ترجمه: فرهاد آذرین
صلیبیون و ترکها
جنگهای صلیبی در یک دوره دویست ساله 1291 – 1095 اتفاق افتاد و در واقع به شکست نیروهای سپاهیان مسیحی اروپایی، انجامید در مفهوم گستردهتر آنها را میتوان به عنوان پیروزی فرهنگ اسلامی – عربی به ویژه در مورد موسیقی عربی – اسلامی در نظر گرفت.
قبلاً گفتیم که چگونه سازهای عربی از قبیل رباب و سبکهای موسیقی عربی ابتدا از طریق مورهای اسپانیا به اروپا وارد شدند. صلیبیون هم از نقاط جغرافیایی دیگر این تهاجم فرهنگی را تقویت کردند. شوالیهها و سربازان مسیحی از فلسطین و کشورهای مجاورش سازهای عربی و ملودیهای و ریتمهای عربی را با خود به خانه آوردند. در نتیجه سالهای بعد از آن در قرون وسطی دوران شکوفایی سازهای جدید و یا تکمیلشدهای بود که اصلیت عربی داشتند. مثل Rebec یا کمانچه 3 سیمه قدیمی، انواع دفها و طبلها، انواع عود، قانون و سنتور، انواع جدید سازهای بادی چوبی که از نی ساخته شده بودند و ترمپتهای باریک و تختی که کاسههای (دهانه) براقی داشتند. سپاهیان مسیحی چنان به سازهای کوپهای ترکی علاقهمند شدند که رفتهرفته خود معرف فصل جدیدی در موسیقی نظامی گردیدند.
سپس نوبت به نوازندگان و خنیاگران دورهگرد رسید، نوازندگان سلحشور و پرشور قرون وسطی فرانسوی (که حتی تعدادی از آنه مثل ریشارد کوردلبون در جنگهای صلیبی جنگیده بودند) شیوه آواز خواندنشان نتهای همساز عربی بسیاری را در خود داشت.
از طریق مسلمانان اسپانیا، جنگهای صلیبی و بعد از آن از طریق حمله ترکهای عثمانی موسیقی و هنر عربی – اسلامی در اروپا منتشر شد و برای صد سال بر موسیقی غربی تأثر شدید و نزدیک گذاشت و آن را غنا بخشید.
موسیقی خاور دور – چین
وقتی مارکوپولو در سال 1297 به خانه بازگشت هیچکس گزارشات او را درباره سالها زندگی در خاور دور باور نکرد هرچند که در همان زمان هم چین از داشتن تمدنی که حداقل به اندازه اهرام مصر قدمت داشت بر خود میبالید.
از قرن 16 میلادی اروپاییان مسیرهای دریایی به خاور دور را گشودند و بدین گونه گنجینههای تمدن و هنر چین از قبیل سفالینهها، نقاشیها و کارهای هنری چوبی و فلزی موجب تعجب و حیرت دنیای غرب شد.
چین مدرن با جمعیت چند میلیاردی شاید دیگر جایگاه عجایب و رمز و رازهایی از این قبیل نباشد اما گذشته احترامبرانگیز این کشور و عمق افکار و زیباییشناسی چینی همیشه در هنر و موسیقی آن زنده و جاویدان است.
موسیقی و فلسفه چینی
گذشته موسیقی چین باستان را میتوان در زنگهای برنزی، ناقوسهای سنگی و سازهای بادی کوچکی از جنس سفال جستجو کرد که گمان میرود متعلق به 2 هزار سال قبل از میلاد باشند. قدمت اسناد مکتوب مربوط به موسیقی چین که سالم باقی ماندهاند به حدود سال 1100 قبل از میلاد میرسد. یکی از آنها مجموعهای از آیات مذهبی به نام Lichi و دیگری مجموعهای از سیصد آواز با نام Shih Ching است قدمت این آیینهای موسیقایی زمانی کاملاً درک میشود که بدانیم موسیقی اروپایی یا غربی حتی صد سال بعد از آنهم به وجود نیامد.
فلاسفه و موسیقیدانان چینی نیز مانند فیثاغورث به مطالعه ریاضیات اصوات موسیقایی پرداختند و افکارشان درباره موسیقی هم جهت عقاید یونانیان بوده است (رجوع شود به شمارههای گذشته). در حقیقت کمی قبل از زمان افلاطون و ارسطو، دو نفر از مهمترین فلاسفهچینی لااوتسو (بنیانگذار نیمهافسانهای فرقه تائو 531 – 604 ق – م) و کونفسیوس (471 – 551 ق – م) بر ارزشهای اخلاقی موسیقی هم از نظر شخصی و هم به عنوان کمکی به اصول کشورداری مدبرانه تأکید کردهاند. از دیدگاه متافیزیکی وعرفانی آنان معتقد بودند که موسیقی باید با هارمونیهای پیچیدهتر و عمیقتر جهان هستی، ضرباهنگ و چرخههای طبیعت و آنچه که آنها به عنوان توازن میان نیروهای آسمان و زمین، مؤنث و مذکر یا همان yin و yang به آن باور داشتند، هماهنگی داشته باشد.
گامها و اصولات موسیقی چینی
اساس تئوریک موسیقی هنری چین مرکب از دوازده Lu میباشد. اینها اصوات استاندارد و پایهای این موسیقی هستند. از آنجا که این اصوات مانند واحدهای اندازهگیری و مقیاسها در اسناد دولتی به ثبت رسیده بودند در تدریس موسیقی توجه خاصی به آنها مبذول شده است.
Luها تقریباً با گامهای دوازده نتی کروماتیک مطابقت میکردند. (این گامها عبارتند از یک نت و یک اکتا و بالاتر همان نت در پیانو که شامل هفت نت اصلی و پنج و نیم پرده میشود) که اینها سمبل فریادهای ققنوس – مرغ اساطیری که از میان آتش زیر خاکستر تولد دوباره مییابد – هستند.
در مابعدالطبیعه چینی نیمی از این گامها نمایانگر نیروی مونث yin و نیمی دیگر نیروی مذکر yang هستند و به این ترتیب توازن عالی نیروهای روحی در جهان حفظ میشود.
گامهای اختصاصی از میان نتهای اصلی یا نتهای Lu انتخاب میشدهاند (از هر صوت Lu یک گام مربوط به آن ساخته میشده است) مشهورترین آنها گامهای پنج نتی پنتاتونیک هستند که با اصوات کلیدهای سیاه پیانو مطابقت دارند. گمان میرود که این نوع گام و تنهایی که براساس آن به وجود آمدهاند فقط چینی باشند. در حقیقت گامهای پنتاتونیک به طور گسترده در دنیای باستان استفاده میشدهاند و هنوز هم در بسیاری از موسیقیهای محلی به کار میروند.
به هر حال چینیها به گامهای پنتاتونیک خود مفهوم موسیقایی خاصی بخشیدند. این پنج نت نمادهایی برای عناصر (خاک، فلز، چوب، آتش و آب)، جهات جغرافیایی (شمال، جنوب، شرق، غرب و مرکز)، طعمها (شوری، تلخی، ترشی، شیرینی، گس) رنگها (زرد، سفید، آبی، قرمز و سیاه) و سیارات (تیر، مشتری، بهرام، زهره، کیوان)، بودهاند.
اصوات سازها
به غیر از رنگهای برنزی، ناقوسهای سنگی و نیلبکهای سفالی که درباره آنها سخن گفتیم سازهای قدیمی و ارزشمند دیگری نیز در چین وجود داشتهاند. این سازها عبارتند از عود یا Pipa، دو نوع قانون بلند (Chin و She) انواع فلوت Pan Pipe از جنس بامبو، نوعی ارگ دهانی (شباهتی با سازدهنی ندارد) و انواع ترومپت (بعضی از این انواع جالب به نوعی ساخته شدهاند که مانند تلسکوپ در هم جمع میشوند) به علاوه سازهای کوبهای متنوعی مثل انواع سنجها، گانگها، طبلها و انواع زنگها با اشکال و اندازههای مختلف.
برای هزاران سال تمامی این آلات موسیقی مورد احترام بوده و تقدیس شدهاند و از نظر مفهوم عرفانی و متافیزیکی دارای اعتبار بودهاند. این سازها زبان اجزای سازندهاشان بودند که این اجزا به نوبه خود روح فصلها یا عناصر طبیعی مانند باد، آتش، آب و خاک و تندر را در ذهن تداعی میکردند. به همین ترتیب رشتههای ابریشمین قانونهای چینی یادآور روح یا عصاره تابستان و آتش بودند در حالی که نیلبکها از بهار و نسیم کوهساران حکایت میکردند.
اما بیش از همه زنگها، سنجها، گانگها، ناقوسهای سنگی و طبلهای چوبی مورد علاقه چینیها بودند. این سازها هر کدام از یک ماده ساخته میشدند و بدین ترتیب از صدایی خاص، کامل، رسا و قدرتی استثنایی برخوردار بودند همچنین میشد این سازها را در گروههایی گردآورد. پس موسیقیدانان چینی قادر بودند آهنگ عرفانی و مرموز این آلات موسیقی را با بعد متافیزیکی گستردهتری که این سازها به گامها و فواصل زیبایی میبخشیدند، ترکیب کنند. در موسیقی سنتی چین ملودی و آهنگساز اغلب از ریتم یا هارمونی اهمیت بیشتری دارند. هرچه صدای یک نت طولانیتر باشد فواصل سکوت میان این نتها طولانیتر و کاملتر و توجهی که به هر کدام مبذول میشود بیشتر خواهد بود و در نتیجه شنونده پیام عمیقتری را دریافت خواهد کرد.
موسیقی درباری
موسیقی در این سطح به مراسم مذهبی معابد و یا به دربار تعلق داشته است. موسیقی درباری (Ya Yueh یا موسیقی آراسته) منعکسکننده تشریفات بیش از حد در امپراطوری و زندگی اشرافی چین بوده است. ضیافتها، مهمانیهای رسمی، جشنها و روز تولد امپراطور و رژههای نظامی، موسیقی خاص خود را داشتهاند. برخلاف سایر کشورها در دربار چین تشریفات موجب محدود شدن تنوع و سبکهای موسیقی نگردیدهاند. تعداد نوازندگان، خوانندگان و رقصندگان این مراسم و نحوه و جایگیری آنها در اتاق یا قصر مانند لباسها و لوازم با سلسله مراتب و زندگی درباری ارتباط مستقیم داشته است.
نوازندگان در چهار جهت اصلی قطبنما در اطراف امپراطور قرار میگرفتند و بدین ترتیب او قادر بوده از یک صدای چهار باندی لذت ببرد.
اشرافزادگان مجاز بودند تنها در سه جهت قطبنما نوازنده داشته باشند در حالی که مقامات عالیرتبه دولتی و دیگر مسئولان دربار باید به گروه کوچکی از نوازندگان و خوانندگان آنهم در یک گوشه اتاق بسنده میکردند.
این تشریفات سخت باعث نمیشد چین دارای جامعه کاملاً بسته و درونگرا باشد. از حدود قرن اول بعد از میلاد، مبلغین مذهبی بودایی به چین رسیدند و موسیقی هند، برمه و سایر قسمتهای آسیا را همراه خود آوردند. در طی چند قرن دنیای اسلام نیز وجودش را اعلام کرد. دربار و جامعه شکیبای چین با خوشحالی این خارجیها را پذیرفتند و از نوازندگان، خوانندگان و رقصندگان سرزمینهای دوری مثل ایران و سمرقند پذیرایی کردند.
اگرچه وسعت سرزمین عظیم چین باعث میشد تا به راحتی نفوذ خارجی را بپذیرد اما قدمت هنر و سنت چین اجازه بروز تغییرات چندانی را نمیداد.
اپرای چینی
اپرای چینی هم مثل اپرای غربی ترکیبی از نمایش و موسیقی است سوای این مورد تاریخ اپرای چین و اپرای غرب نقاط مشترک کمی دارند.
از آنجا که اپرا در واقع معادلی مجازی برای انواع تأثر است برای چینیها همواره مفهوم بسیار گستردهتری را داشته تا برای غربیها. برای قرنها انواع تأثر تفریح اصلی تمام چینیان از امپراطور تا کوچکترین خدمتکارش بوده است.
اپرای درباری بینهایت رسمی و تشریفاتی بوده و دارای متنهای از پیش نوشته شده و موسیقی آهنگینی بوده است. موسیقی این اپراها معمولاً آرام و متین و بر ملودی و سازبندی بسیار دقیقی متکی بوده است. در حقیقت در طول یک برنامه 5 یا 6 ساعته ممکن بود یک نغمه اصلی با واریاسیونهای مختلف اجرا شود.
Kun chu هم نوعی اپرای تشریفاتی و اشرافی بود، که در آن تنها خوانندگان مرد فالستو Falsetto شرکت میکردهاند.
سوای دربار امپراطوری و خانههای اشراف در چین اپراهای محلی متنوعی نیز اجرا میشدهاند. این اپراها نه براساس نام نوازنده و یا شاعری خاص بلکه از لحاظ منطقه و گویش محلیاشان تقسیمبندی میشدهاند. این نوع اپرای محلی به وسیله گروههای سیار و معمولاً هنگام جشنهای مذهبی محلی اجرا میشدند. این گروهها به دستههای شعبدهبار و نمایش اروپای قرون وسطی شباهت داشتند. این گروهها بر بدیههسرایی، کمدی بزن و بکوب و حرکات نمایشی نسبتاً سریع متکی بودند. چیزی که با نام اپرای پکن شناخته شده است، نسبتاً جوان بوده (اواخر قرن 19) و ملغمهای است از انواع سبکهایی که شرح دادیم.
به رغم تمام وقایع سیاسی و اجتماعی در این قرن، اپرای پکن تا به امروز تمامی سنتهای قابل احترام اپرای چینی را رعایت کرده است. اپرای تجربی چین به دو گروه عمده تقسیم میشود: Wen که شامل داستانهای عاشقانه و یا نمایشهای خانگی است و Wu که داستانهای پرماجرای سربازها یا دستجات نظامی است هر دو نوع این اپراها دارای شخصیتها و موقعیتهای بسیار کلیشهای هستند مانند یک زن و مرد مسن، سربازی جوان و شجاع، زنی درستکار و دختری اغواگر. (تا همین سالهای اخیر هم نقش زنان به طور سنتی توسط مردان یا پسران جوان اجرا میشد.) در اپرای پکن دکور صحنه زیاد و باشکوهی به چشم نمیخورد ولی ظاهر بازیگران، چهرهپردازی خاص و حرکات صورت و بدنشان و همچنین ملودیهایی که میخوانند حس مکان و حرکات نمایش را به بیننده القا میکنند. این اجراها غالباً با سازهای کوبهای که همواره در اپرای چینی به کار میرفته همراهند.
ترانههای چینی
در چین همانند اپرا آواز نیز از سنت و سابقه طولانی برخوردار است که قسمت عمدهای از این آوازها توسط خوانندگان دورهگرد اجرا میشد.
یک نوع بسیار پرطرفدار این تفریح «قصههای مفصل» نامیده شدهاند. این آوازها و روایات تاریخی یا افسانههای حماسی بودهاند که به صورت خیلی مفصل و در طول دو تا سه ماه و در اپیزودهای یک تا دو ساعته مثل سریالهای تلویزیونی طولانی حکایت میشدهاند.
البته تصنیفهای عشقی کوتاهتری هم وجود دارند که به آوازهای طبلی معروف شدهاند چرا که معمولاً خواننده طبل یا ساز کوبهای دیگری را هم با صدایش همراه میکند.