پروفسور حمید مولانا
در انتخابات اخیرا اسرائیل رهبر حزب «دست راستی» لیکود یعنی بنیامین نتانیاهو به نخستوزیری انتخاب شد. هفته آینده در روسیه، انتخابات ریاست جمهوری انجام خواهد شد. دو نامزد اصلی ریاست جمهوری در روسیه بوریس یلتسین رئیسجمهور کنونی و گنادی زیوگانف رهبر حزب کمونیست هستند.
یلتسین و همکارانش که اکنون بر روسیه حکومت میکنند همه اعضای حزب کمونیست شوروی بودند که پس از فروپاشی شوروی همگی کاپتالیست از آب درآمدند. زیوگانف از اعتدالیون کمونیستی است که هیچ بعید نیست در صورت پیروزی مثل یلتسین از حامیان و هواداران سرمایهداری «معتدل» و همکار غرب بشود.
آمریکائیها طرفدار یلتسین هستند و تمام سعی خود را کردهاند تا او پیروز شود. به خاطر داشته باشیم که در آستانه فروپاشی شوروی واشنگتن حامی سرسخت گورباچف رئیس حزب کمونیست بود و به یلتسین با شک و تردید مینگریست.
انتخابات روسیه و اسرائیل شباهت بسیاری با هم دارند. در هر دو کشور نامزدهای انتخاباتی «امنیت ملی» را مسئله روز کردهاند و این برای رهبران احزاب مختلف تکیهگاه بزرگی برای جلب توجه و آراء عمومی شده است.
بازیگران سیاسی دو کشور با تبدیل امنیت فردی به امنیت ملی ریشه اصلی مسائل داخلی را پنهان نگاه داشتهاند.
از وقتی که صهیونیسم به حمایت کشورهای بزرگ غرب موفق به تاسیس نظام دولت - ملت اسرائیل شد، آمریکا و متفقان اروپائی آن «امنیت ملی» این کشور را ضمانت کرده و در طول نیم قرن گذشته همهگونه پشتیبانی و کمک اقتصادی و نظامی و سیاسی به اسرائیل دادهاند.
در نتیجه این کمکها و حمایت از امنیت ملی اسرائیل، این کشور به یکی از قدرتهای نظامی خاورمیانه مبدل شده و تنها کشور منطقه است که به تسلیحات هستهای و اتمی دسترسی دارد و در سایه همین کمکها و حمایتهای سیاسی و نظامی بود که در سه جنگی که بین اعراب و اسرائیل در سالهای 1948 - 1967، 1973 درگرفت صهیونیستها پیروز شدند.
در حقیقت این امنیت ملی اعراب و بخصوص فلسطینیهاست که مورد تهدید و تجاوز قرار گرفته نه امنیت ملی اسرائیل. این اسرائیل است که قسمتی از مصر و سوریه و لبنان را پس از تصرف فلسطین اشغال کرد و این تجاوز ارضی در مورد سوریه و لبنان هنوز ادامه دارد.
امروز اردن و عراق و لبنان هستند که نگران امنیت ملی خود هستند و این اراضی محدود به اصطلاح خودمختار فلسطین است که امنیت ملی ندارد. در چهار دهه اخیر صدمات وارده به اسرائیل توسط گروههای مختلف فلسطینی فردی بوده است نه ملی، دفاعی بوده است و نه تهاجمی.
در طول این مدت رهبران و دولتهای مختلف اسرائیل این موضوع امنیت فردی را از جهت استراتژیکی، سیاسی و تبلیغاتی داخلی و خارجی امنیت ملی تفسیر و ارائه دادهاند. در انتخابات اسرائیل دست راستیها بیش از سایرین از جهت بسیج آرا عمومی از این تاکتیک «امنیت ملی» استفاده کردند.
در مبارزات و تبلیغات انتخاباتی روسیه، نامزدهای احزاب از جمله خود یلتسین مسئله «امنیت ملی» را پیش کشیدهاند در حالی که آنچه روسیه را تهدید میکند قدرتها و قوای خارجی نیستند بلکه این «امنیت فردی» است که در نتیجه سقوط رژیم قدیمی و ترویج بدون مطالعه نظام سرمایهداری منجر به آشوب و بیدادگری شده است. مشکل روسیه امنیت ملی به آن معنی که نامزدهای انتخاباتی ارائه میدهند نیست.
عوامل اصلی که امنیت روسیه را تهدید میکنند گسیختگی اداری و کشوری، بیکاری، عدم بهداشت کافی و گسترش جنایت در شهرهاست. این مشکل «امنیت فردی» امروز در بین سربازان روسی که در چچن میجنگند مشهود است.
این چچن و مردم آن هستند که مورد تجاوز و بمباران قرار گرفتهاند نه ملت روس و امنیت ملی روسیه. اسرائیل و روسیه در سالهای اخیر از حداکثر حمایت مالی و سیاسی آمریکا و سازمانهای بینالمللی دولتی و غیردولتی دنیا بهرهمند بودهاند.
آمریکا آشکارا و گاهی بطور خجالتآوری از دولت یلتسین و «امنیت ملی» روسیه طرفداری میکند. کلینتون یک ماه قبل هنگام بازدید از مسکو در پشتیبانی از یلتسین و برنامههای ملی و اقتصادی و نظامی او رئیسجمهور کنونی روسیه را «ابراهام لینکلن» اسلاوها نامید و از او تجلیل کرد.
لینکلن یکی از رؤسای جمهور آمریکاست که هنگام جنگهای داخلی آمریکا (1862 تا 1865) بردگی سپاهپوستان آمریکا را لغو و آشوب ایالات جنوبی آمریکا را فرو نشاند. این مقایسه جنگهای داخلی آمریکا با چچن، و لینکلن با یلتسین، حتی مشاوران خود رئیسجمهوری آمریکا را به تعجب انداخت.
توضیح اینکه در طول چهار سال جنگ داخلی آمریکا بیش از ششصد هزار آمریکائی کشته و میلیونها نفر زخمی و بیخانمان شدند. در دو سال جنگ روسیه با چچن بیش از سی هزار نفر کشته و میلیونها نفر آواره و بیخانمان شدهاند.
شباهت دیگر روسیه کنونی با اسرائیل این است که هر دو کشور در نظر شناخت خود و هویت ملی خویش در رنج هستند. این بحران هویت ملی در انتخابات دو کشور آشکار است.
ملیت و قومیت اسرائیل همیشه مورد بحث و گفتگو بوده است و نظام اسرائیل با تکیه ذهنی و فکری به اروپا و آمریکا نمیتواند خود را با فرهنگ و جغرافیای سیاسی و اقتصادی خاورمیانه همآهنگ کند.
مقابله صهیونیستهای سکولار با «افراطیون مذهبی» یهودی از هنگام تاسیس اسرائیل یکی از نکات برجسته این نظام بوده است ولی مطبوعات و رسانههای غرب سعی میکنند «افراطیون مذهبی» و نفوذ آنها را در سیاست داخلی و خارجی اسرائیل پنهان نگهدارند.
در انتخابات اخیر پارلمان اسرائیل، از 120 کرسی نمایندگی حداقل 24 کرسی به نمایندگان و رهبران احزاب مذهبی تعلق گرفت و حزب لیکود 31 کرسی و حزب کارگر که رهبر آن پست نخستوزیری را از دست داد 33 کرسی به دست آوردند.
از جنبه تاریخی و فرهنگی مسئله غرب و شرق، آسیا و اروپا، برای روسها یک عقده هویت ملی ایجاد کرده است. با سقوط شوروی و انهدام نظام سوسیالیستی و گرایش به نظام سرمایهداری، روسها بیش از هر موقع دیگر در جستجوی هویت و جایگاه سیاسی و فرهنگی و اقتصادی خویش هستند.
هویت و ایدئولوژی روسیه در قرن نوزدهم بر پایه تمدنی استوار بود که بین آلمانیها، رومیهای مسیحی و یونانی و اسلاوهای مسیحی ارتودوکسی تقسیم شده بود. یکی از ملیگرایان اسلاو روسی به نام میکائیل پوگوین در آغاز جنگهای کریمه (1853 تا 1856) اعلام کرد که «غرب به غرب تعلق دارد و شرق به شرق» و همردیف دیگر او به نام ایوان آکساکوف ادعا کرد که «غرب و شرق مفاهیم و عنوانهای جغرافیائی نبوده» و بنابراین روسها باید از همه فرهنگهای آسیا و اروپا بهرهمند شوند.
در روسیه امروزی بحثها و مبارزات سیاسی و اقتصادی بیش از هر موقع دیگر به این اندیشههای فرهنگی آمیخته شده است.
در هر دو کشور روسیه و اسرائیل مسائل مورد بحث مبارزات انتخاباتی از دو قطب ملیگرائی و نوگرائی سرچشمه میگیرد. در هر دو کشور مسئله صلح، علیرغم امضاء قراردادها، حل نشده باقی مانده و در هر دو کشور شخصیت نامزدها تاثیر چندانی بر مسائل و مشکلاتی که با آنها روبرو هستند ندارد و نفوذ آمریکا در انتخابات هر دو کشور دخالت واشنگتن را در انتخابات ایتالیا و ژاپن بعد از جنگ دوم در خاطرات زنده میکند.