ملت یهود با وعده الهۀ خود «یهوه» مبنی بر اینکه سایر ملل برده و خدمتگزار قوم یهود میشوند، با انواع حربهها درصدد رسیدن به این وعده میباشند (این قوم امروز در قالب یک کشور غاصب در جهان خودنمایی میکند و به کمک آمریکا مجهز به مخربترین سلاحها گشته است).
صهیونیستها به منظور رسیدن به مقصود حدود 34 سال پیش مرکز اتمی «دیمونا» را در جنوب فلسطین اشغالی در صحرای نقب احداث کردند.
احداث این مرکز اتمی بدون در نظر گرفتن عوامل طبیعی و جغرافیایی در منطقه صورت پذیرفت، بویژه اینکه زبالههای اتمی در نزدیکی سفره عظیم آبی آن منطقه قرار میگیرند و خطر آلودگی اتمی در جنوب فلسطین اشغالی به صورت تهدیدی جدی درآمده است این نیروگاه و دیگر نیروگاه اتمی رژیم صهیونیستی یعنی «ناهال سوریک» عامل اصلی و تهدیدکننده خاورمیانه به عنوان خطر اتمی به شمار میروند.
خبرهای اخیر در زمینه حادثه نشت مواد رادیو اکتیو از نیروگاه اتمی «دیمونا» اولین زنگ خطر جدی در خاورمیانه را به صدا درآورده و خاطره حوادثی نظیر «تریمایل آیلند» آمریکا و «چرنوبیل» اوکراین را در یادها زنده میکند. بویژه اینکه این نیروگاه در منطقهای زلزلهخیز واقع گردیده و در اثر کوچکترین خطایی منجر به بزرگترین فاجعه اتمی در منطقه خواهد شد.
علاوه بر آن کانتینرهای مخصوص دفن زبالههای اتمی در اطراف نیروگاه «دیمونا» نیز با خطر پوسیدگی و نشت مواجه هستند. برخی از این کانتینرها 30 سال پیش دفن شدهاند در حالیکه کانتینرهای مشابه در آمریکا پس از 20 سال، آلودگی شدیدی را ایجاد کردهاند.
نگرانیها هنگامی بیشتر میشود که گزارشهای مربوط به عدم برخورداری این نیروگاه از استانداردهای بینالمللی دریافت میگردد و فرسودگی آن نیز این موضوع را تقویت مینماید.
صهیونیستها تمام توان خود را بکار بستهاند تا خود را به انواع سلاحها مجهز نمایند. گذشته از برخورداری این رژیم از سلاحهای بیولوژیکی، میکروبی و شیمیایی و بزرگترین انبار موشکی در منطقه، دنیا تأیید کرده است که بیش از 200 کلاهک هستهای در سرزمینهای اشغالی در اختیار صهیونیستها میباشد. این توان اتمی به عنوان مهمترین عامل بوجود آورنده بحران در آینده خاورمیانه مطرح میباشد.
طبق گزارش دستگاههای اطلاعاتی روسیه در سال 1993 رژیم تلآویو علاوه بر سلاحهای شیمیایی و میکروبی بین 200 تا 300 کلاهک هستهای در اختیار دارد. این گزارش تصریح میکند که تلآویو طی سالهای 1970 تا 1980 حدود 20 کلاهک اتمی تولید کرده است.
همانطور که گفته شد آمار اخیر از سوی کشورهای غربی نیز تأیید شده است، اما صهیونیستها سعی در پنهانکاری در این زمینه دارند. جنجالهای تبلیغاتی که آنها مبنی بر احتمال برخورداری برخی از کشورهای خاورمیانه از سلاحهای اتمی براه انداختهاند، با واقعیت در تضاد میباشد.
بموجب اعترافات «جوناتان بولارد» تکنسین مرکز اتمی «دیمونا» - ده سال پیش در ایتالیا ربوده شد و به جرم جاسوسی و انتقال اطلاعات به هجده سال زندان محکوم گردید - اسرائیل در این مرکز دست به تولید بمب اتمی زده است. گفتنی است که اکنون از سرنوشت این تکنسین اطلاعی در دست نیست.
این اعترافات و مهر تأیید کشورهای غربی مبنی بر فعالیت اسرائیل در زمینه تولید سلاحهای هستهای، ادعای صهیونیستها را مبنی بر اینکه مرکز اتمی «دیمونا» که کاربرد غیرنظامی دارد، منتفی میسازد، مضاعف بر اینکه کارشناسان اتمی نیز معتقدند که این مرکز، هستۀ اصلی برنامۀ تولید سلاحهای اتمی این رژیم است.
بر مطالب فوق این را هم باید اضافه کرد که نخستوزیر وقت رژیم صهیونیستی در جریان جنگ 1973 اعراب و اسرائیل به ارتش این رژیم فرمان آمادهباش «اتمی» داده بود. بنابراین صریحاً باید گفت که امروز مردم خاورمیانه در کنار این انبارهای مخوف و بسیار خطرناک نیروی اتمی بسر میبرند.
این موضوع حقیقتاً با حمایتهای آمریکا از اسرائیل، منطقه را در یک سراشیبی خطرناک قرار داده است. آمریکا بعنوان یکی از متعاهدین نسبت به معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای «ان.پی.تی» علاوه بر اینکه برنامههای اتمی رژیم صهیونیستی را مورد سؤال قرار نمیدهد، در بودجه سالانۀ خود نیز رقمی را جهت کمک نظامی به این رژیم اختصاص میدهد.
حمایتها و کمکهای آمریکا موجب گشته تا رژیم اشغالگر قدس از موضع مستحکمتری در قبال این موضوع برخورد کند و عزم خود را جزمتر نماید. در همین راستا اسرائیل هیچگاه به بازرسان بینالمللی انرژی اتمی اجازه بازرسی نیروگاههای اتمی خود را نداده است و همواره بر این موضع خود پافشاری کرده که معاهده منع تولید و اشاعه سلاحهای هستهای را امضاء نمیکند.
تلاش اسرائیل جهت تولید سلاحهای اتمی و سرکشی این رژیم از پیمانهای بینالمللی درخصوص عدم تولید سلاحهای اتمی، ضمن ترغیب دیگر کشورهای منطقه در حق دستیابی به این نوع سلاحها، موجب گشته تا بسیاری از این کشورها از تعهد به پیمان «ان.پی.تی» شانه خالی کنند و در نتیجه عملکرد خلاف اسرائیل، ضربه فلجکنندهای به پیمان مذکور وارد آید.
در این زمینه وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در چهارمین کنفرانس بازبینی و تمدید کنوانسیون عدم اشاعه تسلیحات اتمی که بهار سال گذشته در مقر سازمان ملل متحد برگزار گردید، برخی کشورهای دارای جنگافزار هستهای را متهم کرد که در برابر اقدام اسرائیل مبنی بر تولید جنگافزار هستهای و انبار کردن تسلیحات کشتار جمعی سکوت اختیار کرده و علیرغم سابقه توسعهطلبی آن، این رژیم را از پیوستن به معاهده «ان.پی.تی» معاف کردهاند.
تمرد رژیم صهیونیستی از تعهدات بینالمللی، مسلماً دورنمای صلحی را که خواستار تحمیل آن هستند نیز تیره خواهد کرد. بطوری که امروز یکی از عمدهترین اختلافات میان این رژیم و حکومت مصر، همین مسأله است. مصریها بارها اعلام کردهاند تا زمانیکه اسرائیل پیمان عدم اشاعه تسلیحات اتمی «ان.پی.تی» را امضاء نکند، از پیوستن به این پیمان خودداری خواهند کرد.
بنابراین با اعلام موضع مصر، بازار رقابت اتمی در خاورمیانه فروکش نخواهد کرد. علاوه بر آن برخی اخبار و گزارشها، عراق را نیز وارد این بازار میکند. با تمام این احوال و براساس گزارش یک مجلۀ لبنانی، توازن اتمی در منطقه به سود رژیم صهیونیستی خواهد بود حتی اگر در مقابل قدرتهای مشکوک اتمی بغداد، قاهره، دمشق و دورتر از آنها (اسلامآباد) قرار گیرد.
با توجه به حساسیت و اهمیت منطقه خاورمیانه، این منطقه باید فارغ از حضور و رقابت قدرتهای نظامی بیگانه و عاری از سلاحهای کشتار جمعی باشد. بنابراین اجرای تصمیمات متعدد مجمع عمومی سازمان ملل متحد و مصوبه کنفرانس سال پیش بازنگری و تمدید «ان.پی.تی» پیرامون ایجاد منطقه عاری از سلاحهای هستهای در خاورمیانه به عنوان عاملی در جهت ایجاد ثبات در منطقه، اجتنابناپذیر است.
لیکن آنچه مانع تحقق اهداف معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای و ایجاد چنین منطقهای شده است، انباشت غیرقانونی زرادخانههای هستهای اسرائیل و خودداری آن رژیم از معاهده و قرار ندادن تأسیسات هستهای ناامن و قدیمیاش تحت نظام ایمنی آژانس بینالمللی انرژی هستهای میباشد.
در این شرایط جامعه جهانی برای جلوگیری از یک بحران خطرناک که ممکن است کل منطقه را دامنگیر آن سازد، باید فشار خود را بر رژیم صهیونیستی جهت پیوستن به «ان.پی.تی» و باز گذاشتن درهای تأسیسات اتمی خود به روی بازرسان ویژه آژانس بینالمللی انرژی اتمی، وارد ساخته و در صورت امتناع، این رژیم را با محدودیتهای سیاسی و اقتصادی جهانی روبرو سازند.
آنچه مسلم است حمایتهای آمریکا از تلآویو و عدم توجه دیگران به تلاش اسرائیل جهت یکهتازی در منطقه، مانع از احساس مسئولیت این رژیم در قبال تعهدات بینالمللی شده است که نتیجهای جز بروز بحران نخواهد داشت. بحرانی که بدون شک بازندۀ اصلی آن اسرائیل خواهد بود.