مبارزه کور و لجوجانه دولت فرانسه با مسلمانان معتقد این کشور برخلاف آنچه که مقامات الیزه تصور آن را داشتند، هر روز به افزایش محبوبیت مسلمان مقیم فرانسه و اثبات مظلومیت آنان در این کشور کمک کرده است. برخورد و رویاروئی میان مدیران مدارس و مراکز آموزش فرانسه علیه دختران محجبه و جانبداری سایر مسلمانان این کشور از حق دفاع از اعتقادات و باورهای دینی، به یک پدیده عادی و فراگیر در جامعه فرانسه تبدیل شده است. پدیدهای که علیرغم ادعای آزادیخواهی، دموکراسی و جانبداری مقامات پاریس از شعار حقوق بشر، نه انعکاس در مطبوعات این کشور داشته و نه روند نامقدس مبارزه علیه آن متوقف گردیده است. روزنامههای آلمانی، اتریشی، سوئیسی و غیره این روزها اخبار و گزارشهائی از برگزاری تظاهرات اعتراضآمیز خواهران محجبه و همراهی و پشتیبانی سایر مسلمانان مقیم آن کشور از ایشان، را در صفحات خود منعکس میکنند. این اتفاقات که منابع تبلیغی و سیاسی پاریس ترجیح میدهند با سکوت از کنار آن بگذرند از فریاد فرو خفته جمعیتی حکایت دارد که از تمدن و آزادی و دموکراسی و ادعای حمایت از موازین حقوق بشر، فقط تبلیغات کر کننده آن را می شنوند. جمعیت 4 میلیون نفری مسلمانان، در «مهد دموکراسی جهان» زندگی می کنند اما این دموکراسی در فرانسه و در سایر کشورهای پرادعای اروپائی سفره خود را فقط در برابر کسانی گسترده است که پرچم مبارزه با دین به طور اعم و اسلام بطور اخص را بدست گیرند و از کفر و الحاد و لائیسم، یا مذهب مسخ شده و بیمحتوی دم بزنند. آزادی عقیده، قلم و بیان نیز برای غرب صرفا در همین چهارچوب قابل تفسیر است و لذا میبینیم که کسی که با قلم خود به باورهای اعتقادی بیش از یک میلیارد از مردم جهان توهین میکند، آزاد است و آزادی او در چهارچوب آزادیهای تفسیر شده و تبلیغ شده اروپائی قابل توجیه است اما چند دختر مسلمان حق پوشاندن موی سر خویش را ندارند. در آزادی دروغین غربی، سران گروهک جانی و آدمکش منافقین که حتی وزارت خارجه آمریکا نیز بر تروریستی بودن آنان اقرار کرده است در پاریس مورد استقبال قرار میگیرند و در مکانی مثل کاخ، اسکان داده میشوند ولـــی آن روحانی که پشتیبانی خود را از خواهران محجبه اعلام میکند، فقط بدلیل همین حمایت و علیرغم اقامت 15 سالهاش در فرانسه ، از این کشور اخراج میشود.
این معنی آزادی ودموکراسی مدل غرب است. آیا این دموکراسی، چندش آور نیست؟ و آیا در دائرهالمعارف سیاسی غرب، واژههائی جون آزادی، دموکراسی، ثبات، تروریسم حقوق بشر و امثال آنها با معنا و مفهوم واقعیشان، فرسنگها فاصله نگرفته است؟