* تایم: میخواهم نظر شما در مورد روابط غریب توام با عشق و نفرت میان کوبا و آمریکا را بپرسم؟
** کاسترو: مورد غریب پیرامون این بخش از روابط توام با تنفر این است که از ناحیه ما نبوده است. ما هرگز از آمریکا متنفر نبودهایم. هزاران آمریکایی که از کوبا دیدن کردهاند این فرصت را پیدا کردهاند که ببینند در اینجا هیچگونه احساس خصومتآمیزی علیه آنها وجود ندارد. در هیچ کجای آمریکای لاتین به اندازه کوبا به آمریکائیها احترام نمیگذارند. من هم فکر نمیکنم که هیچگونه تنفری از ناحیه مردم آمریکا متوجه ما باشد. این نکته را در اینجا یادآوری کنم که وقتی در سال 1960 به نیویورک رفتم عدهای حرفهای رکیک به من زدند ولی این امر ناشی عدم درک آنها بود. فکر میکنم که حتی این احساس نیز از بین رفته است.
* ظرف چند سال گذشته تقریبا تمام رهبران انقلابی در جهان بجز شما از قدرت کنار رفتهاند. در این حال و هوای جهانی، تنها بودن چه احساسی دارد؟ زمانیکه از صحنه سیاسی کنار بروید، به اعتقاد شما مشروعیت شما چگونه خواهد بود؟
** به راحتی نمیتوان به سئوال شما پاسخ داد مجبورم یک دایرهالمعارف بنویسم. (میخندد). نظام ما شباهتی با نظام دیگر کشورها ندارد. این نظام همیشه مخصوص به خود بوده و از ناحیه مردم ریشه گرفته و حمایت شده است. سوسیالیسم از بالا دیکته نشده است. مردم مبارزه کردند و آنها دولت باتیستا را سرنگون ساختند. در واقع یک رهایی بود و این واقعیت دارد ولی این امر یک رهایی نسبی بود به این معنی که ما از باتیستا خلاص شدیم و اما از آمریکا نه. آمریکا برای سرکوب انقلاب دست به اقداماتی نظیر ایجاد تفرقه، جنگهای کثیف، تهاجمات گوناگون و سازماندهی طرحهای قتل ما دست زد. در این رابطه من در المپیک از خود یک رکورد بر جای گذاشتهام و از این بابت باید به من یک مدال داده شود چرا که نمیتوانی شخصی را پیدا کنی که این همه توطئههای قتل علیه جانش کشف شده باشد و هنوز زنده باشد. این موضوع تا حدودی ناشی از اقبال من است و تا حدودی بیلیاقتی مجریان این توطئهها بوده است: آنها کسانی بودند که اعتقادی به این کار نداشتند بلکه بابت این کار پول گرفته بودند.
عمیقا به این موضوع اعتقاد دارم و آنچه را که انجام میدهیم مناسبترین کاری است که باید انجام دهیم. این کار بهترین و انسانیترین کاری است که انجام میدهیم و ما هرگز برای آن متاسف نخواهیم بود. من احساس تنهایی نمیکنم.
* آن هنگام که میخائیل گورباچف اعلام کرد مسکو دیگر کمک اقتصادی در اختیار هاوانا نمیگذارد، احساس کردید که به شما خیانت شده است؟
** من رابطه شخصی بسیار خوبی با آقای گورباچف داشتم. اعتقاد دارم که نیتهای خیر زیادی داشت. او هیچگاه از نابودی سوسیالیسم صحبت نکرد. بعدها، گرچه تصور میکنم که از استراتژی منسجم پیروی نکرد. او میگفت که کارها در یک مسیر منظم و اولویتبندی شده انجام نمیگیرد اما همه چیز باید همزمان انجام گیرد. بنابراین او تاریخ اتحاد شوروی حزب و دولت را نابود کرد.
برای شوروی امکان نداشت که بتواند به رفرمهای دلخواه دست بزند در حالیکه تاریخ، حزب و حکومت نابود میشد.
* چه درسی از تجربیات بوریس یلتسین میتوان گرفت؟
** او اکنون میگوید کمونیست نیست و من میگویم که یک کمونیست هستم. او از اینکه یک کمونیست بود تاسف میخورد ولی من از این که یک کمونیست باشم احساس غرور میکنم. چرا باید اصول خود را انکار کنم مثل مسیحیان اولیه که مسیحی باقی ماندند من هم هیچ راهی ندارم جز اینکه یک کمونیست باقی بمانم. احساسم شبیه مسیحیان اولیه است. احتمالا از سوی شیران بلعیده خواهم شد.
* کمونیستها در کجا خطا کردند؟
** خطایشان این بود که در همان آغاز کار سرمایهداری را نابود نکردند. اعتقاد دارم که سرمایهداری به رغم پیشرفتهای بزرگش، برای جهان یک فاجعه است. مهم نیست که شما چند اتومبیل دارید یا چقدر از مزایای یک زندگی خوب برخوردارید، میلیونها نفر هستند که در فقر زندگی میکنند که از اتومبیل، آرامش، بهداشت و تحصیل برخوردار نیستند. جو از قبل مسموم شده است. آبها را سمی کردهاند جنگلها در معرض بارانهای اسیدی قرار گرفتهاند. هوا گرمتر میشود. ما از کارهای خودمان در عذابیم. سرمایهداری نیروهای مولد و تکنولوژی را توسعه داد، اما در همان زمان در حال کندن گور خود است.
* حقیقتأ نظرتان درباره سرمایهگذاری خارجی در کوبا چیست؟
** از جمله کسانی بودم که قبل از فروپاشی اتحاد شوروی پیشنهاد سرمایهگذاری مشترک را مطرح کرد. به این دلیل که ما منابعی داریم که توان استفاده از آنها را نداریم. کارخانههایی را داریم که نیاز به مواد اولیه نظیر سوخت، تا حدی تکنولوژی پیشرفته دارند و برای راهاندازی آنها سرمایهگذاری مشترک را میپذیریم ما اصل را بر این گذاشتیم که برای توسعه کشور به سرمایه، تکنولوژی و بازار احتیاج داریم. همه این سرمایهگذاریها و سرمایهگذاریهای مشترک اساسا با هدف صدور تولیدات آن صورت میگیرد.
ولی به این معنی نیست که ما در حال اجرای سیاست خصوصیسازی هستیم. برای مصارف داخلی، ما صنایع خودمان را ترجیح میدهیم. در مورد واحدهای اقتصادی که در حال کار هستند سیاست ما این است که در مالکیت دولت باشد.
ما هیچ نفعی از خصوصی کردن واحدهای اقتصادی داخلی نمیبریم. نقش پایهای دولت در توسعه اقتصاد را نفی نمیکنیم. خیابانها یا پارکها یا جادهها را خصوصی نخواهیم کرد.
* و زمین را؟
** تاکنون این کار را نکردهایم. چون هنوز راجع به آن فکر نکردهایم. ولی نمیتوانم از کلمه هرگز استفاده کنم. احتمالا در آینده اجازه سرمایهگذاری در بخش املاک و مستغلات را خواهیم داد.
* آیا در حال حاضر یک استراتژی اقتصادی مشخص وجود دارد یا این استراتژی در یک کمیته ویژه در حال بررسی است؟
** هدف اصلی ما حفظ انقلاب یعنی حفظ استقلال و دستاوردهای سوسیالیسم است. ما سوسیالیسم را به مثابه هدف اصلی خود رد نکردهایم.
اکنون رفرمهایی را برای توسعه کشور در طول «دوران ویژه» اعلان کردهایم چون اردوگاه سوسیالیسم از بین رفته است. ما بیش از 70 درصد واردات خود را از دست دادهایم. ما بدون اعتبار، سرمایه، تکنولوژی و بازار ماندیم. هیچ کشوری مثل ما نمیتوانست این بار عظیم مشکلات را تحمل کند. هیچ سوسیالیست دیگری قادر نبود فروپاشی اردوگاه سوسیالیسم یا فقدان وارداتش را با وجود تحریم اقتصادی تحمل کند. ما فقط به خاطر انقلاب بود که توانستیم این بار را به دوش بکشیم. هیچ کشور دیگری بدون داشتن نظامی شبیه نظام نمیتوانست چنین وضعیتی را تحمل کند چرا که آن نظام نمیتوانست توزیع برابر منابع را تضمین کند. با همه این احوال، نظام ما باید خود را با واقعیتهای دنیای امروز منطبق کند.
مجبوریم برای انجام تغییرات ضروری برای انطباق با شرایط دنیای امروز بدون نادیده گرفتن دیدگاهها و هدفهای خود، آماده شویم. به راه فعلی خود ادامه میدهیم. به تعهدات خود در اینجا جامه عمل میپوشانیم. از این راه عقبنشینی نخواهیم نکرد.
* از اینکه تعدادی دلار دارند و تعدادی فاقد آن هستند احساس آرامش میکنید.
** ما آن را دوست نداریم. این مسئله مطلوب نیست. این کار یک ضرورت در یک مرحله مشخص از تاریخ است. نه فقط دلار بلکه با گردش هرگونه ارز خارجی مخالفیم. ما دلار را به خاطر نیاز قانونی کردیم. تغییرات فقط یک تصمیم دولتی نبود. ما در این مورد با کارگران و دانشجویان مذاکره کردیم.
ما در مورد افزایش قیمت مواد غذایی صحبت کردیم. ولی ما با افزایش قیمت مواد غذایی مخالفیم. اکثریت به ما میگویند که با سوداگران بازار سیاه که به طور غیرقانونی ثروتمند میشوند، قاطعانه برخورد کنیم: آنها میگویند که وجهی را برای برگزاری رویدادهای ورزشی در نظر بگیریم. عده زیادی اعتقاد دارند که برای خدمات جراحی پلاستیک پولی پرداخت شود. همچنین عدهای میگویند که باید قیمت کالاهای غیرضروری نظیر سیگار و مشروبات الکی را افزایش داد.
* در مورد مالیات بردرآمد و مالیات مالکیت چه تصمیمی گرفتهاید؟
** رویای هر آمریکایی این است که مالیات نپردازد. یک روز ما باید کوبائیها را قانع کنیم که مالیات بپردازند.
* بنابراین خودتان را آماده میکنید که در این مورد با کوبائیها صحبت کنید؟
** اگر بتوانیم آنها را متقاعد کنیم بله (میخندد). ما همچنین باید کارگران را متقاعد سازیم و تعداد زیادی از آنها متقاعد شدهاند که کارگران باید به رفاه اجتماعی مساعدت کنند. سالانه 500 میلیون پزو در بخش تامین اجتماعی کسر بودجه داریم. کارگران در مورد میزان پنج، شش و یا هفت درصد سرگرم مذاکره هستند. این درصد باید تعیین شود چون کارگران اصلا پولی بابت تامین اجتماعی پرداخت نمیکنند. این طور تفکر باید تغییر کند.
* شما بودجه دولتی را کاهش دادهاید و شنیدهایم که صدها هزار نفر احتمالا شغل خود را از دست خواهند داد. نظر شما چیست؟
** شغل زیاد است ولی نه در هاوانا... یکی از کارهایی که داریم انجام میدهیم این است که عدهای را از شهرها به روستاها جذب کنیم. ما به کسانی که بخواهند روی زمین کشت کنند، زمین واگذار میکنیم. ما همچنین سعی میکنیم کارخانههایی را با سرمایهگذاری مشترک راهاندازی کنیم. توریسم را تا آنجا که بتوانیم به عنوان یک منبع ایجاد اشتغال تشویق میکنیم. تعداد کارگران آزاد را داریم افزایش میدهیم.
کار کردن آزاد یک شیوه نوظهوری است که شما آن را داد و ستد خصوصی مینامید و این یکی از راههایی است به منظور ایجاد شغل برای آن دستهای که هیچگونه شغلی ندارند.
پس با همه این حال، خواهان آن نیستم که سر و ته تحصیل و بهداشت عمومی را بزنیم چون خیال نداریم نظامی را که ایجاد کردهایم نابود سازیم.
بنا نداریم خدمات پزشکی را خصوصی کنیم. چون یک سیستم بهداشتی را ایجاد کردهایم که نتایج فوقالعادهای داشته است و قصد نابودی آن را نداریم. دست زدن به چنین کاری یک جنایت تاریخی خواهد بود.
* چگونه میخواهید انقلاب را به نسل آتی منتقل کنید؟
** ما مدتهاست که این کار را شروع کردهایم. هیچ مسئلهای نیست. این کار سادهای است چون عده زیادی در مسئولیتها شریک هستند.
* اما نظرتان در مورد سه نسل دیگر که هیچکدام از ما در آن تاریخ نخواهیم بود چیست؟
** در آن تاریخ آمریکا و کوبا دوستان یکدیگر خواهند بود. گامهایی در راستای آگاهی از نیاز به صلح برداشته خواهد شد و به اصطلاح تحریمها از ناحیه شما و ما از بین خواهد رفت.
* شما میخواهید نوههای شما در مورد شما چه نظری داشته باشند؟
** نمیدانم و باید راجع به آن فکر کرد. معتقدم که آنها احساس غرور خواهند کرد. من خودم را یک انسان بد فرض نمیکنم و گاهی اوقات دیدهام نوههایی را حتی اگر پدر بزرگشان آدمهای بدی هم بودهاند احساس غرور کردهاند.