تاریخ انتشار : ۱۴ آبان ۱۳۹۱ - ۱۳:۰۴  ، 
کد خبر : ۲۱۳۰۲۶

جغرافیای سیاسی قدس شریف و دیدگاه امام خمینی(ره)

نصرت‌الله تاجیک اشاره: بیت‌المقدس نقطه ثقل قضیه فلسطین و از دیدگاه جهان اسلام خط قرمز و فصل‌الخطاب بلیه‌ای است که از سوی صهیونیسم جهانی برای مسلمانان به وجود آمده است. سابقه تاریخی، ابعاد ایدئولوژیک و موقعیت ژئوپلتیک آن همواره در طول تاریخ همچون دری درخشان مورد توجه قدرتهای زمان بوده ولی این واقعیت را نمی‌توان نادیده انگاشت که این سرزمین مقدس که محل خاستگاه، تلاقی و تعاطی ادیان توحیدی بوده مورد ظلم مضاعفی قرار گرفته و اگرچه از طرفی اکنون در چنگال دژخیمان صهیونیست واقع شده ولی از طرف دیگر، آنچنان که باید از سوی رهبران و توده مردم و مخصوصاً مسلمین که پیامبر عظیم‌الشأنشان خاتم رسل است. در سده‌های اخیر مورد توجه واقع نگردیده است یکی از بزرگترین آمال امام خمینی(ره) رهبر فقید انقلاب اسلامی، آزاد سازی این شهر و بازگشت آن به آغوش مسلمین بوده و جا دارد در سالیکه به نام ایشان نامگذاری شده به این مسئله توجه بیشتری معطوف گردد. نویسنده در حد وسع خود و با نگرش به این مسئله از زاویه‌ای خاص سعی نموده ایده‌ای را مطرح نماید که دریچه‌ای باشد برای ورود به بحث و نظریه‌پردازی توسط اساتید و کارشناسان این امر در ایران و دنیای اسلام و سپس دستیابی به راههایی جهت نیل به خواسته بحق مسلمانان جهان یعنی آزادی قدس. امید است در همین حد توانسته باشم دینی هرچند ناچیز نسبت به مردم فلسطین و امام راحل(ره) ادا کرده باشم.

سیاست هیچگاه از جغرافیا جدا نبوده و نخواهد بود. به عبارت دیگر ژئوپلیتیک یا سیاست جغرافیایی، یک علم جدید نیست و از زمانهای بسیار قدیم متفکران یونانی و پس از آن مسلمانان قرون وسطی سعی در توجیه رفتار دولتها براساس جغرافیای منطقه داشته‌اند. امروزه هرچند دیدگاه جبر جغرافیایی جایگاه سابق خود را در میان مکاتب جغرافیایی از دست داده است ولی به هیچ وجه نمی‌توان نقش جغرافیا و جغرافیادانان را در سیاست و سیاستگزاری نادیده گرفت.
اصطلاح ژئوپلیتیک اولین‌بار توسط رودلف کیلن (Rudolf Kiellon) جغرافیدان سوئدی (1923 ـ 1864) بکار برده شد. در ژئوپلیتیک (سیاست جغرافیایی) نقش عوامل محیط جغرافیایی در سیاست ملل بررسی می‌شود و در یک تحلیل واقع‌بینانه ژئوپلیتیک برای داده‌های طبیعی باید اهمیت محدودی قائل شد ولی در میان پدیده‌های محیطی پدیده‌ای مانند انسان نمی‌تواند در سرنوشت سیاسی نقش داشته باشد.
در یک تحلیل ژئوپلیتیکی سعی بر این است که میان مراکز قدرت بین‌المللی و منطقه‌ای و موقعیت جغرافیایی منطقه مورد بحث رابطه برقرار نمود. در نظریه ژئوپلیتیکی ساختار جغرافیایی منطقه‌ای که در آن قدرت اعمال می‌شود، از اهمیتی ویژه برخوردار است. در این زمینه صاحبنظران روابط بین‌الملل به منظور تبیین موضوع از قیاس با شطرنج بهره گرفته و برای هر بازیکن «نه تنها تعداد و نوع مهره‌هایی رقیب هم اهمیت دارد.» بنابر این باید گفت، هر منطقه که به دلیل ساختار جغرافیایی خود مورد توجه قدرتهای رقیب قرار گرفته و بتواند در برقراری و یا بر هم زدن آن مؤثر باشد، از اهمیت ژئوپلیتیکی برخوردار می‌باشد. اهمیت ژئوپلیتیکی یک منطقه ذاتاً یک عامل مثبت و یا منفی نیست، بلکه میزان این اهمیت بنا به خواست مردم منطقه، اتحاد و همبستگی آنها در مقابله با ترفندهای رقیب و یا برعکس رقابت و کشمکش آنها با یکدیگر تغییر می‌کند. در نتیجه در بعضی از موارد، قدرت‌آفرین و در موارد دیگر عامل ضعف و عقب‌ماندگی است.1
هدف این مقاله نگرش به قدس از دیدگاه مذکور با تمامی ویژگیهای جغرافیای سیاسی این منطقه خاص از خاورمیانه و ابعاد دیگری که به آن خاصیت ژئوپلیتیک بخشیده است، می‌باشد. در این مقاله در پایان هر بخش نیز سعی شده با جمع‌بندی مختصری زمینه برای بحث و بررسی بخش بعدی آماده شود.
تاریخچه بیت‌المقدس
سرزمین فلسطین که در قدیم کنعان نام داشت دارای 25000 کیلومتر مربع مساحت و در ساحل شرقی دریایی مدیترانه و در مجاورت کشورهای مصر، سوریه، اردن و لبنان قرار دارد. فلسطین سرزمینی حاصلخیز و دارای آب و هوای معتدل است. این منطقه محل ظهور پیامبران بزرگی چون عیسی(ع)، موسی(ع) و محل عبور و زندگانی حضرت ابراهیم(ع) بوده است و از نظر موقعیت ژئوپلیتیک نیز بسیار حساس و استراتژیک است. شهر اورشلیم یا بیت‌المقدس قدیم بر فراز تپه‌هائی بنا گردیده است که با معبد یهوه بر بالای کوه موریا قرار دارند. بیت‌المقدس از مکانهای مهم فلسطین است که کوه صهیون2 و کوه زیتون از شرق و غرب آن را احاطه کرده‌اند.
تاریخ پرماجرای فلسطین با نام و یاد انبیاء سلف آغاز می‌شود. نام حضرت یعقوب، اسرائیل بود و بنی‌اسرائیل فرزندان یعقوب هستند که حدود سیزده قرن قبل از میلاد مقتدر بوده‌اند و در هنگام حکومت فرعون بر مصر و پیش از ظهور موسی(ع)، اسرائیلیان جمعیت انبوهی پیدا کردند. 430 سال پس از ورود یعقوب به مصر، حضرت موسی، قوم بنی اسرائیل را از سرزمین مصر برای بردن به ارض موعود، به حرکت درآورد که پیمودن این مسافت چهل سال بطول انجامید.
پس از موسی(ع)، یوشع جانشین وی برای عبور دادن بنی‌اسرائیل از اردن مهیا شد و پس از آنکه این قوم به شهرهای جدید رسیدند دست به غارت و کشتار اهالی زدند که پادشاه اورشلیم با شاهان پنج شهر دیگر متحده شده و با یوشع و بنی‌اسرائیل جنگیدند که همگی شکست خورده و توسط بنی‌اسرائیل به دار آویخته شدند. اما قوم فلسطین در مقابل آنان مقاومت کرد و سرانجام بنی‌اسرائیل را مغلوب ساخت. طی چند جنگ خونین قوم فلسطین همواره بر آنان پیروز می‌شد اما پس از جنگ‌های فراوان، سرانجام بنی‌اسرائیل قدرت گرفته و بر شهرها مسلط شدند در حدود هزار سال پیش از میلاد، حضرت داود(ع) توانست اورشلیم را از دست فلسطینیان خارج کند و بیت‌المقدس یا خانه خدا را در آنجا بنا کند، که این بنا توسط حضرت سلیمان تکمیل شد. بیت‌المقدس، حدود 1100 سال پس از بنای کعبه در مکه به دست ابراهیم(ع) و 970 سال پیش از میلاد مسیح ساخته شد. حضرت داود با چهارده نسل شجره‌اش به حضرت ابراهیم بنیانگذار کعبه می‌رسد و به روایت انجیل متی، حضرت عیسی(ع) پس از بیست و هشت نسل، شجره‌اش به داود ختم می‌شود و بدین ترتیب پس از نزول آیه تغییر قبله به پیامبر اسلام(ص)، مکه (کعبه) حرم اول و مسجدالاقصی (قدس) حرم دوم موحدان گردید.
در زمان حضرت داود(ع) تابوت عهد را به کوه صهیون آوردند و برای نگهداری آن قربانگاهی بنا نمودند این تابوت مدتی به دست فلسطینیان فاتح افتاده بود که دوباره آن را به بنی‌اسرائیل بازگرداندند و تا زمان حضرت سلیمان در کوه صهیون نگهداری می‌شد، اما پس از تکمیل بنای بیت‌المقدس تابوت را به قدس انتقال دادند. حضرت سلیمان(ع) چهل سال حکومت کرد و آرامش را به قدس بازگردانید؛ اما پس از او، دوباره ظلم و غارت بنی‌اسرائیل آغاز شد. حدود هفتصد و سی سال پیش از میلاد «شلمنصر» به اسرائیل رفت و عده‌ای از آنان را اسیر کرد و بجای آنها بابلیان را در سرزمین اسرائیلیان اسکان داد و دوباره کشور یهود در زمان بخت‌النصر در سال 586 پیش از میلاد مورد حمله آشوریان قرار گرفت که منجر به انحطاط و اسارت بنی‌اسرائیل شد، پادشاهی یهود برانداخته شد و مردم اسرائیل پراکنده یا اسیر بابل گشتند و مهاجمین معبد سلیمان را ویران ساختند.
با ورود بنی‌اسرائیل و قوم یهود به فلسطین در 480 سال پیش از بنای قدس (تقریباً 1300 سال قبل از میلاد مسیح) به رهبری یوشع بن نون این سرزمین روی خوشی ندیده و تا اکنون که 3300 سال می‌گذرد هنوز فلسطین به آرامش نگرائیده است.
پیامبران بعدی یهود: مانند ارمیا، اشعیا، دانیال (که مزار او در شوش است) و... که شاهد ویرانی اورشلیم و رنج و اسارت یهود بودند و آنان را دلداری می‌دادند، پیوسته وعده‌ رهایی و بشارت ظهور منجی بزرگ را می‌دادند که اشعار و سخنان آنان در عهد عتیق مضبوط است. در این زمان کورش پادشاه هخامنشی از مشرق ظهور کرد و سرزمینها را یکی پس از دیگری مسخر خود می‌ساخت که این امر سبب خوشحالی یهود و رهبران آنها شد. سرانجام کورش، بابل را نیز تسخیر کرد و یهود و بنی‌اسرائیل را آزاد ساخت و به فلسطین و اورشلیم بازگرداند. کورش با همه اقوام و مذاهب مدارا می‌کرد و به دستور او خانه خدا دوباره بازسازی شد. آسایش اورشلیم تا پایان سلطنت داریوش سوم ادامه داشت تا اینکه اسکندر مقدونی در حدود 323 سال پیش از میلاد، حمله به ایران، مصر، سوریه و فنیقیه و فلسطین را آغاز کرد و ویرانی‌ها و قتل و غارت فراوانی به بار آورد و گنجینه‌های ایران را به غارت برد. او به انتقام ویران کردن آتن توسط خشایارشاه، تخت جمشید را به آتش کشید و امرای خود را حاکم بر شهرهای فتح شده گردانید.
پس از اسکندر، جانشینان او بر فلسطین مسلط شدند. از سال 63 قبل از میلاد، دوره تسلط رومیان آغاز شد که پس از جنگهای فراوان، بر ارمنستان و قسمتی از آسیا و آفریقا و سپس سوریه و فلسطین حمله بردند و دوازده‌هزار یهودی را کشتند و دیوارهای شهر را ویران ساختند.
در چنان شرایطی برای یهودیان، ظهور مسیح امید و آرزوی مردمان آن دیار بود تا آنان را نجات بخشد. حضرت عیسی(ع) هنگامی که از ناصره واقع در استان جلیل (موطن اصلی خود و خانواده‌اش) همراه با شاگردانش (حواریون) به سوی اورشلیم به حرکت درآمد کرامات فراوانی از وی ظاهر شد.
در سال هفتاد میلادی، تیتوس فرزند امپراطور روم با هشتاد هزار سرباز، اورشلیم را محاصره کرد و پس از چند ماه مقاومت یهودیان، سرانجام رومیان فاتح شدند و قوم یهود دوباره آواره شدند. حدود سیصدسال پس از مصلوب ساختن مسیح که کنستانتین (قسطنطین کبیر 337 ـ 306 م) امپراطور روم دین مسیح را پذیرفت و این مذهب را رسمی اعلام کرد. دوباره به اورشلیم توجه خاصی شد. چون بیت‌اللحم را زادگاه مسیح و محلی می‌دانستند که قبر او را در خود دارد از این پس، اورشلیم مرکزیتی برای مسیحیت نیز گردید و کلیساهای زیادی ساخته شد. از سال 135 میلادی تا بیش از پنج قرن فقط عده قلیل و انگشت شماری یهودی در بیت‌المقدس زندگی می‌کردند.
در زمان خسرو دوم پادشاه ساسانی، جنگ میان امپراطوری ایران و روم از 604 تا 630 میلادی به وقوع پیوست که سپاهیان ایران و روم را شکست داده و با راهنمائی یهودیانی که با ایران همکاری می‌کردند اورشلیم (فلسطین) را فتح کردند اما پس از مرگ خسرو پرویز، این سرزمین دوباره به دست مسیحیان افتاد.
پس از بعثت حضرت محمد(ص)، در سیزده سال اول بعثت که پیامبر(ص) در مکه زندگی می‌کردند، مسجدالاقصی در بیت‌المقدس قبله اول مسلمین بود و پس از مهاجرت به مدینه در سال دوم در مسجد بنی سلمه در شهر مدینه، به فرمان خداوند، قبله مسلمین از مسجدالاقصی به مسجدالحرام (خانه کعبه در مکه) تغییر یافت.
پس از رحلت پیامبر، در زمان خلیفه اول، او سپاهی را روانه سوریه و فلسطین کرد که با درگذشت او، در زمان خلیفه دوم سوریه و بیت‌المقدس به دست مسلمین افتاد و رومیان در آنجا شکست خوردند. اهالی شهر مقاومت زیادی کردند اما طولانی شدن محاصره و مشکل غذا و شیوع بیماری و... آنان را مجبور به تسلیم شدن کرد. خلیفه دوم با مرکب و لباسی بسیار ساده وارد شهر شد تعجب اهالی را برانگیخت و قرارداد صلح منعقد شد. خلیفه نسبت به اهالی رفتار بسیار ملایمی داشت و از آن سال (یعنی سال 15 هجری) فلسطین در دست مسلمانان بود، در معاهده صلح، مسیحیان در اعمال مذهبی خود آزاد بودند. ساکنان این شهر را عمدتاً مسلمانان عرب تشکیل می‌دادند و برای مسلمانان نیز قدس بخاطر اینکه قبله اول بود بسیار معزز و مقدس شمرده می‌شد.
از سال 1095 م (499 هـ ـ ق) با تهاجم اروپائیان علیه مسلمانان جنگهای صلیبی آغاز شد که تا حدود نزدیک به دو قرن ادامه یافت. اگرچه این جنگ علتهای گوناگونی داشت مانند انتقام‌جوئی دنیای مسیحیت از پیشرفتهای مسلمین در غرب و نیز طمع ثروت شرق از سوی اروپائیان و اعتقاد به رفتن به بهشت از طریق وصال تربت عیسی و... اما یکی از علتهای جنگهای صلیبی را، مورخین، مسئله فلسطین و شهر بیت‌المقدس و خراجگذار بودن مسیحیان این شهر برای مسلمانان و احتمالاً رفتار نامساعد با آنان می‌دانند. در قرون آغاز جنگ دست به حلیه زد و کشیشان شایع کردند که علائم ظهور عیسی در فلسطین آشکار شده است. به همین دلیل عده زیادی از مسیحیان برای تماشای ظهور عیسی روانه بیت‌المقدس شدند و کشیشان هر سال وعده ظهور را به سال دیگر موکول می‌کردند و بدین‌ترتیب بر عده زائرین افزوده می‌شد. در همان اوایل کار، یکی از پاپ‌ها که با هفتصد زائر عازم بیت‌المقدس شده بود از جزایر قبرس به اروپا بازگشت و شایع کرد که مسلمین مانع ورود به این شهر شده‌اند. با چنین تمهیداتی آتش جنگی افروخته شد که حدود دو قرن قربانی گرفت و به دنبال آن هفتصد هزار نفر از فقرا و توده‌های مردم به همراه عده‌ای از شوالیه‌ها به سوی قدس به حرکت درآمدند و در بین راه بر جمعیت آنان افزوده میشد که به روایتی به میلیونها نفر رسیدند اما پس از سه سال جنگ و غارت و پیشروی تدریجی فقط چهل هزار نفر به بیت‌المقدس رسیدند و بقیه یا در جنگ با مسلمانان کشته شدند و یا از بیماری جان باختند. پس از محاصره طولانی بیت‌المقدس و نبردی سخت، عاقبت صلیبیون وارد شهر شده و دست به قتل‌عام زدند و همه چیز را به عنوان غنیمت بردند. گودافر، فرمانده آنان که بعد شاه فلسطین شد در گزارش به پاپ می‌نویسد: «اگر می‌خواهید بدانید با دشمنانی که در بیت‌المقدس به دست ما افتادند چه معامله‌ای شد همین قدر بدانید که افراد ما در معبد سلیمان در لجه‌ای از خون مسلمانان می‌تاختند و خون تا زانوی اسب می‌رسید.» مسیحیان بدین‌سان تا 90 سال بر فلسطین حکومت کردند. در مراحل پایانی جنگ دوم صلیبی (1149 ـ 1147م) مطابق با (544 ـ 542 ه‌ق) صلاح‌الدین ایوبی صلیبیون را تار و مار کرد و بیت‌المقدس را بازپس گرفت و آنها را از سوریه به مصر و سایر بلاد اخراج کرد. نیروهای کمکی همچون سیل از اروپا به صلیبیون می‌پیوستند و جنگ را ادامه می‌دادند تا اینکه جنگ سوم صلیبی آغاز شد (1192 ـ 1189 م/588 ـ 585 هـ ‌ق). پاپ که سقوط بیت‌المقدس را سبب تحقیر شدن مسیحیان می‌دانست فتوای جهاد صادر کرد. امپراطوران و پاپ‌ها بخاطر این شکست اختلافات خویش را کنار گذاشتند و پادشاهان فرانسه و انگلیس رأساً وارد جنگ شدند و فتوحاتی به دست آوردند و قتل‌عام دیگری از مسلمانان به راه انداختند.
پس از مرگ صلاح‌الدین ایوبی، سلسله ایوبی‌ پابرجا ماند و در اروپا نیز پس از کشمکشهای فراوان پاپ‌ها با سلاطین، سرانجام پاپ «انیوسان» سوم، سلاطین را تکفیر و حکم جهاد با مسلمانان را صادر کرد و پس از بالغ بر سه سال که از صلح می‌گذشت، آتش جنگ دوباره برافروخته شد. صلیبی‌ها قسطنطنیه را فتح کرده و پادشاهی برای آن برگزیدند و جنگ چهارم نیز خاتمه یافت.
آتش جنگ پنجم (1217 ـ 1221 م/614 ـ 618 هـ ‌ق) به تحریک پاپ «انیوسان» و جانشین او مجدداً برافروخته شد. پاپ‌ها از پادشاهان اروپائی خواستند که بیت‌المقدس را نجات دهند اما آنها نپذیرفتند و پاپ حکم جهاد علیه مسلمین را صادر کرد. در جنگ پنجم، صلیبی‌ها شکست خورده و به سرزمین خویش بازگشتند.
جنگ ششم نیز به تحریک پاپ «انوریوس» سوم، به وقوع پیوست. فردریک پادشاه آلمان، ابتدا دعوت پاپ را پذیرفت اما بعد پشیمان شد و مورد تکفیر پاپ قرار گرفت. فردریک پاپ را توقیف نمود و خودش عازم بیت‌المقدس شد. به دلیل اختلافات شدیدی که میان سلاطین ایوبی وجود داشت مسلمانها قرارداد صلحی با صلیبی‌ها بستند که بیت‌المقدس را به آنان بسپارند ولی مسجدالاقصی دست مسلمین باشد.
هفتمین جنگ صلیبی (1248 ـ 1254 م/ 646 ـ 652 هـ‌ ق) با تهاجم سن‌لوئی در 1248م به مصر آغاز گردید. چون صلیبیون در غزه شکست خورده بودند، لوئی نهم درصدد جبران آن بود اما شکست خورد و دستگیر و زندانی شد و پس از پرداخت غرامت هنگفت به مسلمانان آزاد گردید. پس از هفتمین جنگ صلیبی و مرگ آخرین پادشاه ایوبی، ممالیک (غلامان) حدود سه قرن زمام امور را در دست گرفته و بیت‌المقدس را نیز در اختیار گرفتند و با سپاه مغول که یورش به سرزمین‌های اسلامی را آغاز کرده بود و عازم تسخیر بیت‌المقدس بود جنگیدند و آنها را شکست دادند و بازماندگان صلیبی‌ها در عکا را نیز نابود ساختند. از سوی دیگر سلسله عثمانی با جنگهای طولانی و فتوحات زیاد عثمان غازی در نبرد با مغول و یونانیان، پایه‌گذاری شد. عثمان در 727 هـ ‌ق مطابق با 1326م درگذشت و جانشینان او به حکومت رسیدند تا نوبت به سلطان محمد فاتح رسید. سلطان محمد فاتح در سال 1453م مطابق با 875 هـ ق شهر قسطنطنیه را که مهمترین مرکز اقتدار صلیبیون و پایتخت روم شرقی بود فتح کرد و صلیبیون را تا پشت دروازه‌های اروپا تعقیب نمود و فتوحات خویش را در اروپا، آسیا و آفریقا ادامه داد. فتح قسطنطنیه نقطه عطفی در تاریخ اروپا بود و همانطور که با جنگهای صلیبی دانش و تمدن مسلمین به اروپا راه یافت، این حادثه نیز نقطه پایانی بر قرون وسطی بود و منشأ تحولات عظیم رنسانس و پس از آن گردید و قسطنطنیه به مدت پانصد سال تبدیل به پایتخت امپراطوری عثمانی ترک شد. پس از آن پیشرفتهای مهمی در صنعت و ادب و معماری؛ کشورداری و عمران و آبادانی در سرزمین عثمانی انجام شد و دول اروپائی نیز در هراس دائم از آن به سر می‌بردند.
پس از انقلاب صنعتی، چهره اروپا روز به روز به سرعت دگرگون می‌شد و اروپائیان در رشته‌های مختلف علوم و فنون بر مسلمین پیشی گرفتند. در این زمان شرق به خواب طولانی فرو رفته بود ولی اروپا با پیدایش صنایع و تولید انبوه و اشباع بازار داخلی خود نیاز به بازار خارجی برای صدور مازاد تولید و نیز تهیه مواد خام پیدا کرده بود و دوران استعماری و دست‌اندازی به سرزمین‌های دیگر را آغاز نمود.3

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات