ش- کسرائی
قیام مهدی در سودان
در سال 1881 (1260 هـ) قیامی وسیع علیه حاکمیت اروپائیان در سودان آغاز شد. رهبر قیام یکی از قطبهای دروایش بنام محمد احمد بود که خود را مهدی موعود میخواند.
محمداحمد در سال 1843 (1222 هـ) در جزیرهای واقع در نیل نزدیک دنقله چشم به جهان گشود. پدر او در ودگر بود. برادران وی نیز در همین حرفه مشغول بودند. محمداحمد از کودکی با پدر و برادرانش دره نیل وسودان را زیر پا گذاشته بود و کاملا راهها و آداب و سلوک مردمان آن دیار آشنا بود. محمد احمد پس از فوت پدرش، برای تحصیل الهیات وارد اخوان المسلمین سامانیه در شهر بربر واقع در شمال سودان شد. او پس از فراغت از تحصیل به کسوت دراویش درآمد تا اینکه سرانجام در جزیره پهناور «رأبا» در جنوب خارطوم واقع در نیل سفید که برادران وی در آنجا به پیشههای گوناگون مشغول بودند اقامت گزید. جزیره مزبور بصورت مرکزی در آمد که از آنجا دراویش آواره، آموزشهای خود را در سراسر سودان میپراکندند. پیروان او معتقد به زهد و ریاضت کشی بودند. آنان ترکها، مصریان، اروپائیان را مسبب فساد اخلاق در سودان میدانستند و ایشان را همچون مسلمانان دروغین توصیف میکردند و مردم را به احیای پاکیزگی، گذشته دوران اولیه اسلام، اعاده مساوات و برادری جهانی، تقسیم اموال و املاک و مصادره املاک فئودالهای ترک، مصری و سودانی بنفع مردمان تهی دست دعوت میکردند و نیز مردم را به قیام علیه تاراجگری اروپائیان و استبداد پاشاهای ترک مصری فرا میخواندند آنها میگفتند: «کندن هزار قبر بهتر از پرداخت یک دینار مالیات است». بدین گونه موعظههای محمداحمد، گرچه بر شالوده نظریات مذهبی و اخلاقی استوار بود. دعوتی برای مبارزه رهایی بخش ملی و محصول وضع اقتصادی و سیاسی سودان بود. در اوت 1881 (1260 هـ) بهنگام ماه مبارک رمضان محمداحمد خود را مهدی موعود معرفی کرد و مردم سودان را به قیام فراخواند، موقعیت برای قیام مناسب بود. بحران سیاسی در مصر در شرف تکوین بود. دول اروپایی و خود مصر بخود مشغول بودند و فرصتی واقعی برای اقدامی قطعی در سودان پیش آمده بود.
در اوت 1881 (1260 هـ) یکی از مقامات حکومت مصر از خارطوم به جزیره أبا رسید و خود را به محمداحمد معرفی کرد و به او گفت که وی متهم است که در نظر دارد علیه حکومت به قیام برخیزد و بهتر است برای رفع سوء تفاهم در برابر فرمانروای کشور به خارطوم عزیمت کند. محمداحمد پاسخ داد که به یاری خدای توانا و پیامبر اسلام او(مهدی) خود مرشد و فرمانروای کشور است و به خارطوم و نزد هیچکس نخواهد رفت. مقام مزبور به خارطوم بازگشت ولی اندکی پس از عزیمت وی یک لشکر مجازات شامل دو گروهان و یک عراده توپ به جزیره «أبا» اعزام گردید. کمی نفرات گروه اعزامی نشان میداد که جنبش محمد احمد خیلی جدی گرفته نشده است. مهدیون دو گروهان مزبور را بکلی نابود کردند. پس از شکست دولتیان محمداحمد تصمیم گرفت همراه با پیروانش به کردوفان عزیمت کند. در کردوفان بر شمار طرفداران او افزوده شد و ارتشی مرکب از هزاران نفر به دور او گرد آمدند. اکثر پیروان مهدی از کشاورزان، چادرنشینان، بردگان و پیشهوران بودند.(1)
مهدی به پیروان خود تاکید میکرد که باید برای جنگ مقدس (جهاد) آماده شوند. او نیز مانند محمد(ص) پیامبر اسلام پیروان خود را «انصار» یاران- میخواند و به آنهایی که در جنگ کشته میشدند سعادت حقیقی وعده میداد و به کسانی که زنده میماندند چهار پنجم غنایم حاصله را.(2)
هنگامی که مهدی در کوههای «کردوفان» اردو زد. مردمان بیبضاعت از سراسر سودان با زنان و کودکانشان به نزد وی میشتافتند. در اینجا آنها دستههای چریکی تشکیل داده و در کمین مقامات دولتی، ماموران وصول مالیات و گروههای مجازات که برای وصول مالیات فرستاده میشدند مینشستند. عنصر ملی در قیام مهدی نقش مهمی داشت، تفاخر و غرور آنها ناشی از این امر بود که مهدی موعود آنها از میان سودانیها ظهور کرده است و در نتیجه دوران حکومت خارجیان بر سودان پایان یافته و از این پس بدست فرمانروایی سودانی اداره خواهد شد. بدنبال قیام مهدی سراسر کردوفان به وی پیوست و چندین لشکر اروپایی و مصری که برای سرکوبی آنها فرستاده شده بودند، تار و مار شدند.
در پاییز 1881 (1260 هـ) «ژیگلر» که فرماندار کردوفان بود لشکری به فرماندهی سعید محمد پاشا برای سرکوبی مهدی فرستاد ولی فرمانده لشکر مزبور بی آنکه نتیجهای بگیرد از بیم شکست فرمان به بازگشت داد.
در دسامبر 1881 (1260 هـ) فرماندار «فاشودا» رشید بیک قشون تازهای به فرماندهی بر کچوف آلمانی به جنگ مهدی فرستاد، لیکن قشون مزبور نیز به شدت شکست خورد.(3)
در مارس 1882 (1261 هـ) نیرویی 6 هزار نفری از خارطوم به فرماندهی «یوسف شلالی پاشا» عازم کردوفان گردید. لشکر مزبور نیز در همان سال کاملا تار و مار شد.
در سپتامبر 1882 (1261 هـ)، مهدیون، آل عبید پایتخت «کردوفان» را در محاصره گرفتند. شهر در 18 فوریه 1883 (1261 هـ) سقوط کرد و سرانجام سراسر «کردفان» به تصرف آنها در آمد. از اینجا قیام به همه نواحی سودان گسترش یافت. سال 1883 (1262 هـ) سال پیروزیهای قطعی مهدیون بود. در همان سال نیروی عظیمی مرکب از افراد انگیسی- مصری بفرماندهی ژنرال «هیکس» انگلیسی به کردوفان رسید و پس از هشت ماه جنگ در این ناحیه شکست خورد.
طرفداران مهدی در جنگ از تاکتیک سرزمین سوخته استفاده میکردند، آنها احشام را نابود میکردند، خانهها را به آتش میکشیدند و چاهها را پر میکردند. در نبردی در شمال «آل عبید» روز 5 نوامبر 1883، ارتش وامانده هیکس سرانجام تار و مار گردید و خود ژنرال هیکس کشته شد. برخی از نفرات او به مهدی پیوستند.
در اوت 1883 (1262 هـ) قیام مهدی به ایالات ساحلی دریای سرخ گسترش یافت و در آنجا مهدیون یکرشته شکستهای سخت به نیروهای مشترک انگلیسی- مصری تحت فرماندهی ژنرال بیکر وارد آوردند. تا پایان 1883 (1262 هـ) همه ایالت سودان در دست مهدی بود. در دسامبر 1883 (1262 هـ) اسلاتین پاشا حاکم دارفور دست از مقاومت برداشت، در آغاز سال 1884 (1263 هـ) فرماندار بحرالغزال تسلیم شد. بدین گونه، سراسر کشور اعم از شرق و غرب نیل در دست مهدی بود بجز تنگه باریکی در دره نیل که هنوز در کنترل حکومت انگلیسی- مصری باقی بود، وضع در اینجا هم نومید کننده بود، زیرا مهدیون میتوانستند در هر لحظه ارتباط آنها را با مصر قطع کنند.
مقامات انگلیسی تصمیم گرفتند سودان را مستقل از مصر اعلام کنند ولی ژنرال گوردون انگلیسی را در فرماندهی کل سودان ابقا نمایند.
آنها میخواستند با مهدی سازش کنند و با حمایت او، بر سودان همچون مستعمره بریتانیا حکم رانند، روز 18 فوریه 1884 (1262 هـ)، گوردون به همراهی دستیار خود، استوارت به خارطوم وارد شد و سیاست تازه خود را به مورد اجرا گذاشت. او سودان را مستقل از مصر اعلام کرد و مقام فرمانداری کل را برای خود محفوظ داشت و مهدی را به سمت سلطان کردوفان منصوب نمود. به علاوه گوردون همه مالیات پس افتاده را بخشید و زندانیان را آزاد نمود، عده زیادی از کشاورزان به علت عدم پرداخت مالیات به زندان افتاده بودند. گوردون همه آنها را آزاد کرد. او فکر میکرد که با این اقدام بتواند با مهدی به سازش برسد. ولی مهدیون دست او را خوانده بودند، آنها نمیخواستند سودان را به انگلیسیان واگذار کنند و در مارس 1884 (1263 هـ) پاسخ آنها به گوردون محاصره خارطوم بود.
در پائیز 1884 (1263 هـ) ارتشی 7 هزار نفری به فرماندهی ژنرال ولسلی فاتح مصر عازم نجات گوردون گردید ولی موفق نشد به خارطوم برسد.
روز 23 فوریه 1885 (1263 هـ) مقاومت انگلیسیان در خارطوم بپایان رسید و مهدیون شهر را اشغال کردند، گوردون و سایر انگلیسیها در طی حمله مهدیون به شهر کشته شدند، تا پایان سال 1885، مهدیون سراسر دره نیل را تسخیر نمودند.
در طی چهار سال، دولت مهدی که سراسر سودان شرقی (بجز ناحیه کوچک شمال دنقله و ایالت استوائی) را در بر میگرفت تشکیل شد.