«جنگ روانی، مهمترین بخش مبارزهی دشمن با ملت ایران است. «1»»
1. انقلاب اسلامی ایران یک انقلاب فرهنگی است. اساس قدرت آن مردم و بنیاد روش آن را «بیان» تشکیل میدهد. مهمترین سلاح این انقلاب «کلمات» است. کلماتی که بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی ایران با آن انقلاب را تبیین میکرد.
2. وقوع انقلاب اسلامی در سالهای پایانی از جهان دو قطبی شرقی و غربی و نظام جهانی دو ابرقدرت ظهور و بروز پیدا کرد. شعار اصلی این انقلاب در تضاد با این تعریف با جمله نه شرقی، نه غربی بوده است.
با نگاه به این دو شاخص در تدوین جایگاه و تعریف از انقلاب اسلامی، از نگاه جامعهشناسی ارتباطات، «جنگ روانی» که عمده سلاح آن نیز «کلمات» است با بهرهگیری از همه تکنولوژی ارتباطی، برای حفظ توازن دو ابر قدرت حاکم در زمان پیروزی انقلاب اسلامی در صدر مقابله و مبارزه با اساس تفکر و فرهنگ دهی و فرهنگ سازی انقلاب اسلامی قرار گرفت.
جنگ روانی از سوی دو قدرت شرق و غرب از مسکو تا واشنگتن با تفاوتهای خاص خود، اما به صورت یک جبهه گسترده علیه انقلاب اسلامی و نظام نوپای جمهوری اسلامی ایران به کار گرفته شد و در سیر عملیاتی خود نشان داد که این جنگ، چیزی نیست، الا تقابل دو سپهر فرهنگی که تا امروز نیز ادامه دارد.
سرمایه اصلی هر فرهنگ یا حرکت ضدفرهنگی نیز، «کلمات» است. در انقلاب اسلامی از طریق سپهر باورها و جهاننگری آن تبیین و معرفی میگردد. نه ابرقدرت شرقی آن زمان یعنی اتحاد جماهیر شوروی سابق و نه ابرقدرت غربی به رهبری آمریکا، هیچگاه پذیرای انقلاب اسلامی ایران نشدند. نه در باورهای کمونیستی و نه در مفاهیم امپریالیستی انطباق مفهومی با معیارهای انقلاب اسلامی ایران پیدا نکردند، علیالخصوص این انقلاب، براساس باورهای دینی ظهور و بروز پیدا کرده بود. نزدیک به یک دهه از آغاز پیروزی انقلاب اسلامی ایران این انقلاب در کانون تقابل و مبارزه با دو جبهه از جنگ روانی، از قدرت حاکم شرق مارکسیست و غرب امپریالیسم قرار داشت. این دو کانون قدرت به گونههای گوناگون از طریق بکارگیری «جنگ روانی» و بسترسازی برای عملیات تا تعریف «کودتا» برای براندازی نظام نوپای جمهوری اسلامی ایران تلاش کردند.
ابرقدرت شرق فرو پاشید و عنوان اتحاد جماهیر شوروی به روسیه تبدیل شد. جهان از تعریف بسته دو ابرقدرت بیرون آمد و در سیر تحولات در دهه پایانی قرن گذشته تا سالهای اخیر، ابتدا جهان تک قطبی به سرکردگی آمریکا نشو و نما کرد و تا امروز که عنوان یکجانبهگرایی در سیاست و مدیریت جهان با محوریت واشنگتن در صدر نقدهای سیاسی قرار دارد و تقسیم قدرت برای اداره جهان از طریق محوریت قدرت فائقه آمریکا موضوع روز است.
آمریکا برای تثبیت همین مفهوم «قدرت فائقه» حرکت میکند و میخواهد لیبرال دمکراسی با تعریف آمریکایی آن از عناوینی همچون «جهانی شدن» تا «نظم نوین» را به جهانیان دیکته کند. جنگ روانی در دوران کنونی در دو جبهه، جبههای براساس جمهوری اسلامی و بر بنیادهای دینباوری، و در مقابل لیبرال دمکراسی آمریکایی مهمترین و اصلیترین مبارزه با ملت ایران و با تودههای مسلمان که بر این ایستادهاند و مقاومت میکنند، به راه افتاده است. رشد آگاهی در جوامع اسلامی و فربه شدن مفهومی استقلال و آزادی در این جوامع به صورت بنیادین به عنوان یک رقیب جدی برای یکجانبهگرایی آمریکا در بسیاری از مناطق جهان و بخصوص در خاورمیانه،. قلب تولید انرژی. درآمده است. در خاورمیانه پدیده شوم رژیم صهیونیستی و تلاش غرب برای سلطه هژمونیک آن بر منطقه، محور عمده دیگر در این تقابل و تضاد و مستمر شدن جنگ روانی شده است.
بر این نگاه تحلیلی، به طور مختصر در این نوشته نگاهی به جایگاه خبرگزاریهای جهان میتوان داشت. خبرگزاریهای بزرگ با نامهای آسوشیتدپرس، یونایتدپرس، رویتر و فرانسه و نیز خبرگزاری تاس (از شوروی سابق) همگی زاییده رقابتهای دوران گذشته و از تعریف جهان دو قطبیاند. در گذشته این پنج خبرگزاری بنابر تحقیقات انجام گرفته نزدیک به 90 درصد اخبار و گزارشها را در جهان پوشش میدادند و عمده خوراک روانی از طریق آنها تهیه میشد. آژانس صهیونیستها بیش از پنجاه سال است که سرمایهگذاریهای مالی تا حد تشکیل کمپانیهای بزرگ خبری و ارتباطی را در انحصار خود گرفتند اکنون تا حدودی این انحصار و چگونگی اطلاعدهی با رشد تکنولوژی ارتباطی و ورود «رایانه» در زندگی عادی مردم، شکسته شده است. سیستمهای اطلاعرسانی از طریق ماهوارهها و دیگر ابزارهای فنی، جهان و جهانیان را بهم آنچنان متصل کرده است که با گذشتهها تفاوت بسیار دارد. جهان امروز، جهان بسته نیست، جنگ روانی نیز در چنین جهانی از روشهای ساده گذشته بیرون آمده و بسیار پیچیدهتر شده است. اما این جمله رهبری معظم انقلاب اسلامی که، «جنگ روانی، مهمترین بخش مبارزه با دشمن با ملت ایران است.» واقعیت غیرقابل انکار است. پیچیدگی آن را باید شناخت و مردم را هرچه بیشتر درباره آن آگاه کرد و در یک جمله، تنها از طریق آگاهی و سیستم اطلاعرسانی باز و صادقانه و تدبیر در مدیریت کلان کشور که موجب تهیه خوراک برای دستاندرکاران جنگ روانی از طریق «واکنشهای» غیرمعقول و شتاب زده و بیبرنامه نباشیم، راه مبارزه با جنگ روانی دشمن است. در آینده باز در این باره برای شما خوانندگان خوب ستون محک مطالبی نوشته خواهد شد. به توفیق الهی، انشاءالله