تاریخ انتشار : ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۰۷:۲۴  ، 
کد خبر : ۲۱۲۸۲۹

خاورمیانه در گذار به دموکراسی


سیدعلی محمودی
"نه گفتن" مردم به مثابه یک حق مسلم شهروندی، از تونس آغاز شد، در مصر اوج گرفت و اکنون امواج آن در الجزایر و یمن و... دامن‌گستر و در تلاطم است. جنبش مدنی خاورمیانه کم‌ و بیش کشورهای دیگری را نیز در برخواهد گرفت و مردم با پرسش‌ها و خواسته‌های نو به صحنه خواهند آمد تا به پاسخ‌های نو و شرایط جدید دست یابند.
کوشش من در این نوشتار، ارائه تصویری از چیستی جنبش‌های اخیر خاورمیانه با بهره‌گیری از روش پدیدارشناسی (phenomenology) است. جنبش خاورمیانه به ویژه آنچه در مصر می‌گذرد از چه ماهیتی برخوردار است؟ نشانه‌های اصلی که ما را به شناخت دقیق این دگرگونی‌ها نزدیک می‌کنند، در نگرشی پدیدارشناسانه کدام‌اند؟ با مطالعه رخدادها و تحولات اخیر، پدیده‌های زیر ما را در درک واقع‌بینانه جنبش‌های مردم مدد می‌رسانند:
1. درجنبش‌های اخیر، تنوع و تکثر افراد، اجتماع‌ها، احزاب، گروه‌ها و طبقات اجتماعی به چشم می‌خورد. در اجتماعات مردمی زن و مرد، پیر و جوان، کارمند و کارگر و سایر قشرهای اجتماعی در صحنه حضور یافته‌اند. پیروان ادیان مسلمان، مسیحی و یهودی و سایر کیش‌ها و آئین‌ها، دست در دست یکدیگر دارند. هیچ گروه یا طبقه پیشتازی، از جمع‌های صدها هزار نفری و میلیونی قابل تفکیک و تمییز نیست.
2. جنبش‌ها بر مدار فلسفه عدم خشونت از سوی مردم شکل گرفته‌اند. عاملان خشونت، نیروهای سرکوب‌گر پلیس، لباس‌ شخصی‌های حکومتی و اوباش فرصت طلب‌اند، نه متن مردم. نفی خشونت به شکل‌های زیبا و دل‌انگیزی به چشم می‌خورد: مرم به سلاح‌ گرم و سرد مجهز نشده‌اند، مردم در شعارهای خویش خواهان "برکناری" و "رفتن" زین‌العابدین بن علی و حسنی مبارک بودند، شعار"مرگ بر... " در مورد کسی سر ندادند، به کشورهای همسایه و سایر حکومت‌های جهان "توهین" نکردند و به کسی فحش و ناسزا نثار نکردند. واکنش‌های دفاع شخصی و گروهی جوانان در برابر پلیس سرکوب‌گر، حاشیه‌ای برمتن مردم بود. اگرچه دفاع از خود، کاری اخلاقی و قانونی در مقابل سرکوبگران است، اما گرایش عمومی مردم در مدارا با آنان و صبر و بردباری در برابر مأموران مسلح پلیس بود، نه انتقام جویی و مقابله به مثل.
3. مردم در عمل به نیروهای پلیس سرکوب‌گر نشان دادند که در راه نیل به خواسته‌های حق‌طلبانه و قانونی خویش تا پای جان ایستاده‌اند و با حکومت‌های خودکامه و لجام گسیخته رودربایستی ندارند. شهیدان این جنبش‌ها با خون خویش راه دشوار آزادی، تغییر و دموکراسی را گشودند.
4. ارتش در مصر با مردم خود رویارو نشد، مردم را هدف گلوله و باتوم قرار نداد و به خاک و خون نکشید. تانک‌ها به خیابان‌ها آمدند اما نه به قصد کشتار مردم. مردم در وضعیت اعلام حکومت نظامی، در پیشانی تانک‌ها شعار "مبارک باید کنار برود" را نگاشتند، به تانک‌ها سوار شدند و در کنار تانک‌ها، در میدان تحریر، شب‌ها را به روز رساندند، بدون اینکه از جانب نظامیان آزاری ببینند. ارتش تاکنون نشان داده است که "ارتش مصر" ‌است نه ارتش "حاکمیت مصر"، نه "ارتش مبارک". حاکمان می‌آیند و می‌روند. دولت‌ها تشکیل می‌شوند و فرومی‌پاشند. آنچه ماندگار است، سرزمین مصر، ملت مصر و نیروهای مسلح مصر است. در وضعیتی که رئیس‌جمهوری مصر و دولت مصر و پلیس مصر اعتبار خود را نزد مردم از دست داده بودند، یک نقطه اتکا در مصر باقی ماند و آن ارتش مصر بود که در اعتمادی متقابل با مردم، قدرت سیاسی را بطور موقت در دست بگیرد و آن را در دوران گذار مصر از خودکامگی به دموکراسی، همانند امانتی به دست نمایندگان برگزیده مردم بسپارد. امیدوارم ارتش مصر، همانگونه که تاکنون با خردمندی و درایت عمل کرده است همچنان در کنار مردم خود بماند و از این آزمون بزرگ تاریخی، روسفید درآید.
5. در مقایسه با رفتار ارتش ملی مصر با مردم، واکنش دولت مصر با اعتراض‌های قاطعانه شهروندان مصری درخور تأمل بسیار است. در اوج اعتراض‌های مردم در میدان تحریر قاهره، مبارک دوبار با ملت مصر سخن گفت. معاون او و نخست‌وزیر و سایر مقامات مصری نیز پیام فرستادند و موضع‌گیری کردند. اما آنان در سخنان خود، نه به ملت مصر توهین کردند، نه به تخفیف و تحقیر آنان پرداختند و نه آنان را عوامل دشمن و تحریک شده از سوی قدرت‌های خارجی دانستند. رهبران مصر از هتک حرمت‌ چهره‌های محبوب مصریان پرهیز کردند و نکوشیدند با حربه‌هایی مانند عوامل دشمن و تحریک شدگان سازمان‌های جاسوسی آمریکا، انگلیس و اسرائیل، پیشقراولان اعتراض و کوشندگان تغییر برای دموکراسی را از میدان به در کنند. جنبش مصر درس‌های زیادی به کشورهای خاورمیانه می‌آموزد. چگونگی واکنش‌ حاکمان مصر با مطالبات و خواسته‌های ملت خود و ادبیاتی که در خلال این بحران از سوی حکومت و مردم به کار گرفته شد، به راستی درس آموز و عبرت‌انگیز است. بدیهی است که انگشت نهادن به سطح اخلاق سیاسی در میان مصریان، به معنی فراموش کردن کوتاهی‌ها، تقصیرها و اشتباهات رهبران مصر نیست. جنبش مردم مصر، در ایستادگی تمام قد در برابر خودکامگی کسانی بود که بطور مادم‌العمر، قدرت سیاسی را ملک طلق خود می‌دانستند.
6. جنبش‌های اخیر، فاقد رهبری واحد و معین است. این پدیده را می‌توان در کثرت‌گرایی حاکم بر ساخت اجتماعی تظاهرکنندگان جست‌وجو کرد که همه مردم با دیدگاه‌ها، دین‌ها، سنت‌ها و فرهنگ‌های گوناگون در بر می‌گیرد. جنبش‌های اخیر "یکدست" نیست که رهبری یکدست داشته باشد، درست عکس دوران انقلاب مصر به رهبری جمال عبدالناصر. روزگار "قهرمان‌ها" مدتی است که سپری شده است. هم‌اندیشی جمعی، همزیستی جمعی و همکنشی جمعی، اقتضای حرکت و کار دسته‌جمعی دارد. از این رو است که به جای عَلَم شدن چهره ای یگانه، در سپهرسازی مصر و تونس، چهره‌های گوناگون به چشم می‌خورند. این رخداد، پدیده‌ای نو و همنوا با رشد کثرت‌گرایی فرهنگی و سیاسی در جهان امروز و نشانه‌ای مبارک و امیدبخش است؛ زیرا امکان رشد خودکامگی فردی را به حداقل می‌رساند و از تمرکز و فساد فزاینده قدرت جلوگیری می‌کند.
7. از شعارهای شفاهی و کتبی مردم مصر، تونس، الجزایر و یمن برمی‌آید که آنان در پی تغییر تدریجی و بنیادین مناسبات قدرت در کشورهای خویش‌اند. اصرار مردم مصر به رفتن حسنی مبارک به معنی افشاء شدن و بی‌اعتبار شدن راه و رسم حکومت‌های مادام‌العمر است. مردم در مصر و تونس و یمن و الجزایر می‌گویند که باید مقام‌های حکومتی، کوتاه مدت و چرخشی باشد و نه تا دمِ مرگ. ایستادگی در کناره‌گیری مبارک به معنی به تنگ آمدن مردم از فساد هیأت حاکمه، اعم از سیاسی و اقتصادی و اداری بود. مبارک باید می‌رفت چرا که در انتخابات پارلمانی نوامبر سال گذشته تقلب کرده و در آرای مردم دست برده بود تا حزب حاکم، تمام قدرت را یکباره به کام خود بکشد و شعور مردم نجیب اما رشید مصر را به سُخره بگیرد. مردم در شعارهای خود خواستار امنیت، آزادی، استقلال، برابری، حکومت قانون، شفافیت و در یک کلمه دموکراسی‌اند. دموکراسی، روح و جوهر جنبش‌های اخیر در خاورمیانه است. دموکراسی که بیاید و به تدریج مستقر شود، جا را بر یکه‌تازی و ظلم و فساد و استبداد و تکاثر ثروت و تمرکز قدرت و مناصب مادام‌العمر تنگ می‌کند. در دموکراسی که مردم مصر و دیگر ملت‌های خاورمیانه خواستار آن‌اند -فصل‌الخطاب نه رهبران بلکه قانون است، نظام‌های سلطنتی در چارچوب انواع "جمهوری‌ها"‌باز تولید نمی‌شوند، رئیس کشور "قبله عالم" نیست، بلکه "خادم ملت" است.
8. از یاد نبریم که مردم مصر، تونس، الجزایر، یمن و دیگر کشورهای عربی، اکثراً‌ مسلمان‌اند و به آداب و مناسک دینی خود التزام دارند. آنان در جنبش اخیر به نماز جمعه ایستادند و تلاوت قرآن را ترک نکردند. نگاه پدیدارشناسانه به ما نمی‌نمایاند که مردم این کشورها در عین تعلق به آب و خاک و سرزمین خویش، مسلمان و یا پیرو ادیان دیگراند و در عین دینداری، در جهان امروز زندگی می‌کنند و دوست دارند که دمکرات باشند. آنان در پی بازسازی کشورهایی هستند که بین دینداری و منش و مشی دمکراتیک، پیوند و تلائم پدید‌ آورند. تردیدی وجود ندارد که دین به عنوان وجهی از فرهنگ جامعه، در سیاست تأثیر می‌گذارد. پس حکومت‌های دینداران با حکومت‌های غیردینداران تفاوت‌هایی دارند که در این مقال جای بحث آن نیست. درهر حال "مصریان دیندار دمکرات"‌و "تونسیان دیندار دمکرات" سرنوشت سیاسی خویش را آرام آرام و به تدریج رقم خواهند زد. میراث گراسنگ فکری سیدجمال الدین اسدآبادی، محمد عبده، عبدالرحمن کواکبی، طه حسین و بسیار دیگر، تکیه گاه نواندیش دینی در میان اندیشه‌وران، روشنفکران و بزرگان سیاسی مصر است. در مصر و تونس و دیگر کشورهایی که جنبش مدنی اکنون جریان دارد، ارتباطات اینترنتی و ماهواره‌ای، به اجتماع‌ها و نهادهای مدنی درگردهم آیی‌ها و پویش‌های اجتماعی، کمک فراوان کرد. جوانان مصر به عنوان بخشی از "شهروندان جهان" به کمک ارتباطات دیجیتالی و سایبری و ماهواره‌ای، پیام‌های خویش را درجهان دامن­گستر کردند و از همدلی و همگامی مردم جهان، در آسیا، اروپا، آفریقا و آمریکا برخوردار شدند.
 9. فرجام سخن این که اگر حکومت‌های خاورمیانه به صدای مردمی که خواهان تغییر و اصلاحات بنیادین دمکراتیک هستند گوش نسپارند، مردم خاورمیانه آنان را مجبور به این کار خواهند کرد، همچنان که مردم مصر و تونس چنین کردند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات