یکی از دستاوردهای بزرگ و اعجاببرانگیز انقلاب اسلامی ایران در سطح جهان، شکستن ابهت پوشالی قدرتهای شیطانی شرق و غرب و تحقیر آنها، مخصوصا استکبار غرب به سرکردگی آمریکا است. سالهای طولانی در اثر تبلیغات و نیز اعمال زور قدرتهای استکباری شرق و غرب، نفوذناپذیری قدرت آنها و یکهتاز بودن آنان در صحنه جهانی، این باور را در همه مردم جهان به وجود آمده بود که آنها دارای قدرت بسیار هستند و به هیچوجه نمیشود با آنان مقابله کرد. این فکر در بین برخی مبارزان هم رسوخ کرده بود که جز با اتکاء به یکی از دو ابرقدرت شرق یا غرب نمیتوان در جغرافیای سیاسی جهان حضور یافت و به حیات خود ادامه داد. برخی گروهها به شرق وابسته شده و بعضی به غرب گرایش پیدا کردند.
تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، کسی باور نمیکرد بتوان در برابر قدرت شیطان بزرگ آمریکا و ابرقدرت شوروی، عرضاندام کرده و در برابر آن ایستادگی کرد. اما پیروزی انقلاب اسلامی ایران که سرنگونی رژیم ستمشاهی را به دنبال داشت، اولین ضربه محکم و اساسی را به غرور و ابهت پوشالی آمریکا وارد آورد، زیرا پشتوانه اصلی رژیم پهلوی، آمریکا بود و آمریکاییان تا آخرین لحظات پیروزی انقلاب (و حتی بعد از آن) به حمایت از رژیم منحوس پهلوی ادامه دادند. آمریکا تصور این را هم نمیکرد که با داشتن قدرت جهانی، حمایت از رژیمی (آن هم رژیم محمدرضا پهلوی که از ابتدا زیر نظر آنان بزرگ شده و قدرت یافته بود) را در دستور کار خود داشته باشد و از حفظ آن عاجز مانده و ناتوان شود.
حتی خود رژیم پهلوی نیز برای نشان دادن استحکام سلطنت خود، حمایت و پشتیبانی آمریکا را به رخ مبارزین میکشید. در این رابطه، برژینسکی مشاور امنیت ملی رئیسجمهور آمریکا در دولت کارتر، در بخشی از خاطرات خود مینویسد: «ایران (منظور در واقع انقلاب اسلامی و حکومت اسلامی ایران است) بزرگترین شکست حکومت کارتر بود... سقوط شاه از نظر استراتژیک نتایج مصیبتباری برای آمریکا به بار آورد و از نظر سیاسی، برای خود کارتر فاجعهآمیز بود.»
حوادث بعدی و اقدامات مهم دیگر انقلاب اسلامی ایران در برابر قدرتهای شیطانی، بر ابعاد و گستردگی تحقیر ابرقدرتها و شکستن قدرت دروغین آنها افزود. از جمله این حوادث و اقدامات، موارد زیر میباشد:
ـ تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در ایران که با عنوان سفارتخانه، مشغول توطئه بر علیه انقلاب بود.
ـ جهانی کردن شعار مرگ بر آمریکا
ـ خنثی کردن محاصرههای اقتصادی، سیاسی و نظامی
ـ ایستادگی در برابر حضور نظامی نامشروع ناوگانهای آمریکا در خلیجفارس
ـ ایستادگی در برابر حمله نظامی به طبس
ـ تسلیم نشدن در برابر حمله موشکی آمریکا به هواپیمای مسافربری ایران در خلیجفارس
ـ پاسخ منفی دادن به التماس آمریکا برای مذاکره و برقراری روابط سیاسی
شکستن ابهت پوشالی ابرقدرتها، مخصوصا آمریکا، بازتاب مهمی در جهان به دنبال داشت. مردم مسلمان و مستضعف جهان و حرکتهای آزادیبخش به ضعف و ناتوانی آمریکا برده و شکست قدرت اسطورهای آنان را به چشم خود مشاهده کردند. مردم جهان به این باور رسیدند که قدرت آمریکا در برابر قدرتهای الهی و مردمی ناچیز بوده و قدرت واقعی آن، بسیار کمتر از آن چیزی بوده که همیشه در جهان تبلیغ و ترویج میشده است.
خبرگزاریها و مطبوعات جهانی هم لب به سخن گشوده و به این تحقیر آمریکا اعتراف کردند. هفتهنامه اشپیگل آلمانی مینویسد: «آیتالله خمینی با تحریک مسلمانان غرب را شوکه کرد و پس از سقوط شاه به تحقیر آمریکا، شیطان بزرگ پرداخت.» رادیو نروژ میگوید: «آیتالله امام خمینی رهبر و شخصیتی بود که طی ده سال بارها آمریکا را تحقیر کرده و آبروی آن کشور را برد. آیتالله امام خمینی نشان داد محرومین میتوانند در قبال ابرقدرتها پایداری کنند.» کار به جایی میرسد که خود رادیو آمریکا هم اعتراف به ناتوانی آمریکا کرده و به نقل از روزنامه شیکاگو تریبون میگوید: «آیتالله خمینی آمریکا را بارها با ناتوانی مواجه ساخت و در این مورد به آمریکا درس داد و دو رئیسجمهوری آمریکا را با ناامیدی روبهرو ساخت. شاید تا به حال در هیچ دورهای از سالهای اخیر برنامهریزان سیاسی آمریکا با چنین وضعیتی روبهرو نشده بودند که کشوری در مقابل نفوذ نظامی، سیاسی و اقتصادی آمریکا مصونیت داشته باشد.»
این دستاورد عظیم جهانی انقلاب اسلامی برای مردم قهرمان ایران و کلیه مسلمانان و مستضعفان جهان، عزت و افتخار و برای دشمنان کینهتوز آن، ذلت و خواری به همراه داشت. این نعمت بزرگ انقلاب از سوی بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی(ره) نیز مورد تاکید قرار گرفته است. در این رابطه، حضرت امام در یکی از سخنرانیهای خویش در سال 1358 چنین فرمودند:
«شما بدانید که این نهضت شما ملت ایران، این عظمت قدرتها بزرگ که با تبلیغات تحمیل کرده بودند و بر دماغها که اصلا نمیشود با انگلستان در افتاد، حالا هم دیگر اصلا با آمریکا نمیشود و دیگر در افتاد، این عظمت را شکست.
یعنی شما ملت عزیز ایران زن و مردتان ریختند در خیابانها و با فریاد اللهاکبر، این عظمتی که در قلوب اشخاص پیدا شده بود و ملتها را وادار میکرد که ساکت باشند، مبادا یک وقتی برخورد به آنها، این را شکست... نهضت شما الان این معنا را هم شکست در دنیا که نمیشود در مقابل آمریکا (ایستاد).»
و در پیام حج سال 1366 فرمودند:
«من با اطمینان میگویم، اسلام ابرقدرتها را به خاک مذلت مینشاند. اسلام موانع بزرگ داخل و خارج محدوده خود را یکی پس از دیگری برطرف و سنگرهای کلیدی جهان را فتح خواهد کرد.»
در این مورد رهبر معظم انقلاب فرمودند: «انقلاب شما حریم دروغین قدرتها و قلدرها را شکست. آمریکا به عنوان ابر قدرت. یک روز آمریکا بود، اما امروز دیگر نیست. امروز شما ببینید که در چند نقطه از نقاط عالم، مردم عکس رئیسجمهور آمریکا را آتش میزنند یا پرچم آنها را به آتش میکشند؟ چند جا از نقاط عالم، ملتها و تودههای مردم، مشت گره میکنند و مرگ بر آمریکا میگویند.»
یکی از موارد مهم تحقیر و شکست آمریکا، که برای آنها بسیار سنگین و گران تمام شد. تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در ایران بود که به نام سفارتخانه عملا به توطئه و براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران مشغول بود. در 13 آبان 1358 دانشجویان مسلمان پیرو خط امام با شجاعت بینظیری لانه جاسوسی آمریکا را تسخیر نموده و جاسوسان به ظاهر دیپلمات آن را به گروگان خویش گرفتند. اینحرکت که با حمایت قاطع امام خمینی(ره) و توده مردم ایران مواجه شد، ضربه بسیار محکمی بر پیکر آسیبدیده آمریکا در اثر سقوط شاه، وارد آورد.
ویلیام سولیوان آخرین سفیر آمریکا در رژیم پهلوی، پیرامون این اقدام انقلابی با اعتراف به تحقیر آمریکا چنین مینویسد: «روش سست و بیبنیاد حکومت کارتر در سیاست خارجی و اقدامات نامعقول برژینسکی که هنوز قادر به درک واقعیت مسائل ایران نبود، در نوامبر 1979 به گروگانگیری اعضای سفارت آمریکا منجر شد و یک دوران تحقیر ملی که در تاریخ آمریکا نظیر آن دیده نشده است، آغاز گردید.»
به دنبال این حرکت انقلابی مردم ایران، آمریکا تلاش کرد با تهدید و ایجاد رعب و وحشت، مردم مبارز ایران را مرعوب کند، ولی امام خمینی (ره) با قاطعیت و شجاعت تمام در سخنرانی مورخ 17 آبان 1358 خویش در جمع دانشجویان فرمودند:
«آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند. صحبت این که اگر دخالت نظامی بکند ما چه خواهیم کرد، غلط است ... غلط میکند! نترسید، نترسید.... آمریکا عاجزتر از این است که در ایران دخالت نظامی بکند....»
تاچر نخست وزیر وقت انگلیس نیز با اعتراف به قدرت انقلاب اسلامی، عملا به حقارت غرب در برابر آن اذعان نمود و گفت: «ما غربیها در دهه 1980 از وسایل نظامی و ابزار جنگی شوروی و اقمارش واهمه نداریم. زیرا اگر بلوک شرق و اعضای پیمان و رشو مجهز به سلاحهای نظامی بوده و به ادوات مخرب ویرانگر مسلح میباشند، ما نیز به سلاحهای مدرن و پیشرفته مسلح و مجهزیم، لیکن از حضور فرهنگ اسلامی انقلاب ایران میترسیم.»
ایران اسلامی به عنوان کشوری که مرزهای مشترک طولانی با ابرقدرت شرق وقت داشت، هرگز مرعوب قدرت آن نیز نشد و همان ایستادگی و مقاومتی را که در برابر غرب داشت، در برابر شرق نیز به نمایش گذاشت. شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» دقیقا «نه» گفتن به هر دو ابرقدرت بود. حضرت امام همان گونه که غرب را ناچیز میشمرد. شرق را نیز تحقیر میکرد و از قدرت پوشالی آن واهمهای نداشت. یکی از موارد مهم تحقیر ابرقدرت شرق که جنبه بسیار محترمانه و باوقاری داشت، ارسال پیام تاریخی حضرت امام به گورباچف و دعوت ابرقدرت شرق به اسلام بود. یعنی امام نه تنها مرعوب ابرقدرت شرق نشده بود، بلکه انقلاب اسلامی ایران را در آن چنان موضع بالاتر و برتری میدید که این ابرقدرت را به راه خویش و اسلام دعوت کرد.
گورباچف که تحت تاثیر شدید این پیام قرار گرفته بود، بعدها با اقرار به عظمت انقلاب اسلامی ایران، مراتب تحقیر ابرقدرت شرق در برابر آن را محترمانه اعتراف کرده و گفت: «پیام آیتالله خمینی برای من، پیام به تمام اعصار در طول تاریخ بود و زمانی که من این پیام را دریافت کردم، این گونه انگاشتم که شخصی که این پیام را نوشته فردی متفکر و دلسوز برای سرنوشت جهان است. من از این که با دقت به آن گوش دادم و آن را مطالعه کردم، استنباط کردم که او کسی است که برای جهان نگران است.... آیتالله خمینی توانست اثری بزرگ در تاریخ نوین جهان بگذارد.
ما زمانی که این پیام را در جلسه کمیته مرکزی حزب کمونیست مطرح کردیم، برای اعضای حزب که نیمی از جهان را در اختیار داشت، بسیار غیرمنتظره بود و نسبت به پیم به دیده احترام مینگریستند. من از ایشان با احترام عمیق یاد میکنم و معتقدم که آیتالله خمینی فراتر از زمان میاندیشید و در بعد مکان نمیگنجید... اگر ما پیشبینی آیتالله خمینی، را جدیتر میگرفتیم، امروز قطعا شاهد چنین وضعیتی نبودیم و اجازه نمیدادیم که وضعیت کشور به چنین حالتی در آید.»
صدور انقلاب و جهانی شدن آن
صدور انقلاب و جهانی شدن آن نیز به عنوان یکی دیگر از دستاوردهای جهانی انقلاب اسلامی ایران محسوب میگردد. هر چند صدور انقلاب عنوانی است کلی و دارای مصادیق و تجلیات زیادی میباشد که به برخی از آنها اشاره کرده و به برخی دیگر نیز در بخشهای آتی اشاره خواهد شد. تعریف کلی صدور انقلاب و جهانی شدن آن جای بررسی دارد. امروز بر جهانیان اثبات شده است که انقلاب اسلامی ایران از قلمرو جغرافیایی ایران خارج شده و کل جهان را تحت الشعاع خود قرار داده است.
هر چند از ابتدای انقلاب، صدور آن به عنوان یکی از اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران از سوی رهبر کبیر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و سایر مسئولین بلند پایه نظام عنوان گردید، لیکن ویژگی انقلاب اسلامی به گونهای بوده و هست که خود، ماهیت صدور را در ذاتش دارد. چه ایران و چه جهان بخواهند و یا نخواهند، ماهیت انقلاب اسلامی ایران صادر شدنی بوده و هست و این کار عملا انجام شده است. با این حال اراده و تمایل جمهوری اسلامی ایران در گسترده شدن ابعاد صدور انقلاب اسلامی بیتاثیر نبوده است.
امام خمینی (ره) در این مورد از ابتدای انقلاب با صراحت کامل فرمودند:
«ما انقلاب را به تمام جهان صادر میکنیم. چرا که انقلاب ما اسلامی است و تا بانگ لا اله الا الله و محمد رسول الله بر تمام جهان طنین نیفکنده، مبارزه هست و تا مبارزه در هر کجای جهان علیه مستکبران هست، ما هستیم.»
همچنین در پیام نوروزی سال 1359 فرمودند:
«ما باید از مستضعفان جهان پشتیبانی کنیم. ما باید در صدور انقلابمان به جهان کوشش کنیم و تفکر این که انقلابمان را صادر نمیکنیم، کنار بگذاریم. زیرا اسلام بین کشورهای مسلمان فرقی قائل نمیشود و پشتیبان تمام مستضعفان جهان است.»
دشمنان انقلاب اسلامی ایران اعم از استکبار جهانی و حکام و سران کشورهای مرتجع منطقه، تلاش بسیار کردند تا چهرهای منفی از مفهوم صدور انقلاب نشان داده و آن را با نوعی دخالت نظامی ایران و حمایت تسلیحاتی از نهضتهای اسلامی و آزادیبخش جلوه دهند، تا بتوانند با آن مقابله کرده و منافع نامشروع خود را از خطر نجات دهند. اما بنیانگذار تیزبین انقلاب اسلامی ایران، این توطئه را نیز خنثی کرده و فرمودند:
«این که میگوییم باید انقلاب ما به همه جا صادر بشود، این معنی غلط را از او برداشت نکنند که ما میخواهیم کشورگشایی کنیم. ما همه کشورهای مسلمین را از خودمان میدانیم ... ما میخواهیم این چیزی که در ایران واقع شد و این بیداری که در ایران واقع شد و خودشان از ابرقدرتها فاصله گرفتند ... و دست آنها را از مخازن خودشان کوتاه کردند، این در همه ملتها و در همه دولتها بشود، آرزوی ما این است.
معنی صدور انقلاب ما این است که همه ملتها بیدار بشوند و همه دولتها بیدار بشوند و خودشان را از این گرفتاری که دارند و این تحت سلطه بودنی که هستند و از این که همه مخازن آنها دارد به یاد میرود و خودشان به نحو فقر زندگی میکنند، نجات بدهد ... ما که میگوییم «انقلابمان را میخواهیم صادر کنیم، میخواهیم این مطلب را همین معنایی که پیدا شده، همین معنویتی که پیدا شده است در ایران، ... ما میخواهیم این را صادر کنیم. ما نمیخواهیم شمشیر بکشیم و تفنگ بکشیم و حمله کنیم.»
همچنین رهبر معظم انقلاب حضرت آیتالله خامنهای در تبیین مفهوم و لزوم صدور انقلاب میفرمایند:
«صدور انقلاب یعنی صدور فرهنگ انسانساز اسلام و صدور صفا و خلوص و تکیه و اصرار بر ارزشهای انسانی. ما به این کار و انجام این وظیفه افتخار میکنیم. این راه انبیاست و ما این راه را باید ادامه بدهیم. دنیای غرب و سردمداران فرهنگ فاسد و منحط غربی از این که فساد و فحشا و اعتیاد و انواع و اقسام بدبختیها و روسیاهیها را به سراسر عالم صادر میکنند، خجالت نمیکشند؟! این فرهنگ فحشایی که امروز متاسفانه سراسر دنیا و بیش از همه دنیای فقیر جهام سوم را فرا گرفته، از کجا آمده است؟ این یکی از صادرات فرهنگ غربی و تمدن استعماری و استکباری است ... چرا ما باید از صادر کردن توحید و اخلاق انبیاء و روح فداکاری و اخلاص و تزکیه اخلاقی به کشورهای دیگر خجالت بکشیم؟! چرا باید شرم کنیم از این که غیرت و حمیت و ایستادگی در مقابل قدرتهای باطل را به صورت درس عملی به ملتهای دیگر ارائه و تعلیم بدهیم؟
ملتها باور نمیکنند که بشود با عوامل و مزدوران قدرتهای استکباری در افتاد. ما در افتادیم و پیروز هم شدیم. چرا این عمل و تجربه خودمان را در اختیار افکار عمومی ملتها نگذاریم؟ ما این انقلاب را صادر میکنیم ... اگر منظور این است که ما مواد منفجره صادر میکنیم، این ادعا دروغ است. این کار را خود دستگاههای پلید خبیث استکباری میکنند. سازمان جاسوسی آمریکاست که برای ساقط کردن دولتها وارد صحنه میشود و اسلحه و مواد منفجره و نیرو میبرد و به ضد انقلاب در کشورهای انقلابی کمک میکند. ما به هیچ کشوری مواد منفجره نمیبریم. خرابکاری دور از شان ماست و به هیچ وجه به ما نمیچسبد و هر کس بگوید خلاف و دروغ گفته است.»
همانگونه که گفتیم صدور انقلاب و اسلامی شدن آن، ریشه در ماهیت انقلاب اسلامی دارد. اولین و مهمترین ویژگی انقلاب که موجب صدور جهانی شدن آن گردیده است، اسلامی بودن انقلاب است. از آنجا که اسلام اختصاص به ایران نداشته و محدود به قلمرو جغرافیایی خاصی نیست و مخاطبین آن، مسلمانان و مستضعفان سراسر جهان میباشد. لذا انقلاب متکی به اسلام نیز به همین ترتیب محدود به کشور خاصی نشده و کل جهان را تحت الشعاع خود قرار میدهد. انقلاب اسلامی متکی به همه مسلمانان است. اگر چه تحقق آن در یک یا چند کشور خاصی صورت پذیرد.
امام خمینی (ره) در رابطه با صدور انقلاب و جهانی شدن آن میفرمایند:
«ما که نهضت کردیم برای اسلام نهضت کردیم، جمهوری، جمهوری اسلامی است. نهضت برای اسلام نمیتواند محصور باشد در یک کشور و نمیتواند محصور باشد در حتی کشورهای اسلامی، نهضت برای اسلامی، همان دنباله نهضت انبیاست. نهضت انبیای برای یک محل نبوده است. پیغمبر اکرم اهل عربستان است، لیکن دعوتش مال عربستان نبوده، محصور نبوده به عربستان، دعوت مال همه عالم بوده است.»
دومین ویژگی انقلاب که موجب صدور و جهانی شدن آن گردیده، جاذبه پیام آن و آمادگی پذیرش داوطلبانه آن از سوی مسلمانان و نهضتهای اسلامی جهان بوده است. این پذیرش و طلب آنها، موجب سرایت خودجوش انقلاب اسلامی ایران به دیگر کشورها شده است. در این رابطه به نظرات چند تن از رهبران نهضتهای اسلامی و مردمی اشاره میکنیم: نماینده جبهه آزادیبخش انقلاب اسلامی افغانستان میگوید: «انقلاب ایران تنها متعلق به ملت ایران نیست. همچنان که رهبر انقلاب ایران، تنها رهبر مسلمان ایران نیست.»
کبیر عبدالرحمن دبیر کل سازمان آزادیبخش فطانی در جنوب تایلند میگوید: «انقلاب اسلامی ایران یک انقلاب جهانی است و متعلق به یک ملت نیست و در چارچوب یک مرز محصور نخواهد ماند.» عباس مدنی رهبر جبهه نجات اسلامی الجزایر میگوید: «انقلاب اسلامی ایران در واقع متعلق به همه مسلمانان جهان و از جمله مردم مسلمان الجزایر است.» و بالاخره رهبر جمعیت جزایر آنتیل میگوید: «در زمانی که انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی در ایران به ثمر رسید، مسلمانان جزایر آنتیل آن را انقلاب خود دانستند و در حقیقت این انقلاب نه فقط برای ایران، که الگو و نمونه برای تمام مسلمانان جهان است.»
سومین ویژگی انقلاب اسلامی ایران که موجب صدور آن گردیده تاثیراتی است که بر کل جهان داشته است. انقلاب اسلامی ایران به واقع روابط و معادلات سیاسی جهان را بر هم زده و موجب نظم جدیدی در این مناسبات گردید. به هم زدن دو قطبی بودن جهان، بر هم زدن تعادل قدرت و روابط کشورهای منطقه خاورمیانه و خلیجفارس، تاثیرات مهم آن در بر هم زدن سازش حکام وابسته کشورهای عربی با رژیم صهیونیستی اشغالگر قدس، مطرح نمودن مذهب و دین در عرصه سیاست و حکومت از جمله این موارد میباشد.
طرح پیام و راه جدید و شکستن نظام دو قطبی
تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، یکی از افکار و اعتقادات جدی حاکم بر جهان که همه مردم و کشورها آن را پذیرفته بودند، دو قطبی بودن دنیا بود. البته این اعتقاد، دروغین و صرفا در اثر شعار و تبلیغ نبود، بلکه از پشتوانه علمی و واقعی نیز برخوردار بود. یعنی دو قدرت بزرگ جهانی به سرکردگی آمریکا و شوروی سابق، با استفاده از توان و قدرت خویش توانسته بودند، تمامی کشورهای دنیا را به دو حوزه قلمرو خود تقسیم کنند. هر چند میزان وابستگی و تابعیت کشورها از این دو قدرت متفاوت بود، ولی کشوری که مستقل از این دو قلمرو یافت نمیشد.
هر کشوری هر چند قدرتمند مانند برخی کشورهای اروپایی، حداقل به یکی از این دو قطب وابستگی داشت و قدرت مستقلی خارج از تقسیمبندی جهان شرق و غرب محسوب نمیشد. البته تبلیغات جهانی مبتنی بر این که بدون وابستگی و اتکاء به یکی از این دو ابرقدرت نمیتوان در جهان کشور مستقلی بود. در دامن زدن به این تفکر بیتاثیر هم نبود.
در این مورد حضرت امام خمینی(ره) در وصیتنامه سیاسی ـ الهی خویش میفرمایند:
«از جمله نقشهها که معالاسف تاثیر بزرگی در کشورها و کشور عزیز ما گذاشت و آثار آن باز تا حد زیادی به جا مانده، بیگانه نمودن کشورهای استعمارزده از خویش و غربزده و شرقزده تمدن آنان است به طوری که خود را و فرهنگ و قدرت خود را به هیچ گرفتند و غرب و شرق، دو قطب قدرتمند را نژاد برتر و فرهنگ آنان را والاتر و آن دو قدرت را قبلهگاه عالم دانستند و وابستگی به یکی از دو قطب را از فرائض غیرقابل اجتناب معرفی نمودند.»
پیروزی انقلاب اسلامی ایران، این دستاورد بزرگ جهانی یعنی شکستن نقطه دو قطبی جهان را به ارمغان آورد. این دستاورد جهانی که برای کلیه مسلمانان، مستضعفان جهان و تمامی انسانهای آزادیخواه و کشورهای استقلالطلب میتواند هدیه ارزشمند و قابل استفادهای باشد، خود از دو بخش نظری و عملی تشکیل شده است. بخش نظری این دستاورد جهانی انقلاب، شکستن تفکر اعتقاد به جهان دو قطبی است. این انقلاب ثابت کرد که جهان میتواند از دو قطبی بودن خارج شود و تفکر غیرقابل اجتناب بودن دو قطبی بودن جهان و پذیرش ناگزیر جهان دو قطبی، تفکر غلطی است و میتوان این تفکر را کنار گذاشت.
این بخش از دستاورد به عنوان گام نخست وزیر بنای بخش دوم دستاورد، نقش بسیار مهم و ارزندهای داشته است. تا تفکر و اندیشه غلط اصلاح نشود، مسلما تحول عملی نیز تحقق نخواه پذیرفت. اصولا یکی از دستاوردهای مهم انقلاب اسلامی ایران، اصلاح زیربنای تفکرات و اعتقادات نادرستی بود که در جهان حاکم بود. این انقلاب عملا به تمامی جهانیان باوراند که میتوان جهان دو قطبی موجود را بر هم زده و جهان چند قطبی جدیدی را تصور نمود.
حضرت امام خمینی (ره) حتی قبل از پیروزی انقلاب و برای ایجاد این باور در مردم کشورمان در یکی از سخنرانیهای خویش در تاریخ 28/آبان/1357 در پاریس فرمودند:
«این قیامی که الان ملت ایران کردهاند در مقابل همه ابرقدرتهاست و این ابرقدرتها را شما اطمینان داشته باشید که نمیتوانند کاری انجام بدهند.»
حضرت امام از ابتدا سیاست خارجی انقلاب اسلامی و دولت ایران را در عرصه جهانی، به عنوان کشوری مستقل از دو ابرقدرت اعلام نموده و فرمودند:
«ما با هیچ کدام از ابرقدرتها سر سازش نداریم. نه تحت سلطه آمریکا میرویم و نه زیر بار شوروی. ما مسلمانیم و میخواهیم آزاد زندگی کنیم. ما میخواهیم زندگی فقیرانه داشته باشیم ولی آزاد و مستقل باشیم.»
بخش دوم این دستاورد جهانی که بخش عملی آن را تشکیل میدهد، این است که انقلاب اسلامی ایران عملا قدرت و قطب سومی را در جهان ایجاد کرد. ایجاد قطب و قدرت جهانی سوم، واقعیت اجتنابناپذیری است که با پیروزی انقلاب اسلامی ایران تحقق یافت. هر چند برخی از دشمنان انقلاب، ناباورانه چشمهای خود را بر این واقعیت بسته و خواستند آن را انکار کنند. باور این واقعیت و به زبان آوردن آن برای مخالفین انقلاب اسلامی ایران بسیار تلخ و ناگوار است و برایشان سخت است به آن اعتراف کنند، ولی در عمل، این واقعیت را پذیرفته و به ناچار به آن تن در دادهاند.
کینهتوزیهای جهانی هر دو ابرقدرت و وابستگان آنها نسبت به انقلاب اسلامی ایران و مخالفتها و دشمنیهای گوناگون آنان در عرصههای مختلف، حاکی از عمق واقعیت انکارناپذیر بروز و ظهور انقلاب اسلامی و کشور ایران به عنوان قطب و قدرت سوم در عرصه جهانی است. در واقع قرار نگرفتن جمهوری اسلامی ایران در یکی از قطبهای پذیرفته شده جهانی، قدرتهای استکباری را بسیار ناراحت و عصبانی کرده است.
اعتقادات دینی و ایمانی مردم مسلمان ایران، روحیه سلحشوری و ایثار و شهادتطلبی، برخورداری از رهبری پیامبرگونه امام خمینی(ره) و استمرار آن، امدادی غیبی و عنایات خداوند متعال و امام زمان(عج) تحمل سختیهای مبارزه و ایستادگی در برابر شرق و غرب از سوی مردم ایران، اسلامی بودن انقلاب و هدف بودن آن در تمامی ابعاد زندگی مردم، حمایت و پشتیبانی گسترده مردم مسلمان و مستضعف سراسر جهان از انقلاب اسلامی از جمله مشخصههایی است که شرق و غرب نه نظیر آن را دیدهاند و نه حتی توان درک و شناسایی و در نتیجه مقابله با آن را دارند، لذا در برابر آن عاجز و ناتوان شده و به ناچار تن به پذیرش این قدرت سوم جهانی دادهاند.
در مورد قدرت انقلاب اسلامی ایران در کنار زدن شرق و غرب، حضرت امام خمینی(ره) فرمودهاند:
«یک ملت قویای که هم شوروی را کنار گذاشت و هم آمریکا را و هم انگلستان و هم همه را ... انعکاس قدرت شما در کاخ سفید و در کرملین الان پرتوانداز است، همه قدرتها از شما باک دارند، ... همه قدرتها از قدرت اسلام الان لرزیدهاند و کارهای شما لرزانده آنها را.»
اکنون نظرات جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک کشور قدرتمند، در تصمیمات جهانی تعیینکننده میباشد. در این رابطه رهبر معظم انقلاب حضرت آیتالله خامنهای میفرمایند:
«ملت ایران در هر قضیه مهم جهانی که با آن به طور جدی مخالف باشد، آن مساله پیش نمیرود و متوقف میشود، امروز این ملت در مسائل مهم جهانی دارای یک رای مهم است و جلوه ملت ایران به تدریج چشمها را متوجه به خود میکند.»
قدرت و عزت یافتن ایران در جهان و منطقه
از دیگر دستاوردهای جهانی انقلاب اسلامی ایران، قدرت و عزت یافتن ایران در سطح جهان میباشد. بر هیچ صاحبنظر سیاسی پوشیده نیست که تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، کشور ایران نه تنها در سطح جهانی و در بین کشورها و قدرتهای جهانی نقش و قدرت تعیینکنندهای نداشت و در معادلات سیاسی و تصمیمگیریهای جهانی با بازی گرفته نمیشد، بلکه به علت وابستگی و تبعیت از ابرقدرت غرب و ایفاء نقش ژاندارمی در منطقه برای آمریکا، بین مسلمانان جهان و نهضتهای اسلامی و آزادیبخش نیز منفور و مطرود بود. رژیم ایران به عنوان حکومتی دینستیز و مخالف اسلام و نوکر آمریکا و حامی اسرائیل در میان مسلمانان شهرت داشت.
به برکت پیروزی انقلاب اسلامی، کشور ایران به قدرت و عزت بالا و چشمگیری دست یافت. این عزت و اقتدار جهانی از دو دیدگاه قابل بررسی و تامل است. در دیدگاه اول با نگرش از منظر قدرتهای استکباری و کشورهای مخالف انقلاب اسلامی ایران، کشور ایران از کشوری ضعیف و بیتاثیر در معادلات جهانی، به قدرتی تاثیرگذار در مناسبات و روابط بینالملل و نیز تصمیمگیریهای جهانی و منطقهای مبدل گشت. به تعبیر رهبر معظم انقلاب:
«ملت ایران در هر قضیه مهم جهانی که با آن به طور جدی مخالف باشد، آن مساله پیش نمیرود و متوقف میشود. امروز این ملت در مسائل مهم جهانی دارای یک رای مهم است و جلوه ملت ایران به تدریج چشمها را متوجه به خود میکند.»