سخنران اول این نشست دکتر ناصر هادیان، استاد دانشگاه تهران بود که نظریات خود را در زمینه «آمریکا و افشاگریهای ویکی لیکس» مطرح کرد. سه محور سخنرانی دکتر هادیان عبارت بودند از طبقه مخفی در جامعه آمریکا و ویژگیهای آن، قاببندی پدیده ویکی لیکس و ارتباط ویکی لیکس با ایران. وى گفت: پاسخگو نبودن،غیرقابل شناسایی بودن، دسترسی به اطلاعات ویژه از ویژگیهای این طبقه مخفی آمریکایی است که جمعیتی در حدود 850 هزار نفر دارد. این گروه نوعاً وابسته به وزارت دفاع آمریکا است. از نظر ساختاری از جامعه آمریکا تفکیک شده است، میتواند به حجم بالایی از تلفنها و ایمیلهای شهروندان دسترسی پیدا کند و بودجه زیادی را به خود اختصاص میدهد. منقدین این طبقه معتقدند که این طبقه دموکراسی موجود در ایالات متحده را تضعیف میکند. به گفته هادیان، ویکی لیکس ضربهای سنگین به بنیادهای این طبقه خواهد زد. نظارت بر اطلاعات و حفاظت بر اطلاعات دو راهی است که برای کنترل این طبقه و جلوگیری از درز اطلاعات پیشنهاد شده است. چارچوب بندی پدیده ویکی لیکس بحث بعدی هادیان بود. به گفته وی ابهام در فهم این پدیده، منجر به تکثر در مفهوم بندی ویکی لیکس و اغتشاش در چارچوب بندی موضوع شده است. حتی خود ویکی لیکس قادر به چارچوب بندی مفهومی مناسبی برای اعمال خود نشده است. هادیان افزود که گردانندگان ویکی لیکس قطعاً برای خود اهداف سیاسی دنبال میکنند. گزینشی منتشر کردن و ترتیب انتشار مقالات نشان میدهد که این گروه به صورت خنثی دست به این کار نزده اند. سومین نکتهای که هادیان به آن اشاره کرد این است که محتوای اطلاعات منتشره به دست ویکی لیکس لزوماً صحیح نیست. وی هم چنین با رد نظریههای توطئه در این زمینه اشاره کرد که آمریکا با فاصله زیاد نسبت به دیگر کشورها بیشترین ضربه را از ویکی لیکس خورده است. هادیان افزود که دنیای ویکی لیکس پس از دیپلماسی دیگرگون خواهد شد. به این معنی حوزههای خصوصی و عمومی در هم خواهد ریخت و دیپلماتها دیگر به روال سابق با هم گفتگو نخواهند کرد.
هادیان سپس به درسهای این پدیده برای ایران پرداخت. او پیشبینی کرد که در آینده سندهای بیشتری در مورد ایران منتشر خواهد شد که ممکن است گروههای سیاسی برای انتقاد از یکدیگر از آن استفاده کنند. هادیان این کار را اشتباه دانست و اظهار امیدواری کرد که این اتفاق رخ ندهد.
از نظر هادیان درس دیگر ویکی لیکس این است که ما به شناخت بهتری از نگاه دیپلماتهای آمریکایی به مسائل جهانی دست یابیم. هادیان درس سوم اسناد ویکی لیکس را به همسایگان مربوط دانست. نگاه همسایگان به ایران و اینکه برخی از آنها خواستار حمله آمریکا به ایران بودهاند، مساله بسیار مهمی است. به گفته وی در این رابطه ایران نیازمند دیپلماسی بسیار فعالی است و پیغامهای مهمی باید به همسایگان فرستاده شود. مثلاً آنها باید مطلع باشند که اگر حملهای صورت گرفت آنها از پاسخ احتمالی ایران مصون نخواهند بود. ممکن است ما در سیاست اعلامی بحثی را مطرح کنیم ولی در دیپلماسی پنهان ما این مسائل باید به طور صریح پیگیری شود.
خانیکی: جوامع در حال گذار از افشاگری و ویکی لیکس استقبال بیشتری میکنند
دکتر هادی خانیکی عضو هیات علمى دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی، عنوان «زمینهها و آثار ارتباطی ویکی لیکس» را برای سخنرانى خود برگزیده بود. وی ابتدا به بیان این سوال پرداخت که آیا ویکی لیکس یک پدیده فناورانه صرف است؟ به گفته وی، در نگاه جبرگرایانه تافلر، به فناوری با نگاهی خوش بینانه نگاه میشود که حاصل آن نشر آزاد اطلاعات و گفتگوی بیشتر است. خانیکی افزود که باید با نگاه فرصت-تهدید به پدیده ویکی لیکس اشاره کرد. به گفته او با پدیده ویکی لیکس، تاریخ شتاب گرفته است. وى گفت: بیشترین تحولات در طول تاریخ بشری در همین نسل آخر روی داده است. اگرچه ما دوران طلایی تمدن اسلامی و ایرانی را پشت سر گذاشتهایم اما کانون تغییرات در این اواخر است و نباید اینقدر به گذشته نگاه کرد.
خانیکی به پدیده رسانه شهروندی اشاره کرد که با ضبط مخفیانه فیلم اعدام صدام این اصطلاح به کار رفت.
او در توضیح این پدیده گفت که نوعی از روزنامهنگاری شهروندی پدید آمده است که اخباری توسط شهروندان عادی تولید میشود. او سپس به نسبت بین پدیدههای ویکی و جنبشهای اجتماعی پرداخت.
وی افزود که جنبشهای نوین اجتماعی بیشترین موافقان ویکی لیکس و دولتها بیشترین مخالفان این پدیده هستند. خانیکی با اشاره به سخنان «مانوئل کاستلز»، به پایان دوران رسانههای جمعی و شروع گفتمان رسانههای خودگزین گفت: فرایند تولید و توزیع و کنترل خبر را از حالت سنتی آن خارج کرده اند. وی با اشاره به سطح سیاسی-اجتماعی پدیده ویکی لیکس، به شکل گیری سریع جریانهای قدرت و ضدقدرت اشاره کرد.وى در این باره گفت: در ارتباطات گفته میشود که جریان هاى قدرت و ضدقدرت تقریبا هم زمان و خیلی سریع شکل میگیرند. تاثیرگذاری این پدیدهها میتوانند متناقض باشند؛
بحث بر سر درستی یا غلطی اطلاعات نیست، بلکه بحث بر سر دسترسی سریع و گسترده به اطلاعات است که واکنش سریعی دارد که به مشارکت گسترده منجر میشود. در صحنه عمل به واکنشهای سطحی منجر میشود که در فضای جدید هم گفتمان و هم پادگفتمان تولید میکند. ویکی لیکس دیگر صرفاً سایت منتشرکننده اسناد سری دیپلماتیک نخواهد بود، بلکه ابزاری است که حریمهای خصوصی و عمومی را در هم میریزد. به گفته خانیکی، ویکی لیکس بر پدیده ویکی شدن (مشارکت همگانی در تهیه محتوا) تأثیر خواهد گذاشت.
یعنی ویکی پدیا به ویکی لیکس تبدیل شده و بحث نشت و افشای اطلاعات مطرح میشود. در ادامه این نشت کردن در حد تکنولوژی باقی نمیماند و بیشتر باید آن را در نسبت جامعه و فرهنگ بررسی کرد. یعنی اینکه کدام جامعه یا کدام گروههای اجتماعی و سیاسی یا کدام نهادها از نشر کردن و درز کردن اطلاعات استقبال میکنند و کدام یک در هراس میافتند. در فضای وب، هم در حوزه روانشناسی اجتماعی و هم در حوزه جامعهشناسی این بحثها در گرفته است. جوامع در حال گذار جوامعی هستند که از افشاگری استقبال میکنند به همین دلیل به سمت ویکی لیکس گرایش دارند. در گستره جهان، نهادهایی مثل نهادهای دولتی به دنبال آن هستند حیاط خلوتهایی برای خود داشته باشند به همین دلیل در مقابل این پدیده مقاومت میکنند. از چالش میان این دو به نظر میرسد پدیدهای جدید در حال خلق است؛ به رغم همه تردیدها در وضعیت اسناد و سابقه آسانژ. به هر حال آقای آسانژ و سایتش بسیاری از جوایز در زمینه اطلاعرسانی را طی دو سال گذشته از آن خود کرده است و این نشاندهنده اقبال به این رویکرد است. به نظر من باید آن را پدیدهای جدید دانست و ما باید منتظر ورود به فضای تازهای باشیم.
خانیکی در پایان به نتایج ویکی لیکس پرداخت. او رونق روزنامهنگاری شهروندی و سوق داده شدن اهمیت کار از رسانه به سمت مخاطب را یکی از پیامدهای ویکی لیکس دانست. علاوه بر این به اعتقاد خانیکی ویکی لیکس چالش تازهای را در جریان آزاد اطلاعات ایجاد میکند.
محمد فرازمند: سیاست مماشات درباره اعراب جواب نداده است
دکتر محمد فرازمند سفیر سابق ایران در بحرین، سومین سخنران نشست «بررسی ابعاد و نتایج ویکی لیکس» بود که به موضوع «اسناد ویکی لیکس و روابط ایران و اعراب» پرداخت. محمد فرازمند با اشاره به اینکه اسناد ویکی لیکس از 1966 تا 2010 را در بر میگیرد گفت: برخلاف باوری که شکل گرفته است تعداد کمی از اسناد منتشر شده در ویکی لیکس دارای طبقه بندی محرمانه هستند و بقیه از منظر سازمانی طبقه بندی شده اند و برای عموم قابل دسترس نیستند. از بین سفارتهای امریکا هم سفارت آمریکا در آنکارا بیشترین اسناد را به خود اختصاص داده و بعد از آن سفارت بغداد است.
وى با بیان اینکه در کل اسناد ویکی لیکس عراق مهم ترین کشور در اسناد وزارت خارجه امریکا به شمار مى رود، اضافه کرد: کشورهای خاورمیانه حجم بالایی از اسناد ویکى لیکس را در بر گرفته اند. مسلم است که از مبدا ایران سندی وجود ندارد اما از کشورهای همسایه اسناد زیادی در رابطه با ایران منتشر شده است.
این کارشناس حوزه اعراب در ادامه گفت: هر چه پیشتر میرویم در صحت اسناد نمیتوان شک کرد اما در مورد صحت اطلاعات اسناد مباحثی وجود دارد. در زمینه اسنادی که دیپلماتها رد و بدل میکنند اسناد متفاوتی وجود دارند یکی گزارش دیپلماتها از مذاکرات انجام داده توسط خودشان و یکی دیگر دستورالعمل هایی که از سوی وزارت خارجه فرستاده میشود. اسنادی هم هستند که در آنها دیپلمات یا به تحلیل وقایع میپردازد یا جمع آوری اطلاعات میکند که اینها اسناد مهمی هستند.
وی به مواردی از دیدگاههای کشورهای عربی در مورد ایران که در اسناد بازتاب داده شده، اشاره کرد و افزود: اسناد نشان داده است بحرین، امارات، اردن، مصر و عربستان کشورهایی بودند که خواستار حمله نظامی به ایران شده بودند. من ندیدم که این کشورها صحت این اسناد را تکذیب کنند. حتی ترکیالفیصل در حاشیه اجلاس منامه گفت آمریکاییها باید مراقبت بیشتری از مدارک خود کنند و این نشان میدهد که اسناد را قبول دارند.
فرازمند همچنین تاکید کرد نباید در دام برجسته سازى اطلاعات توسطه رسانهها بیفتیم. تعداد زیادی سند راجع به رابطه ایران با اعراب یا اسنادی در رابطه با اسرائیل وجود دارد که به دلیل برجسته نشدن توسط رسانهها مورد توجه قرار نگرفته است.
وی در نگاهی انتقادی به نحوه برخورد ایران با کشورهای عربی بعد از رو شدن اسناد ویکی لیکس گفت: پنج کشور عربی در اظهارات خود خواستار حمله نظامی به ایران شدند اما ایران با زیر سوال بردن صحت اسناد با این امر برخورد کرد و گفته شد که ایران در جهت کاهش شرمساری اعراب عمل کرده است. اما سوالی که پیش میآید این است که آیا ایران در دیدارهای خصوصی هم چنین واکنشی در مقابل عربها داشته یا خواهد داشت؟
فرازمند در ادامه، افشای اسناد عربی و ضدایرانی ویکی لیکس را حاکی از موفقیت دیپلماسی آمریکا برای همسو کردن کشورهای عربی علیه ایران دانست و گفت: ما باید به دنبال سیاستهایی مناسب با این وضعیت برویم. درسهایی که میتوان گرفت اول این است که تبعات حمله به ایران و ترس اعراب از این امر یک سیاست بازدارنده در استراتژی امنیت ملی ما نیست. دوم اینکه سیاست مماشات درباره اعراب جواب نداده است. اسناد نشان میدهد که اعراب به سمت افزایش خصومت با ایران رفتهاند. ما از افکار عمومی عربی نباید غافل شویم. اگر بتوانیم افکار عمومی عرب را به درستی هدایت کنیم این امر عامل بازدارنده بهتری است.