تاریخ انتشار : ۱۳ آذر ۱۳۸۶ - ۰۹:۴۲  ، 
کد خبر : ۲۱۳۲۵

زمانی برای مذاکره؟‌


 علی‌اکبر عبدالرشیدی
تا سال‌ها بعد از پایان جنگ ویتنام کابوس شکست آمریکا در این کشور کوچک آسیای جنوب شرقی دامن آمریکا را رها نکرد. اصطلاح (سندروم)1 ویتنام به عنوان یک عارضه روانی جامعه آمریکا در بسیاری از متون سیاسی و اجتماعی سه دهه گذشته به کار رفته است. هنوز سینمای آمریکا و ادبیات این کشور مشحون از اشاراتی تلخ به رویدادی است که ابهت آمریکا را درهم شکست. دانشگاه‌های آمریکا و اروپا هنوز مشغول تحقیق در مورد چرائی شکست آمریکا در ویتنام‌اند.
جنگ ویتنام تنها به یک دلیل هم که باشد برای آمریکا شکستی تاریخی است و آن دلیل این که، آمریکا مجبور به ترک خفت‌بار ویتنام و تسلیم در برابر اراده استقلال‌طلبانه ملت ویتنام شد. پس از این شکست بود که واشنگتن حاضر به مذاکره با مقامات ضدآمریکایی ویتنام شد.
امروز ظاهراً سندروم ویتنام دوباره آرامش کاخ سفید را برهم زده است. اما دلمشغولی امروز آمریکا، دیگر ویتنام نیست، بلکه عراق است. امروز آمریکا در عراق است که تجربه شکست تلخ دیگری را مزه مزه می‌کند.
دکتر مادلین آلبرایت، وزیر خارجه اسبق آمریکا، چند روز پیش اعلام کرد که: «بحران عراق بدترین بحرانی است که آمریکا با آن روبرو شده و حتی بدتر از بحران ویتنام.»
آلبرایت برای متقاعد کردن مخاطبان و با کنایه‌ای که ظاهراً خانم کاندولیزا رایس را هدف قرار داده بود، تصریح کرد:‌«من از نسلی از دانشمندان و مجریان امور سیاسی هستم که عادت دارند وجود مشکلات را گوشزد کنند.» 
خانم آلبرایت افزود: ‌‌«درست است که در ویتنام کشته‌هایی بیشتر از عراق بر جا ماند، اما در عراق نتایج ناخواسته‌ای به بار آمده است که اوضاع منطقه خاورمیانه را بسیار پیچیده و دشوار کرده است.»
سخنان خانم آلبرایت اگر برای مردم آمریکا تازگی دارد، برای ساکنان خاورمیانه بدیهی است. مردم آمریکا زیر بمباران تبلیغات رسانه‌ای فرصت باور کردن بحران آمریکا را در عراق نداشته‌اند و باور نکرده بودند که آمریکا در عراق در آستانه اعتراف به شکست است.
بعد از سخنان خانم آلبرایت تظاهرات میلیونی مردم عراق در نجف اشرف اتفاق افتاد که پیام‌های مستقیم و صریح‌تری را به واشنگتن و لندن مخابره کرد و نشان داد که عراق آبستن تحولات مهم دیگری هم شده است.
سؤال مهم این است که آیا آمریکا مایل است آخرین شانس‌های احتمالی خود را در عراق آزمایش کند، یا ترجیح می‌دهد قبل از اعتراف به شکست توصیه‌های بیکر- همیلتون را به کار بندد.
نشانه‌ها حاکیست که بعد از موضعگیری‌ قاطع ایران در مساله 15 ملوان انگلیسی که دریچه تازه‌ای را برای حل مسائل خاومیانه گشود، مقامات آمریکایی برای مذاکره مستقیم با ایران نشانه‌های مشخص‌تری را ابراز کرده‌اند.
«شان مک کورمک»،‌ سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، درست ساعاتی بعد از آزادی ملوانان انگلیسی و کمی قبل از تظاهرات مردم عراق اعلام کرد: «که خانم کاندولیزا رایس وزیر خارجه آمریکا احتمال مذاکره بین آمریکا و ایران را در حاشیه کنفرانس عراق که در اوائل ماه آینده میلادی برگزار خواهد شد مردود نمی‌داند.» البته مقامات آمریکایی تصریح کرده‌اند که این مذاکرات صرفاً در مورد عراق صورت خواهد گرفت.
در عرف سیاسی و دیپلماتیک مرسوم است که وقتی دو وزیر خارجه سر میز مذاکره بنشینند حتی اگر این مذاکره چند دقیقه به طول انجامد و حتی اگر دستور از پیش تعیین شده‌ای داشته باشد، می‌تواند موضوعات دیگر را هم در بر گیرد و اصولاً گاهی، خود مذاکره کردن و سر یک میز نشستن است که اهمیت پیدا می‌کند.
آمریکا امروز در شرایطی است که باید از مواضع قبلی و پیش شرط‌های خود عقب بنشیند.
واشنگتن می‌داند که مذاکره با ایران دروازه حل بسیاری از مشکلات این کشور در منطقه است.
آمریکا امروز اعتراف دارد که مسأله عراق بدون حضور فعال ایران نه تنها حل نخواهد شد، که بعد از خروج آمریکا از عراق و بدون مشارکت ایران در شکل دادن به ساختار امنیتی عراق، مشکلات جامعه عراق برای منافع آمریکا دردسرساز خواهد بود. مقامات آمریکایی می‌دانند که موقعیت سیاسی و اجتماعی ایران روز به روز بهتر از روز قبل است و هیچ گونه اجماعی علیه ایران متضمن تأمین منافعی برای آمریکا نخواهد بود.
خانم آلبرایت این بار به عنوان استاد دیپلماسی دانشگاه جرج تاون 2 اصرار دارد که: « استفاده از انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای حق قانونی ایران است. حمله نظامی پیشدستانه به ایران قرین هیچ موفقیتی نخواهد بود و آمریکا را وارد مناقشه‌ای بزرگ‌تر خواهد کرد و من نگران چنین اتفاقی هستم.»
اگر دولتمردان امروزی آمریکا، که هم از نظر علمی، هم از نظر تجربی و البته از نظر سنی شاگردان آلبرایت به حساب می‌آیند، به سخنان این سلف خود گوش فرا دهند. می‌توان باور کرد که زمانی برای انجام مذاکرات رو در رو فرا رسیده و واشنگتن باید به هر شکل ممکن ایران را به انجام چنین مذاکره‌ای راغب کند.
مقامات ایرانی اینک خوب می‌دانند که مذاکره مستقیم با آمریکا از سر اقتدار و حاکمیت مردم ایران بر سرنوشت خودشان است. این مذاکرات اگر مورد موافقت مقامات ایرانی قرار گیرد، گامی است به جلو؛ چرا که ایران چرخه تولید سوخت هسته‌ای صلاح‌آمیز خود را با موفقیت به انجام رسانده است. ایران زمانی که مذاکره با عراق را برای اجرای قطعنامه 598 شورای امنیت سازمان ملل متحد آغاز کرد، نشان داد که قصدی راستین و حقیقی در تفاهم دارد. مقامات آمریکا هم می‌دانند که اگر مقامات ایران حاضر به نشستن بر سر میز مذاکره با آنها باشند، آن را در چارچوب عزت، منافع و مصلحت‌های ملت و نظام جمهوری اسلامی ایران می‌دانند. آمریکاییان از برخورد ایران با مسأله ملوانان انگلیسی درسی فرا گرفتند که حاکی از تقدیم دیپلماسی و مذاکره بر هر اقدام خصمانه و هیاهوی جنجال‌برانگیز خواهد بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات