نگاهی به عملکرد روسیه در قبال تصویب قطعنامههای شورای امنیت علیه ایران:
حاکمیت فعلی در روسیه علیرغم سعی خود در ارائه و تصویرسازی ظاهری، نظرات نسبتاً متفاوت در رویدادها و مسایل بینالمللی در برابر جریان غرب و آمریکا، در قبال بحث پرونده هستهای جمهوری اسلامی ایران مطرح کرده است. در خصوص موضوع ایران و بحث هستهای مترتب بر آن، منویات درونی دولت پوتین متفاوت از شعارهایی میباشد که پس از روی کار آمدن در طی 7 سال و اندی اخیر عنوان شده است. سیاست حرکت با چراغ خاموش و احتیاط بیش از اندازه، و ترس و واهمه شدید از رویارویی نزدیک و حتی رودررو با آمریکا و غرب، باعث شده تا مجموعه عوامل دست اندرکار در حاکمیت فعلی روسیه در خصوص مقوله هستهای ایران، حرکت متفاوت با جریان آمریکا و غرب را کنار گذاشته و به صورت مستقیم و با گذاشتن پای خود در جای پای آنها حرکت کند. در این راستا به برخی از موضعگیریها و اظهارات مسئولین دست اندرکار روسی در قبال این موضوع به عنوان نمونه اشاره میگردد:
1- ویتالی چورکین سفیر روسیه در سازمان ملل با دفاع از قطعنامه ضد ایرانی گفت که: امید ما این است که سران ایران فرصتی داشته باشند تا به قطعنامه 1747 شورای امنیت که با اجماع تصویب شد توجه کنند و فرصت داشته باشند تا آن را به صورت کامل مطالعه کنند ... جامعه بینالملل از تحولات اخیر ایران ناراحت است. البته صدور تسلیحات از ایران ممنوع است و در مورد فروش سلاح به ایران هم محدودیتهایی گذاشته شده است... اعتماد و احترام مسئلهای دوطرفه میباشد. درست است که ایران نسبت به جامعه بینالملل اعتماد ندارد، جامعه بینالملل هم نسبت به برنامه هستهای ایران و اینکه این برنامه کاملاً بر اساس ان پی تی میباشد، اعتمادی ندارد.
2- ایگور ایوانف دبیر شورای امنیت ملی روسیه، طی سخنرانی در شورای سیاست بینالمللی و دفاعی روسیه، که مجمعی متشکل از مقامات روسی و کارشناسان سیاست خارجی است، اظهار داشت: یک ایران اتمی به صورت مستقیم و غیر مستقیم تهدیدی برای منافع روسیه به شمار میرود... روسیه هر کاری را انجام میدهد تا مطمئن شود این مسئله رخ نخواهد داد. ایران به مدت 18 سال فعالیت اتمی خود را به دور از نظارت سازمان بینالمللی انرژی اتمی دنبال کرده است و ما خواهان آن هستیم که به پرسشهای مطرح شده در این زمینه پاسخ داده شود.
وی که طرف مذاکره کننده روسها با ایران درباره مسئله هستهای است، از تهران خواست که درباره پرسشهای بیپاسخ پیرامون فعالیتهای غنی سازی اورانیوم شفاف سازی کند و اضافه نمود که: اگر پرونده این مسئله بسته شود ایران حق خواهد داشت تا برنامه هستهای صلحآمیز خود را توسعه بخشد. وی همچنین به آمریکا هشدار داده که از مسئله هستهای ایران برای تغییر روش سیاسی ج.ا.ا بهرهبرداری نکند، و اظهار نمود که: ما مخالف آن هستیم که از این مسئله به عنوان ابزار فشار و دخالت در امور داخلی ایران استفاده بشود.
3- روزنامه کامرسانت چاپ مسکو، از هشدار شدید و بیسابقه روسیه به ایران در مورد لزوم پذیرش درخواستهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی خبر داد. این روزنامه به نقل از یک مقام کرملین که نامش را ذکر نکرده است نوشت: یک مقام کرملین از تهران خواست تصمیمات آژانس و جامعه بینالمللی را بپذیرد و در غیر این صورت مسکو از حمایت ایران دست برخواهد داشت.
این منبع با متهم کردن ایران به سوء استفاده از مواضع سازنده روسیه، اعلام کرد: مسکو خود را گرفتار بازیهای ضد آمریکایی با ایران نخواهد کرد. ایران رفتاری انجام نداده تا ما بتوانیم نسبت به قانع سازی همکاران غربی در مورد برنامههای اتمی ایران اقدام کنیم. چنین رفتاری دوام نخواهد داشت و اگر ایران به ابهامات آژانس پاسخ مناسب ندهد باید خود مسئولیت عواقب آن را بپذیرد. ایران دارای بمب هستهای، و یا امکان و ظرفیت ساختن آن، برای ما قابل قبول نیست و ما با آنها بازیهای ضد آمریکایی نخواهیم کرد... روسیه نیز در وضع ناگواری قرار گرفته، نجات ایران از تحریمها، ریسک تیره شدن روابط با آمریکا را بدنبال داشته و از تهران نیز هیچ جبرانی دریافت نشده است. روسیه از این نظر متحمل خساراتی در سیاست خارجی خود شده و حیثیت این کشور خدشه دار میگردد، اما مقامات ایرانی خط خود را همچنان دنبال میکنند. به نوشته این روزنامه این مقام کرملین به ایران پیشنهاد کرده که گزینشی انجام دهد، یا به روسیه در بازی ایرانی با غرب کمک کند و یا اینکه روسیه از این بازی فاصله گرفته و تهران به تنهایی گرفتار آن شود.
4- در این راستا ولادیمیر پوتین رئیس جمهوری روسیه نیز در اظهار نظرهای گوناگون اما با لحنی ملایمتر، با حمایت از قطعنامههای صادره و مصوب در شورای امنیت، ایران را به حرکت در چارچوب آژانس بینالمللی انرژی اتمی و توقف فعالیتهای غنی سازی اورانیوم دعوت نموده است.
5- ویچسلاو نیکونف، رئیس بنیاد سیاست روسیه، نیز از مواضع دولت روسیه در قبال بحث هستهای ایران و مصوبات شورای امنیت حمایت نموده و اظهار داشت که:
اگر تهران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی همکاری نکند هیچ صحبتی نمیتوان از تحویل سوخت به نیروگاه بوشهر به میان آورد... طرح ساخت نیروگاه بوشهر قبلاً برای شرکت روس اتم بسیار مهم بود، چون تنها طرح اجرایی برای آنها بود، ولی اکنون توافقنامههایی در این زمینه و به منظور ساخت نیروگاههای هستهای دیگر با هند و دیگر کشورها منعقد شده است. مسکو از همان ابتدا خواستار حل و فصل سیاسی برنامه هستهای ایران در چارچوب شورای امنیت و همکاری تهران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی بوده و در عین حال بر غیر قابل پذیرش بودن امکان ساخت سلاح هستهای تأکید کرده است.... روسیه قصد ندارد وزن سیاسی خود را در قبال این موضوع در عرصه بینالمللی کاهش دهد، با این حال مسکو مخالف حل نظامی برنامه هستهای ایران است.
- با بررسی موارد فوق و موارد متعدد و بسیار دیگری که در طی این مدت از زبان مسئولین مختلف روسی به صورت رسمی و یا به نقل از آنها در افکار عمومی مطرح و انتشار یافته است، موارد بسیاری به ذهن متبادر میگردد که همگی آنها بیانگر وجود واقعیتهایی غیر قابل انکار به عنوان اعتقاد و باور قلبی و عملی در بین مسئولین حاکم در روسیه میباشد.
- در این راستا نکات مهم و قابل توجهی نیز مطرح و از زوایای مختلف قابل تحلیل و بررسی میباشد، که ذیلاً به برخی از آنها اشاره میگردد:
اول: حرکت محتاطانه و محافظهکارانه، شیوهای بوده که از ابتدا به عنوان یک اصل کلی در دستور کار تیم فعلی حاکم بر مسکو قرار داشته و دارد، یعنی آنها ضمن حرکت آرام و چراغ خاموش سعی دارند در برخی موضوعات مهم بینالمللی به منظور جلوگیری از رویارویی با رقبا، (به اصطلاح) سیاست و حرکت یکی به نعل کوبیدن و یکی به میخ، را پیگیری و دنبال نمایند.
دوم: اینکه روسیه و حاکمیت فعلی در آن، رفتاری را به صورت مستقل و متناسب با نیازهای طرف مقابلاش انجام دهد، تقریباً امری غیر ممکن است و این موضوع ریشه در مشکلات ساختاری حکومتی در روسیه دارد. این مشکلات به ویژه پس از فروپاشی اتحاد شوروی سابق تا به امروز هنوز هم با آنها دست و پنجه نرم میشود، به روسیه این امکان را نمیدهد تا آنها لااقل یک نگاه منفعت حداقلی به این موضوع داشته باشند.
سوم: لحن روسها به خصوص در حول و حوش تصویب قطعنامه 1747 از دیدگاه برخی صاحبنظران در داخل و خارج کشورمان کمی دور از انتظار بنظر میرسید، و سوالاتی را در این مسیر به جا گذاشت. در بررسی موشکافانهتر این موضوع در مییابیم که بدون تردید این بحث مرتبط با فضای آتی ریاست جمهوری در روسیه نیز میباشد. انتخاباتی که پوتین نمیخواهد تا قبل از برگزاری آن، خودش و افراد مرتبط و موافق با خط مشی سیاسیاش را (که وی حداکثر تلاش خود را دارد تا یکی از افراد نزدیک و وابسته به خود در آن به پیروزی برسد) در جبهههای مختلف با آمریکا و غرب درگیر نماید.
چهارم: این اقدام روسها در حرکتشان در جای پا و دنباله روی از غرب و آمریکا، یک بیاعتمادی عمیقی را در کشورمان و اذهان خواص و عوام نسبت به روسها (که از گذشته نیز این بیاعتمادی رسوباتی را داشته است) به راه انداخته و بدان دامن زده است و بدون شک این موضوع بر روند همکاریهای دوجانبه نیز تأثیر خواهد داشت.
پنجم: در حال حاضر برخی از کشورهای جهان، همکاریهای روسیه و ایران را در عرصههای گوناگون دنبال نموده و منتظر این هستند که ببینند نتیجه این همکاریها چه میشود، لذا قطعاً حرکت منفی روسها در این مسیر و همراهی آنها با آمریکا و غرب در این جریان، بر روابط این کشورها با روسها نیز تأثیر خواهد گذاشت. تبعات این موضوع هم در کوتاه مدت و هم در دراز مدت تأثیر در عرصههای دیگر نیز ظاهر میشود و حاصل آن چیزی به جز کسب بیاعتمادی نخواهد بود.
ششم: البته تمامی صحنه سیاسی در روسیه شامل حال این حاکمیت و حکومت فعلی موجود بر مصدر امور نمیباشد، در روسیه تفکرات و جریانات و گرایشات مختلف دیگری هم وجود دارند، در واقع این حاکمیت، نماینده یکی از این تفکرات میباشد.
هفتم: از دیدگاه برخی اندیشمندان، عملکرد روسها تا به امروز بیانگر این مطلب نیز میباشد که تا زمانی که ما در بحث انرژی هستهای مشکلمان با سازمان ملل و آژانس حل نشود، حاکمیت فعلی در روسیه مسئله نیروگاه اتمی بوشهر را به صورت تمام و کمال حل نخواهد کرد و سعی خواهد نمود تا به انحای مختلف موضوع را طولانیتر نماید.
هشتم: چون در روسیه اکثر سیاستمداران و سران قطبهای سیاسی مطرح، بر جریانات اقتصادی موجود در کشورشان اشراف و سیطره دارند، لذا بحثها و موضوعات اقتصادی نیز با مسائل سیاسی گره خورده و عجین گشته است. در این مسیر نتیجه حرکات و اقدامات فعلی روسیه نیز این را به اثبات میرساند که در بحثهای اقتصادی هم، روسها طرفهای مطمئنی نیستند، به ویژه در اجرای پروژههای کلان و ملی در یک کشور.
نهم: حاکمیت فعلی روسیه به منظور توجیه هر چه بیشتر اقدامات خود، به صورت هدفمند و طراحی شده، مواضع خود را در قبال موضوع هستهای کشورمان در سطح وسیعی به افکار عمومی خود کشانده است تا از آن بتواند به نفع مثبتی برای خود در عرصه داخلی نیز (همراه با مسائل بینالمللی) بهرهبرداریهای لازم را بنماید.
نتیجه اینکه:
1- روسیه دارد با کارت ایران در بحث انرژی هستهای در برابر رقبای خود در عرصه بینالملل بازی میکند و ما بایستی نسبت به این مهم بسیار هوشیار و آگاه بوده و هوشمندانه حرکت و اقدام نمائیم و اجازه سوء استفاده را به آنها ندهیم.
2- روسها معتقدند که پرونده هستهای ایران در این مقطع به هر مرحله و سرانجامی که برسد، برای آنها نفع در پی خواهد داشت و آنها کمترین ضرر و زیان را از قبل این موضوع خواهد شد. لذا سیاست کجدار و مریز و غیر منسجمی را در این مسیر در پیش گرفته اند، غافل از اینکه هر گونه تبعات منفی ناشی از این روند بدون تردید گریبانگیر آنها نیز خواهد شد.
3- حمایت روسیه از نظرات غرب و آمریکا در قبال تصویب قطعنامههای اخیر در شورای امنیت سازمان ملل در برابر ج.ا.ا، نشان داد که روسها تنها تفاوتشان با آمریکائیها و غربیها – در عملکرد خود در قبال ایران- افزایش تدریجی فشارهایشان بر علیه ما بوده است.