* آقای بزرگواری! طرح نظارت مجلس بر نمایندگان چرا در مجلس شورای اسلامی به تصویب نرسید؟
** طرح نظارت مجلس بر نمایندگان از مطالبات به حق مقام معظم رهبری است که در دیدار سالانه نمایندگان مجلس با مقام معظم رهبری، معظمله به صراحت این مطلب را به نمایندگان یادآوری کردند و نمایندگان اصولگرا مطالبه مقام معظم رهبری را به صورت یک طرح درآوردند و قریب 155 نفر از نمایندگان این طرح را امضا کردند و از طریق مرکز پژوهشها، طرح آماده و از طریق کمیسیون اصل 90 به هیئت رئیسه ارائه شد که متأسفانه پس از اعلام وصول و مطرح شدن آن در صحن علنی مجلس به خاطر لابیهایی که برخی از اعضای هیئت رئیسه و همدستان آنها در مجلس انجام دادند یک فوریت آن رأی نیاورد ولی به خاطر مصر بودن نمایندگان ولایی و اصولگرا که بر مطالبه به حق خود به عنوان لبیک گفتن به ندای مقام معظم رهبری اصرار دارند الان این طرح در دستور کار مشترک کمیسیونهای قضائی و اصل 90 و آییننامه در حال بازنگری است که دوباره به صحن علنی بیاید و دلیل عمده رأی نیاوردن آن در مرحله اول اعمال نظر برخی از افراد هیئت رئیسه مجلس بوده است که هر وقت بخواهند طرحی رأی نیاورد عوامل خود را بسیج میکنند تا با لابیگری آن طرح رأی نیاورد. به هر حال رأی نیاوردن طرح نظارت بر کار نمایندگان مجلس مایهسرافکندگی و سرشکستگی مجلس به ویژه نمایندگان مدعی اصولگرایی است. ما باورمان این بود که اصولگرایان مدعی در مجلس ضرورت رأیآوری این طرح را حس میکنند و با اشتیاق و استقبال به طرح مذکور رأی میدهند نه اینکه به آن رأی مخالف دهند
* مخالفان طرح مذکور چه کسانی بودهاند و دلایلشان چه بوده است؟
** 1- برخی از کسانی که دورههای قبلی در مجلس بودهاند به خاطر اینکه از راه نمایندگی منافع زیادی به هم زدهاند و به نمایندگی مردم در مجلس به عنوان راهکار ویژهخواری خود مینگرند با این طرح مخالفند.
2- کسانی که از نظارت شورای نگهبان وحشت دارند که اگر خلافی مرتکب شوند مورد تأیید شورای نگهبان قرار نگیرند این نوع افراد میخواهند از جایگاهی که قانون اساسی برای نمایندگان در نظر گرفته است سوءاستفاده کرده و از تریبون مجلس آن طوری که میخواهند استفاده کنند و از خلأ ضعفهای آییننامه داخلی مجلس برای غیبتها و عدم حضور خود در مجلس استفاده ببرند.
3- کسانی که برای شأن و جایگاه مجلس ارزشی قائل نیستند و تنها از راه نمایندگی و حضور در مجلس میخواهند وزرا و دستگاههای اجرایی را بترسانند و مطامع خود را دنبال کنند و از این دوره برای دوره بعد زراندوزی کنند و چون با اجرایی شدن این طرح منافع آنها به خطر میافتد با این طرح مخالفت میکنند.
* چرا مجلس طرحی مانند وقف دانشگاه آزاد را در فوریت قرارداد و آن را بهرغم مخالفت جامعه دانشگاهی کشور به تصویب رساند؟
** در مورد وقف دانشگاه آزاد که در فوریت قرار گرفت و تصویب شد باید علت این مسئله را در ارتباط دانشگاه آزاد و به ویژه شخص آقای دکتر جاسبی با نمایندگان جستوجو کرد. دانشجویان حوزههای انتخابیه برای انتقال و یا تخفیف شهریه از وکیل و نماینده خود درخواست میکنند که مطالبات آنها را برطرف کنند و نمایندگان هم ناچارند که برای رفع مشکلات موکلین خود ارتباط تنگاتنگی با دانشگاه آزاد و شخص دکتر جاسبی داشته باشند و دانشگاه آزاد هم از این ارتباط به خوبی استفاده میکند و بخشی از نمایندگان را وامدار خود به حساب میآورد مخصوصاً آنجایی که به خاطر نمایندهای رئیس واحدی را عزل یا نصب کنند و لذا شاهد هستیم که وقتی دکتر جاسبی به مجلس میآید عدهای برای رفع مشکلات دانشجویان و دانشگاهیان حوزه انتخابیه خود پروانهوار اطراف او را میگیرند و متأسفانه شأن و منزلت نمایندگی ملت را نادیده گرفته و در حد یک وامدار دانشگاه آزاد و دکتر جاسبی درمیآیند و به همین خاطر وقف دانشگاه رأی میآورد ولی طرح نظارت بر نمایندگان چون از این قبیل رفتارها جلوگیری میکند رأی نمیآورد.
* هفتههای پس از شروع فتنه 88 نمایندگان مجلس در نامهای به قوه قضائیه خواهان مجازات و محاکمه سران فتنه شدند، این مطالبات به کجا رسیده است؟
** پس از روشن شدن نقش سران فتنه در اغتشاشات و هتک حرمتهای فتنهگران در فتنه سال 88 نمایندگان اصولگرا و ولایی مجلس طی شکوائیهای از قوه قضائیه خواستار برخورد قاطع و قانونی با سران فتنه شدند. تاکنون قوه قضائیه فقط در قالب الفاظ و وعده و وعیدهای شفاهی به این امر بسنده کرده است و هیچ اقدام عملی را انجام نداده است و این مطالبه بهحق نمایندگان مردم در هالهای از ابهام مانده است و میتوان گفت که یکی از دلایل راکد ماندن این مطالبه به حق ملت ایران، همکاری نکردن برخی از اعضای هیئت رئیسه مجلس است که به وظایف قانونی خود در دفاع از وظایف نمایندگان بیتفاوت ماندهاند و به خاطر موضعگیریهای غلط خود در دوران فتنه فتنهگران حاضر نیستند در راستای برخورد قانونی با سران فتنه گامی بردارند.
* آیا مجلس اقدامات دیگری در این راستا انجام داده است؟
** نمایندگان اصولگرا و ولایی و با بصیرت همچنان بر خواسته خود اصرار دارند و تاکنون نشستهایی با مسئولان قوه قضائیه برگزار کردهاند و همواره در مصاحبهها و موضعگیریها نمیگذارند که این شکوائیه به دیار فراموشی سپرده شود و موضعگیریهای اخیر ریاست محترم قوه قضائیه و معاونان ایشان که با شدت بیشتری از قبل صورت گرفته حکایت از پافشاری و اصرار نمایندگان ملت بر این مطالبه بهحق دارد که البته میطلبد تا هیئت رئیسه مجلس بنا بر وظیفهای که آییننامه داخلی مجلس بر عهده آنها گذاشته است درخصوص این موضوع قویتر برخورد کند و شأن و اقتدار مجلس را در راستای ایفای حق نمایندگی ملت به درستی عملی کند و به خاطر جایگاهی که هیئت رئیسه دارد به خوبی میتواند نقشآفرینی کند.
بنده در کنار دیگر نمایندگان بارها اعلام کردهایم که باید به جرائم مهدی هاشمی و فائزه هاشمی رسیدگی شود و همانطور که سربازان گمنام امام زمان(عج) عبدالمالک ریگی را در آسمان ایران به دام انداختند، میتوانند آقازادههای فراری را در آسمانهای کشورهای دیگر دستگیر کنند و به کشور بیاورند.
بر همه و بر شخص آقای هاشمی نیز مبرهن و واضح است که مهدی هاشمی از پایههای اصلی آشوب و جزو سران فتنه 88 بوده و هیچ فردی منکر این موضوع نیست، وزارت اطلاعات هم اسناد و مدارک کافی و متقن برای دستگیری و محاکمه وی دارد و تعلل بیش از اینها به جریتر شدن این فرد و آقازادههای دیگر میانجامد. نباید نادیده گرفت که فتنهگران داخلی نیز به پشتوانه افرادی مانند مهدی هاشمی کماکان تلاش دارند تا تحرکاتی را در داخل کشور انجام دهند.
متأسفانه خانواده هاشمی رفسنجانی و به خصوص فرزندان وی از موقعیت و جایگاه خانوادگیشان سوءاستفاده کردهاند. البته تخلفات دختر هاشمی کمتر از پسر وی نیست، وی دربین خواص با موضعگیریهایش بذر تردید انداخت. عدالت اسلامی اقتضا میکند با توجه به سخنان سخیف فائزه هاشمی در دوره اصلاحات، قبل و بعد از انتخابات سال گذشته و نیز با توجه به پرونده قطورش ، با وی برخورد لازم شود. هر کس در هر جایگاه و منصبی که باشد مطابق خیانتها و اعمال و رفتار منافقانهاش باید با او برخورد بشود تا اینکه این افراد متنبه شده و از رفتارهای خود دست بردارند. یقیناً اینگونه برخوردهای عدالت محورانه باعث خواهد شد تا در سالهای آینده کسانی که به شخصیتهایی وابستهاند به مردم و انقلاب خیانت نکنند.
* به عقیده شما تأخیر یک سال و اندی محاکمه سران آشوب چرا اتفاق افتاده است؟
** جواب این سؤال را باید از قوه قضائیه جویا شد که چرا در حدود یک سال با توجه به خسارات جبرانناپذیری که سران فتنه به نظام اسلامی چه در داخل و چه در مجامع بینالمللی وارد کردهاند و تمام ادله و براهین بر محکومیت سران فتنه هم موجود است که دستگاههای امنیتی و انتظامی به قوه قضائیه ارائه دادهاند ولی تاکنون قوه محترم قضائیه از دایره شعار و وعده و وعیدها خارج نشده است که البته مصلحتاندیشیهای بیجا و نفوذ برخی از عقبههای این فتنهگران را نباید نادیده گرفت که متأسفانه با واسطههای مختلف همواره سعی میکنند که با پروژه بحرانهراسی نمیگذارند که قوه قضائیه به وظیفه عدالتمحوری خود عمل کند گرچه در سالگرد نهم دی ماه و پیروزی ملت بر فتنهگران مسئولان قوه قضائیه با بیانات خود بارقههای امیدی در دل مردم به وجود آوردند اما همچنان خبری از اقدامات عملی محاکمه و مجازات سران فتنه وجود ندارد.
* چند هفته قبل خاتمی دیداری با فراکسیون اقلیت مجلس داشت که حساسیتهای زیادی را در جامعه برانگیخت، چه اهدافی میتوان از این دیدار ترسیم کرد؟
** شواهد و مستندات بسیاری موجود است که خاتمی از عوامل مؤثر درفتنه 88 میباشد و قطعاً موضوع محاکمه سران فتنه که مطالبه بهحق ملت ایران است در کنار موسوی و کروبی و فرزندان هاشمی رفسنجانی محاکمه خاتمی را هم دربردارد و لذا خاتمی برای فرار از محاکمه و تجدید حیات سیاسی خودش این دیدار را تدارک دید تا صف خود را از مابقی سران فتنه جدا کند و به عنوان یک چهره سیاسی درون نظام برای حضور در صحنه انتخابات آینده شرایطی را مطرح کند ولی با سوابق دیدار خاتمی با عوامل بیگانه و گرفتن خط مشی سیاسی از آنها برای راهاندازی انقلاب مخملی در ایران و نقش مزورانه او در راهاندازی فتنهگریهای سالهای 78 و 88 بر هیچ کس پوشیده نیست که این بار هم میخواهد برای فتنهگریهای آینده جریان اصلاحطلبی را که به پایان مرگ سیاسی خود رسیده زنده نگه دارد و راه بازگشت خود را به درون نیروهای نظام هموار کند که البته اینگونه حرکتهای امثال خاتمی راه به جایی نخواهد برد و خاتمی باید در محکمه عدل الهی پاسخگوی خیانتهایی باشد که به نظام اسلامی روا داشته است.
* همانطور که میدانید برخی از اعضای فراکسیون اقلیت نظیر آقای کواکبیان از دیدار با خاتمی امتناع کردند، دلیل عدم تمایل این افراد چه میتواند باشد؟
** آن دسته از نمایندگان فراکسیون اقلیت که حاضر نشدهاند با خاتمی ملاقات کنند به دلایل مختلف این کار عاقلانه را انجام دادهاند؛ یکی برای اینکه خاتمی را دیگر به عنوان مهره سیاسی و تأثیرگذار در خط مشی سیاسی درون نظام نمیدانند و او را به عنوان یک مهره سوخته به حساب میآورند، دوم اینکه این دسته از فراکسیون اقلیت حاضر نیستند با ملاقات با خاتمی آینده سیاسی خود را به خطر بیندازند چون آنها هم به این نتیجه رسیدهاند که آقای خاتمی در جریان حاکمیت اصلاحطلبی و مخصوصاً در راهاندازی فتنه سال 88 به عنوان یک ستون پنجم نظام سلطه عمل کرد و در جلسات سری و محرمانه در خطدهی برای براندازی نظام ولایت فقیه نقش اول را ایفا میکرد، سوم اینکه اگر خاتمی جزو سران اصلی فتنه نبود چرا پس از انتخابات 88 و روشن کردن آتش فتنه در ایران آقای خاتمی هیچ عکسالعمل مثبتی در راستای خاموش کردن این فتنه از خود نشان نداد بلکه همواره در جهت تشویش افکار مردم سخن گفته است.
خاتمی نقش مؤثری را در فراهم کردن امکانات برای جریان فتنه و خط دهی به موسوی و کروبی و جریان فتنه سال گذشته داشته است و تلاشهای گهگاه وی و از جمله دیدار با نمایندگان ره به جایی نمیبرد. ایشان به عنوان رئیس دولت اصلاحات در هشت ساله حاکمیتشان عملکرد مناسبی از خود به جای نگذاشتند. یکی از مهمترین مؤلفههای دولت خاتمی که باعث شد مردم و متدینین از وی رویگردانی کنند، گردآوری کسانی به دور خود بود که اعتقادی به اصول و مبانی انقلابی و اسلامی نداشتند و به همین دلیل دینزدایی و روحانیت ستیزی را سرلوحه اهداف و برنامههای خود قرار دادند. آنها با هر فرصتی به ارزشهای دینی و اعتقادی مردم میتاختند و انواع توهین و اتهام را به اصول اسلامی روا میداشتند.
مثلاً قیام ارزشمند و آگاهانه حسین بنعلی (ع) را نتیجه خشونت پیامبر در جنگهای صدر اسلام برمیشمردند و تبلیغ و گسترش فرهنگ عاشورایی را ترویج خون و خشونت می دانستند. خاتمی نه تنها در مقابل آنها سکوت نمیکرد بلکه آنها را حمایت هم میکرد. آنها در ادامه دینزدایی خود در وقایع سال گذشته به ارزشهای انقلابی نظیر روز قدس و ولایت فقیه توهین کردند و امروز در پی آنند که بار دیگر به حاکمیت برگردند تا به ادامه فعالیتهای گذشته خود بپردازند.
* با توجه به آنکه اصلاحطلبان تمام همت و نهمت خود را برای ورود به عرصه سیاسی کشور به کار گرفتهاند، آینده سیاسی این جریان که در سالهای اخیر با عدم اقبال مردم مواجه شده است چگونه قابل ارزیابی است؟
** انقلاب اسلامی ایران در طول 30 سال جریانهای فتنه زیادی را تجربه کرده است. سرگذشت جریان فتنه 88 و سران آن همانند سرگذشت منافقین و لیبرالها و جبهه ملی و نهضت آزادی است یعنی این جریان هم پیش ملت ما آبرویی ندارد که در عرصههای سیاسی وارد شود و آنها همچنان بر طبل عناد خود با نظام و رهبری میکوبند و از هر فرصتی که برای عرض اندام به دست آورند بر ادعای باطل خود اصرار میورزند و اگر عدهای از آنها چراغ خاموش حرکت میکنند تا خود را در درون نظام جای دهند برای این است که مترصد فرصتی هستند تا در مقام انتقامجویی از ملت و نظام برآیند به استثنای آنهایی که واقعاً توبه کردهاند و در راستای تبعیت از ولایت فقیه حرکت میکنند مابقی صلاحیت حضور در هیچ کدام از عرصههای سیاسی چه ریاست جمهوری و چه مجلس را نخواهند داشت و قطعاً شورای محترم نگهبان مجال حضور دوباره را برای فتنهگری به آنها نخواهد داد.
* هاشمی در هفتههای پیش بیانیهای در دفاع از مرجعیت نگاشت، هدف ایشان از این کار چه میتواند باشد؟
** به عقیده تیزبینها و دلسوزان انقلاب گرچه آقای هاشمی رفسنجانی از آغاز نهضت امام خمینی (ره) تا رحلت امام حرکتهای مثبت و قابل قبولی در راستای انقلاب انجام داده و معتمد امام و رهبری بوده است ولی به خاطر برخی ویژگیهای شخصی که در ایشان وجود دارد همواره انقلاب و دستاوردهای آن را به نفع خود مصادره کرده است و در زیر تمام الفاظ، گفتهها و نوشتههای ایشان رموز سیاسی وجود دارد و میتوان گفت که هدف ایشان از نامهنگاریهای اخیر آن است که در جایگاه تکیهگاه جریان فتنه و اصلاحطلبان و کارگزاران، آب رفته را به جوی برگرداند و بار دیگر میخواهد مانند آن خطبههای کذایی که بذر تردید را در جامعه افشاند، آب زلال انقلاب را به نفع فتنهگران گلآلود کند ولی باید گفت هیهات هیهات.
* بسیاری از جامعه معتقد بودند پیوندی میان سران فتنه با برخی از چهرههای شاخص انقلاب برقرار بوده که همچنان گسسته نشده است. نظر شما چیست؟
** شواهد و قرائن نشان میدهد به خاطر هدف مشترکی که میان سران فتنه و آقای هاشمی رفسنجانی وجود دارد این پیوند گرچه در ظاهر رنگ باخته است اما در خفا و پنهان همچنان برقرار است چون الان تنها تکیهگاه مطمئن سران فتنه وجود آقای رفسنجانی است. او به خاطر جایگاهی که هنوز پیش مسئولان نظام دارد با ترفندهای خاص خودش میخواهد به عنوان یک عامل واسط بین نظام و سران فتنه عمل کند و همچنان با حرفهای دو پهلو در جایگاه ریاست مجمع تشخیص و مجلس خبرگان رهبری در بذر تردید افشاندن نقشآفرینی کند ولی نباید فراموش کرد که تمام هم و غم ایشان این است که فرزندان خود مانند مهدی هاشمی و فائزه را از محاکمه نجات دهد و آنها را از عنوان سران فتنه 88 برهاند اما بر آگاهان سیاسی پوشیده نیست که الان هدف مشترک سران فتنه و رفسنجانی به عنوان عامل عقبه فتنه این است که به حاکمیت برگردند تا در موقع مناسب از بسیجیان انتقام بگیرند.
* عواملی که فتنه 88 را رقم زدند چگونه قابل بررسی است؟
** اگر به خوبی در بیانات و سخنان مقام معظم رهبری در طول یک سال گذشته دقت کرده باشیم به خوبی این عوامل را به دست خواهیم آورد.
1- دنیا طلبی و ریاستطلبی عدهای که نشان دادند تمام سوابق آنها در انقلاب برای رضای خدا نبوده است و فقط از حضور خود در انقلاب همان راهی را میرفتند که منافقین میگفتند هدف وسیله را توجیه میکند یعنی آنها از این حضور و سابقه انقلابی برای رسیدن به اهداف مادی و دنیوی درحد یک راه و وسیله مینگریستند و با همین امیال و آرمانهای مادی بود که آنها در فتنه 88 تبدیل شدند به سران فتنه. 2- سلطه جهانی و عوامل داخلی و خارجی آنها که همواره درصدد ضربهزدن به نظام اسلامی ایران هستند با رسانهها و نیروهای نفوذی خود در کنار سران فتنه توانستند از بیبصیرتی و جهالت عدهای به عنوان پیادهنظام فتنهگران در کف خیابانها به خوبی استفاده کنند تا حدی که سران فتنه خود را محق در انتخابات 88 میدانستند و حاضر شدند تا سر حد سرنگونی نظام اسلامی سرمایهگذاری کنند و گام بردارند.
* نقش نخبگان بیبصیرت در این بین چه میزان بود؟
** از آنجایی که همواره نقشآفرینی نخبگان و فرهیختگان جامعه در بصیرتدهی و آگاهیبخشی کارساز است هنگام روی آوردن فتنه به جامعه اسلامی از آنجایی که در فتنه باطل هم لباس حق را به تن کرده است چنانچه نخبگان جامعه از بصیرت و تیزبینی خاصی برخوردار نباشند چه بسا که بر اثر خاموشی نخبگان خسارات جبرانناپذیری بر جامعه اسلامی وارد شود همچنان که در تاریخ مظلومیت علی (ع) و اولاد معصومش همواره نقش منفی نخبگان بیبصیرت را خواندهایم در فتنه 88 که در واقع اساس نظام اسلامی را هدف گرفته بود نقش نخبگان بیبصیرت را نمیشود نادیده گرفت و تکیه کلام مقام معظم رهبری در بصیرتدهی و آگاهیبخشی در این خصوص میتواند شاهکلید راهنمای همگان باشد که بیشترین مخاطبان حضرت آقا همین نخبگان بیبصیرت بوده است.
* حضور پرشکوه مردم کشورمان در سالروز پیروزی انقلاب اسلامی به رغم تبلیغات سوء رسانههای معاند چگونه میبینید؟
** پیوندی که مردم کشورمان در سال 57 با حضرت امام (ره) بستهاند هرگز گسستنی نیست. مردم با شناخت، معرفت و آگاهی عهدی را با امام خود بستهاند و هر سال با حضور آگاهانه و حماسی خود ضمن آنکه تجدید پیمان با آرمانهای امام راحلشان میکنند با ولی فقیه زمان هم عهدی دوباره میبندند. مردم کشورمان همیشه نشان دادهاند در دفاع از اسلام، انقلاب و ولایت فقیه سنگ تمام میگذارند و امسال هم به مانند هر بار در این راه قدم برداشتند. معاندان انقلاب اسلامی سالها در تلاشند تا نظام مقدس جمهوری اسلامی را از پشتوانه عظیم خود که همان مردم هستند خالی کنند اما هر بار به واسطه بصیرت مردم و رهنمودهای مقام معظم رهبری ناکام ماندهاند. دشمنان در این راه از بدبین کردن مردم نسبت به مسئولان و اختلافافکنی بین سران سه قوه استفاده میکنند تا بلکه مردم جامعه را نسبت به حاکمیت و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بدبین کنند. حضور حماسه مردم در ایامی مثل 13 آبان و 23 بهمن نقشههای شوم دشمنان را نقش بر آب کرده و هزینههای میلیاردی که دشمنان در این راه مصروف میکنند به هدر داده است.
* شما یکی از راههای دشمن را اختلاف افکنی بین سران سه قوه برشمردید، بهترین راه برای مقابله با این توطئه چه میتواند باشد؟
** اختلاف سلیقه و اختلاف دیدگاه در بین مسئولان هر کشوری طبیعی است و اگر این اختلاف سلیقهها نباشد کشور گام در جهت پیشرفت و توسعه کند میشود. پس به صفررساندن اینگونه اختلافها تقریباً غیرممکن است، چرا که همه افراد دارای یک روش و یک نوع نگاه به موضوعات نیستند. اما راه و روشی که این مشکلات را به حداقل میرساند و دشمن را به سر مقصد مقصود نمیرساند آن است که مسئولان و سران قوا از رسانهای کردن و فراگیر کردن مشکلات و اختلافنظرها بپرهیزند.
رسانهای کردن اختلافات سطحی نه تنها مشکلی را حل نمیکند و کار را پیش نمیبرد بلکه مشکلات را چند برابر میکند و حل کردن آن را با دشواریهای فراوانی مواجه میکند. در کنار آن ما به دست خود بستری فراهم میکنیم که دشمنان و معارضان بتوانند در مسائل داخلی کشور دخالت کنند و به آن دامن بزنند و از همین طریق به نظام و جامعه ضربه بزنند و کشور را دستخوش التهاب و اضطراب کنند. البته سران قوا و مسئولان کشور مشکلات و اختلافات روبنایی را میتوانند با برگزاری جلسات مشترکی حل و فصل کنند و در همان جلسات آن را خاتمه دهند که این کار پسندیده و عاقلانهترین حرکت ممکن است. مقام معظم رهبری نیز با توجه به توطئهها و دسیسههای دشمن در این باره بارها به مسئولان و کارگزاران نظام و خصوصاً سران سه قوه تأکیداتی را داشتهاند. ایشان به بهرهبرداریهای دشمن هشدار دادهاند و خواستهاند تا مسئولان بهترین و کاملترین راه را برگزاری نشستها و جلسات مشترک و بیان اختلافات در این جلسات پسندیده فرمودهاند. البته همانطور که معظم له بارها اشاره داشتهاند نباید فراموش کرد که دولت به علت آنکه در پیشانی حرکت جامعه و نظام در پیشرفت و توسعه است تمام مسئولان و قوای نظام به همکاری با دولت پیش بیایند و او را در این امر خطیر یاری کنند. دولت نهم و دهم به رغم برخی انتقادات که داشته است با روحیه انقلابی و والایی در جهت آرمانهای حضرت امام (ره) و خط ولایت فقیه بسیار خوب عمل کرده است و وظیفه تمام دلسوزان و مسئولان نظام اسلامی است که دولت پرکار و فعال را در این جهت به بهترین نحو کمک و یاری کنند.