بحران امنیت در عراق طی روزهای اخیر گستردهتر شده است. وقوع انفجارهای کربلا و بغداد و نیز حمله انتحاری که در پارلمان عراق رخ داد نشان دهند ناتوانی کاخ سفید در ایجاد امنیت در عراق است. البته آنچه به صورت هم زمان در ایالات متحده آمریکا رخ میدهد را به راحتی میتوان با حوادث عراق مرتبط ساخت:
بوش پسر درگیری گستردهای را با دموکراتهای مخالف خود آغاز کرده است. رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا در این برهه زمانی حساس سعی دارد بودجه بیشتری را در راستای ادامه ماجراجوییهای خود در عراق جذب نماید. این در حالیست که امسال حضور دموکراتها در راس معادلات کنگره و سنای آمریکا، بوش پسر را با دردسر مواجه کرده است. از این رو میان هریرید رئیس مجلس سنای آمریکا و بوش پسر اختلافات عمیقی بوجود آمده است. نانسی پلوسی نیز در فاصله یک سال باقیمانده تا برگزاری انتخابات ریاستجمهوری سال 2008 ایالات متحده آمریکا از سوی دموکراتها وظیفه دارد تا مخالفت خود را سیاستهای جنگطلبانه بوش علنی سازد. در چنین شرایطی وجود آرامی و امنیت در عراق برای بوش پسر مطلوب نیست. نومحافظهکاران افراطی در فضای جدید بوجود آمده در عراق سعی دارند تا بر دامنه و وسعت ناامنیها در عراق بیافزایند تا به این طریق نظر مساعد نمایندگان کنگره و سنا را در خصوص تصویب بودجه بیشتر برای ادامه اشغال جلب نمایند.
آنچه از زوایهای دیگر قابل تامل است تقابل سیاستهای کلان و میانی کاخ سفید با کلیت عراق پایدار است. جمهوریخواهان افراطی نسبت به عراق نگاهی کاملاً ابزارگرایانه دارند. بر این اساس دغدغه امنیت در اذهان و افکار اشغالگران جایی ندارد. ماموریت سربازهای آمریکایی در عراق نیز هدایت تاکتیکهای کاخسفید به سوی نقاط ترسیم شده است. در این بین ممکن است "امنیت" در عراق در مقاطعی برای بوش و همراهانش حکم برگ برنده را داشته باشد و درمقاطع دیگر «ناامنی » و ایجاد آن به هدف یونیورسالیستهای کاخ سفید تبدیل شود.
فرمول کهنه کاخ سفید و انگلستان
پس از این که نخستین موشک آمریکا در اوایل ماه مارس 2۰03 به خاک عراق شلیک شد استراتژیستهای ایالات متحده آمریکا و انگلستان تصمیم گرفتند تا با ایجاد درگیریهای فرقهای و مذهبی در عراق زمینه و بستر توجیه حضور خود در عراق را فراهم نمایند. بر این اساس جرج بوش و تونی بلر تلاش کردند تا با حمایت کامل از شبکههای افراطی در عراق به این هدف شوم خود دست یابند. این در حالیست که هوشیاری مقامات کشورمان موجب زمینگیر شدن لندن و واشنگتن شده است.
اخیراً "نوری المالکی"نخست وزیر عراق با رد وجود هر گونه اختلاف مذهبی بین شیعیان و اهل سنت این کشور، فاش کرده است: بیگانگان تلاش میکنند با ایجاد اختلاف مذهبی و نزاع طایفهای در عراق، آتش جنگ مذهبی را در این کشور برافروزند.
وی در گفتگو با شبکه تلویزیونی "العربیه"، افزود: در زمان حاضر میان طوایف و عشایر عراق از جمله شیعیان و سنیها روابط نزدیکی وجود دارد و آنها همواره در کنار یکدیگر همزیستی مسالمتآمیزی داشته و دارند.
المالکی در عین حال گفت: برنامه و طرحی سیاسی درصدد تحریک و برانگیختن موضوع اختلافات طایفهای و مذهبی در عراق است.
به گفته وی، اختلافات طایفهای را صدام، دیکتاتور سابق، در عراق دامن میزد ولی این موضوع همان زمان از سوی مردم کشور رد شده بود زیرا این مساله جنبه سیاسی داشت و مذهبی نبود، به بیان دیگر اختلاف بین شیعه و سنی نبود بلکه صدام تلاش داشت جریانی را علیه شیعیان به راه اندازد. موضوع اختلاف طایفهای در عراق، یک موضوع سیاسی است و در گذشته ناشی از خواست نظام سیاسی در کشور بود ولی درحال حاضر ناشی از برنامه قدرتهای سیاسی داخلی و خارجی است. هر چند که تأثیرپذیری آن از داخل نسبت به خارج کمتر بوده است.
نخست وزیر عراق افزود: من اطمینان دارم که نیروهای سیاسی داخلی، مخالف اختلاف طایفهای در کشور هستند و خواهان همزیستی با یکدیگرند ولی برخی سیاستها از خارج درصدد تحریک احساسات در این زمینه است.
آنچه بوش از کنگره میخواهد
جرج بوش" رئیس جمهوری آمریکا اخیرا بار دیگر از کنگره خواسته است لایحهی اضطراری مربوط به بودجه جنگهای عراق و افغانستان را تصویب کند.
بوش در سخنرانی رادیویی خود با اذعان به اختلاف نظر موجود میان دموکراتها و جمهوریخواهان بر سر مساله عراق، افزود که با این حال نظامیان آمریکایی نباید در بحبوحه این اختلاف نظرات گرفتار شوند.
بوش ادامه داد که کنگره باید لایحه یاد شده که بودجه مربوطه را بدون تعیین چارچوب زمانی برای خروج نظامیان آمریکایی تامین میکند، تصویب کند.
بوش بارها تهدید کرده بود که لوایح مورد نظر مجلس نمایندگان و سنا در مورد هزینههای جنگ را که ماه گذشته میلادی تصویب شد و حاوی ضربالاجلهایی برای خروج نیروهای آمریکایی از عراق هستند، وتو خواهد کرد.
با این حال، این نخستین بار در چند هفته گذشته بود که وی چنین تهدیدی را مطرح نکرد.
لایحه و تغییرات مورد نظر مجلس سنا اختصاص 122 میلیارد دلار برای جنگ عراق و افغانستان را امکانپذیر و در عین حال تصریح میکند که نظامیان آمریکایی باید تا 31 مارس 2008 از عراق خارج شوند.
لایحه مصوب 124 میلیارد دلاری مجلس نمایندگان نیز 31 اوت 2008 را به عنوان ضربالاجل تعیین میکند. در چنین شرایطی بوش سعی دارد تا ضمن ضمانت هدایت زنجیرهای تازه از ناآرامیها در عراق نظر مساعد کنگره را نسبت به درخواست خود جلب نماید. این درحالیست که نباید نسبت به اثر معکوس رخدادهای عراق در جبهه جمهوریخواهان آمریکا غافل ماند. وقوع حوادث اخیر در عراق موجب شده است که مطالبه عمومی ملت عراق در خصوص اخراج اشغالگران از کشورشان شدت بیشتری به خود گیرد. از سوی دیگر شهروندان آمریکایی نیز نسبت به عدم توانایی جمهوریخواهان در اداره و کنترل عراق اطمینان پیدا کردهاند. این مساله پاشنهآشیل جمهوریخواهان در انتخابات سال 2008 میلادی محسوب میشود.
باتلاق عراق گستردهتر میشود
میان شدیدتر شدن بحران امنیت در عراق و گستردهتر شدن باتلاق عراق رابطهای مستقیم وجود دارد. هم اکنون شاهد هستیم که به دنبال لجاجتهای بوش و همراهانش باتلاق عراق گستردهتر شده است. رئیسجمهوری آمریکا تصور میکند که با ایجاد جوی ناامن در عراق خواهد توانست در مقابل دموکراتهای مخالف خود برگ برندهای داشته باشد. حال آنکه واقعیتهای جاری در عمق مناسبات عراق چنین تصوری را به خودی خود ابطال مینمایاند.