همایون دارابی
تابستان امسال نوار ویدئویی دیدار شماری از نمایندگان مجلس شورای اسلامی با آیتالله منتظری منشر شد. این فیلم نشان میدهد هیات نمایندگان مجلس که غالباً از طیف مشارکت بودند برای دیدار با آیتالله منتظری که از سال 76 بنا به صلاحدید شورای عالی امنیت ملی در حصر به سر میبرد به خانه مجاور بیت آیتالله سالخورده رفته و از بالکن منزل فرزندش با وی که به حیاط منزل خود آمده بود به گفتگو پرداختند.
آیتالله منتظری در آغاز این دیدار در حالی که لباس ساده منزل به تن داشت خطاب به نمایندگان مجلس به ذکر آیهای از قرآن مجید پرداخت که در آن خداوند خطاب به رسول الله(ص) میفرماید "فاستقم کما امرت...." ای پیغمبر استقامت داشته باش همانطور که ماموری، که مفهوم آن لزوم مقاومت در بیان وحی توسط رسول الله بود. نمایندگان مجلس نیز در مقابل به شوخی به ایشان سفارش کردند که قرار بوده دیگر حرف سیاسی نزند. این نوار گفتوگو و دیدار تنها موردی نیست که در طول سالهای اخیر، حصر بیت این آیتالله را عملاً به زیر سوال میبرد. وی در خلال مدت حصر بیت، عملاً ارتباطهای خویش با مریدانش را داشته و حتی با عبدالله نوری در دوران تصدی وزارت کشور دیدار کرده بود.
ایشان همچنین از طریق تلفن مستقر در منزل پسر خویش که در جنب بیت وی واقع شده است به سوالات مقلدان پاسخ داده و حتی در اقدامی کاملاً سوال برانگیز توانست بیش از یک هزار صفحه خاطرات خود را در قالب سوال و جواب روی شبکه اینترنت قرار دهد و از آن پس همواره سایت خود را به روز نگهداری کند و حتی به پرسشهای خبرگزاریهای خارجی با سایتهای ایرانی مقیم خارج پاسخ دهد. در چنین فضایی بود که در محافل سیاسی و امنیتی کشور زمزمههایی دال بر عدم کارایی حصر بیت ایشان انتشار یافت و کارشناسان به دلایلی چند که در ادامه ذکر خواهد شد خواهان رفع حصر وی شدند.
این زمزمهها به ویژه پس از آنکه در اوایل زمستان امسال خبرهایی دال بر بیماری این آیتالله 80 ساله منتشر شد شدت یافت. بیماری آیتالله منتظری در طول چند سال اخیر باعث نگرانی مقلدان ایشان شده و حتی در یک مورد علیرغم وجود حصر، ایشان به تهران منتقل و در بیمارستان بقیهالله تهران بستری شدند. اما مساله بیماری ایشان ادامه داشت و در 16 دی ماه ریاست جمهوری و رئیس شورای عالی امنیت ملی تیمی از متخصصان وزارت بهداشت را برای معاینه ایشان روانه کرد. این گروه پزشکی که نمایندهای از وزارت اطلاعات نیز همراه آنان بود توسط محافظان که مسئول اعمال حصر بیت بودند بازگردانده شدند.
این مساله باعث خشم نمایندگان مجلس شد و آنها کوشیدند شمخانی وزیر دفاع را برای ادای توضیحات در مورد اینکه چرا ماموران سپاه مانع ورود تیم پزشکی ارسالی از سوی رئیسجمهوری شدند به مجلس فرا بخوانند؟ نمایندگان همچنین با امضاء نامهای که گفته میشود حاوی بیش از یکصد امضاء بود از ریاست جمهوری خواستند نسبت به رفع حصر آیتالله اقدام کند. این اقدام در کنار این مساله که در صورت فوت آیتالله بر اثر بیماری و در ایام حصر ممکن است به سوء استفاده گسترده علیه نظام اسلامی تبدیل شود باعث شد مساله رفع حصر جدیتر دنبال شود. به ویژه آنکه بسیاری از کارشناسان سیاسی مسائل ایران، برداشت از مساله حصر آیتالله تلقی نسبت به شرایط فیزیکی یک فرد نیست بلکه وضعیت جریان سیاسی است که آیتالله در خلال سالهای گذشته بنیانگذاری کرده است.
برای این کارشناسان دغدغهای که وجود دارد این است که با فوت آیتالله جریانی با تلقی خاص از نظام جمهوری اسلامی ایران، ولایت فقیه و حکومت اسلامی از کلیت نظام جدا شود. جریانی که هم اکنون با توجه به اینکه آیتالله منتظری مقلدان سرشناسی در سطوح عالیه نظام دارد خود جریان پرقدرتی است. در این میان در میان بعضی روحانیون هم مساله حصر آیتالله منتظری که از سخنرانی 13 رجب سال 1418 (1376) در قم آغاز شده و ناشی از عدم رعایت مصالح جامعه اسلامی توسط ایشان در آن سخنرانی بود نیز مورد سوال قرار گرفت. آیتالله طاهری اصفهانی امام جمعه سابق اصفهان و از دوستان نزدیک آیتالله منتظری بار دیگر همانند زمان استعفای خویش در تابستان امسال به صدور اطلاعیهای بسیار تند پرداخت.
وی خطاب به آیات عظام شبیری زنجانی، وحید خراسانی، تبریزی، بهجت، فاضل لنکرانی، مکارم شیرازی، صافی گلپایگانی، صانعی، موسوی اردبیلی و نوری همدانی در 3 صفحه و تحت عنوان تجلیل از مقام و منزلت روحانیت و علمای دین نوشت: بیش از پنج سال است فقیهی از اقران شما که در سکوی بلندای کسوت پرافتخار مرجعیت است برخلاف تمامی اصول و موازین محصور و محبوس است. آیا حصر نامعهود ایشان سد عن سبیل الله نیست؟ آیا تعطیل مبحث و مدرس یک مرجع تقلید به مثابه تعطیل فقه آل محمد(ص) نیست؟ آیا سلامت جسمی عالمی کهنسال و مجتهدی مسلم در خطر نیست؟ آیا "من اصبح و لم یهتم بامور المسلمین." سخن رسول خدا نیست؟... رسول خدا(ص) و امیر مومنان(ع) کدام یک مخالفانشان را حصر و حبس کردند.... متاسفانه بدعت نامسبوق حصر مرجع تقلید مردم در زمان حیات ما به نام اسلام و روحانیت اتفاق افتاده، اجازه ندهیم و راضی نشویم که تاریخ سکوت و صموت را دال بر تایید این "ذنب عظیم لایغفر" بداند.
این سخنان آیتالله طاهری همچنین با موافقت شماری از روحانیون حوزه همراه شد، آیتالله سیدمحمود طباطبایی قمی فرزند آیتالله العظمی قمی یکی از این افراد بود. وی در مصاحبهای با رادیو فردا پس از رفع حصر آیتالله منتظری گفت: "باید اشاره کنم در 20 سال یا 15 سال گذشته نسبت به مراجع بسیار ستم شد... چرا میبایستی در 15 سال اخیر ابتدا منزل خود ما در مشهد، منزل آن مرجع بزرگ 10 سال محاصره باشد.... دیگر مراجع در قم مرحوم آیتالله العظمی شریعتمداری، مرحوم آیتالله العظمی سیدمحمد روحانی، آیتالله العظمی سیدمحمود شیرازی، آیتالله سیدصادق روحانی و همچنین در این اواخر بیت آیتالله منتظری در حصر بودهاند". چنین واکنشهایی البته هرگز مدنظر طراحان حصر بیت آیتالله منتظری نبود.
زیرا هدف از حصر بیت آیتالله منتظری در مرحله اول دور نگه داشتن ایشان از روند تند تحولات سیاسی کشور به نظر میرسید تا تلاش برای تعطیلی درس و برخورد با یکی از افرادی که اگرچه در سیاست فاقد دید عمیق و بنا به اظهارنظری مصلحتسنجی بوده است اما در فقه و مذهب از جمله ذخائر حوزه به شمار میشود. در واقع آیتالله منتظری اگر همانگونه که امام خمینی(ره) در نامهنگاری ایام برکناری وی از سمت قائممقامی خواسته بود از سیاست دوری میکرد و به مسائل دینی میپرداخت هرگز دچار مساله حصر نمیشد و از سال 1368 و درگذشت آیتالله خمینی(ره) تا سال 1376 بدون هیچ محدودیتی به درس و بحث خویش ادامه میداد.
اما خروج آیتالله منتظری از مسیر اعتدال باعث شد تا متعاقب سخنرانی 13 رجب ابتدا برخوردهای پراکنده مردمی با ایشان صورت گیرد و سرانجام برای پایان بخشیدن به غائله، مساله حصر بیت تحقق پیدا کند. در واقع در مقطع حصر بیت نباید از نظر دور داشت که علیرغم آنکه آیتالله منتظری در بیان خویش از مسیر اعتدال خارج شده و صرفاً بنا به حدسی که در مورد آینده مرجعیت زده بود به بیان سخنانی در مورد احتمال کنار گذاشته شدن مراجع تقلید هفتگانه و تعیین یک مرجع برای مقلدان پرداخت اما نباید فراموش کرد که در این مقطع همچون آنچه در سال 73 و درگذشت آیتالله اراکی و در سال 71 متعاقب سخنرانی 21 بهمنماه صورت گرفت دو اتفاق کلی رخ داد، نخست جریانی بود که آگاهانه یا ناآگاهانه مسیری را پیش روی آیتالله منتظری نهاد که رفته رفته ایشان از نظام جمهوری اسلامی دور شده و کمکم در موضع مخالفت با حداقل پارهای و نه همه اصول انقلاب قرار گیرد.
این جریان که ما شاهد کارکردهای آن در مورد جداسازی آیتالله طاهری خرمآبادی، حجتالاسلام عبدالله نوری و پارهای دیگر از شخصیتهای انقلاب اسلامی بودیم بر 2 پایه هتک حرمتها و خشونت نابجا و عقدهگشائیهای قلمی و کلامی و عدم دلجویی و بیتوجهی به افرادی است که به حق یا ناحق دلخوری یافتهاند استوار است.
در واقع این پرسش عمدهای است که چگونه آیتالله منتظری که در زمان حیات امام(ره) و پس از برکناری در نامهای به ایشان همچنان وفاداری خویش را نسبت به امام و انقلاب بیان میدارد و پس از انتخاب مقام معظم رهبری آیتالله خامنهای به عنوان ولیفقیه با ایشان بیعت کرده و پیام تبریک در چند نوبت ارسال میدارد ناگاه در لفظ یا عمل به گونهای در مقابل انقلاب و رهبری قرار داده میشود که گویا در این بیت مخالفت ابدی وجود داشته است و این بزرگترین جفا به اسلام، انقلاب و نظام جمهوری اسلامی بود. در واقع این همان جریانی بود که مانع چاپ کتابهای دینی و رساله آیتالله شد و حتی کتب چاپ شده را جمعآوری کرد و اجازه نداد صبیه کوچک آیتالله در دبیرستانی به تدریس بپردازد یا ایشان را از معاینهای ساده در بیمارستان تهران ـ پیش از حصر منع ساخته و دهها اقدام دیگری که به جدا کردن یکی از یاران انقلاب ولو یاری سادهدل کمک کرد.
دومین اتفاق آن بود که متاسفانه جریان حصر آنچنان سریع و در غلیانی از احساسات رخ داد که هرگز فرصت طرح بحث در مورد لزوم یا عدم لزوم آن پیش نیامد و کسی به این فکر نیفتاد که مقدمه حصر بیت را با توجه به وجود دلایلی چند همچون وجود خطر برای جان و بیت آیتالله، امکان دستیابی عناصر معاند و مخالف به بیت ایشان همچنان که در مورد مهدی هاشمی معدوم رخ داد و مساله ضرورت ممانعت از طرح اندیشههایی که در مخالفت آشکار با اندیشههای بنیانگذار انقلاب اسلامی در مقولاتی همچون ولایت فقیه، برای افکار عمومی تشریح و آن را توجیه کند.
آیتالله منتظری در حالی درگیر پرداخت هزینه اقدامات سیاسی خود شد که به گفته دوست و دشمن از دید سادهانگارانهای در امور سیاسی برخوردار است. وی پس از رفع حصر در گفتوگو با بیبیسی در پاسخ به سوالی درباره لوایح دوگانه رییسجمهوری و کمک آن به پیشبرد اصلاحات گفت: خوب البته مفید است اما آیا تائید میکنند یا نه؟ نمیدانم.
؟ تا چه حد امیدوارید تصویب کنند؟ نمیدانم. شاید شورای نگهبان تصویب نکند من وارد نیستم به قول یک آقایی میگفت سیاستش در تهران است. من در تهران نیستم بالاخره عرض کردم من با نظارت استصوابی مخالفم و باید مردم آزادی داشته باشند. قطعاً اگر مردم آزادی داشته باشند آدم عوضی را انتخاب نمیکنند. فوقش از 270 نماینده دو یا سه نماینده عوضی بروند به مجلس کاری نمیتوانند انجام بدهند بنابراین بیجهت این مساله را آنقدر دنگ و فنگ میدهند و برای انتخابات جلوی آزادیها گرفته میشود.
ـ در مورد انتخابات رییسجمهوری چه فکر میکنید؟ من خیلی مطالعه ندارم، نمیدانم
ـ در مورد رفراندوم؟ رفراندوم در قانون اساسی وجود دارد. در صورتی که از راههای دیگر حل نشد لابد...
ـ تا چه حد فکر میکنید ضرورت دارد؟ در صورتی که مشکلات حل نشوند شاید به رفراندوم برسیم.
چنین پاسخهایی از سوی یک فعال سیاسی شاید به هیچوجه قابل تصور نباشد اما این پاسخهای آیتالله به سوالاتی است که مهمترین موارد سیاسی کنونی جامعه ایران را دربرمیگیرد.
با توجه به مجموع مطالب بیان شده و همچنین مصالح دیگر، حصر بیت آیتالله منتظری در 12 بهمنماه و به دستور شورای عالی امنیت ملی برداشته شد. در واقع عملاً حصری رفع شد که شاید تا روز برطرف شدنش نه عملاً برقرار شده بود و نه کارآیی یک حصر بیت را داشت. همچنین با برداشتن حصر، یکی از مهمترین دلایل مخالفان نظام جمهوری اسلامی و منتقدان مذهبی آن در داخل و خارج کشور برداشته شد زیرا در طول سالهای حصر همواره منتقدان مذهبی نظام در خارج کشور به ویژه در پاکستان و لبنان که جمعیت قابل توجه شیعهای در میان آنان وجود دارند نسبت به مساله حصر بیت آیتالله منتظری به دیده نوعی نقطه ضعف نظام جمهوری اسلامی مینگریستند و با توجه به اینکه ایشان دارای مقلدانی در کل جهان اسلام و تشیع است مساله حصر بیت ایشان، امری زیبنده برای نظام اسلامی نبود.
همچنین حصر بیت همانگونه که در آغاز مطلب نیز ذکری از آن رفت موجب بروز دودستگی در نظام و اقدامات له و علیه آیتالله منتظری در بخشهایی از نظام میشد که این دودستگی سبب نگرانی ارگانهای امنیتی و استراتژیستهای نظام شده بود و عملاً پذیرفتنی نبود در یک نظام سیاسی و ایدئولوژیک در مورد یک مساله واحد تا آنجا اختلافنظر بالا بگیرد که فرستادگان رئیس شورای عالی امنیت ملی توسط محافظان که علیالقاعده تابع نظرات شورای عالی امنیت ملی است بازگردانده شوند. بروز چنین برخوردهایی به کاهش شدید سطح وفاق ملی منجر میشود و نباید از نظر دور داشت که بخشی از این دودستگی رخ داده ناشی از تقویت و جهد آیتالله منتظری در ایام حصر نیز بود.
متاسفانه نحوه اجرای حصر بیت و اتفاقاتی که بعد از آن رخ داد سبب شد در حالی که تمام جریانهای سیاسی کشور هنگام کنار گذاشتن ایشان از قائممقامی امام(ره) و بعد از آن در چند بحران تا زمان حصر بیت یکپارچه از ایشان انتقاد میکردند رفته رفته از مخالفت با وی دست برداشته و حتی پارهای از جناحهای سیاسی که در گذشته در مقابل وی جبهه گرفته بودند از جمله سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی به حمایت از ایشان برخیزند. این گرایش که به دلیل دور شدن پارهای از احزاب، گروهها و شخصیتها از اندیشههای محوری نظام اسلامی صورت گرفت تا آنجا پیش رفت که در کنگره مشارکت و کنگره گروههای دوم خردادی ـ که برگزار نشد ـ تلاشهای بسیاری برای طرح آیتالله منتظری صورت گرفت و حتی قرار بود کنگره گروههای دوم خردادی با پیامی از ایشان افتتاح شود.
چنین اقداماتی در کنار حمایت سرسختانه پارهای از احزاب سیاسی نظیر جبهه مشارکت که صاحبان اکثر کرسیهای مجلس و اعضای هیات دولت از آن انتخاب شدهاند عملاً ضمن آنکه حکایت از تاثیر نامطلوب حصر داشت زمینهای را برای ورود آیتالله سالخورده در مسائل سیاسی فراهم میآورد. ورطهای که خطر آن وجود دارد آن است که در صورت ورود ایشان به آن، به صورت ابزاری در منازعات و تصفیه حسابهای جناحی و قطبی مورد استفاده قرار گیرد. لذا در مجموع حصر بیت عملاً ضمن آنکه حصری واقعی نبود و مانع ارتباط آیتالله با دیگران نبود به نقطه ضعف در حاکمیت تبدیل شد و امکان بهرهبرداری دشمنان دانا و دوستان نادان از ناحیه ایشان فراهم میآمد لذا حصر وی لغو شد.
روزنامه جمهوری اسلامی یک روز پس از لغو حصر نوشت: "در قم طوماری به طول 400 متر تهیه شده و توسط مردم به امضاء رسیده است که در آن از شورای امنیت ملی خواسته شده اکنون که صلاح دانستهاند حصر آقای منتظری برداشته شود تدبیری بیندیشند که فتنهجویان با استفاده از وی بار دیگر موجب بروز فتنه دیگری نشوند."
امضاءکنندگان این طومار ضمن یادآوری بخشهایی از نامه 6/1/68 حضرت امام و بعضی اقدامات آقای منتظری در سالهای حصر و مصاحبه اخیر وی با رادیو دولتی انگلیس تاکید کردند: مردم هوشیار قم و طلاب و فضلای حوزه بر اساس بند [میم] وصیتنامه الهی سیاسی حضرت امام اجازه نخواهند داد مطرود امام ابزار سیاسی احزاب و جریانهای مخالف انقلاب و حاکمیت شود. در همان روز آیتالله منتظری پس از زیارت حضرت معصومه(ع) بر سر مزار فرزند شهید خویش محمد منتظری حاضر شدند و همچنین آیتالله طاهری به همراه جمعی از مردم در روز اول رفع حصر با آیتالله منتظری دیدار کردند.
آیتالله طاهری که شاید بتوان به جرات گفت جدا شدن وی از نظام جزء یکی از هزینههای سنگین حصر بیت بوده و ایشان همواره نسبت به انجام حصر اعتراض داشته در این دیدار گفت: من با تمام مشقتی که برایم بود از اصفهان به دیدار دوست شتافتم که هر چه زودتر بتوانم محبوب خود را زیارت کنم.
پس از لغو حصر و انجام دیدارهای چند روز اول، آیتالله 3 روز را نیز در بخش مراقبتهای ویژه قلب ع-ز-ز بیمارستان کامکار قم بستری شد و در 19 بهمنماه دفتر ایشان با صدور اطلاعیهای خواهان آن شد که با توجه به وضع بدمزاجی ایشان کسی برای ملاقات مراجعه نکند. از این روز ملاقاتهای ایشان برای مدتی قطع گردید.
به گفته برخی از نزدیکان آیتالله منتظری کسالت مزاج ایشان شدید بوده و روزانه ساعتهای متوالی را به استراحت میپردازند. پس از گذشت مدتی از رفع حصر آیتالله منتظری برخلاف سفارش امام راحل بار دیگر در هنگام انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا به فعالیت سیاسی روی آورد.
شایان ذکر است امام راحل با دید والای خویش در مقطع استعفای ایشان از قائم مقامی رهبری خطاب به وی در 18/1/68 نوشتند: رهبری نظام جمهوری اسلامی کار مشکل و مسئولیت سنگین و خطیری است که تحمل بیش از طاقت شما میخواهد و به همین جهت هم شما و هم من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودیم. به شما نصیحت میکنم که بیت خود را از افراد ناصالح پاک و از رفت و آمد مخالفین نظام که به اسم علاقه به اسلام و جمهوری اسلامی خود را جا میزنند جداً جلوگیری کنید. امام راحل در ادامه افزودند: من صلاح شما و انقلاب را در این میبینم که شما فقیهی باشید که نظام و مردم از نظرات شما استفاده کنند. از پخش دروغهای رادیوهای بیگانه متأثر نباشید. مردم شما را خوب میشناسند و حیلههای دشمن را خوب درک کردهاند .... جنابعالی انشاء الله با درس و بحث خود حوزه و نظام را گرمی بخشید.
علیرغم چنین تذکرات آشکاری آیتالله منتظری در انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا به ارسال پیام و حمایت غیرمستقیم از لیست کاندیدهای حزب مشارکت در تهران پرداختند، اما نتیجه این انتخابات نشان از فاصله گرفتن مردم از جبهه دوم خرداد داشت و سیدمصطفی تاجزاد (تاجزاده) به جایگاهی بهتر از شانزدهم نرسید. این مساله نشان داد: امید به آنکه در آینده آیتالله منتظری به درس و بحث بپردازد شاید درست نباشد. همچنین این خطر وجود دارد که در آینده با عدم اقبال مردم از گروههای دوم خردادی، این گروهها با سوءاستفاده از جایگاه فقهی ایشان به عنوان فقیهی که علیرغم تمام مسائل از ذخایر حوزه علمیه قم است ـ به فکر ایجاد بحران و بر هم زدن ثبات کشور باشند.
اقداماتی که در صورت انجام به صورت چشمگیری به وجهه آیتالله منتظری لطمه زده و باعث خواهد شد ایشان نیز همچون روحانیون دیگری که با بریدن از نظام و انقلاب تنها به گوشهای فراموش شده رسیدند از مواهب نظام و جامعه اسلامی که بهترین بستر برای نشر اندیشههای ناب اسلامی است محروم بمانند همچنین میبایست یادآور شد دلایلی که منجر به توجیه حصر ایشان در سال 76 شد اینک نیز کم و بیش برقرار بوده و لازم است در مورد رفع یا تخفیف آنها تلاشهای هدفمندی صورت گیرد.