تاریخ انتشار : ۱۶ آبان ۱۳۹۱ - ۰۹:۳۶  ، 
کد خبر : ۲۱۳۱۰۷

جنبش اسلامی سودان (بخش دوم)


ش- کسرائی
نفوذ اسلام در سودان
اسلام از طریق بازرگانان به سودان رسید و این بازرگانان توانستند مسیحیان و بت پرستان مناطق سودان را به دین اسلام هدایت کنند. دین مسیحیت در مناطق نوبه و علوه در شمال سودان تا اواخر قرن پانزدهم میلادی باقی ماند و مسیحیان تا سال 1742 (1121 هـ) در جزیره «تنفس» دین خود را حفظ کرده بودند.(1)
در همان سالهای نخست ورود اسلام به منطقه، قوم «فونج بدان» ایمان آوردند و «عماره دنقاس» و پسرانش دارای اسامی اسلامی بودند. سلطان فونج صاحب اختیار قلمرو پهناور سودان از آبشار سوم تا دامنه تپه‌های حبشه و از صحرای شرقی تا کردفان بود. لشکر کشی‌های حکام مصر در زمان بنی عباس به مناطق مرکزی و جنوبی سودان هیچیک به نتیجه نرسید و مقاومت قوم نوبه سدی را در شمال بوجود آورده بود. در قسمت شرق نیز قبایل «بچه» برخوردهایی با مهاجرین شمالی داشتند تا سرانجام رئیس این قوم اسیر و به بغداد فرستاده شد. با فتح مصر توسط فاطمیان در سال 358 هجری قمری- این حکومت سعی نمود تا با مناطق جنوب روابطی برقرار سازد. از طرف فاطمیان سفیری به دربار «دنقله» فرستاده شد و مهاجرانی از نوبه روی به مصر نهادند و عده‌ای از سیاهپوستان این ناحیه به نیروهای نظامی مصر بپوستند.
با تضعیف حکومت فاطمیان سرنوشت سودان نیز دگرگون شد و روی کار آمدن ایوبیان به شورشی از سربازان سیاه انجامید که توسط صلاح الدین فرو نشانده شد. شمس الدین توران شاه برادر صلاح الدین در 568 هجری قمری به سرزمین نوبه نفوذ کرد و قسمت‌هایی از آن سرزمین را به تصرف در آورد. با وجود این، دوران حکومت ایوبیان مصر همراه با روابط صلح آمیز با نوبه بود. با انقراض ایوبیان و روی کار آمدن ممالیک در سال 647 هجری قمری تهاجمات گسترده‌ای به نوبه آغاز شد و اختلافات داخلی در نوبه به ممالیک فرصت داد تا بر بخش‌های بزرگتری از این منطقه تسلط یابند.
با پیوستن مصر به قلمرو عثمانی، نیروهای عثمانی در زمان سلطان سلیم اول به سرزمین نوبه حمله بردند.
در نیمه دوم قرن شانزدهم میلادی فعالیت گسترده اسلامی در سودان از سر گرفته شد روحانیانی از مصر، بغداد و مغرب به این منطقه آمدند تا شریعت و معارف دینی و اصول عرفانی را به پیروان خود تعلیم دهند.(2)
اشغال سودان توسط ارتش مصر
در اکتبر 1820 (1999 هـ) ارتش پنج هزار نفری محمدعلی به فرماندهی اسماعیل پاشا فرزند محمدعلی عازم سودان گردید.
تصرف سودان برای مصریان چندان دشوار نبود. سودانی‌ها حتی فاقد سلاح آتشین بودند و با نیزه و کمان و سپرهای چرمین می‌جنگیدند. در حالیکه مصریان مجهز به ساز و برگ جدید بودند و از توپخانه نیرومندی سود می‌جستند. ارتش محمدعلی بی آنکه با مقاومتی روبرو شود تا رود نیل پیش رفت. قبایل نوبه شمالی و دنقله به فاتحان تسلیم شدند.
در بهار 1821 (1200 هـ) مصریان به دماغه خارطوم واقع در تلافی نیل سفید و آبی رسیدند و در آنجا اردو زدند. سپس پیش رفتند و در 12 ژوئن 1821 آنها سفار پایتخت فونج را بی آنکه تیری شلیک کنند تصرف کردند. در آغاز سال 1822 (1201 هـ) مصریان سراسر سودان را بجز دارفور و سایر نواحی دور افتاده به تصرف در آوردند ولی در پشت جبهه شورش‌هایی بروز کرد اسماعیل با شنیدن قیام‌های تازه‌ای علیه مقامات مصری مجبور شد به سفار برود. وی به سرکوبی شورش شتافت که طی آن هزاران نفر از مردم کشته شدند. ولی او بزودی خود بدام افتاد در اکتبر 1822 یکی از زعمای محلی، اسماعیل و افسران ارشد او را به خانه دعوت کرد، در اطراف خانه کومه‌هایی از کاه انباشته شده بود در حالیکه مصریان به عیش و عشرت مشغول بودند، صاحب خانه کاه‌ها را آتش زد و بدینگونه اسماعیل و همراهانش در آتش خاکستر شدند.(3)
مجید پیک دفتردار همراه با ارتش خود عازم «سنار» شد و به انتقام خون اسماعیل، بیش از 30 هزار نفر از اهالی- تقریباً تمام جمعیت- ناحیه‌ای را که در آن اسماعیل پاشا به قتل رسیده بود قتل عام کرد ولی مسبب حادثه از مهلکه فرار کرد و جان سالم بدر برد.(4)
پس از مرگ محمدعلی، سودان شرقی در حاکمیت مصر باقی ماند. زمام قدرت بدست پاشاها و بیک‌های ترک و مصری بود. آنها املاک بزرگی را تصرف کرده، انحصار اقلام صادراتی عمده سودان را در دست داشتند و با تحمیل مالیات گزاف به غارت مردم مشغول بودند.
نفوذ اروپائیان به سودان شرقی
سالهای 70 و 80 قرن نوزدهم، سالهای الحاق استعماری آفریقا بود. طی یک یا دو دهه، قدرت‌های اروپایی تقریباً سراسر قاره آفریقا را میان خود تقسیم کردند.
اروپائیان به سودان شرقی نیز با منابع طبیعی و تجارت بسیار سودبخش آن از حیث محصولات گرمسیری، چشم طمع دوخته بودند. دلیل دیگر تمایل آنها برای تسخیر سودان شرقی این بود که این کشور وسیله مهمی برای رخنه در آفریقای مرکزی بشمار میرفت، رود نیل مسیر طبیعی ورود به این منطقه بود. هر قدرتی که سر رشته جریان نیل را بدست می‌آورد خود بخود بر مصر استیلامی یافت(5)
ماجراجویان اروپائی از تمایل اسماعیل- خدیو مصر- برای تصاحب سراسر حوزه نیل سود جستند. این تمایل ناشی از سیاست «پنبه» او بود. اسماعیل مزارع پنبه را دایر کرد و شیوه آبیاری را تکامل داد. ولی او میدانست که فقط با در دست داشتن حوزه رودخانه نیل و همه رودهای فرعی از آن میتواند شیوه آبیاری را به نحو اکمل به پیش ببرد. جنگ‌های اسماعیل در اتیوپی و آفریقای استوائی بدین علت بود. سیاست تجاوزکارانه اسماعیل، عده‌ای از ماجراجویان اروپایی را بخود جلب کرد. از جمله نخستین ماجراجویان، ساموئل بیکر انگلیسی بود در سال 1879 (1258 هـ) اسماعیل اداره ایالت استوایی سودان و شهر «لادو» را به وی سپرد. بیکر به این منطقه، همچون ملک شخصی خود می‌نگریست.
وی به یکرشته جنگ‌ها بر ضد نواحی جنوب سودان، دریاچه البرت واونیور دست زد و آنها را به قلمرو خود افزود. بر رویهم او مدت 5 سال در این مناطق فعالیت کرد.
در سال 1874 (1253 هـ) انگلیسی دیگری بنام ژنرال گوردون جانشین بیکر شد. گوردون از رسیدن به قدرت در ایالت استوائی به لشکر کشی‌های بیکر ادامه داد و هنگامی که به دریاچه ویکتوریا رسید هیثتی را به نزد فرمانروای اوگاندا فرستاد و سراسر ناحیه سرچشمه‌های نیل سفید را تحویل گرفت.(6)
در سال 1877 (1256 هـ) ژنرال گوردون به فرمانداری کل سودان منصوب شد. او ادوارد شنیتز را بعنوان فرمانداران ایالات دیگر گماشت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات