دکتر احمدحسین شریفی
تکمحصولی کردن اقتصاد
بانک جهانی تحت نظارت قدرتهای بزرگ و مستکبران و استعمارگران به گونهای برنامهریزی کرد که اقتصاد کشورهای دیگر، غیر از کشورهای صنعتی و پیشرفته را به اقتصادی تک محصولی تبدیل کند. مثلاً اقتصاد ایران را اقتصادی نفتی کردند. در حالی که پیش از آن ما در محصولات کشاورزی نه تنها خودکفا بودیم که صادرات هم داشتیم. اما در دوران استعمار نو و هجوم کالاهای غربی به داخل ایران، به گونهای شد که ایران حتی در بخش کشاورزی به یک کشور تولید کنندة مواد خام تبدیل شد. محصولاتی همچون پنبه، توتون و تنباکو را صرفاً تولید میکرد؛ بدون آنکه خودش توانایی تولید فرآوردههای آنها را داشته باشد. از طرفی بانکهای استعماری همچون بانک شاهنشاهی انگلیس و بانک استقراضی روسیه در مدتی کوتاه توانستند همة فعالیتهای مالی ایران را در دست بگیرند. این بانکها توانستند با اعطای وامهای کلان به تاجران و حاکمان و شاهان، فعالیتها و برنامههای اقتصادی کشور را به طور کامل زیر سلطة خود بگیرند.
همین امر در دوران استعمار فرانو به گونهای دیگر رقم خورد: از طریق شرکتهای تجارتی چند ملیتی و نهادهای بینالمللی همچون صندوق بین المللی پول، بانک جهانی و سازمان تجارت جهانی کوشیدند نبض اقتصادی و به تبع آن نبض فرهنگی کشورهای در حال توسعه و فقیر را در اختیار خود بگیرند. داویسون بودهو، در مقالهای با عنوان «صندوق بینالمللی پول، بانک جهانی، غارت و ویرانی جهان سوم» مینویسد:
تقریباً در هر کشوری که صندوق [بین المللی پول] و بانک [جهانی] در آن فعالیت کردهاند، نتیجة این سیاستها انهدام کشاورزی سنتی و ظهور تعداد قابل توجهی زارعان بیزمین نیز بوده است.... از شروط اساسی صندوق و بانک، کاهش جدی هزینههای اجتماعی، به خصوص بهداشت و آموزش میباشد. به گفتة کمیسیون اقتصادی سازمان ملل برای آفریقا، هزینههای بهداشتی در کشورهای مجری برنامه بانک و صندوق در دهة 1980، 50 درصد و هزینههای آموزشی 25 درصد کاهش یافته است؛ در همة کشورهای جنوب، روند مشابهی مشاهده میشود....
اقتصاد نفتی یا به تعبیر مقام معظم رهبری «اقتصاد اُپیکی» موجب میشود که ما هیچ گاه نتوانیم برنامهها و ایدههای اقتصادی و سیاسی و اجتماعی خود را دنبال کنیم. مقام معظم رهبری بارها و بارها بر ضرورت چند محصولی کردن اقتصاد کشور تأکید کردهاند. ایشان در جمع دانشجویان و استادان دانشگاه امام حسین در سال 1377 فرمودند: «من بارها شکوه و گله کرده و میکنم که هنوز سرنوشت اقتصاد ما بسته به اپیک است! قیمتگذاری نفت در اپیک، در اختیار ما نیست؛ یعنی یک ملت به این عظمت، اقتصاد، مسایل کشور و گذران روزمرهاش، ساختن زیربناهای کشورش، وابسته به عاملی است که مطلقاً در اختیار او نیست!...»
جلوگیری از روابط اقتصادی منطقهای
گره زدن اقتصاد کشورهای جهان سوم به اقتصاد کشورهای بزرگ و استعمارگر از اهداف اصلی و سیاستهای کلان اقتصادی استعمارگران است. به همین دلیل، تلاش میکنند از روابط اقتصادی منطقهای و خارج از سیستمهای جهانی در میان کشورهای همافق جلوگیری نمایند. بهعنوان مثال، روابط اقتصادی کشورهای عربی (22 کشور عضو اتحادیة عرب) با یکدیگر روز به روز کاسته میشود؛ اما مبادلات تجاری آنها با کشورهای صنعتی به ویژهکشورهای غربی پیوسته در حال افزایش است. حتی در مورد ایران نیز وضع به همین منوال است. البته حجم مبادلات تجاری میان ایران و امارات بالا است اما امارات در حقیقت نقش واسطهگری در صادرات کالاهای کشورهای غربی و صنعتی را ایفا میکند. به تعبیر دیگر، مرکز منطقهای توزیع کالاهای غربی است.
ایجاد نابسامانیهای اقتصادی
در حال حاضر 82 درصد سرمایة جهان، 95 درصد فناوری و تکنولوژی جهان و 91 درصد صنعت جهانی در اختیار 17 درصد از جمعیت جهان است که عمدتاً در هشت کشور صنعتی هستند. 83 درصد جمعیت جهان، فقط 18 درصد ثروت موجود در کرة زمین و 9 درصد صنعت و 5 درصد تکنولوژی و علم جهان را در اختیار دارد.
مسألة جهانیسازی اقتصاد که به رهبری آمریکا و گروه G8 (هشت کشور صنعتی جهان) به طور گستردهای دنبال میشود در حقیقت وسیلهای برای ایجاد سپر امنیتی و تقویت قدرت تهاجمی و تفوقطلبی استکبار و دنیای استعمار است. اینان سعی میکنند با ایجاد ساختارهای جهانی تفوق اقتصادی خود را بر سایر کشورها، از جمله کشورهای جهان سوم، حفظ کنند و نبض اقتصادی و به تبع آن حیات سیاسی و فرهنگی آنان را در اختیار خود بگیرند. اینان از طریق ساختارهای بین المللی اقتصاد و انحصاری کردن تجارت جهانی، و با استفاده از کارتلهای چند ملیتی سعی میکنند اقتصادهای محلی و بومی را ناکارآمد کنند و حتی الامکان اجازة فعالیت مستقل به هیچ کشوری بر اساس الگوهای بومی خودش نمیدهند. به گونههای مختلفی سعی میکنند مخالفان جهانیسازی اقتصاد را از سر راه خود بردارند که یکی از بهترین شیوههای آن ایجاد نابسامانیهای اقتصادی در کشورهای هدف و مانعتراشی بر سر راه پیشرفتهای اقتصادی آنها است. برنامهریزی دنیای استعمار به گونهای است که همة کشورها بر اساس برنامههای آنان حرکت کنند و به تعبیر دیگر کاری میکنند که کشورهای دیگر بالاجبار چهارچوب برنامههای اقتصادی خود را بر اساس برنامههای تنظیم شده از سوی بانک جهانی و سازمانهای بین المللی طراحی نمایند.
طبیعتاً وقتی نبض اقتصادی جهان در اختیار هشت کشور صنعتی باشد، اینان میتوانند بدون نیاز به قطعنامههای شورای امنیت یا سازمان ملل هر کشور مخالفی را به هر انگیزهای تحت فشار شدید اقتصادی قرار دهند و او را تسلیم خواستههای خود نمایند. هماکنون شاهد هستیم که از این حربه علیه کشور ما استفاده میکنند، قانون فرامرزی داماتو از سال 1996 علیه کشور ما به کار گرفته شد و یا از سال 2007 میلادی برخی از مؤسسات مالی و بانکی کشور، همچون بانک ملی، ملت، صادرات و سپه، مورد تحریم یکجانبة امریکا قرار گرفتند.
کار دیگری که استعمارگران انجام میدهند نابسامان وانمود کردن اوضاع اقتصادی و اجتماعی کشورهای مورد هجوم است تا ریسک سرمایهگذاریهای خارجی را در آن کشورها به شدت بالا ببرند. فعالیتهای اقتصادی در آنها را ناامن جلوه دهند. جین شارپ و رابرت هلوی در این باره مینویسند: «... خارج کردن وجوه نقدی از بانکها که به بحران مالی و نابسامانی وضعیت اقتصادی در سطح بین المللی منجر میشود نمونههایی از پرهیز از همکاری اقتصادی هستند. علاوه بر این، در عرصة بین المللی، تشویق شرکتها و مراکز تجاری یا سازمانهای غیر دولتی به خودداری از همکاری با رژیمها تأثیر بسیار زیادی بر دستیابی به هدف دارد و به تضعیف حاکمیت منجر میشود. بیثباتی اقتصادی نه فقط به تضعیف تکیهگاههای قدرت منجر میشود، بلکه محدود کردن قدرت با این شیوه، توان ضربه زدن به مخالفان سیاسی و سرکوب آنها را از حاکمیت میگیرد.»
جان کالینز یکی از اهداف اصلی جنگ سرد را بهعنوان «فلج کردن خود» (self paralysis) به این صورت توضیح میدهد:
باید سعی شود با توسل به بعضی شیوهها، توسط خود دشمن، مسائل داخلی اختلاف برانگیزی را در سرزمین او به وجود آورد. اقداماتی که قروض ملی را افزایش میدهد و نرخ پول رایج مملکت را نسبت به سایر ارزهای خارجی کاهش میدهد، صنعت را کند و مختل میکند و او را وادار به وضع مالیاتهای کمرشکن مینماید؛ در اعتماد مردم نسبت به نهادهای ملی کشور ایجاد شبهه مینماید، نوآوری و اصلاحات را محدود میکند و به مناقشات داخلی دامن میزنند.
اعمال فشارهای اقتصادی
یکی از شگردهای اقتصادی جنگ نرم، برای به زانو درآوردن جمهوری اسلامی، فشارها و تحریمهای اقتصادی است. امریکا سالهای سال است که از این حربه برای فشار بر جمهوری اسلامی استفاده میکند و تلاش گستردهای نیز برای همراهی کشورهای دیگر با این سیاست خود به کار گرفته است. حتی شرکتهایی را که سرمایهگذاریهای کلان در ایران انجام میدهند مورد تحریم و تهدید قرار میدهد. علیرغم اینکه این سیاست عملاً نتوانسته است تأثیر چشمگیری بر پیشرفتهای اقتصادی و صنعتی جمهوری اسلامی داشته باشد، هنوز هم مورد تأکید و اصرار سیاستمداران و تئوریسینهای امریکایی است.
پاتریک کلاوسون، در کمیتة روابط خارجی سنا در سال 2006 پیشنهاد داد که اگر بخواهیم اقدامی علیه ایران داشته باشیم، لازم است این اقدام ترکیبی از اقدامات اقتصادی و سایر اقدامات سیاسی و نظامی باشد. وی معتقد بود حساسیت بازار بورس ایران و همچنین ناتوانی شرکتهای بزرگ در بازپرداخت بدهیهای خود به نظام بانکی کشور پاشنة آشیل ایران به شمار میروند و از این طریق میتوان برنامههای اقتصادی دولت را ناکارآمد کرد. وی معتقد است باید خارج از چارچوب سازمان ملل و با مشارکت و همراهی دوستان و شرکای آمریکا تحریمهای شدیدی علیه ایران اعمال نمود. این تحریمها هم باید شامل شرکتها و صنایع ایرانی باشد و هم شامل شرکتها و کشورهایی که در صنایع نفت و گاز ایران سرمایهگذاری میکنند.
توماس فریدمن از تحلیلگران سیاسی آمریکا در تحلیل حوادث بعد از انتخابات دهمین دورة ریاست جمهوری ایران در مقالهای که در نیویورک تایمز منتشر کرد به رهبران آمریکا توصیه میکند که بهترین راه فشار بر ایران برای تغییر مواضع دینی و سیاسی و بینالمللی خود، اعمال فشارهای اقتصادی است. وی میگوید:
محمود احمدی نژاد در دورهای ریاست جمهوری ایران را در دست داشت که نفت به یکی از بالاترین قیمتهای خود رسیده بود. بنابراین با وجود این قیمت نفت، او میتوانست دربارة افسانه بودن هولوکاست سخنرانی کند، اما باور داشته باشید که اگر قیمت نفت به بشکهای 25 دلار برسد او دیگر حرفی از افسانه بودن هولوکاست نخواهد زد.... واقعیت این است که تا زمانی که قیمت نفت بالاست، ایران قدرت کافی برای مقاومت کردن در برابر فشارهایی که به برنامة هستهای این کشور وارد میشود را دارد. تا زمانی که نفت حدود بشکهای 70 دلار باشد، تحریمهای اقتصادی ما تنها موجب آزار و اذیت است اما با نفت 25 دلاری این تحریمها به طور جدی ضربه وارد خواهد کرد. ادامه دارد...