الف: اشغال کویت
همانطور که تصور میرفت، دیکتاتور حاکم بر عراق، تلاش میکرد تا از جنگ با کویت به اهداف ذیل نایل شود.
1) دسترسی به آبهای خلیج فارس
2) ضمیمه ساختن کویت به عراق، صدام امید داشت با صرف هزینه بسیارکم، کویت را ضمیمه خاک خود ساخته و بدین طریق بدهیهای جنگی سال 1980 تا 1988 با ایران را پرداخت و کشور را بازسازی نماید.
3) یافتن تسلط کامل بر ذخایر نفتی کویت و منطقه و احاطه کامل بر 20 درصد نفت مورد نظر کشورهای صنعتی.
اما اینکه صدام حسین کدام یک از اهداف فوق را در اولویت قرارداده بود، و یا اصولاً آیا توان نظامی عراق به صدام حسین اجازه این بلندپروازیها را میداد، خود جای بحث و گفتگو دارد.
سازماندهی ارتش 955 هزار نفری عراق به صورت ذیل بود:
-7 لشگر زرهی مکانیزه
-42 لشگر پیاده
-8 لشگر گارد ریاست جمهوری
-20 تیپ نیروی مخصوص
-6 تیپ موشکهای زمین به هوا
موشکهای زمین به زمین از نظر نظامی، عراق را به یک ابر قدرت و خطری در منطقه تبدیل کرده بود، به طوری که این کشور را قادر میساخت تا به یک عکسالعمل دست بزند.
عراق توانایی و قدرت وارد کردن ضربات متقابل را به دست آورده بود. برابر اطلاعات واصله از شوروی سابق، عراق در طول جنگ با ایران، 2000 موشک اسکاد با برد 300 کیلو متر از مسکو دریافت کرده و احتمال میرفت بغداد در طول جنگ با تهران حدود یک هزار موشک از این نوع را به کار برده باشد. تعداد زیادی از این موشکها با کمک شرکتهای آلمانی دوباره بازسازی شده بود که برد آنها از 300 کیلومتر به 600 کیلومتر به نام موشکهای «الحسین» و موشکهای «الحجاره» با برد 750 تا 900 کیلومتر توسعه یافته بود. عراق موفق شده بود برابر نقشههای سوئدی نوع پرتاب کننده Saab, Scania را تولید نماید. به احتمال زیاد در این شبیهسازی، شرکت آلمانی «دایملربنز» نیز همکاری تنگاتنگ و بسیار نزدیکی با عراق داشته است.
در کنار موشکهای «الحسین» و «الحجاره»، صدام حسین برنامههایی برای تولید موشکهای با برد کوتاه در دست اجرا داشت. موشکهای برد کوتاه عراق با برد 70 کیلومتر مشابه"Frog7" شوروی بوده و برد آنها نیز به 90 کیلومتر افزایش داده شده بود. تا به حال، اطلاعات دقیقی در رابطه با دستگاههای متحرک پرتاب موشک عراق و تعداد آنها انتشار نیافته است. در رابطه با تعداد پرسنل نظامی عراق که در حمله به کویت شرکت داشته و در 16 ژانویه 1991 در شهر کویت مستقر بودند، شایعات مختلفی وجود دارد. بر طبق آخرین آمار به دست آمده و گزارش مجلس نمایندگان آمریکا، 42 لشگر از خطرناکترین و مهمترین لشگرهای عراقی در آغاز عملیات زمینی شرکت داشتند. این لشگرها مشتمل بر 547 هزار سرباز بودند.
لیکن برابر اظهارات افسران دستگیر شده عراقی، رقم واقعی کل سربازان شرکت داشته در عملیات کویت 362 هزار نفر بود که از این تعداد، 17 هزار نفر در جنگ هوایی زخمی و 9 هزار نفر کشته و 63 هزار نفر اسیر شدند. تعداد کشته شدگان در عملیات زمینی نیز در حدود 120 هزار نفر ذکر گردید. برابر اطلاعات به دست آمده از افسران عراقی، لشگرهای صدام حسین به طور تقریبی جمعاً 185 هزار سرباز در اختیار داشتند و حال آنکه متحدین در پایان جنگی تنها 63هزار نفر اسیر گرفته بودند. برابر اظهارات اسرای جنگ عراق، نیروهای عراقی دارای 153 هزار سرباز بودهاند. اسرای جنگی همچنین اضافه کردهاند که در طول عملیات زمینی 120هزار سرباز عراقی کشته شدهاند و احتمالاً توان رزمی نیروهای عراقی در شروع عملیات زمینی از 183 هزار نفر بیشتر بوده است. واحدهای عراقی قبل از شروع جنگ حدود 750 فروند جنگنده داشتند که مشتمل بودند بر:
- 16 اسکادران میگ 21، 25، 29، میراژ F.1
- 12 اسکادران بمبافکن توپولف 16، 22 و سوخوی24
-1 اسکادران هواپیمای شناسایی میگ 25 و سوخوی 24
- به علاوه، دو اسکادران هواپیمای حمل و نقل از نوع آنتونوف 24، 26، ایلیوشین 76 و همچنین ارتش عراق بیش از 200 فروند هواپیمای حمل و نقل در اختیار داشته است.
در کنار هواپیماهای عراق،600 فروند هلیکوپتر منجمله از نوع Mi24hind هم وجود داشته است. این هواپیماها در 24 الی 54 پایگاه مختلف مستقر و پناهگاههای آنها نیز بسیار خوب ساخته شده بودند و عراق برای حفاظت این فرودگاهها و اهداف استراتژیکی مهم تعداد 16 هزار سلاح هدایت شونده از انواع مختلف و 7000 عراده توپ هدایت شونده 23 میلیمتری را به کار برده بود. ارتش عراق از پدافند هوایی بسیار متمرکز و ایستگاههای راداری بسیار مدرن که از طریق یک ایستگاه مرکزی هماهنگ میشوند، بهره میبرد (نقشه شماره 1) خلبانان عراقی در کشورهای شوروی، هندوستان، فرانسه و انگلستان آموزش خوبی دیده بودند. جنگ ایران و عراق در سال 1980 تا 1988 نقاط ضعف خلبانان عراقی را به خوبی روشن کرده بود، به طوری که متحدین میدانستند خلبانان عراقی برای عملیات در سطح پایین و رزم شبانه دوره ندیده بودند.
ب: اهداف و عکسالعمل آمریکا
با عنایت به اشغال کویت توسط عراق، رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا در پنجم ماه اوت اهداف سیاسی ذیل را در جهت مقابله با صدام انتخاب کرد:
1- خروج بدون قید و شرط و فوری عراق و کلیه سربازان صدام حسین از کویت
2- برگردانیدن دولت قانونی کویت
3- ایجاد ثبات و امنیت در عربستان سعودی و خلیج فارس
اهداف یاد شده از طرف شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز مورد پشتیبانی قرار گرفته بود.
قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل به ویژه قطعنامه 29 نوامبر به رئیسجمهور آمریکا این اختیار را داد تا در صورتی که عراق تا 15 ژانویه 1991 خاک کویت را ترک نکند، عملیات نظامی را آغاز نماید. در همین راستا، برای عملیات توفان صحرا نیز اهداف سیاسی و استراتژی ذیل در نظر گرفته شد:
1) خنثی کردن توان نظامی عراق
2) بیرون کردن واحدهای عراقی از کویت و انهدام کامل توان تهاجمی ارتش عراق و از بین بردن گارد ریاست جمهوری عراق در محدوده منطقه عملیاتی کویت
3) از بین بردن توان هستهای، میکروبی شیمیایی و موشکهای بالستیکی این کشور
4) کمک به دولت قانونی کویت و حمایت از آن
برای پیشبرد اهداف سیاسی نظامی فوق، در دوره اول عملیات توفان صحرا که از تاریخ 14 اوت تا اویل نوامبر 1990 به طول انجامید، نیروهای چند ملیتی تحت نظر آمریکا برنامه عملیات هوایی در منطقه خلیج فارس رابه طریق زیر تدارک دیدند:
1- حرکت دادن ناوهای هواپیما بر «آیزنهاور» و «ایندیپندنت» با 90 فروند هواپیما در تاریخ 4 اوت به سوی آبهای خلیج فارس
2- به حرکت در آوردن اسکادران F.15C از پایگاه «لانگلی» به سوی عربستان سعودی و استقرار آنها در 8 اوت جهت آغاز عملیات.
3- انتقال هواپیمای«تورنادو» و استقرار آنها در 10 اوت در پایگاه هوایی «ظهران»
4- انتقال هواپیمای B.52 به پایگاه «دیگو گارسیا»
5- جابجایی هواپیماهای سنگین بمب افکن F.111E از انگلستان به ترکیه (پایگاه هوایی اینجرلیک)
6- حرکت اسکادران (جاگوار) و استقرار آنها در عمان
7- استقرار موشکهای ضد موشک «پاتریوت» در خاک عربستان سعودی
در 23 اوت، نیروهای متحدین توان نظامی لازم متشکل از 500 جنگنده و 180 فروند هواپیما مستقر در ناوهای هواپیمابر را تدارک دیده بودند و درست هنگامی که پدافند هوایی شرایط لازم را به دست آورد، واحدهای زمینی و لجستیکی، نقل و انتقال خود را آغاز نمودند، هواپیماهای بیشتری رهسپار منطقه شدند.
در طول ماه اوت از طریق هوا و زمین و دریا، انبوهی از مهمات و سربازان به منطقه خلیج فارس منتقل شدند. هر 15 دقیقه یک هواپیما در مسیر خلیج فارس به پرواز درآمد و تا 16ژانویه جمعاً با 16 هزار سورتی پرواز، 544 هزار تن اقلام نظامی و 50100 سرباز جابجا شد.
از طریق آب نیز تا 28 فوریه 1991، 95 درصد از ده میلیون تن اقلام نظامی حمل شده بودند. در هشتم نوامبر 1990، بوش رئیسجمهور آمریکا دستور آغاز عملیات هماهنگ جهت بیرون کردن واحدهای عراقی از کویت را صادر کرد. بوش دستور داده بود تا در کنار اقلام نظامی ذکر شده، 180 فروند هواپیمای جدید جهت حمل پرسنل و 410 فروند هواپیمای دیگر از نیروی هوایی آمریکا به منطقه اعزام شوند. علاوه بر این، سپاه هفتم آمریکا مستقر در آلمان دستور انتقال به عربستان را دریافت نمود. همچنین یک ناوشکن و سه گروه آبی خاکی به همراه تیپ 5 واکنش سریع و 2تیپ نیروی دریایی رهسپار خلیج فارس شدند. در شرق، 3 فروند ناو هواپیمابر با 180 هواپیما و واحدهای آبی خاکی در نواحی مختلف منطقه خلیج فارس مستقر شدند. با عنایت به این که صدام حسین در شروع بحران و پس از یک جنگ هشت ساله با ایران قرار داد صلح منعقد کرده بود، این امر یکی از دلایلی بود که ایران وارد بحران نشد. در مغرب عراق به جز اردن تمام کشورهای منطقه مواضع خصمانهای با عراق داشتند. اردن به عراق اجازه داد بعضی از اقلام مورد نیاز این کشور از طریق خاکش حمل شوند. در شمال عراق، ترکیه قرار گرفته بود و یگانهای این کشور در حالت آماده باش به سر میبردند. در پایگاههای ترکیه بیش از 100 فروند هواپیمای آمریکایی و هواپیمای پشتیبانی از فرماندهی پشتیبانی اروپایی آمریکا مستقر بودند. به اینها باید سه اسکادران هواپیماهای ناتو را نیز اضافه کرد.
در دریای سرخ، سه ناو هواپیمابر دیگر با 180 هواپیما و سایر تجهیزات با نیروهای چند ملیتی همکاری میکردند. در جنوب و در داخل خاک عربستان سعودی نیز قسمت عمده پدافند هوایی و هواپیمای متحدین مستقر شده بودند. به علاوه 7 لشگر زمینی و دو لشگر تفنگدار دریایی و بیش از 20 اسکادران شامل 600 هواپیمای جنگی از 11 کشور دیگر متحدین و بیش از 541 هزار سرباز آمریکایی با تجهیزات کامل حضور داشتند در عین حال، کل منطقه توسط هواپیماهای آواکس (هشدار دهنده سریع) کنترل میشد.
خارج از منطقه فرماندهی ژنرال «شوارتسکف»، 60 فروندB.52 از نیروی هوایی آمریکا نیز نقش پشتیبان عملیات را بازی میکردند. در 16 ژانویه 1991، در حدود 2430 فروند هواپیما در عملیات شرکت نمودند و بیش از 25 درصد این هواپیماها متعلق به نیروهای چند ملیتی بود. عملیات هوایی به مدت 38 روز و با شرکت 2780 هواپیما انجام و سپس عملیات زمینی شروع شد. تعداد 1694 فروند یا به عبارت دیگر 60 درصد از هواپیماهای شرکت کننده در این عملیات از نوع هواپیماهای جنگنده بودند.
پ: برنامه جنگی
در اواخر سال 1989 فرماندهی عالی(Sentcom) ژنرال شوارتسکف؛ جزئیات طرح استرتژیک نظامی در منطقه خلیج فارس را بر اساس حمله احتمالی عراق به کویت و عربستان سعودی پایهریزی کرد. در این برنامه (طرح) که در تابستان 1990 تدارک دیده شد، سه فاز در نظر گرفته شده بود:
1- بازداشتن عراق از حمله به عربستان سعودی با از بین بدن توان نظامی عراق
2- دفاع از خاک عربستان سعودی در صورت تهاجم عراق علیرغم وارد آوردن ضربات استراتژیک حساس
3- شروع عملیات تهاجمی متقابل علیه واحدهای نظامی عراق.
در کلیه موارد فوق، به کار بردن و استفاده از واحدهای زمینی و هوایی در نظر گرفته شده بود.
در تابستان 1990، برنامه جنگی در عربستان سعودی قبل از اجرا شدن از طریق انجام مانورهای مکرر به ورطه آزمایش گذاشته شد و موضوع مانور حمله احتمالی عراق علیه کویت و ادامه آن علیه عربستان سعودی در نظر گرفته شده بود. در این برنامه، جابجایی تعدادی از لشکرهای ارتش و تفنگداران دریایی نیز مد نظر بودند. این واحدها از سپاه 18 نیروی هوایی آمریکا و یک یگان دریایی واکنش سریع بودند که توسط 15 اسکادران هواپیماهای تاکتیکی نیروی هوایی آمریکا و 3 واحد حمل و نقل پشتیبانی میشدند. این مانور به خوبی روشن ساخت که واحدهای آمریکایی نیازمند به تانکهای زرهی هستند تا قادر گردند واحدهای مکانیزه عراقی را منهدم نمایند. در این برنامه، شوراتسکف تلاش کرده بود تا از امکانات نیروی هوایی حداکثر جهت ایجاد ترس و وحشت و خنثی کردن قدرت تهاجمی و پدافندی عراق بهره گیرد. زمینه برای عملیات هوایی استراتژیک فراهم گردیده بود. برنامهریزی مربوطه و جزئیات طرح حمله هوایی پس از اشغال کویت در دوم اوت 1990 تدارک دیده شده بود. واشنگتن در هفتههای اول برنامهای را تدارک دیده بود و راسخ بود تا یگانهای خود را به عربستان اعزام کند. البته جزئیات عملیات استراتژیک هوایی تهیه شده و نقاط ضعف ارتش عراق برآورد گردیده بود.
آمریکا میدانست که:
1- فرماندهان عراقی تمایل دارند به طور مستقل تصمیم گرفته و ابتکار عمل داشته باشند و این در حالی بود که سیستم فرماندهی در عراق به صورت متمرکز نهاده شده بود.
2- سیستم پدافند هوایی عراق آسیبپذیر بوده و آمریکا قادر بود از طریق هواپیمای «استیلث» و بمباران گسترده، مدیریت فرماندهی الکترونیکی عراق را غافلگیر و خنثی نماید.
3- واحدهای زمینی و لجستیکی عراق در مقابل حملات هوایی بسیار آسیبپذیر بودند.
4- واحدهای عراقی آموزشهای دفاعی ندیده بودند و برای تهاجمات و عملیات پدافندی استعداد و آموزش مطلوبی نداشتند.
5- عراق دارای سیستم لجستیکی کند و دارای مشکلات فراوان بود.
6- کیفیت و کار یگانهای عراقی همسنگ نبوده و تنها تعداد محدودی از لشگرهای گارد ریاست جمهوری آموزشهای لازم و مفید دیده بودند.
7- واحدهای عراقی امکان برآورد قوای نیروهای چند ملیتی را نداشتند.
8- نیروهای عراقی قادر نبودند مانع و سد راه عمدهای در مسیر حرکت اقلام نظامی آمریکا ایجاد کنند.
9- استعداد تهاجمی ارتش عراق از نقطه نظر واحدهای هوایی محدود بود.
10- اخبار خارجی که در اختیار صدام حسین قرار میگرفت، اخبار موثق نبودند.
نیروهای چند ملیتی نکات ضعف عراق را برآورد کرده بودند و به عنوان اهداف جنگی، خنثی کردن توانایی ارتش عراق در طول جنگ به شرح زیر در اولویت قرار داشت:
1- خنثی کردن توانایی و قدرت مدیریت رژیم صدام حسین و فراهم آوردن شرایطی که طبق آن دولت قادر نباشد بر اوضاع مردم کنترل داشته و ارتش هم نتواند بر اوضاع مسلط گردد تا رژیم عراق مجبور شود به خواست نیروهای چند ملیتی گردن نهد.
2- از بین بردن سلاحهای کشتار جمعی (A.B.C)، انهدام کامل موشکهای بالستیکی، از بین بردن هواپیماهای جنگنده عراق، نیروهای متحدین امید داشتند از طریق انهدام این اقلام نظامی، خطر و تهدیدی را که علیه بعضی از کشورهای منطقه وجود داشت، خنثی نمایند.
3- انهدام واحدهای گارد ریاست جمهوری در امتداد مرز عراق با کویت، نیروهای چند ملیتی امیدوار بودند از طریق انهدام واحدهای گارد ریاست جمهوری از پیشروی احتمالی عراق در خاک کویت جلوگیری نمایند و خطر تهدیدات ناشی از حرکتهای تهاجمی آینده عراق را برای همیشه خنثی کرده باشند. هدف آن بود تا از طریق عملیات توفان صحرا توان نظامی عراق بسیار تضعیف گردد. بعدها ژنرال شوارتسکف اهداف جنگی را وسعت بخشید و جزئیات برنامه در ستاد هوایی را مورد بحث قرار داد. در گفتگوهای صورت گرفته، فرماندهی مرکزی نیروی هوایی(Centat) مأموریت یافت تا برنامهای را جهت شروع عملیات هوایی تدارک ببیند. برای عملی ساختن اهداف قانونی نظامی در پیشبرد خواستههای مدیریت جنگهای هوایی چهار مرحله زیر در نظر آمده بود:
1- جنگهای هوایی استراتژیک
2- کسب برتری و تسلط بر حریم هوایی
3- فراهم آوردن شرایط جنگی و خنثی کردن نیروی دشمن و حمله به گارد ریاست جمهوری در کویت
4- شروع عملیات زمینی با پشتیبانی نیروهای هوایی و دریایی
از طریق این حملات میبایست ارتش عراق در کویت کاملاً منهدم، و توانائیهای نظامی عراق در سایر مناطق تحلیل میرفت، به طوری که در آینده دولت عراق قادر نگردد خطری برای منطقه باشد.
براساس این تجزیه و تحلیل بود که برنامه حملات هوایی و زمینی طرحریزی گردید. از طریق حملات هوایی میبایست اهداف تعیین شده بمباران گردد، به طوری که توانائیهای آفندی و پدافندی عراق فلج شود تا امنیت و ثبات در منطقه تهدید نگردد. همزمان در نظر گرفته شده بود تا خسارت وارده به واحدهای زمینی عراق توانایی این واحدها را به حداقل برساند.
برنامه جنگهای هوایی در چهار مرحله تدارک دیده شده بودند (نقشه شماره2)
در اولین برنامه تدارک دیده شده 84 هدف استراتژیک در عراق برای منهدم و آزادسازی خاک کویت در نظر گرفته شده بود. اما در 13 سپتامبر 1990 یکصد و هفتاد و چهار هدف مورد اصابت قرارگرفتند. در طول عملیات توفان صحرا، تماس دائم بین برنامه های فرماندهی مرکزی نیروی هوایی و ستاد هوایی برنامهریزی برقرار بود. از طریق تماسهای صورت گرفته اهداف شناسایی شده مورد تجریه و تحلیل قرار گرفته و زمینه مناسب برای حملات هوایی تهیه شده بود. در زمان عملیات توفان صحرا، یعنی در 17 ژانویه 1991، تعداد اهداف استراتژیکی از 174 به 386 هدف تبدیل شد. بعدها تعداد این اهداف به723 مورد افزایش یافت.
در ژانویه 1991، نیروهای چند ملیتی اقلام نظامی کافی برای اجرای همزمان سه فاز بعدی عملیات را فراهم نموده بودند. از طریق انهدام اهداف استراتژیکی در نظر گرفته شده در عراق و کویت، حوزه عملیات برای صدام حسین تنگ و ابتکار عمل از وی سلب شد و زمینه مساعد برای عملیات زمینی نیروهای متحدین فراهم و نهایتاً کویت با کمترین خسارت آزاد گردید. عملیات حساب شده هوایی شرایط آسانی را برای عملیات زمینی فراهم کرده بود به طوری که در ادامه عملیات بیش از 90 درصد توانایی توپخانه عراق و 50 درصد توانایی واحدهایی زمینی منهدم شده بود و برابر برنامه؛ نیروهای چند ملیتی به اهداف خود نائل آمده بودند. برنامه تهاجمات زمینی در اواسط ماه اکتبر 1990 در Sentcom تدارک دیده شده و در آن برنامه دو مرحله مهم را مد نظر قرار داده بودند:
1- ضربه از جناح چپ (Lefthook) توسط دو سپاه آمریکایی مانند نبرد«کانه» در 216 قبل از میلاد (این جنگ میان نیروهای کارتاژ به رهبری هانیبال و سپاهیان روم بود که به پیروزی کارتاژیها انجامید.)
2- گمراه نمودن دشمن از طریق عملیات آبی خاکی به منظور فریب دادن واحدهای صدام حسین در راستای برنامههای جنگی فرماندهی مرکزی.
جنگ هوایی
برای جنگ هوایی اهداف مختلف در عراق و کویت در نظر آمده بودند که این اهداف در 12 مرحله میبایست به مورد اجرا میآمدند:
1- انهدام تأسیسات و تشکیلات فرماندهی و سیستمهای مدیریت
2- از بین بردن کارخانههای تولید برق تأسیسات نظامی
3- از بین بردن خطوط ارتباطی کنترل فرماندهی
4- انهدام اهداف استراتژیکی عامل سیستمهای پدافند هوایی عراق
5- انهدام فرودگاهها و هواپیماها
6- انهدام مراکز تولید سلاحهای هستهای، بیولوژی، شیمیایی و مراکز تحقیقاتی و انبارهای ذخیره
7- انهدام مراکز تولید و ذخیره موشکهای زمین به زمین و دستگاههای پرتاب کننده
8- انهدام تأسیسات و تشکیلات بندری و واحدهای دریایی
9- انهدام پالایشگاههای نفت و تلمبه خانهها
10- انهدام خطوط راهآهن، پلها و خطوط تدارکاتی
11- انهدام واحدهای گارد ریاست جمهوری در منطقه عملیاتی کویت
12- انهدام انبارهای نظامی و صنایع تولیدی