تاریخ انتشار : ۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۰۷:۵۵  ، 
کد خبر : ۲۱۲۹۶۸
در سالگرد ترور حاج رضوان منتشر شد

جزئیات ترور عماد مغنیه به روایت موساد

مقدمه: در حالی که اسراییلی ها تاکنون دست داشتن در ترور عماد مغنیه از فرماندهان ارشد حزب الله لبنان را تکذیب می کردند، رسانه های اسراییل اطلاعاتی را منتشر کرده اند که جزییات ترور مغنیه توسط موساد را روایت می کند. به گزارش فارس، رسانه های صهیونیستی که پیش تر دست داشتن در ترور عماد مغنیه را تکذیب می کردند، اخیرا در منابع متعددی اعتراف کردند که این ترور به دست خود آنها انجام شده است. به گزارش فارس، روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحارونوت اخیرا گزارشی منتشر کرده است. این گزارش فصل بیستم کتاب «موساد، عملیات بزرگ» است که نحوه به شهادت رساندن عماد مغنیه از سوی موساد را توضیح می دهد، ادعاها و اتهامات مطرح شده از سوی صهیونیست ها علیه این مبارز لبنانی که عمدتا دروغ و برای مخدوش کردن چهره وی بوده است، در ترجمه این گزارش عینا آمده است، متن کامل گزارش را در سالروز شهادت عماد مغنیه بخوانید.

تشریح صحنه ترور
روز دوازده فوریه 2008، بنا بر گزارش های داخلی و خارجی، چند شخص پیرامون ساختمان یک آپارتمان بزرگ واقع در منطقه ای گرانقیمت از شهر دمشق جمع شدند و اندکی پیش از عصر، ماشین جیپ نقره ای رنگ از نوع میتسوبیشی پاژیرو را نزدیک آپارتمان دیدند. شخصی با لباس مشکی و ریشی مرتب و بدون محافظ وارد منزل شد. کارگرانی که در خیابان ایستاده بودند، با سرعت از طریق سیستم های ارتباطی خود اطلاع می دهند که «فرد» به دمشق آمده و به آپارتمان رسیده است. کمی پیش از ساعت 10 شب، این شخص آپارتمان را ترک و از ساختمان خارج شده و سوار بر خودروی خود برای ملاقاتی دیگر در یک آپارتمان مخفی امن واقع در منطقه کفرسوسه به راه می افتد تا چندین ملاقات با نمایندگان ایران، سوریه و لبنان داشته باشد. بنا بر گزارش روزنامه «ساندی اکسپرس»، تعقیب کنندگان درحالیکه، تلفن های همراه به دست داشتند، جهت اطمینان از اینکه بدون شک، این فرد، همان شخص مورد نظر است، به عکس جدید این فرد در تلفن همراه خود نگاه می کردند. در تمام مدت، ماوقع را به فرماندهان موساد گزارش می کردند. پس از خروج فرد مورد نظر از خانه ای که در آن توقف داشت، تعقیب کنندگان با دقت او را زیر نظر گرفته و با استناد به عکس جدیدی که همراهشان بود، مطمئن می شوند وی همان شخص مورد نظر است، بنابراین بلافاصله مساله را به همکاران و مقر فرماندهی در تل آویو، گزارش داده و همگی برای اجرای عملیات آماده می شوند. سران موساد با استرس فراوان، در اتاق «ماییر داگان» جمع شدند تا از نزدیک جریان را دنبال کنند. فرد خودروی نقره ای رنگ را روشن کرد. یکی از تعقیب کنندگان در بی سیم خود به آرامی اعلام می کند که شخص مورد نظر در راه است. فردی که درون خودروی پاژیرو نقره ای رنگ حاضر بود همان «عماد مغنیه» است.
مغنیه و سال‌ها دروغ‌پردازی علیه وی
به دنبال انفجار در برج های دوقلوی،اف. بی. آی، با انتشار ضمیمه های حجیم، لیست تروریست هایی که بیشتر تحت تعقیب هستند را اعلام کرد. این اطلاعیه، آرم اف. بی. ای، وزارت امور خارجه و وزارت دادگستری آمریکا را به همراه داشت. در این لیست 22 اسم و 22 عکس وجود داشت، در ردیف نخست این لیست عماد مغنیه حضور داشت که آمریکا آن را برای سیاست های خود از همه خطرناک تر می دانست و برای کشتن وی پنج میلیون دلار جایزه تعیین کرده بود.
آمریکا در این بیانیه وی را به انفجارهایی متهم کرده است که در آنها تعداد زیادی آمریکایی کشته شده اند:
18 آوریل 1983- انفجار سفارت آمریکا در بیروت- 63کشته.
23 اکتبر 1983- انفجار فرماندهی نیروهای مبارز آمریکایی در بیروت- 241 کشته.
23 اکتبر 1983- انفجار فرماندهی چتربازان فرانسوی در بیروت- 58 کشته.
به غیر از این موارد، ربودن و قتل «ویلیام باکلی» از اعضای آژانس اطلاعاتی مرکزی ایالات متحده و یک سلسله عملیات در سفارت آمریکا در کویت و نیز ربودن هواپیمای مسافربری متعلق به شرکت آمریکایی TWA، و دو هواپیمای شرکت هواپیمایی کویت و به قتل رساندن کلونل هیگنز از نیروهای نظارتی سازمان ملل در جنوب آمریکا و قربانی کردن 10 سرباز آمریکایی در عربستان سعودی از جمله اتهاماتی است که آمریکا به این مبارز لبنانی نسبت داد.
زمانی که این لیست به دست رژیم صهیونیستی رسید، موساد مواردی را به آن افزود:
4 نوامبر 1983- انفجار فرماندهی ارتش صهیونیستی در صور – 60 کشته.
10 مارس 1985 – حمله به کاروان ارتش صهیونیستی در نزدیکی مطله – 12 کشته.
19 اکتبر 1988 – هدف قرار دادن فرمانده ارتش صهیونیستی نزدیک مطله – 8 کشته.
17 مارس 1992_ انفجار در سفارت اسراییل در آرژانتین -29 کشته
18 تیر 1994- انفجار مرکز یهودیان در بوئنس آیرس آرژانتین- 86 کشته
به غیر از این اینها، مواردی همچون، ربودن سه سرباز در مزارع شبعا، ربودن «حنان تتنباوم» و عملیات تیراندازی در نزدیکی شهرک صهیونیستی کیبوتس متسوفا و مهم تر از همه ربودن دو سرباز به نام های ریگف و گولدفاسر در مرزهای لبنان نیز از سوی اسراییل به این لیست اضافه شد. آمریکا و اسراییل مدعی بودند در پشت همه این عملیات ها یک نفر وجود دارد، فردی مخفی که در میان پایتخت های خاورمیانه حرکت کرده، این در حالی است که آنها در برخی از این اتفاقات مدعی بودند که ایران مسوول انجام این انفجارهاست، اما این بار منافع خود را در آن دیده بودند که مغنیه را در این مورد متهم کنند. وی از دست عکاسان فرار کرده و انجام مصاحبه را رد می کند. دستگاه های اطلاعاتی غربی مغنیه را به شبحی تشبیه می کنند که گاهی هست و گاهی نیست. بسیاری از اقدامات مغنیه شناخته شده اما دیگر در مورد قیافه، عادات و مکان او چیزی معلوم نیست. روشن است که وی سال 1962، در یکی از روستاهای جنوب لبنان به دنیا آمده، برخی این روستا را طیر دبا دانسته و برخی دیگر اطلاعات مختلفی را مطرح کرده اند.
مغنیه سال‌ها سازمان‌های جاسوسی دنیا را سردرگم کرد
بنا بر اطلاعات موثق، والدین مغنیه از شیعیان مذهبی بوده اند؛ وی در سنین کودکی به بیروت رفته و در محله فقیری در مجاورت فلسطینی ها بزرگ شد، او به سازمان آزادیبخش فلسطین پیوسته، تحصیلات راهنمایی را رها و به جنبش فتح ملحق شد. گفته اند که وی نگهبان شخصی «ابو ایاد» (جانشین عرفات) بوده؛ او بعد از مدتی به خدمت «گروه 17» که یگان امنیتی سازمان بود، درآمد، اما زمانیکه پس از جنگ سلامه الجلیل در سال 1982، سازمان آزادیبخش فلسطین از لبنان اخراج شد، مغنیه، ماندن در بیروت را ترجیح داده و به هسته اولیه موسسین حزب الله پیوست. بر اساس گزارش یدیعوت این مرد، در سایه بودن و ظاهر نشدن در ملاعام را ترجیح داد و گزارش ها پیرامون وی ناقص و پیچیده است. بنا بر یکی از گزارش ها، مغنیه محافظ شخصی علامه فضل الله مرجع فقید شیعیان در لبنان بوده است. طبق گزارشی دیگر، وی فرمانده و مغز متفکر عملیات های منظمی بوده که نتایجی خونین را به دنبال داشته است. برخلاف سید حسن نصرالله رهبر فعلی حزب الله، مغنیه در تلویزیون حاضر نمی شد. عماد مغنیه به ادعای این کتاب یک تروریست [مبارز] سرسخت و مبتکر بوده است. درخشش وی در جریان طراحی و فرماندهی سلسله عملیات های کشتار جمعی لبنان در اواخر جنگ اول لبنان نمود داشته است. وی زمانیکه یک کامیون پر از مواد منفجره را با هدایت تعدادی از مبارزان به مقر فرماندهی نیروهای مبارز آمریکایی و چتربازان فرانسوی در بیروت فرستاد، تنها 21 سال داشت. چند روز بعد، همین حادثه علیه مقر فرماندهی اسراییل در صور تکرار شد. مغنیه در 22 سالگی یک گروه از مبارزان را به سمت ساختمان سفارت آمریکا در کویت فرماندهی و همانجا اولین هواپیمای خود را ربود. مغنیه پس از هر عملیات از محل فرار می کرد، گویی که زمین او را بلعیده باشد. به ادعای این کتاب صهیونیستی، عماد مغنیه در 23سالگی هواپیمای TWA را در مسیر یونان به رم ربود و خلبان را وادار به فرود در فرودگاه بیروت کرد؛ در جریان ربودن هواپیما، «رابرت دین استاتهام» غواص ناوگان به قتل رسیده و جنازه اش از پنجره هواپیما به بیرون پرتاب شد. مغنیه بعد از عملیات ربودن هواپیما فرار کرد؛ اما این بار اثر انگشتش را در دستشویی هواپیما جا گذاشت.
مرد سایه‌ها
از زندگی شخصی مغنیه چیزی معلوم نیست، جز ازدواج با دختر عمه اش که حاصل آن یک دختر و یک پسر است. مغنیه از سنین پایین احساس می کرد که هدف تعدادی از دستگاه های اطلاعاتی غربی است، بنابراین تلاش کرد هویت خود را پنهان سازد؛ وی عمل جراحی پلاستیک ناموفقی را در لیبی انجام داد.
تنها یک عکس از مغنیه به دستگاه های اطلاعاتی غربی رسید که در آن عینک و ریش داشته، چاق است و کلاهی بر سر دارد. اطلاعات درباره وی ناقص بود، اف. بی. ای تا این حد از او می دانست که متولد لبنان است، عربی صحبت می کند، مو و محاسن دارد، قدی حدود 170 سانتیمتر و وزنی حدود 60 کیلوگرم دارد. اما باید باز هم تاکید کرد که عماد مغنیه خود را به خوبی پنهان می کرد و در گمراه کردن تعقیب کنندگانش موفق بود. مغنیه پس از تمامی عملیات هایی که انجام داد، از شخصیت های بزرگ حزب الله و نمادی از استواری، شجاعت و توان اجرایی شد، تا جایی که به بازوی نظامی سازمان، عامل وحشت دستگاه های اطلاعاتی جهان تبدیل شد. هر زمان که نیرو و توان این سازمان افزایش یافت، هدف خود را ترور در اسراییل و غرب قرار داد. مغنیه این مطلب را درک کرده و در فرار دایم زندگی می کرد، به همه حتی یاران نزدیک خود مشکوک بود. بسیاری از اوقات محافظان شخصی خود را تغییر می داد و هر شب در جاهای مختلف می خوابید. سفرهای وی به بیروت، تهران و دمشق از اسرار مخفیانه بوده است. مغنیه بر اساس تصویری که از وی در موساد و سازمان های جاسوسی جهان وجود داشت، شخصی بخصوص، با حضور قوی، دارای علمی گسترده در رابطه با وسایل جنگ الکترونیک و نیز انگیزه بسیار بالابود. مغنیه واکنش های غیرقابل پیش بینی داشت؛ وی توانایی تبدیل به شخصیت ها و هویت های مختلف را دارا بود که به او این امکان را می داد یکی پس از دیگری از دست تعقیب کنندگان خود فرار کند.
مغنیه نقطه ضعفی نداشت
«دیوید برکای» از فرماندهان یگان 405 در امان [سازمان جاسوسی ارتش رژیم صهیونیستی] که مسوول پرونده عکس مغنیه بود در مصاحبه ای با روزنامه انگلیسی «ساندی تایمز» اظهار داشت: اطلاعات بسیاری از مغنیه جمع کردیم، اما هر بار که اقدام به این کار نمودیم اطلاعاتمان کمتر می شد، چرا که موفق نشدیم نقاط ضعفی مانند زن، مواد مخدر و پول در وی پیدا کنیم. سال های زیادی فشار بر مغنیه ادامه پیدا کرد. سال 1988 زمانیکه هواپیمای وی در پاریس فرود آمد، نزدیک بود دستگاه های فرانسوی او را دستگیر کنند. فرانسویان اطلاعاتی داشتند که آژانس اطلاعاتی آمریکا در اختیارشان گذاشته بود از جمله تصاویر، گذرنامه های جعلی که مغنیه از آنها استفاده می کرد؛ اما فرانسه از آن بیم داشت که دستگیری مغنیه سبب قتل گروگان های فرانسوی که در لبنان دستگیر شده بودند، شود. بنابراین ترجیح دادند خود را به ندانستن زده و به او اجازه ادامه سفر را بدهند. سازمان های آمریکایی تلاش کردند مغنیه را سال 1986 در اروپا و سال 1995 در عربستان دستگیر کنند، ولی مثل همیشه از دست آنها فرار کرد. در آن سال ها مغنیه به شدت مشغول برنامه ریزی و اجرای عملیات علیه اسراییلی ها و یهودیان در آرژانتین بود؛ سال 1988 در نزدیکی سفارت بوینوس آیرس، بر انفجار یک کامیون بمب گذاری شده که توسط یک عامل انتحاری هدایت می شد، نظارت داشت و 29 نفر را به قتل رساند. بلافاصله شماری از سران دستگاه های امنیتی این عملیات را به حزب الله ارتباط دادند و معتقد بودند این عملیات، انتقامی بود در پاسخ به ترور موسوی که در حملات بالگردهای اسراییلی در جنوب لبنان به شهادت رسید. با گذشت دو سال، بار دیگر طی عملیاتی در مرکز یهودیان در بوینوس آیرس، 86 نفر به قتل رسیدند که به اعتقاد برخی این عملیات نیز پاسخ حزب الله در ربودن شیخ مصطفی دیرانی بوده است.
ترور نافرجام
در دسامبر 1994، مغنیه در لبنان دیده شد و طی مدت زمانی کوتاه، تلاش برای ترور وی توسط یک خودروی بمب گذاری شده در جنوب بیروت انجام پذیرفت. پلیس لبنان نتایج به دست آمده را اینگونه منتشر ساخت: یک بسته انفجاری زیر خودرویی نزدیک به مسجدی که علامه فضل الله در آن خطابه داشت، جاگذاری شده بود که انفجار سبب ویرانی مغازه «فواد مغنیه» برادر عماد شد و جسد وی در میان ویرانه ها پیدا شد. اما عماد مغنیه که گمان می رفت باید در مغازه باشد به آنجا نیامده بود و بدین ترتیب همچنان زنده ماند.
به فاصله کوتاهی پس از انفجار، دستگاه های امنیتی لبنان با همکاری حزب الله شماری از عاملان موساد را که در پشت عملیات قرار داشتند و در راس آنها مردی به نام احمد خالق بود، بازداشت کردند. در یک اطلاعیه رسمی اعلام شد که خالق و همسرش، خودروی خود را نزدیک مغازه فواد مغنیه پارک کردند و خالق برای اطمینان از حضور مغنیه در مغازه وارد آن شد، با وی دست داد سپس به خودرو بازگشت و بمب را به کار انداخت.
روزنامه لبنانی «السفیر» به نقل از منابع آگاه نوشت که احمد خالق در قبرس، با یکی از فرماندهان بلندپایه موساد دیداری داشته که وی دستورات لازم را به خالق داده و حدود 100 هزار دلار جهت اجرای عملیات در اختیار وی گذاشته است.
این بار مغنیه نجات پیدا کرد، اما عوامل موساد دست بردار نبودند؛ با تلاش پیوسته، اطلاعات را جمع و به تطبیق میان اظهارات دستگاه های اطلاعاتی خارجی و انواع روش های عملیاتی می پرداختند. عماد مغنیه در سال های اخیر، رییس ستاد عالی حزب الله شد، بسیاری در سازمان او را جانشین نصرالله می دانستند. جایگاه بالای مغنیه او را وادار می کرد به شدت محتاطانه عمل کند. این بار شایعاتی مطرح شده بود که مغنیه با کمک جراحی پلاستیک، چهره ظاهری خود را تغییر داده است.
سرنخ‌هایی از مغنیه
بنا بر اظهارات نشریات خارجی، با پایان جنگ دوم لبنان، موساد، فلسطینیان مخالف حزب الله را در داخل لبنان به خدمت گرفت. یکی از این مخالفان خواهرزاده ای در روستای محل تولد مغنیه داشت که اظهار کرده بود مغنیه به اروپا سفر کرده و با چهره ای کاملامتفاوت به لبنان بازگشته است. بدین ترتیب عاملان موساد با یک هدف غیرعادی روبه رو بودند، شخصی با جراحی پلاستیک. جاسوسان موساد با توجه به امکان انجام عمل جراحی در یکی از کشورهای اروپایی، شروع به تحقیق کردند و معلوم شد که وی در برلین پایتخت آلمان، تحت عمل جراحی قرار گرفته است. به گفته «گوردون توماس» خبرنگار و پژوهشگر انگلیسی، جاسوس موساد ملقب به رابین در دیدار با مبلغ آلمانی که روابط پنهانی در برلین شرقی دارد، متوجه شد عماد مغنیه مدتی نه چندان دور، تحت یک سلسله عمل های جراحی پلاستیک قرار گرفته که چهره اش را کاملاتغییر داده است. این عملیات جراحی در آزمایشگاهی که در گذشته متعلق به آژانس اطلاعاتی آلمان شرقی بود، انجام شد. بعد از گفت وگو و جستجوی پرونده، رابین با پرداخت هزینه ای بالابه منابع آلمانی، موافقت کرد و در عوض آن پرونده ای به دست آورد که در آن 34 عکس جدید از مغنیه وجود داشت. از این عکس ها معلوم شد که طی عمل های جراحی بر روی مغنیه، فک پایین وی با مهارت شکافته شده و استخوانی که از وی گرفته شده بود در آن کاشته شد تا چهره ای باریک تر به مغنیه بدهد؛ این عمل، ظاهری لاغر و نرم به مغنیه داده بود که در گذشته اینگونه نبود. تعدادی از دندان های جلویی او خارج و به جای آن دندان هایی با ظاهری دیگر کاشته شد؛ همچنین چشم ها نیز با کشیده شدن شدید پوست اصلاح شدند. برای تکمیل چهره جدید، موی مغنیه خاکستری رنگ شده و به جای عینک از لنز استفاده شد. مشخص بود، ظاهر جدید هیچ شباهتی به اصل مغنیه ندارد و تمامی تصاویر قدیمی که سازمان های اطلاعاتی غربی از دهه 80، در اختیار داشتند کاملابی ارتباط با این چهره جدید بود.
برنامه‌ریزی گسترده موساد برای ترور
موساد با کمک عکس های جدیدی که از طریق منابع خارجی بدان دست یافته بود، شروع به برنامه ریزی ترور مغنیه کرد. رییس موساد بهترین مردان خود را جمع کرد از جمله، رییس بخش قیساریه، فرمانده یگان کیدون و کارشناسان دیگری که بر روی «پرونده مغنیه» کار کرده بودند. کم کم مشخص شد که نمی توان در کشور غیر اسلامی به مغنیه دست یافت. مغنیه سفر به کشورهای غربی را کاهش داد. اسراییل در گذشته عملیات هایی را در کشورهای عربی انجام داده بود. اسراییل پیش تر فرستاده های خود را به تونس فرستاده بود و همانطور که گمان می شد ابو جهاد را ترور کردند؛ با این وجود، مییر داگان رییس موساد، مطلب بزرگ و مهمی را درک کرده بود که برای عملیات موفقیت آمیز فرستادگانش در قلب پایتختی مانند دمشق، مناسب بود. بنا بر گزارش روزنامه انگلیسی «ایندیپندنت»، نقشه ای که طی مذاکرات موساد طراحی شد، این بود که امکان رسیدن مغنیه به دمشق جهت شرکت در مراسم بزرگداشت پیروزی انقلاب اسلامی که از 12 فوریه آغاز می شد بررسی شده و مغنیه در همان زمان ترور شود. با انجام یک سلسله از بررسی های شدید و مشاوره، تصمیم بر آن شد که ترور مغنیه توسط یک خودروی بمب گذاری شده که به خودروی مغنیه برخورد می کند، انجام پذیرد.
هم اکنون زمان آن بود که در یک کورس اطلاعاتی، هر گونه معلوماتی که از هر طریقی به موساد مربوط می شود جمع آوری شود، از جمله دستگاه های اطلاعاتی خارجی جهت بررسی اینکه آیا مغنیه واقعا به دمشق خواهد آمد؟ اگر اینگونه است با کدام هویت؟ در کدام ماشین؟ کجا پیاده خواهد شد؟ چه کسی او را همراهی خواهد کرد؟ چه ساعتی دیدار برنامه ریزی شده خواهد داشت؟ آیا دستگاه های امنیتی سوریه ورود او را ابلاغ خواهند کرد؟ آیا احدی از فرماندهان حزب الله از سفر آینده وی اطلاعی دارد؟ و جزییات دیگری که این مجموعه پیچیده را تکمیل می نماید. اطلاعاتی از یک منبع بسیار موثق به دست آمد که کفه انجام ترور را سنگین می کرد، این اطلاعات نشان می داد که مغنیه شخصا قصد دارد به دمشق سفر کند. در کنار این مطلب، اطلاعات جدید دیگری از سوی عناصر مختلف در بیروت جمع آوری شد که بنا بر اظهارات روزنامه لبنانی «البلد» از جمله این اطلاعات که به موساد رسید، تعیین مکانی بود که فرماندهان حزب الله آنجا سوار خودروها می شدند و در میان آنها مغنیه هم حضور داشت. این دستگاه ها اطلاعات مفصلی از این حرکات جمع آوری کرده بودند.
آغاز عملیات ترور
موساد برای انجام عملیات وارد عمل شد، گروه های مختلفی به صورت ناشناس وارد سوریه شدند که ماموریت های مختلفی نظیر جمع آوری اطلاعات، اجاره خودروها و آپارتمان های مخفی را برعهده داشتند، برخی نیز وظیفه نظارت بر انجام ماموریت را عهده دار بودند و عده ای نیز مواد منفجره را وارد دمشق می کردند.
یک هفته پیش از عملیات اعضای گروه اجرایی به دمشق رسیدند. این افراد از طریق پروازهای مستقل از کشورهای مختلف اروپایی به دمشق آمدند. به گزارش روزنامه «ایندیپندنت» تیم ترور مشتمل بر سه تن بود: یک نفر با شرکت هواپیمایی فرانسوی از پاریس، یک نفر از میلان ایتالیا و نفر سوم از اردن با شرکت هواپیمایی اردن وارد دمشق شد. «ایندیپندنت» همچنین اسامی جاسوسان شخصی را ذکر کرد، اما این کتاب صهیونیستی نام ها را حذف کرده و آن را ساخته و پرداخته تخیل نویسنده می داند. این سه جاسوس بدون مشکل، بازرسی گذرنامه را پشت سر گذاشته و راهی دمشق شدند تا به مکان مورد توافق با همدستانی از بیروت بروند. این افراد جاسوسان اسراییلی را به مکانی سری هدایت کردند، در آنجا یک خودوری استیجاری به همراه مواد منفجره مشتمل بر حدود سه هزار ساچمه در انتظارشان بود. جاسوسان اسراییلی به عنوان متخصص خودرو و گردشگری در تعطیلات وارد دمشق شدند. درون گاراژی که دستیاران لبنانی برای ایشان اجاره کرده بودند، محموله را آماده کردند. این محموله درون رادیویی جاسازی شد که قرار بود فردای آن روز سوار بر خودرویی شود که منتظر مغنیه خواهد ماند. برخلاف آنچه منتشر شد، جاسوسان، محموله را درون صندلی خودروی مغنیه جاسازی نکرده بودند بلکه محموله درون خودروی کرایه ای بود که در مسیر حرکت مغنیه پارک شده بود.
تیمی دیگر از جاسوسان وارد دمشق شدند تا رسیدن مغنیه را گزارش کنند. ماموریت این تیم، تعقیب و انتظار خروج مغنیه از نزد همسرش بود. کسانی که در جریان تحقیقات ماجرای قتل هستند، به خوبی می دانند که بدون کمک افراد محلی امکان اجرای عملیات وجود نداشت. در نوامبر 2008، روزنامه لبنانی «السفیر» از دستگیری یک شبکه جاسوسی لبنانی خبر داد. یکی از این بازداشت شدگان به نام علی جراح 50 ساله که از ساکنان لبنان است، به مدت 20 سال در برابر حقوق ماهیانه هفت هزار دلار، برای موساد کار می کرده است. جراح بارها به سوریه سفر کرد و ماه فوریه چند روز پیش از عملیات نیز، برای گشت زنی در منطقه نزدیک به محلی که قرار بود مغنیه از آن بازدید کند، به دمشق سفر کرد. در میان لوازم جراح، تجهیزات تصویربرداری پیشرفته شامل دستگاه تصویربرداری ویدیویی و دستگاه جی پی اس ضبط شد، که به خوبی در خودروی وی جاسازی شده بود. جراح در جریان بازپرسی اعتراف کرد، کارفرمایان وی او را برای بازرسی، تصویربرداری و جمع آوری هر نوع اطلاعات کوچک از منطقه ای که قرار بود مغنیه به آنجا برود و نیز آپارتمان محل دیدار با همسرش به دمشق فرستاده بودند. در روز عملیات آخرین آمادگی ها انجام گرفت، نگهبانان پیرامون ساختمان پخش شدند و اندکی پیش از عصر، رسیدن مغنیه به آپارتمان را گزارش کردند و شب هنگام خبر دادند که وی قصد خروج از منزل را دارد، آنها امیدوار بودند که این آخرین مسیر مغنیه باشد. تیم تعقیب به دنبال مغنیه بوده و به طور مستمر به فرماندهی گزارش می دادند. خودروی بمب گذاری شده، آماده استفاده بود؛ قرار بود از راه دور با کمک دستگاه های الکترونیکی دقیق، خودرو منفجر شود. جاسوسان از مدتی پیش خودروی بمب گذاری شده را نزدیک خانه ای که قرار بود مغنیه به آن برسد، پارک کردند و به سمت فرودگاه رفتند. دستگاه های الکترونیکی خودروی جیپ نقره ای را دنبال کردند. شخصی با محاسن مرتب و لباسی مشکی از آن پیاده شد. او عماد مغنیه بود. همان وقت، حوالی ساعت 10 شب، صدای انفجار مهیبی از منطقه کفرسوسه، به فاصله نه چندان دور از مدرسه ای و نزدیک به یک باغ عمومی به گوش رسید. درست همان موقع که عماد مغنیه از خودروی جیپ پیاده شد، خودروی بمب گذاری شده، منفجر شد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات