* از آخرین موضعی که شما اعلام کردید، آغاز میکنیم. اخیراً تصمیم مقاومت اسلامی را دایر بر تصفیه مزدوران اعلام کردید. آیا این موضع با تحولات جاری در زمینه گفتگوی لبنانی _ اسرائیلی ارتباط دارد؟
** این تصمیم در چارچوب جنبش مقاومت اسلامی و افزایش عملیات و سازماندهی آن در فواصل مختلف زمانی قرار دارد و ارتباطی با مراحل گفتگو و یا دیدگاههای سیاسی موجود در منطقه ندارد. من در مناسبتهای مختلف تاکید کردهام که جنبش مقاومت و مبارزه آن به سوی اهدافی که برای مقاومت ترسیم شده، در حرکت است. به عنوان مثال، گاهی عملیات مقاومت اسلامی به شکلی بسیار وسیع علیه ارتش مزدور لحد و گاهی علیه نیروهای اشغالگر صهیونیستی، متمرکز است. هر یک از این موارد براساس علل موجود و عوامل مبارزاتی و اهداف معینی که مقاومت اسلامی در صدد تحقق آنهاست، پیش میآید.
در برابر «مقاومت اسلامی» ارتشی مجهز و اشغالگر، ارتشی مزدور برای این نیروی اشغالگر و دستگاه امنیتی محلی که او را یاری میدهند، قرار دارند. لذا براساس ضربه وارد ساختن به این دستگاه امنیتی و شبه نظامیان مزدور لحد و ارتش اشغالگر صهیونیستی و اخراج آن از جنوب لبنان عمل میکنیم و در هر مرحلهای به یکی از این جوانب در جهت خدمت به هدف اصلی متمرکز میشویم که همان سرکوب دشمن، ارکان، مزدوران، و امکانات آن برای بازگشت بخش اشغالی سرزمین ماست.
* گفته میشود که حمله شما علیه ارتش مزدور لحد که اخیراً افزایش یافته، برای پایان دادن به حیات آن است، پیش از آنکه لبنان پای گفتگوها را امضاء کند، آیا این موضوع صحت دارد؟
** در سال 1986 _ 1985 حملات گستردهای علیه مواضع ارتش لحد صورت گرفت و نزدیک بود که با هدف قرار دادن مواضع آن توسط مقاومت اسلامی در آستانۀ فرو ریختن بود. آن موقع هرگز حرفی از گفتگوها، سازش و این که شبه نظامیان لحد مسائلشان با توجه به نوع روابط آنها مانند دیگران حل میشود، در کار نبود.... مراحلی در سالهای گذشته وجود دارد که در طی دو یا سه ماه، گروهی از این نیروهای مزدور کشته میشدند که براساس اطلاعات و آمار موجود، به دور از هرگونه نتایج محتملی در رابطه با روند سازش بود. این موضوع تاکید میکند که پیکار مقاومت در این جهت، هرگز متاثر از این حسابها نیست. مقاومت اسلامی در برابر دشمن صهیونیستی نیروهای آن قرار دارد.
و هر زمانی که فرصتی برای مقاومت پیش آید، در تلاش برای استفاده از آن در جهت هدایت ضربات کوبنده علیه دشمن صهیونیستی بر میآید و این به دور از مقدمات و یا نتایج سیاسی است.
* شما نسبت به اعطای بهایی مجانی و انعقاد قرارداد با دشمن صهیونیستی هشدار دادید. چه کسانی و چه چیزی را منظور نظر خود داشتید؟
** من نسبت به اعطای هرگونه جایزهای به دشمن اشغالگر صهیونیستی هشدار دادم و اعلام کردم که دادن هرگونه دستاورد سیاسی یا اقتصادی در مقابل عقبنشینی اسرائیل، جایزهای برای اشغالگر برای اشغالش و هدیهای برای قاتل و گناهکار بدلیل جنایتش و گناهش است.
قصد من به طور مشخص حکومت لبنان بود که یکی از طرفهای گفتگو با دشمن است. بدون شک این برخلاف حق است که در نتیجه اشغال سرزمین لبنان، دشمن صهیونیستی دستآورد و یا حق و حقوقی به دست آورد.
اشغال بدون هرگونه قید و شرطی و بدون رهآوردی باید پایان یابد. من گفتم که هرکس به دشمن این امتیازات را بدهد در حقیقت به مقاومت و مجاهدین و ملت لبنان از پشت خنجر زده است چرا که مقاومت مبارزه نکرد تا دشمن به امتیازی برسد، بلکه مبارزه کرد تا اشغالگر با زور از سرزمین ما بیرون رود همانطور که با زور آن را اشغال کرده بود.
* جناح لبنانی در روند گفتگوها از نظر شما به چه مرزی رسیده است. آیا هرگونه راهحلی به حساب مقاومت گذاشته میشود؟
** تاکنون تصویر نامشخصی از مذاکرات و پیچیدگیهای روشنی وجود دارد، ولی این که آیا نتیجه آن با رسیدگی به حساب مقاومت تمام میشود یا نه، مربوط به ماهیت راهحلی است که طرف لبنانی و سوری میپذیرند و از جهت مکانیسم دستیابی به راهحل ممکن است در آینده مشخص نمود که آنچه به دست میآید بنا به محاسبه و ارزیابی نقش مقاومت است یا نه؟
* ولی برخی بر این اعتقادند که آنچه اعلام شده بدون پردهپوشی است، شما این موضوع را از خلال تاکید مسئولان لبنانی و رژیم صهیونیستی، به خصوص اظهارنظر فارس به وزیر خارجه لبنان مبنی بر پیشرفت در طی دو ماه اخیر را چگونه ارزیابی میکنید؟
** مجموعه مسائلی از طرف هیئت لبنانی طرح شده که موضوع ترتیبات امنیتی در مرزها، شبه نظامیان لحد و نیز آینده مقاومت از جمله آن است، ولی من معتقدم که این موضوعها به تنهایی برای اسرائیلیها که خواهان پیمان صلح کامل با لبنان هستند، مهم نیست، تا با ترتیبات امنیتی در رابطه با مقاومت حل شود. آنچه که اسرائیل در توافق 17 ایار (قرارداد و توافق بشیر جمیل با رژیم صهیونیستی) انجام داد، تاکید میکند که مشکل فقط امنیتی نیست به رغم آنکه عناصر رژیم صهیونیستی مدعیاند که در صورت توقف فعالیت مقاومت و اعطای تعهدات امنیتی، آماده برای عقبنشینی هستند.
آنها در بیان این شرطها زیادهگویی میکنند و همیشه با سه کلمه، مواضع خود را روشن میکنند، به شکلی که مردم خیال میکنند موضوع خیلی ساده است، ولی این کلمات در واقع گره حقیقی است و آن «انعقاد پیمان صلح» است که همین کلمات مشکل حقیقی است.
به هر حال، دو طرف لبنانی و سوری به هم مربوط هستند، در طرف سوری سخن از جزئیاتی است که انجام شده، ولی گره اصلی آنچنانکه مشهود است هرگز حل نشده و آن عقبنشینی کامل رژیم صهیونیستی از جولان است.
* هر از چند گاهی تهاجم آمریکا _ اسرائیل را به حزبالله شاهدیم. برخی این اقدام را بزرگنمایی برای پایان دادن به موضوع مقاومت میدانند و برخی نیز آن را به شکلی معکوس میبینند، شما این مساله را چگونه میبینید؟
** بدون در نظر گرفتن قدرت و امکانات ما، آمریکا و رژیم صهیونیستی به دیده ترس به ما نگاه میکنند، از زمان تاسیس حزبالله در سال 1982، کار ما بر بازگشت شخصیت و ارادهای با صلابت و تصمیمی قاطع برای بنای آینده و رد فرهنگ صلحطلبی که آمریکا در تلاش برای کاشت آن در بین ملت ما بود، استوار بوده است. ما در صدد به دست آوردن فرهنگ عزت و جهاد و شهادتطلبی بودیم و آنچه که دشمن ما را به وحشت میاندازد و آن را تهدیدی از سوی ما میداند همین فرهنگ است، آنها وقتی به ما مینگرند از اخلال این فرهنگ که حزبالله در بین امت ریشهدار کرده است، مینگرند و چنین فرض میکنند که به زودی امت قیام میکند و دشمنی با آنها را به دیگران در منطقه منتقل میکند.
آنچه که اکنون در فلسطین میگذرد، شاهدی زنده برای این مقوله است و تاکید دارد که تجربه، پیکار جهادی و شهادتطلبانه در لبنان، دارای تاثیری بزرگ بر ملت فلسطین در سرزمینهای اشغالی بوده است از همین جا است که میفهمیم حزبالله توانسته است جایگاهی رفیع در صحنه پیکار و جهاد بدست آورد. ما میبینیم که آمریکاییها به مسائل از این دیدگاه مینگرند. تحلیل صحیح از این مقوله که آمریکاییها حجم کار حزبالله را بزرگ میکنند و یا کوچک، همین است که گفته شد.
به اعتقاد من غرب در برابر یک مشکل حقیقی و واقعی قرار دارد که همان حالت قیام اسلامی است که در پیشاپیش آن جنبش جهاد اسلامی در فلسطین است.
* حزبالله با شعار جمهوری اسلامی در لبنان آغاز کرد. سپس شنیدیم که برخی از مسئولان آن این دعوت را نفی میکردند. پس اکنون دعوت شما به سوی چه چیزی است و حزبالله در لبنان چه میخواهد؟
** ما دعوت برای برپایی جمهوری اسلامی را با زور نخواستهایم در نامهای سرگشاده (شباط 1985) به ساختار اسلام به عنوان چارچوب حکومت دعوت کردیم و تاکید کردیم که حل مشکلاتی که جامعه انسانی، در هر مکان و زمان در جهان با آن روبروست، در اجرای احکام دین الهی «اسلام» است، در سطح سیاسی و برپایه آزادی انتخاب، مردم لبنان را به انتخاب اسلام به عنوان یک نظام حکومتی دعوت کردیم. این حق ما است که به سوی ایجاد حکومتی که به آن ایمان داریم دعوت و کار کنیم. این یک حق طبیعی است، ولی مشکلی که مطرح است و سبب تحریک ترس و موانع است، سعی برای تحقق این آرزو با نیروی زور است، حال آنکه این حالت در برنامه ما مردود است. حکومت و سلطه برای ما هدف نیست بلکه حاکمیت و نظام را وسیله تحقق هدف اسمی خود میدانیم که همان عدل و قسط است، همچنانکه در قرآن کریم و احادیث و ادبیات اسلامی ما وجود دارد. بر همین اساس ما اراده و اختیار مردم را از شرایط لازم برای برپایی حکومت اسلامی در لبنان میدانیم و جهت متقاعد ساختن مردم برای این انتخاب، تلاش خواهیم نمود ما جنبشی اسلامی هستیم که سیاست بر اساس اسلام را میخواهیم.
* مادام که شرایط موجود برای برپایی حکومت اسلامی به اندازۀ کافی نیست، حزبالله در چنین دوران انتقالی، چه میخواهد؟
** تا زمانی که این شرایط به مقدار کافی فراهم شود، مجموعهای از اهداف وجود دارد که در سطح سیاسی و داخلی آنها را دنبال میکنیم. اهدافی وجود دارند که ما برای آنها کار میکنیم چرا که معتقدیم که مصالحی برای مردم ما در آن وجود دارد، به طور مثال در رابطه با دولت کنونی باید تلاش وسیع و دو برابر برای حفظ آزادیها به عمل آورد، چرا که اینکار ضمانتی است تا هر گرایش و گروهی در لبنان، دیدگاه، گرایش و موضع خودش را پی گیرد و بالطبع ما تلاش میکنیم تا در لبنان حکومت قلع و قمع و سلطهگر وجود نداشته باشد.
این موضوع، مساله سیاسی اصلی است که ما برای آن کار میکنیم. این موضع نیز در بیشتر مواقع به واقعیت پیوسته است و شاید بارزترین آن موضوع رسانههای صوتی و تصویری و آزادی مطبوعات است که دولت با آنها برخورد کرد و حزبالله در برابر خفه ساختن آزادیها در لبنان دست به اقدام زد....
موضوع کار سندیکایی به یک نمونه دیگر است که ما در همین رابطه با دولت برخورد داشتیم و اتحادیههای سندیکایی را با صرف نظر از جزییات آنها حمایت کردیم که موضوع حمایت از مستضعفین و فقرا در کار بود، هر یک از این مثالها شیوه برخورد حزبالله را در این مرحله انتقالی نشان میدهد.
موضوع صلح داخلی از جمله مسائلی بود که حزبالله لبنان آن را رد کرد. بر این اساس که به نظر حزبالله صلح داخلی به معنای نجنگیدن مردم نیست، بلکه به این معنی است که باید در واقع عللی که منجر به جنگ و درگیری میشود را از بین برد و ما میبینیم که بسیاری از نیروها و احزابی که بر صلح داخلی اصرار میورزند، حرکت و سیاستی را در پیش دارند که منجر به انفجار صلح میشود، همچنانکه در مساله اسکان فلسطینیها در «قریعه» دیدیم.
به نظر ما نظامی که ناشی از اراده و رضایت بیشترین جناح ممکن از این مردم محسوب شود به عنوان یک نظام مقبول مرحلهای به حساب میآید و این امکان وجود دارد که به میزان مشارکت، جزیی از آن باشیم تا اهداف موردنظر اجراء شوند، حال چه در موضع مخالف یا موافق باشیم.
* اکنون صحنه لبنان شاهد پیمانهای سیاسی جدیدی است، حزبالله در کجای این پیمانها قرار دارد؟
** از آغاز، روابط حزبالله بر دیدگاهی مشخص از اولویتها که همان مقاومت اسلامی و تامین وسیعترین حمایتهای حزبی برای تحرک آن بود، تکیه داشت. و معتقدم که ما تا سطح بسیار عالی در این حرکت موفق بودیم و پیمان دوگانهای با بسیاری از احزاب و شخصیتها و گروههای مختلف بستیم و با گروهی از نیروها و احزاب دیدارهایی را هر چندگاه دربارۀ مواضع مهم و موضوعات حساسی که نتایج مشخصی از آن به دست میآمد، انجام میدادیم.
* این دیدارها به سطح پیمان نرسید؟
** بله، به سطح جدی و مطلوب نرسید، احزاب و نیروهای ملی و اسلامی در اطراف یک موضوع گرد میآمدند تا موضع واحدی اتخاذ کنند مثل قضیه توافق غزه _ اریحا، در همین رابطه گردهمایی برگزار شد و موضع واحدی در برابر توافق اتخاذ شد، اما در رابطه با موضوع رسانهها برخی از نیروها و احزاب آنچنانکه در مثال اول آمد، دارای موضوع ثابت و منسجم نبودند.
* ولی این موارد مواضع متغیر و روز است و پیمانهای ثابت نیستند؟
** من نگفتم که پیمانهای ثابت بودند، ما همیشه بر دیدارها و روابط دوجانبه و بالطبع پیمانهای دو جانبه تکیه داشتیم. ولی آنچه در سطح لبنان میگذرد، حتی در مرحله کنونی، هرگز پیمانهایی به معنای حقیقیاش ندیدهایم. هر چه دیده میشود، دیدارهایی جهت رسیدن به روشنگری یا تفسیر دیدگاهها و مواضع است. فکر نمیکنم که پیمانهایی در حال تشکیل باشد، هر چه را که شاهدیم عبارت از مجموعهای از نیروها و شخصیتهایی است که برای یک موضوع خاص با یکدیگر دیدار میکنند ولی در موضوعی دیگر دارای اختلاف نظرند و به همین جهت با شخصیتها و جناحهای دیگری نشست برگزار میکنند.
از ناحیهای دیگر به نظر من هر جنبش سیاسی در حالت انتظار یا آمادهسازی به سر میبرند و با هر گروهی از همپیمانانش بحث میکند و روابطش را در سایه اهدافش تنظیم میکند، برای مثال کسانی هستند که برای انتخابات ریاست جمهوری و عدهای برای انتخابات مجلس و بعضی دیگر برای شهرداریها خود را آماده میکنند. برای هر جناحی اهداف و حسابهای خاصی وجود دارد که آنها را برای زمان مورد نظر، دنبال میکنند.
* حسابهای حزبالله در این زمینه چیست؟
** در رابطه با حزبالله، مسائل مختلفی وجود دارند؛ در درجه اول، موضوع مقاومت است همچنین توجه به آنچه که در سطح منطقهای و بینالمللی رخ میدهد، برای حزبالله از جایگاه ویژهای برخوردار است.
بسیاری از جناحهای سیاسی در لبنان وجود دارند که به جریانهای منطقهای توجهای ندارند و حرکت و اهداف آنها محلی است. آنچه که در منطقه و سطح بینالمللی میگذرد ما را به عمق جریان رهنمون میسازد چرا که به آینده لبنان و آینده این امت بستگی دارد، آیندهای که با توجه به موقعیت و جایگاه آن با قلمها و دستهای آمریکایی و اسرائیلی، و نیز دستهای تسلیم شدۀ عربی ترسیم میشود.
بر همین اساس ما تحولات منطقه و جریان طرح صهیونیستی _ آمریکایی را به شکل دیگری پیگیری و ارزیابی میکنیم. من از لفظ سازش در این بیان استفاده نکردم، چرا که آنچه در جریان است سازش نیست، بلکه تسلیمطلبی است؛ صلحی است که بر دولتها و نظامهای عربی تحمیل شده است، در این ارتباط ما، در زمانی که دیگران به بازیگوشی میپردازند و وقت خود را در جشنها و سرگرمیها میگذرانند، تلاش خود را در عملیات جهادی و مقاومت متمرکز ساختهایم. ما نیروهای بزرگ خود را در جهت خیزش با کوشش تمام به کار بستهایم و چشمها و آرزوهای خود را به جریان اسلامی در داخل فلسطین دوختهایم، با این حساب که پیکار اسلامی فلسطین اکنون خط مقدم جنگ برای از بین بردن طرح صلحطلبی و ذلت آمریکایی _ اسرائیلی به شمار میرود.
اکنون بر همۀ غیرتمندان و آزادگان اعم از گرایش اسلامی و ملیگرایان واجب است تا در جهت سقوط طرح سازش و تسلیم عمل کنند.
همچنانکه اولین آجر این طرح ذلتبار، توافق غزه _ اریحا بود، پس باید اولین ضربهای که استخوانهای این طرح را میشکند همان ضربه شکننده بر توافق غزه _ اریحا باشد.
* آیا در رابطه با جریانهای جاری، برای وحدت دیدگاه تلاش کردهاید؟
** دیدگاه کلی ما با دیگران در رابطه با آینده مبارزه و مساله اصلی یعنی اشغال صهیونیستی سرزمینهای عربی _ اسلامی و دیگر موضوعات محلی و داخلی، مشابه یکدیگر نیستند، تلاش داریم تا روابطمان با همه مسالمتآمیز باشد، ولی ایجاد تصویر روشنی از آینده سیاسی لبنان حتی برای شش ماه بعد یا یک سال بعد، وجود ندارد.
به نظر من بسیاری از شخصیتها و جریانات سیاسی در لبنان، به هنر انتقال از موضعی به موضع دیگر آگاهند و این به لحاظ تحولات منطقهای، بینالمللی و بازتابهای محلی است.
* ولی بسیاری از شخصیتها، نیروها و احزاب در لبنان پیدا میشوند که دارای ثبات نسبی در مواضعشان هستند و بالطبع برای حزبالله این امکان را ایجاد میکند تا اقدام به جمع آنها در اطراف یک جبهه سیاسی یا یک پیمان مقاومت کند. چرا چنین چیزی ایجاد نمیشود؟
** پس از گذشت سالها پراکندگی و تفرقه در اوضاع ملی و اسلامی، حزبالله سعی نمود با عناصر خالص برخی از احزاب و نیروها، برای اتحاد صفوف و ایجاد پیمانی منطقی، به اندازهای که درک و برداشت مشترک این نیروها از تحولات جاری اجازه میداد اقدام کند.
از بعد بنیادی، اندیشه ایجاد پیمان یا جبههای که اسلامگرایان و ملیگرایان را از جهات مختلف و قشرهای موجود در لبنان در برگیرد، تایید میکنیم، ولی به صراحت تمام میگوییم که شرایط سیاسی که اکنون لبنان آن را پشت سر میگذارد، شاهد مشکلات خاصی از قبیل مشکلات ایدئولوژیک، سازمانی و داخلی در بین نیروهای سیاسی است که مانع از وحدت داخلی آنها میشود، چه رسد به وحدت عمل با دیگران.
بنا به دلایل زیادی فکر میکنم که شرایط برای ایجاد چنین جبهه وسیعی وجود ندارد، اگرچه ما آمادهایم تمام تلاش خود را در این زمینه انجام دهیم، ولی تجربه ما تاکنون نشان میدهد که مجموعهای از عوامل و تحولات وجود دارند که مانع از برپایی چنین جبههای میشود.
* امکان ندارد تا موضوع مقاومت، محور این جبهه شود؟
** تنها موضوعی که ممکن است تعداد زیادی در سطح نظری اطراف آن گرد هم آیند و اجتماعی را تشکیل دهند، موضوع تایید مقاومت است و این یک نتیجه مهمی است که به تشکیل هیچ جبههای نیازمند نیست ما اقدامات و تلاشهای فراوانی نمودیم تا مشارکت عملی در مقاومت انجام گیرد ولی تاکنون این تلاشها نتیجه نداده است. هر یک از آنها شرایط و عللی برای عدم مشارکت عملی در جهاد مقاومت و میدان کارزار را طرح میکنند.
* ولی کسانی هستند که شما را به انحصار مقاومت متهم میکنند؟
** سخن از انحصار مقاومت به دست حزبالله از قبیل رفع اتهام از خود و متهم ساختن دیگران است. هر مجموعه کوچکی که دارای برخی سلاحها و تخصصهای نظامی باشند، میتوانند به جنوب لبنان یا بقاع غربی بروند و عملیات خود را انجام دهند، بدون آنکه کسی در مسیر به آنها اعتراضی بکند. هر که میخواهد جهاد کند. میدان در برابر او باز و دست دوستی ما به سوی او دراز است، ولی به طور طبیعی برخی از این گروهها مشکلاتی دارند و چه بسا در مقدمه آن، مشکلات و امکانات مادی باشد، اما من فکر میکنم مشکل اصلی آنها، مسئله نیروی انسانی آماده و شهادتطلب و مومن به هدف مقاومت اسلامی و این میدان جهاد باشد. این گره اصلی برخی از نیروها است که با آن مواجهاند، در حالی که مقاومت اسلامی به عکس آنها دارای اراده و نیروی انسانی آماده برای شهادت است.
* در رابطه با مسائل داخلی لبنان آیا بهتر نیست تا در جهت تشکیل جبهه مخالف دولت اقدام شود؟
** نقاط قابل بحث در گردهمایی جناحهای مختلف در مسائل داخلی یا حمایت از سیاستهای دولت است با مخالفت و یا انتقاد از مواضع مشخصی در رابطه با بخش آخر، نیازی به تشکیل جبهه واحدی نیست. زیرا هدف جبهه، یا مخالفت و یا حمایت است.
ما میبینیم که عدهای از احزاب موجود، اکنون وزرایی در دولت دارند به طوری که امکان تاسیس جبهه مخالف حقیقی با برخی از مخالفین را نمیدهد.
البته امکان دارد که این احزاب با برخی از مخالفین در رابطه با مواضع و موضوعات مشخصی که این احزاب با آنها مشترکند، در رابطه با مواضع و عملکرد دولت، نشستی برای گفتگو تشکیل دهند.
بنابراین، مشکل این است که چگونه ممکن است این نیروها، احزاب و گرایشات سیاسی با توجه به تعدد مواضع در جبههای واحد، گردهم آیند.
* پایهای که ممکن است براساس آن جبههای گسترده و بزرگ تشکیل شود، چیست؟
** برخی از شکلهای مخالفت را که ما میبینیم، مخالفت نیست بلکه نوعی از توزیع نقشهای معین و یا تاکتیکی است که برای معامله یا به دست آوردن مواضعی مشخص است، بدین سبب ما آن پایه لازم را که بتوان بیشترین نیروها و گرایشات را برای تشکیل جبههای مشخص دور آن جمع کرد، نداریم.
* تلاشهایی همزمان از حزبالله در جهت مخالفت و نیز گفتگو با دولت، مشاهده میشود. این فعالیتها در چه سیاقی جای دارد؟ و چه چیزی در دیدارها، ممنوع را به مجاز تبدیل میکند؟
** در رابطه با دیدار با شخصیتهای سیاسی، چیز ممنوعی به طور کلی وجود ندارد. ما ضابطه یگانهایی داریم که روابط سیاسی ما را تنظیم میکند و آن این است که شخصیت یا گرایش سیاسی که دوست داریم با آنها دیدارهایی داشته باشیم، دارای روابط با اسرائیل نباشند. این یک ضابطه عمومی است. هر دیداری در غیر این چارچوب محکوم و فاقد اعتبار سیاسی است.
* یک نوع مخالفت برای تجدیدنظر در پیمان طائف و مخالفتی دیگر برای سقوط آن وجود دارد. مخالفت شما در رابطه با پیمان طائف در کدامیک از آن دو قرار دارد؟
** حزبالله از آغاز نسبت به قرارداد طائف اعتراض کرد و به همین مناسبت موضع خود را که در بردارنده نقطهنظرهای ما در رابطه با این پیمان بود، صادر کرد.
گرایشها و شخصیتهای اسلامی مختلفی در لبنان در این مخالفت مشترک بودند و برای این هدف کنفرانسهایی برگزار و اعلامیههای شدیداللحنی نیز منتشر شد.
مخالفت گروهها و شخصیتهای اسلامی با پیمان طائف در مقایسه با دیگران از جهت زیربنایی متفاوت است، چرا که پیمان طائف قادر به حل مشکل نیست و جنگ جدیدی را آماده میسازد.
ما با بخش امنیتی پیمان طائف موافق و برای اجرای آن در پایان دادن به پرونده جنگ و برچیدن خطهای تماس آماده شدیم. ولی ملاحظاتی که در آن وقت مطرح کردیم به قوت خود باقی است.
ما در پیمان «طائف» برخی نکات مثبت را میبینیم که نیازمند تلاش و کوشش سیاسی وسیعی برای اجرای آن است که در مقدمه آن، الغاء نظام سیاسی طایفهای است. مشکل حقیقی این است که این بند به عنوان بخشی از پیمان طائف قرار گرفت ولی کسانی هستند که اجرای آنرا نمیخواهند و بعضی نیز آن را تنها برای مانور دادن میخواهند و بعضی نیز برای اجرای آن خیلی جدی هستند.
ما معتقدیم، مرحلهای که اکنون پیمان به آن رسیده، اقتضا میکند تا روی برخی نکات مثبت آن کار شود. نکات مثبتی که اجرایش نتایج مثبتی را به دنبال خواهد داشت.
* آیا مخالفت حزبالله با دولت به صورت مطلق است؟
** مخالفت ما با دولت براساس اعلامیهای است که در آغاز تشکیل دولت صادر شد مخالفت ما براساس برداشت ما از طرحی است که دولت برای اجرای آن در سطوح مختلف کار میکند. اگر دولت تغییر کند و دولت دیگری سرکار آید، ممکن است که با آن مخالفت نکنیم و با آن همزیستی داشته باشیم و این امری است که به ماهیت طرحی بستگی دارد که دولت جدید در دستور کار خود میگذارد و برای اجرای آن کار میکند.
* آیا امکان مشارکت در دولت وجود دارد؟ چه وقت و چگونه؟
** امکان آن وجود دارد، ولی مشارکت عملی بستگی به ترکیب دولت، شخص نخستوزیر طرح دولت و نقشی که به آن واگذار شده دارد، علاوه بر آن به شرایط عمومی که انسان ممکن است برای مشارکت یا عدم مشارکت خود تعیین کند، نیز بستگی دارد.
* در مورد شرکت در دولت «حریری» چطور؟
** مشکل مشارکت در این دولت بخاطر ریاست دولت و طرحی است که براساس آن کار میکند، ما این طرح را خطر بزرگی برای لبنان و آینده آن و این سرزمین میبینیم، لذا جایگاه طبیعی خودمان را در مخالفت با این دولت ارزیابی میکنیم و نه در صفوف این دولت و یا در حمایتش.
* بنابراین جانشین «حریری» و دولت او از دیدگاه حزبالله کیست؟
** این سئوال خوبی است، اول پیش از آنکه از جانشین سئوال کنیم باید به این سئوال پرداخت که چه چیز فوقالعاده و استثنایی را رفیق «حریری» انجام داده است؟ مسئله صلح، امنیت و استقرار داخلی، پیش از دولت حریری بوده و چیزی است که در زمان دولتهای پیشین تحقق یافته است و براساس یک سری عوامل منطقهای و محلی شکل یافته پس دولت رفیق حریری هیچ ارتباطی با آنچه که به استقرار امنیتی تعبیر میشود، ندارد.
مسئله دوم این که دولت رفیق حریری در زمینه اقتصادی و معیشتی چه کرده است؟ افزایش ارزش دلار متوقف شده، ولی قیمتها مدام بالا میرود، این مسئله چیزی است که بیشتر مورد اتهام است تا آنکه سبب افتخار برای دولت باشد چرا که منابع متعدد و ارقام بزرگ ثابت میکند که بحران دلار در لبنان برای ایجاد وضع رقتبار اقتصادی ساخته شد تا تنها یک راهحل برای آن در لبنان، معرفی شود که همان رفیق «حریری» بود. الان دولت رفیق حریری در زمینه نرخ مالیاتهایی که بالا رفته و آنها را جمعآوری مینماید، چه میکند؟
در زمینه اقتصادی و معیشتی دولت هیچ اقدام استثنایی انجام نداد، رفیق حریری با هیچ کمک خارجی نیامد بلکه با استقراض از خارج آمد و در سایه امنیتی که در لبنان استقرار یافته بود بیشتر دولتها وامهایی در اختیارش گذاردند. دولت «گرامی» هم قراردادهایی را قبلاً منعقد نمود. کشوری که دارای استقرار داخلی است و امنیت را در سطح عالی دارا است مشکلات سیاسیاش به تدریج حل میشود. هر حکومتی میتواند با استقراضی بیاید و بهرههایی به مردم نیز عرضه کند، پس دولت رفیق حریری دارای یک چیز استثنایی و خارقالعاده نیست تا این شعار داده شود که یا دولت رفیق حریری و یا طوفان.
* از شرکتهایی که در زمان حریری ایجاد شد، و به خصوص «سولیدیر» چه میگوئید؟
** امکانات زیادی برای دولت لبنان بود که به علت سوءاستفاده رفیق حریری از موقعیتش در جهت مصالح مشترک شرکت سولیدیر و دیگر شرکتها، و عدم برنامهریزی در استقراض خارجی از دست داد به گونهایی که تهدیدی برای آینده اقتصادی فرهنگی سیاسی و امنیتی لبنان به شمار میآید. ما در سیاست اقتصادی حریری هیچگونه اولویتی را مشاهده نمیکنیم، حریری میخواهد آسمانخراش درست کند، اتوبان بسازد و فرودگاه را وسیعتر کند ولی لبنانیها چه کنند؟ لبنانیها در اتوبانها هوا بخورند؟
کجاست صنعت و کشاورزی و حل مشکلات زیربنایی _ کجاست دانشگاه ملی و مدارس دولتی؟ ما پیش از آنکه از سنگ حرف بزنیم از انسان سخن بگوییم.
آنچه که تحت عنوان رشد بشری دولت انجام میدهد، جامعه لبنان را به جامعهای همانند جوامع غربی تبدیل مینماید.
* اما هر دولتی که عملکرد دولت رفیق حریری را به ارث ببرد، بار بزرگی از مشکلات را به دوش میکشد؟ از جایگزین دولت چه میگویید؟
** به نظر من هر حکومتی که سطح لازمی از کوشش و پیگیری داشته باشد هر اثر منفی را که از اقدام این دولت بجای مانده را میتواند از بین ببرد و از تمامی خطراتی که دولت حریری مسبب آن بوده، عبور کند.
ما دولتی را میخواهیم که خسارتها را کاهش دهد. این دولت با راهی که به اعتقاد ما اشتباه است، لبنان را به سویی میکشاند که خسارتها را افزایش میدهد.
* روابط حزبالله با دولت، به خصوص پس از کشتار (مردم در تظاهرات اعتراضآمیز غزه _ اریحا در) در 13 ایلول 1993، چگونه است؟
** در آنچه که به حکومت مربوط است ما حتی وقتی که اطمینان خود را به دولت از دست دادیم روابط را قطع نکردیم، اگرچه کشتار 13 ایلول سطح بسیار بالایی از برخورد سیاسی بین ما و دولت را پیش آورد ولی تاکنون ارتباط ما با وزارتخانههای مختلف دولت عادی است.
* آیا شما مانعی برای دیدار با رفیق حریری دارید؟
**مشکل همچنان باقی است دیدار و نشست مستقیم با نخستوزیر «رفیق حریری» در برابر این مشکل به سردی گراییده است.
* حزبالله دارای دو بعد است یکی در بخش شیعی و یکی در بخش اسلامی _ ملی حزبالله در این دو بعد چه میخواهد و کجا قرار دارد؟
** از خلال حرکت جنبش حزبالله میتوان شاهد بود که حزبالله با تمام قوا در میدان شیعی و نیز اسلامی _ ملی و دوری از جو تشنج و دشمنی در جهت رسیدن به عالیترین شکل همکاری حرکت میکند به گونهایی که میتوانم بگویم پرونده درگیریهای تاسفبار با «امل» به گذشته سپرده شده و اکنون همگونی با تمامی طرفها و موسسات شیعی وجود دارد. انتخابات ریاست مجلس اعلاء شیعی و نقش ما در آن در این جهت قرار داشته است.
اما آنچه که مربوط به میدان اسلامی و ملی است، ما در دوران گذشته بر ایجاد روابط با همه طرفهای لبنانی اعم از مسیحی و مسلمان با گفتگو از رسانهها تاکید نمودیم، ما میخواهیم بگوییم آنچه که در نزد ما است روشن است و میخواهیم حقیقت را از دیگران آنچنانکه در نزدشان است، بشنویم.
... این وضع، در سطح لبنان است ولی در سطح جهان اسلام، ما درصدد روابط با بسیاری از جنبشهای اسلامی هستیم و به گشایش روابط با جنبشهایی که بخاطر درگیری و مبارزه با دشمن صهیونیستی نتوانستیم روابط داشته باشیم اصرار میورزیم و این با توجه به تمرکز تلاش و مبارزه ما در میدان کارزار فلسطین است که به عنوان وحدت جنبش بین ما و آنها است.
* حزبالله تجربه انتخاباتی خود را چگونه ارزیابی میکند؟ آیا به زودی آن را تکرار خواهد نمود؟
** «سید حسن نصرالله» در حالی که میخندد میگوید: طبیعی است که آن را تکرار خواهیم نمود. ما به طور کلی آنچه را که از حضورمان در انتخابات نمایندگان مجلس میخواستیم با وجود این که تجربهای جدید و اولین آن برای ما بود، تحقق یافته میبینیم.
تجربه ما در سطح گستردهای موفق بود که به برخی از آنها اشاره میکنم. در سطح قانونگذاری و بحث و گفتگو در طرحهای حقوقی که نقش اساسی برای نماینده دارد، جناح «وفا برای مقاومت» حضوری جدی در کمیتههای فرعی یا کمیتههای مشترک و هیئتهای عمومی داشته است. و در همین سطح نمایندگان ما با طرحهای که بارزترین آن دو طرح شرکت مستغلات و املاک در حومه جنوبی بیروت و رسانههای صوتی و تصویری بود، برخورد جدی نمودند. تجربه ما با استفاده از متخصصین حقوقی و قانونی، نیاز به تحول و دگرگونی دارد، نمایندگان ما در سطح روابط داخلی نمایندگان، توانستند روابط خوبی با نمایندگان و جناحهای محلی دیگر داشته باشند. لذا با ارزیابی مثبت تجربه فعالیت انتخاباتی، در انتخابات آینده شرکت خواهیم نمود.
* آیا حزبالله در انتخابات شهرداریها و شورای روستاها که بزودی انجام میشود، شرکت میکند؟
** ما بخاطر حفظ مصالح اهالی شهرها و روستاها به شرکت در این انتخابات اصرار داریم ما تصمیم گرفتیم که به شکل جدی در این انتخابات شرکت و کار کنیم.
* موضع شما در مجلس نمایندگان به هنگام رد نتایج گفتگوهای صلح چگونه است؟
** اعتراض و برخورد جدی در رد این موضوع انجام میگیرد. موضع ابتدایی نمایندگان ما در برابر هرگونه موافقت برای صلح با دشمن صهیونیستی در مجلس، اعتراض و برخورد جدی است.
*آخرین سوال پیرامون گردهمایی آینده حزبالله است. آیا ارزیابی جدیدی براساس تجربهها یا تغییری در شیوۀ کار خواهد بود؟
** دوست دارم که طبیعت این گردهمایی را روشن کنم تا توقعی به دور از آنچه که وظیفه اصلیاش است، در اذهان ایجاد نشود.
این گردهمایی اساسا برای انتخاب دبیر کل که مسئولیت حزبالله را در مرحله آینده و طی زمان مشخص به عهده خواهد داشت، تشکیل میشود. ارزیابی عملکرد به همایشهایی بر میگردد که در سطوح دستگاههای فرهنگی و فعالیت اجتماعی حزبالله و.... تشکیل میشود.
این کنگره به ارزیابی عملکرد میپردازد و دیدارهایی بین دبیرکل و بخشهای تابعه صورت میگیرد. کار مهم گردهمایی عمومی، گردآوری گزارشهایی است که پس از تعدیلاتی که به دنبال دیدار دبیرکل با هر یک از بخشها به دست میآید به دبیرکل انتخابی تقدیم میشود.