اما سئوالی که هم چنان مطرح باقی خواهد ماند آن است که آیا اینگونه رژیمها قادر خواهند بود که از طریق دادن امتیاز و چراغ سبز به غرب به قدرت خود ادامه بدهند یا نه این خود بخشی از سناریوی طراحی شده در آمریکا و اروپا است که پایههای قدرت آنها را متزلزل سازند و جابجائی قدرت سادهتر گردد. این احتمال را نباید دستکم گرفت که با پذیرش نفوذ صهیونیزم در منطقه فاصله بین حکومتها و مردم در کشورهای عرب باز هم افزایش بیابد و تضادها در سطحی رشد بیابد که رویاروئی بین مردم و خاندانهای حاکم اجتنابناپذیر شود. در چنین حالتی آیا نمیتوان تصور کرد که طرح از قبل به دقت در نظر گرفته شدهای برای هدایت تحولات سیاسی در کشورهای عرب در جریان قرار داده شده است و مهمتر این که آیا شیوخ عرب اینگونه مسائل را درک نمیکنند و یا درک میکنند و راهی جز هماهنگ شدن خود با آن نمییابند. علتها هر چه باشد نتایج همواره یکسان به نظر خواهند آمد.
جدا از پیآمدهای احتمالی حرکت شیوخ به نفع رژیم صهیونیستی برای خود آنها که تزلزل در ارکان قدرت آنها را ممکن است پیش بیاورد. واگذاری بازار منطقه به صهیونیستها از اهمیت بیشتر و احتمالاً با پیآمدهای پایدارتری روبرو خواهد بود. این که لغو تحریمها محدود و غیرمستقیم است نباید فریب دهنده باشد. این اولین گام است و گامهای بعدی قطعاً در راه خواهند بود. تردیدی نباید داشت که بازار خاورمیانه برای اقتصاد اسرائیل بمنزله شش راست است که در شرایطی که شش چپ آن که بازارهای اروپا و آمریکا باشند در حال از کار افتادن است حیاتیتر از آن است که تصمیمگیری درباره آنرا در اختیار شیوخ عرب بگذارند. اروپا و آمریکا هر دو میدانند که بحران اقتصادی و رکورد در صنایع امکان کمک چندانی برای اسرائیل باقی نگذاشته است. بنابراین این اعراب هستند که باید جور این مشکل را بکشند و در این مسیر اگر چند شیخ جای خود را به مهرههای جدیدی دادند باکی نیست. مهم آن است که مشکل رکورد در اسرائیل فشار بیشتری را به متحدان جهانیاش وارد نسازد.
این تصور که حوزه خلیج فارس با لغو بخشی از تحریمها آنهم به صورت غیرمستقیم با آن چه که در قبل وجود داشته و بسیاری از کالاهای اسرائیلی در پوششهای متنوعی وارد منطقه میشده است تفاوت چندانی ندارد حرف راستی نیست و میتواند گمراه کننده باشد. این است که اعراب در خرید کالاهای اسرائیلی از خود پایداری و هوشیاری لازم را نشان ندادهاند ولی همین قدر که منشأ تولید آنها در ابهام بوده است گردش کالاهای اسرائیلی را سادهتر ساخته است. اکنون شیوخ حاکم با احتمال مقاومت آشکار مردم که در هر حال مسائل آنها با شیوخ متفاوت است روبرو خواهند بود و اگر چنین اتفاقی ولو در سطح ضعیف هم قابل تصور باشد اولین پیآمد آن ایجاد شکاف بین مردم و حکومتهای حاکم خواهد بود. برخی از نشانههای چنین شکافی را لااقل در عربستان سعودی میتوان مشاهده کرد و دستگیری علمای مذهبی مخالف با نفوذ آمریکا و رژیم صهیونیستی در عربستان مؤید چنین برداشتی است.
در هر حال در یک جمعبندی کلی میتوان گفت که شیوخ عرب از لغو تحریمهای علیه رژیم صهیونیستی در هیچ سطحی نفعی نخواهند برد بلکه برعکس خود را درگیر مشکلاتی خواهند ساخت که احتمالاً با برداشتهای اولیه آنها از چراغ سبز دادن به محافل صهیونیستی دنیای غرب متقاوت خواهد بود. برای صهیونیستها از نیل تا فرات آرمان مقدس است و تفاوتی نمیکند که بر این محدوده با زور و قدرت نظامی مسلط شوند و یا از طریق مسالمتجویانهتر و از طریق اقتصادی مسلط شوند. هدف یکی است و راههای وصول به آن میتواند متنوع باشد.