احمد زیدآبادی
«بنیامین نتانیاهو» نخستوزیر اسرائیل پیش از دستیابی به قدرت، آنچنان گستاخ و بیپروا شعار داد که اینک همان شعارها گریبان وی را گرفته است. او علنا اعلام میکرد که بر سر بیتالمقدس مذاکره نخواهد کرد. نظامیان اسرائیلی را از الخلیل عقب نخواهد کشید، به سیاست اسکان یهودیان در کرانه باختری و نوار غزه ادامه خواهد داد و از تشکیل کشور مستقل فلسطینی جلوگیری خواهد کرد.
نتانیاهو در عین حال، تحت فشارهای داخلی و خارجی بر تعهد خود به ادامه روند «صلح» خاورمیانه تاکید کرد، بیآنکه روشن سازد که چگونه میتوان سیاستهای توسعهطلبانه را با الزامات روند صلح آشتی داد. این تناقض ماهوی، نتانیاهو را واداشت تا ترکیب غریبی از کابینه خود به نمایش بگذارد به طوری که سه عنصر میانهرو حزب لیکود – دیوید لوی، اسحاق مردخای و دانمریدور – را در راس سه وزارتخانه کلیدی – وزارت خارجه، دفاع و اقتصاد – قرار داد و در همان حال کابینه را از ژنرالهای آدمکش و افراد دیوانهای چون رافائل ایتان، بنیامین بگین و آریل شارون و تنی چند از متعصبان مذهبی انباشته کرد.
چنان سیاستی و چنین کابینهای با گذشت بیش از سه ماه از عمر دولت نتانیاهو، هنوز نتوانسته است، در هیچ جهتی، گام از گام بردارد. به مفهوم دقیقتر دولت راستگرای اسرائیل در طول این مدتف نتوانسته است گامی به سمت نزدیکی با اعراب بردارد و نه حتی توانسته است در جهت تحقق سیاستهای توسعهطلبانه خود اقدامی عملی انجام دهد. در واقع نتانیاهو در رویارویی با شعارهای متناقض خود سرگیجه گرفته است و توان هیچ نوع تصمیمگیری قاطعی را ندارد. وی به خوبی میداند که اگر بخواهد شعارهای انتخاباتی خود را جامه عمل بپوشاند، نه تنها با فشار جامعه بینالمللی و احزاب اپوزیسیون داخلی روبهرو میشود، بلکه با قیام تازهای از سوی فلسطینیان که اینک 30 هزار پلیس مسلح نیز در میان آنان زندگی میکنند، مواجه خواهد شد چنانچه اقدام اخیر تلآویو در حفر تونل در نزدیکی صحن مسجدالاقصی واکنش خشمآلود ساکنان کرانه باختری، نوارغزه و بیتالمقدس شرقی را برانگیخت و این ماجرا گرچه شهدایی در بین فلسطینیها برجا گذاشت، اما سبب انزوای شدید اسرائیل در صحنه سیاسی جهان شد و برای نخستینبار نیز انتفاضه فلسطین توانست تلفات جانی به طرف مقابل تحمیل کند.
اما اگر نتانیاهو بخواهد تحت فشارهای داخلی و خارجی به الزامات «صلح» با فلسطینیان و کشورهای عرب تن در دهد، نه تنها با عصیان ژنرالهای آدمکش کابینه خود روبهرو میشود، بلکه موقعیت خود را نیز در برابر افراطیونی که به وی رای دادهاند و فریفته شعارهای انتخاباتی او شدهاند، از دست خواهد داد. بدین ترتیب باید گفت رفتارهای متناقض نتانیاهو ترجمان تناقض و تضادی است که جامعه اسرائیل را دچار شکاف کرده است و این تناقض به هر حال باید به سود یک طرف و زیان طرف دیگر حل شود و برای حل شدن آن نیز اسرائیل مجبور به پرداخت هزینه گزافی است، هزینهای که جامعه اسرائیل را دستخوش تلاطمهای خطرناکی خواهد کرد.