخابات میباشد که تاکنون احزاب چپ و راست تقریباً در یک وضعیت مساوی قرار دارند و آمارهای اخیر چندان تفاوتی را میان آنان نشان نمیدهد.
از سوئی دیگر بعضی از احزاب در شهرهای مختلف به حمایت از دانشآموزان اخراجی پرداختهاند، در شهر «وال دویز» چهار دختر جوانی که به دلیل اصرار بر حفظ حجاب از مدرسه اخراج شدهاند از طرف دو انجمن والدین دانشآموزان مورد حمایت قرار گرفته اند: FCPE نزدیک به چپ و PEEP لیبرال نزدیک چپ (28).
بررسی حقوقی حجاب در فرانسه
وزیر آموزش و پرورش فرانسه بخشنامه صادر میکند و حمل هرگونه تظاهر مذهبی و نژادی را ممنوع اعلام میدارد، نکته اساسی استدلالشان بر اینست که جمهوری فرانسه طبق قانون اساسی یک جمهوری لائیک و لامذهب میباشد:
«فرانسه یک جمهوری غیر قابل تقسیم، لائیک، دموکراتیک و سوسیال است، این جمهوری برابری قانونی همه شهروندان را تضمین میکند بدون تبعیض اصالت ریشهای، نژادی یا مذهبی آنان، و احترام میگذارد به همه عقاید و افکار ... »(29)
بنابراین طبق قانون اساسی فرانسه جمهوری، فرانسه لائیک است. «... کلوا و اشربوا» را گوش کردهاند ولی «لاتسرفوا» را فراموش، قسمت پایانی این ماده قانون اساسی قابل توجه است»... احترام میگذارد به همه عقاید و افکار ...» و چگونه احترام میگذارد به دختری که بر مبنای فکر و عقیدهاش حجاب را انتخاب نموده است؟!
جالب آنست که استدلال میکنند به اینکه شما مسلمانان، مخصوصاً ایرانیها ما را درکشورهای مجبور به رعایت قوانین اسلام میکنید، در ایران برای ما خارجیها رعایت حجاب اسلامی ضروری است در اینجا نیز رعایت قوانین ما ضروری میباشد.
«خلق را از قیاسش خنده آمد» کسیکه با الفبای حقوقی آشنا باشد بخوبی درک میکند که هم این قیاس مغالطهای بیش نیست که «کار پاکان را قیاس از خود مگیر» و هم استناد به لائیک بودن جمهوری فرانسه، یک استدلالی بیپایه و بیاساس بیش نیست. از دیدگاه حقوقی ماهیت امر چنین است:
1- کشور جمهوری اسلامی ایران لائیک نیست بلکه در قانون جمهوری اسلامی صراحتاً مذهب رسمی آن «اسلام» مشخص گردیده است (ماده 12 قانون جمهوری اسلامی ایران)
2- در رابطه با سائر اقلیتهای مذهبی، هر چند در رابطه با احوال شخصیه تابع قوانین خودشان هستند ولی در رابطه با مسائل مربوط به نظم اجتماع و اخلاق عمومی جامعه، باید اصول نظام اجتماعی را رعایت نمایند (ماده 13 قانون جمهوری اسلامی ایران)
3- هنگامیکه یک زن فرانسوی برای اخذ ویزا به سفارتخانه جمهوری اسلامی ایران میآید به او تفهیم میشود که در ایران بایستی حجاب اسلامی را در ملاء عام رعایت نماید و وی با علم و آگاهی به این مطلب، حاضر به سفر به ایران و طبعاً رعایت این قانون میشود.
4-اما هنگامیکه یک زن مسلمان به سفارت فرانسه برای اخذ ویزا مراجعه میکند صحبتی از منع حجاب نیست بلکه تصویر فرانسه «مهد آزادی» میباشد.
5- از همه مهمتر آنکه در قانون ایران و اسلام «رعایت حجاب» لازم و اجباری است و بنظر مراجع اصل اعتقاد به حجاب از ضروریات دینی میباشد و عمل آن نیز طبق قانون لازم است و خلاف آن خلاف قانون است ولی در هیچ کجای قانون اساسی فرانسه «بی حجابی» لازم و اجباری نیست تا خلاف آن (یعنی حجاب) خلاف قانون محسوب شود.
6- جمهوری فرانسه "Laigue" است یعنی غیر مذهبی. لائیک بودن فرانسه بمعنای حکومت «غیر دینی» میباشد در هیچ فرهنگ حقوقی یا سیاسی یا مذهبی، لائیک بودن معنای «ضد دینی» ترجمه نشده است، بنابراین طبق قانون اساسی فرانسه، جمهوری فرانسه غیر دینی است نه ضد دینی، تا مجبور شود با مظاهر دین مبارزه کند.
7- چنانچه قبلا متذکر شدیم ذیل همان ماده قانون اساسی فرانسه آمده است «... احترام میگذارد به همه عقاید...» احترام گذاشتن به همه عقاید مستلزم احترام گذاشن به عقیده آن دختر نوجوانی است که خود را ملزم به رعایت حجاب میداند.
8- بنابراین بنظر میرسد مسئله منع حجاب بیشتر یک قضیه سیاسی است تا یک مسئله حقوقی و قانونی.
چریکهای محجبه
تعبیرات روزنامههای فرانسوی و واژگانی که در رابطه با دانشآموزان محجبه انتخاب میکنند، نشاندهنده نوع برداشت و ذهنیت آنان نسبت به ماهیت مسئله میباشد.
یکی از تعبیرهای بسیار متداول «مبارزان محجبه در فرانسه میباشد(30)
"Les Militant du Voile onfrance"
Militant واژه Lemililaire (نظامی) اتخاذ شده است و فعل آن، Militev نیز به معنای مبارزه کردن میباشد. واژه دیگر که بکرات مورد استفاده قرار میگیرد.(31)"Parlisant du foulavd" بمعنای پارتیزانهای روسریدار است.
پر واضح است که جار و جنجال بر سر یک روسری نیست بلکه از دیدگاه غربیها مسئله حجاب مقدمه یک حرکت است حجاب را به عنوان «اسب جنگی» (32) مسلمان در غرب میدانند، وسیلهای که مسلمانان با آن حرکتی را آغاز مینماید.
این نظریه فقط مربوط به فرانسه و یا اروپا نیست بلکه دنیای غرب (بمعنای فرهنگی کلمه) حجاب را آغازی میپندارند. مجله «نیوزویک» چاپ نیویورک درمقالهای تحت عنوان (زن، اسلام و غرب) اعلام میکند که زنان در تلاش برای یافتن هویت جدید خویش میباشند و مسئله حقوق زن «حجاب» بیشتر یک مسئله مهم اسلامی است که نمایانگر دو خط متفاوت فکری میان غرب و اسلام میباشد.(33)
نفس حجاب برای غرب وحشتی ندارد. غرب مخصوصاً فرانسه مهد آزادی نامیده میشود همه آزادند، برای غرب حجاب یا بیحجابی وحشت نمیآفریند، اما حجاب، وقتی آغازیست برای هویت یابی زن مسلمان در دیار فرنگ، زلزله ایجاد میکند. در سالهای اخیر با توجه به جریان شکوهمند حرکت اسلامی مردم ایران و سپس مسئله الجزایر و... بار دیگر اسلام در صحنه سیاست جهانی مطرح میگردد و حجاب این دختران کوچک مدرسهای، غوغا میآفریند. مهم رجعت یک نسل بسوی اسلام و ارزشهای والای آن میباشد.
واژه دیگری که این روزها در رابطه با حجاب مطرح میشود "Relislamisation" (رلیسلامازیسیون) میباشد یعنی تجدید حیات اسلام، گرایش دوباره به سوی اسلام، دوباره مسلمان کردن. که اگر به معنای اخیر بگیریم این سئوال مطرح میشود: چه کسی می خواهد مسلمان کند؟ و چه کسی اینان را مسلمان نموده است؟ مگر نه این است که سالیان درازی در فرانسه بودهاند و اکثراً متولد و تبعه فرانسه میباشند، در دهههای اخیر فرانسه تلاش نموده تا آنان را در این محیط جذب نماید. به هنگام ورود فرزندان خارجی در مدارس مخصوصی برای آنان کلاسهایی گذاشته میشود تا «آداپته» شوند یعنی با محیط مأنوس و هماهنگ گردند هم با زبان محیط هم با فرهنگ تمدن آن.
فرانسویان هیچگاه دلیل این گرایش را در فطرت این نسل «فطرهالله التی فطر الناس علیها» جستجو نکردهاند. همیشه بدنبال دستهای خارجی میگردند تا مسئله را با صحنههای نبرد قدرت سیاسی مرتبط سازند و نتیجه بگیرند که مسئله حجاب با مسائل تروریستی مسلمانان از ایران گرفته تا الجزایر مرتبط است!
نظریه پلیس فرانسه:
سرویس مخصوص پلیس فرانسه به تکاپو میافتد تا دستهای محرک را شناسائی کند سرانجام پس از مدتها بررسی اظهارنظر میکند که: «دختران محجبه بوسیله سازمانهای اسلامی حمایت میشوند و بعضی از سازمانهای اسلامی بویژه بر این مسئله برای تحریک و مبارزه طلبی در صحنه قدرت، انگشت میگذارند... محجبههای اسلامی فرزندان یا خواهران کوچک اعضای انجمنهای ملی اسلامی هستند که سال پیش نیز مسئله حجاب را مطرح کرده بودند.»(34)
روزنامههای فرانسوی گاهی حجاب اسلامی را تعبیر به «حجاب ایرانی»(35) مینماید، روسری با دامن بلند و پولیورهای مشکی. در هر صورت باید مسئله با ایران ارتباط داشته باشد.
محله «آبزرواتور» در مقالهای تحت عنوان «زن در اسلام» عکسی از زنان محجبه ایرانی چاپ نموده است و در زیرنویس آن نوشته است «مربوط به نماز جمعه دانشگاه تهران»(36) در حالیکه همه زنان با چادری مشکی حضور دارند و صحنه به یک تظاهرات بیشتر شبیه است تا نماز جمعه. میدانیم که معمولا در صحنههای فیلم نماز جمعه در یک کادر تصویری یک عکس نماز جمعه، حداقل چند نفر چادر سفید پیدا میشوند، بحث بر سر چادر سفید و سیاه نیست بلکه موضوع عدم آشنائی نظریهپردازان و روزنامهنگاران به فرهنگ مذهبی ایران و تحریف آن میباشد. مجله فوق در ادامه مبحث ضمنی بررسی حجاب در کشورهای مختلف اسلامی، سرانجام از ایران نام میبرد و وضع را در ایران بدتر از همه جا توصیف میکند، البته اگر از این دیدگاه به قضیه نگریسته شود که زنان ایرانی بیشتر از سایرین حجاب اسلامی را رعایت میکنند مصداق «الفضل ما اعترف به الاعداً» میگردد و باید گفت:
«بهتر آن باشد که سر دلبران گفته آید در کلام دیگران»
اما تحلیلی که از این قضیه میدهد این است که: «... در ایران حجاب با زور و قدرت و ترور تحمیل میشود»(37) خیلی عجیب است به گزارش ویژه این شماره مجله فوق در رابطه با زنان مسلمان و حجاب اسلامی است و مینالند از دختران محجبه در مدارس فرانسه، آنگاه بحث تحمیل حجاب در ایران مطرح میشود. تحمیل یا عدم تحمیل حجاب در ایران هیچ دردی از «حجاب در فرانسه» نمیکاهد بلکه سئوالی بزرگ را مطرح میسازد: آیا در فرانسه هم حجاب بر این دختران دانشآموز تحمیل میشود؟ یا بر عکس، بیحجابی بر آنان تحمیل میگردد؟ و چنانچه «آن حجاب» به زور و ترور تحمیل میگردد، «این حجاب» را چه میگوئید؟
عدم آگاهی روزنامهنگاران فرانسوی در مورد وضعیت زنان مسلمان، فقط به مسئله حجاب منحصر نمیشود بلکه وقتی در همین مجله صحبت از ازدواج دختران مسلمان در کشورهای مختلف اسلامی منجمله ایران مطرح میشود اعلام میدارند: «دختران در سنین 13 یا 14 سالگی به زور شوهر داده میشوند.»(38) و بیانصافی در آن است که سن 12 سالگی برای ازدواج را بصورت یک قاعده و کلی مطرح میکنند نه یک استثناء نادر در گوشههای از جغرافیای پهناور کشورهای اسلامی.
حساسیت علیه حجاب در مهد آزادی
فرانسهای که ادعا میکند مهد آزادی است و مدعی است که آغوشش برای همگان باز است از رهبران انقلابهای بزرگ جهان گرفته تا تروریستها را میپذیرد. چرا در برابر مسئله حجاب اینقدر حساسیت و بیتابی نشان میدهد؟ و محجبهها را با نام چریک و پارتیزان خطاب کرده و چرا تا این مقدار علیه حجاب از خود عکسالعمل نشان میدهد؟
چنانچه با چشمانی باز بنگرند مسئله حجاب نه تنها تهدیدی علیه امنیت فرانسه نیست و خدشهای بر مهد آزادی بودن آن وارد نمیکند، بلکه حضور محجبهها، خود دلیلی بر آن است که فرانسه میتواند عقاید مختلف را تحمل نماید ولی مسئله ریشه در جائی دیگر دارد.
آنان خوب متوجه شدهاند که حجاب یک سلاح است، ولی حجاب یک سلاح فرهنگی است نه، نظامی، و این سلاح فرهنگی هیچگونه تهدیدی علیه امنیت فرانسه محسوب نمیشود فقط تهدید علیه باورهای عنکبوتی اندیشههای غیرمذهبی معاصر محسوب میشود. حساسیتهای فرانسه در مجموع از دو مسئله ذیل ناشی میشود:
1- نسلی که فرانسه برای آنها سرمایهگذاری نموده است تا آنها را (Fronco Pbile)دوستدار فرانسه نماید در سنگر قرار دارد احتمال تاثیرپذیری از تهاجم فرهنگی غرب را ضعیفتر میسازد. این نسل با سنگر حجاب، خود را در برابر فرهنگ منحط غرب واکسینه مینماید. لذا مرتبا فرانسه این مسئله را با بنیادگرایی اسلامی مرتبط میسازد.
آیا در آستانه قرن بیست و یکم، در مهد تمدن جهان غرب، یک دختر مسلمان، مجاز نیست که نپذیرد؟ مجاز نیست در سنگر اصالتهایش بایستد؟ مجاز نیست از ریشههایش نکند؟ و در برابر تهاجمی به ارزشهای خویش رجوع نماید؟
2- مسئله مهمتر آن است که فرانسه بخوبی میداند این محجبههای جوان ریشه در دنیای اسلام دارند اگر چه تبعه فرانسه باشند ولی اصالتا از کشورهای اسلامی برخاستهاند. در حالیکه در برخی از کشورهای اسامی مسئله منع حجاب در مدارس، دانشگاه و محل کار مطرح میشود و زمامداران برخی از آنان در حال زدودن آثار و نشانههای مذهبی در نسل جدید هستند، ظهور حجاب درغرب زنگ خطری برای آن قدرتهای سیاسی فاسد محسوب میشود. در حقیقت فرانسه از آبروی خویش مایه میگذارد تا مسائل داخلی برخی از کشورهای اسلامی را حل نماید. آیا بهتر نیست فرانسه مسائل داخلی آن کشورها را به خودشان واگذارد؟ زیرا ملتی هستند و حق انتخاب دارند ظهور محجبههای اسلامی در فرانسه زنگ خطری برای حکام لائیک کشورهای اسلامی محسوب میشود و فرانسه بهای سنگینی را برای حمایت از آنان میپردازد. فرانسهای که بنام مهد آزادی در جهان سیاست معروفیت پیدا کرده است محل برخورد اندیشهها و فرهنگهای مختلف جهان است، چهار راه و تقاطع اندیشههای شرق و غرب محسوب میگردد، در میان ملتی مسیحی بیشترین جامعه مسلمانان را در خود جای داده است، فرانسهای که در آن «حقوق بشر» به رشته تحریر میآید. فرانسهای که در رابطه با ندادن ویزا به یک نویسنده خارجی «تسلیمه نسرین» جار و جنجال در آن به پا میشود وزیر کشور مسئله را به گردن وزیر خارجه میاندازد وزارت خارجه طفره میرود، فریاد جامعه حقوق بشر بلند میشود که چرا یک زن نویسندهای که در کشور خود حق حرف زدن ندارد، به کشور ما نیاید و حرفش را نزند؟ و ناگهان مسئله «حقوق زن» حقوق یک زن نویسنده مطرح میشود که در جهان سوم زنها حق حرف زدن ندارند و... (39) آنگاه همین فرانسه در برابر روسری دختران مسلمان بیتاب میشود طاقتش را از دست میدهد.
«ژیل کپل» kepel Gilles از محققان مرکز تحقیقات ملی فرانسه CNRS توصیه میکند: «باید به آنها نشست و بحث کرد باید با آنها حرف زد مواضعشان را فهمید اگر میخواهیم کشورمان الگوئی جذاب برای نسل آینده باشد»(40)
اسلام غریب در عربت غرب، بار دیگر با حجابی ساده، حجاب دانشآموزان مسلمان، میرود تا حجابهائی را از دیدگانی بردارد «حافظ تو خود حجاب خودی از میان برخیز» و افقهائی روشن را نمایشگر باشد.