در گفتگو با مرتضی تمدن نماینده مجلس و عضو گروه دوستی پارلمانی ایران و انگلیس مطرح شد
*در اوایل سال جدید 15 تفنگدار انگلیسی به علت تجاوز به آبهای ایران توسط مرزداران ما دستگیر شدند. نوع برخورد ایران با اسرای انگلیسی تحلیلها و ارزیابیهای مختلفی را در میان صاحبنظران سیاسی و بینالمللی به همراه داشته است. ارزیابی و تحلیل شما در این زمینه چیست؟
** در خصوص این موضوع چند محور قابل توجه است. یکی اینکه ما در این موضوع نمایشی از اقتدار نظام جمهوری اسلامی ایران را مشاهده کردیم. افکار عمومی در دنیا بخصوص در کشورهای توسعه نیافته به این صورت شکل گرفته که فکر میکنند قدرتهایی مثل انگلیس و آمریکا میبایست به روند سلطه و آقایی خود در دنیا ادامه دهند.
حرکتی که جمهوری اسلامی از موضع اقتدار کرد، این پیام را برای افکار عمومی دنیا داشت که اگر یک کشوری بر مبانی و ارزشهای خود محکم بایستد و پافشاری کند میتواند در برابر قدرتهایی همچون انگلیس ایستادگی کند.
جمهوری اسلامی توانست بدون واهمه این متجاوزین را دستگیر کند و بدون دغدغه آنها را چندین روز نگه دارد. ما بلافاصله بازتاب اقتدار ایران را در رسانههای غرب و حتی رسانههای منطقه دیدیم. شبکه الجزیره یک نظرسنجی در این زمینه انجام داده بود.
طبق این نظرسنجی 5/82 درصد از مخاطبان این شبکه اقدام جمهوری اسلامی را ستوده بودند. ارزیابیهای دیگر هم نشان میدهند که افکار عمومی جهان این حرکت ایران را حرکتی از موضع اقتدار و صلابت ارزیابی کردند.
* بعضی از منتقدین معتقدند که این حرکت ایران میتواند زمینهساز ناامنی و درگیری نظامی در منطقه شود آیا ایران واقعا به دنبال رویارویی با قدرتهایی چون انگلیس در منطقه است؟
** واقعیت این است که ایران همواره بر موضع تدافعی خود اصرار داشته و دارد و همیشه در مقام دفاع از خود حرکت کرده و نه در مقام تجاوز و تهاجم به کشوری دیگر، کشوری از آن سوی مرزها به منطقه آمده و کشوری مثل عراق را اشغال کرده و برای ملت عراق مصائب و مشکلات فراوانی را به وجود آورده و حق آنان را برای اداره کشورشان ضایع کرده است. از نظر ما این متجاوز است. حال این کشور که به اندازه کافی محکوم است این اجازه را به خود میدهد که به آبهای کشوری دیگر هم ورود پیدا کند.
در اینجا جمهوری اسلامی نشان داد که در دفاع از خود به هیچوجه مسامحه و تردید نخواهد کرد. ما موضع دفاعی خود را در این قضیه به نمایش گذاشتیم و نه موضع تهاجمی و جنگافروزی را.
*یک بحث دیگری که در اینجا مطرح است نوع رفتار ایران از دید حقوقبشری با اسرای انگلیسی است به نظر شما رفتار ایران با این اسرا در روزهای اسارت چه پیامی را در برداشت؟
**رفتار ایران با نظامیان انگلیسی به هیچ عنوان قابل مقایسه با رفتار آنان با اسرای جنگی نیست. حتی رفتار آنان با افراد عادی هم به دور از حقوق انسانی و حقوق بشری است چه برسد به رفتار آنان با اسرای جنگی، شما رفتار اینها را در فرودگاههای لندن و آمریکا با شهروندان ایرانی ببینید. شما برخورد اینها را با دانشمندان و ورزشکاران و حتی هنرمندان ما ببینید. اینها با افرادی که از جایگاه بالای اجتماعی برخوردارند، اینگونه رفتار میکنند حال شما ببینید که رفتارشان با اسرای جنگی چگونه خواهد بود؟
اما جمهوری اسلامی با نیروهای متجاوز به حریمش به گونهای برخورد کرد که کاملا انسانی و مطابق تمام اصول حقوق بشر بود. اینکه گفته میشود از اینها تحت فشارهای روحی و روانی اعتراف گرفته شده دروغ است. اگر چنین موضوعی واقعیت داشت آنها مدتها از آن به عنوات یک موضوع برای مانور تبلیغاتی و تضعیف ایران بهره میبردند. آنها نتوانستند از این دروغ بهرهبرداری کنند چرا که موضوع خیلی شفاف و روشن بود، اما شمار فتار اینها را با اسرای عراقی، افغانستانی، فلسطینی و لبنانی ببینید. کدام رفتار آنان مطابق اصول اولیه حقوق بشری است. رفتار اینها با دیپلماتهای ربورده شده ایرانی در عراق را ببینید.
آنها به ما اجازه ملاقات با این دیپلماتها را نمیدهند و نمیگذارند که ما از حال آنان با خبر شویم. دنیا هم به این واقعیت پی برده است. انگلیسیها پرونده سیاهی در حافظه ملت ما دارند. حتی در حوادث اخیر که درکشور ما رخ داد جای پای انگلیسیها مشاهده شده است. انگلیسیها بدترین مواضع را علیه ما در شورای امنیت گرفتند. در ناامنیهای اخیر کشور از جمله انفجارهای خوزستان که به شهادت بسیاری از هموطنان ما منجر شد دخالت داشتند. ما همه خیانتهایی که انگلیسیها در طول صد سال اخیر علیه ملت ما کردهاند با این وجود ما اجازه نداریم که عواطف و احساسات ما بر قواعد و ضوابط انسانی و حقوقی بشر سایه اندازد. ما طبق قوانین بینالمللی با این اسرا رفتار کردیم.
* البته انگلیسیها سعی کردند که واقعیت را معکوس جلوه دهند ما حتی پس از اینکه این نظامیان به انگلیس برگشتند شاهد یک مصاحبه ساختگی از سوی بلر بودیم. به نظر میرسد که آنها به دنبال القا این موضوع بودند که اعترافات سربازان انگلیسی تحت فشار ایران صورت گرفته است. آیا این حرکت بلر چیزی را تغییر خواهد داد؟
** جی. بی.اسها به عنوان ابزارهای فنی کاملاً این موضوع را تائید میکردند که آنها به آبهای ما تجاوز کردهاند. ما اگر اعترافات آنها را هم به کناری بگذاریم، جی.پی.اسها به ما می گویند که این تجاوز صورت گرفته است.
* حتی انگلیسیها این موضوع را هم عنوان کردند که سپاه ایران با تخصصی که دارد جی.پی.اسها را دستکاری کرده است.
** حتی اگر به جی.پی.اسهای ایران هم توجهی نکنیم، جی.پی.اسهای افسران عراقی نشان داده است که تجاوز صورت گرفته است. انگلیس با استفاده از قدرت تبلیغاتی که دارند سعی میکردند به شیوههای مختلف و با ایجاد جنگ روانی، جوسازی و جنگ تبلیغاتی قضایا را به نفع خود تمام کنند اما در این قضیه کاملاً شکست خوردند. خود آنها و حامیانشان هم به این شکست اعتراف کردند و ایران را برنده این بازی معرفی کردهاند.
*یک شبهه دیگری که در خصوص آزادی نظامیان انگلیسی مطرح شده تعیین ضربالاجل برای ایران از سوی انگلیس است. آیا واقعا ایران تحت فشارهای انگلیس و حامیانش این اسرا را آزاد کرد؟
** ما در اوج اقتدار اقدام به آزادی و عفو نظامیان انگلیس کردیم. در عرف دیپلماسی و بینالمللی دادن ضربالاجل ضابطه دارد. یعنی رسما و کتبا این ضربالاجل توسط مسئولین یک کشور به کشور دیگر اعلام میشود. از پشت رادیو و تلویزیونها ضربالاجل تعیین کردن به هیچ عنوان ملاک نخواهد بود.
هیچ ضربالاجل رسمی از سوی مقامات انگلیسی و از سوی هیچ منبع رسمی به ایران اعلام نشد، ضمن اینکه وقتی ما توانستیم چندین روز اینها را نگه داریم، دیگر ضربالاجل چه معنایی میتواند داشته باشد. ما حتی دیدیم که انگلیس و حامیانش با استفاده از ابزار شورای امنیت سازمان ملل علیه اقدام ایران بیانیه صادر کردند و از ایران خواستند که هر چه زودتر این اسرا را آزاد کنیم اما دیدیم که حتی پس از این بیانیه هیچ خللی در اراده مسئولین به وجود نیامد. اگر قرار بود که ایران زیر فشارهای بینالمللی اینها را آزاد کند میبایست پس از بیانیه شورای امنیت این کار را انجام میداد. ما دیدیم که جمهوری اسامی بدون تأثیرپذیری از قدرتهای جهانی تا زمانی که صلاح دید این اسرا را نگه دارد، نگه داشت و زمانی که تشخیص داد که اینها باید آزاد شوند آنها را آزاد کرد.
در اینجا یک نکته قابل توجه است و آن اینکه آنچه در روزنامهها و رسانههای دولتی این کشورها منعکس میشود حرف ملتهای آنها نیست. شما رفتار خانوادههای این ملوانان را ببینید. آنها دیدند که ایران چگونه با فرزندان آنها برخورد کرد و از این بابت بسیار خوشحال و شگفتزده بودند. این رفتار با رفتار دولتمردان انگلیس کاملاً متفاوت است. از دید جمهوری اسلامی ملتها مورد احترام هستند و حساب آنها از دولتهایشان جداست. ملت انگلیس برای ما محترم هستند. اما دولت انگلیس که به نظر ما رفیق استراتژیک آمریکاست، همواره به عنوان عامل فشار بر ایران از ابتدای انقلاب عمل کرده است. ما برای ملت انگلیس این پیام را دادیم که ما با ملتها هیچ خصومتی نداریم بلکه بحث ما دولتهایی هستند که به نظر ما در رفتارشان بیانگر آرای عمومی ملتهایشان نیست شما در سالروز اشغال عراق دیدید که مردم نقاط مختلف دنیا چه کردند.
آنها نشان دادند که با خوی تجاوزگری دولتهایشان مخالفند و این را به شیوههای مختلف اعلام کردهاند. به هر حال خروجی این اتفاق بیانگر این موضوع بود که جمهوری اسلامی با قدرت و اقتدار نسبت به هر تجاوزی اقدام می کند و هیچ تردیدی در برخورد با این تهدیدات به خود راه نمیدهد. ضمن اینکه اگر ما لازم میدیدیم این امکان را داشتیم که آنها را در دادگاه با حضور ناظران بینالمللی محاکمه کنیم. طبق قوانین بینالمللی ما حق محاکمه آنها را داشتیم.
* طبق قوانین بینالملی کشوری که یک کشوری را اشغال میکند باید نسبت به تعهدات کشور اشغال شده نسبت به سایر کشورها پایبند باشد. همچنین ایران میتوانست نسبت به این تجاوز در سازمان ملل اعلام شکایت کند. به نظر شما چرا این اتفاق روی نداد. آیا علت خاصی داشت؟
** در اینجا دو موضوع مطرح است. اول اینکه پس از مخدوش شدن قرارداد ایران و عراق در زمان صدام، مقدای خط تالوگ مبهم مانده است. ما از دستگاه دیپلماسی کشور تقاضا میکنیم که با دولت جدید عراق این ابهام را برطرف کند. اگر چه پاره کردن آن قرارداد توسط صدام به معنای لغو قرار داد نیست اما هنوز این موضوع در ابهام مانده است. ما از دستگاه دیپلماسی میخواهیم برای اینکه اتمام حجتی صورت بگیرد نسبت به رفع این ابهام اقدام کند.
اگر جی.بی.اسها نبودند اثبات این موضوع که انگلیسیها در آبهای ما بودند، مشکل میشد. نکته دوم که به نظر ما ضروری میرسد این است که ما باید با مقامات عراقی وارد مذاکره شویم تا وظیفه حفظ اروند رود به خود عراقیها واگذا شود و به شکلی کنترل و ساماندهی ترددها، بازرسی ها و ... به دست خود عراقیها بیفتد. ما با خود عراقیها مشکل چندانی در این زمینه نداریم. اگر ما در اروند رود در معرض نیروهای عراقی باشیم، مشکل چندانی از لحاظ اختلاف مرزی نخواهیم داشت. ما ارتش انگلیس را متجاوز میدانیم و نمیتوانیم عملکردشان را در اروند رود مشروع بدانیم.
* انتقاد دیگری که به جمهوری اسلامی نسبت به دستگیری نظامیان انگلیسی میشد این بود که ایران با این کار خود را در جامعه بینالملل منزوی کرد و باعث شد که انگلیس روابطش را در عرصه اقتصادی به حالت تعلیق درآوردو در عرصه سیاسی نیز کدورتها شدت یابد. به نظر این حرکت تا چه اندازه بر روابط اقتصادی ایران و انگلیس تاثیر گذاشت؟
** ما هر گاه در دنیا از موضع قدرت رفتار کردیم، جریانات اقتصادی نیز به نفع ما چرخش پیدا کرده است و هر وقت از نقطه ضعف صحبت کردهایم نه در جریانات اقتصادی سودی بردهایم و نه در جریانات سیاسی. به هر حال وقتی که دنیا به قدرت اقتدار ما اذعان کند، اطمینان داشته باشید که این موضوع روی مباحث اقتصادی نیز سایه خواهد انداخت. این قدرت و اقتدار باعث حرکت سرمایهها به سمت کشور میشود.
برعکس اگر ما در موضع ضعف قرار بگیریم در تعاملات اقتصادی نیز زیان خواهیم دید زیرا کسی که میخواهد با شما مراوده اقتصادی داشته باشد به قدرت شما در حفظ و حراست از کشور نگاه میکند. به نظر من حرکت ایران در این قضیه در بعد اقتصادی نیز مفید بود. امروز جهان میداند که ایران کشوری دارای توان قدرت و اقتدای برای دفاع از موجودیت خود است.
نکته دیگر اینکه آنهایی که میگویند این کار باعث تعلیق روابط اقتصادی ایران و انگلیس شده از این بایت ضرر خواهیم دید، نگاهی به کارنامه اقتصادی ما با انگلیس بیندازند. همواره وزنه مراودات اقتصادی از لحاظ سود به نفع انگلیس بوده است. لذا این انگلیس است که از تعلیق روابط ضرر میبیند و نه ایران. همچنین از آنجایی که انگلیس متحد استراتژیک آمیکاست بر اثر تحریمهای آمریکاییها علیه ایران رابطه اقتصادی چندانی با ایران نداشته است.
رابطه اقتصادی ما با انگلیس از طریق شرکتهای واسطه صورت میگرفته است و رابطه مستقیم چندانی با آنها نداشتهایم و لذا نگرانی چندانی از قطع روابط اقتصادی نداریم و درخصوص روابط سیایس نیز ما شاهد بودهایم و هستیم که آنها از ابتدای انقلاب تا به امروز بدترین و سختترین موضعگیریها را علیه ما در مجامع بینالمللی داشتهاند. من معتقدم ما در روابط اقتصادی و سیاسی با انگلیس نفعی نداشتهایم که بخواهیم با دستگیری متجاوزین انگلیسی از دست بدهیم.